نقد فیلم «داستان یک دختر»؛ روایتی تلخ از بلوغ جنسی در فرانسه دهه ۱۹۵۰

- جودیت گودرِش در دومین تجربه کارگردانی خود با اقتباس از رمان «داستان یک دختر» نوشته آنی ارنو، روایتی تلخ و بیپرده از تجربه جنسی، آسیب و مناسبات جنسیتی در فرانسه دهه ۱۹۵۰ ارائه میدهد؛ فیلمی که با بازی قدرتمند تِس بارتلمی، حقیقتهای دردناکی را درباره خشونتهایی آشکار میکند که گاهی قربانی تا سالها بعد قادر به تشخیص ماهیت واقعی آنها نیست.
چارسو پرس: شباهت میان جودیت گودرِش و دخترش، تِس بارتلمی که نقش اصلی دومین فیلم بلند مادرش، «داستان یک دختر»، را نیز با درخششی چشمگیر بازی میکند ــ برای کسانی که با نقشآفرینی گودرِش در نوجوانی و در فیلم «افسونزداییشده» ساخته ژاک دویون در سال ۱۹۹۰ آشنا هستند، معنایی بسیار قدرتمند خواهد داشت.
تماشای بارتلمی با آن چهره معصوم و چشمهای درشت در این اقتباس مطمئن از رمان همنام آنی ارنو، ناگزیر مخاطب را به مقایسه میان این داستان تلخ درباره نخستین تجربههای جنسی و زندگی شخصی خود گودرِش میرساند؛ بهویژه اتهامهای سوءاستفاده جنسی که او علیه دویون و همچنین کارگردان دیگری به نام بنوا ژاکو مطرح کرده و جایگاه امروزیاش بهعنوان یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنبش «من هم» در فرانسه.
اقتباس آنی ارنو و تبدیل یک تجربه شخصی به روایتی جمعی
اما همسو با نگاه ارنو، که در آن روایتهای بسیار شخصی و اولشخص، گسترهای جمعی و عامدانه جهانشمول پیدا میکنند، «داستان یک دختر» فقط پژواکی دردناک از سالهای نوجوانی گودرِش نیست؛ بلکه تأملی تأثیرگذار و گاهی آزاردهنده درباره مناسبات جنسیتی است که خشونت علیه زنان را عادی جلوه میدهند.
بهویژه خشونتهایی که تشخیص ماهیتشان گاهی تا مدتها پس از وارد شدن آسیب امکانپذیر نیست.
فیلم با روایت صوتیای آغاز و تمام میشود که مستقیماً از رمان ارنو گرفته شده و والری درویل در نقش نسخه هفتادساله نویسنده آن را بیان میکند.
اما بخش اصلی داستان، زندگی آنی هفدهساله با بازی بارتلمی را در تابستان سال ۱۹۵۸ دنبال میکند.
آنی دختری ساده و محافظتشده است؛ عینکهایی با شیشههای ضخیم دارد و عاشق شیرینی است. او رؤیاپردازی است که میخواهد از محدودیتهای کاتولیکی زندگی در شهر کوچک خود فرار کند و «آدمهای خودش را پیدا کند».
انتظار دارد این اتفاق در ماههای تابستانی دور از خانه رخ دهد؛ زمانی که برای نخستین بار بهعنوان کارآموز مربی اردو فعالیت میکند.
اما شور و اشتیاق او خیلی زود با خصومت دیگر مربیان روبهرو میشود: دخترانی بدجنس با دامنهای چهارخانه و رژ لب و پسرانی که حتی بیرحمتر هستند و ذهنشان، خب، بیشتر درگیر اندام جنسیشان است.
نخستین رابطه آنی و آغاز آسیب
رهبر این جمع، پسری بلوند و چهارشانه با حالوهوای مارلون براندو به نام «اچ» با بازی ویکتور بونل است؛ پسری که طبق پیشبینی، با توجه به علاقه همیشگیاش به «دختر جدید» هر تابستان، این بار هم آنی را انتخاب میکند.
آنی هیجانزده است، اما انتظار ندارد که رابطه به این سرعت به برهنه شدن او منجر شود؛ آن هم در سکانسی ناراحتکننده، صریح و تقریباً بدون کلام که این دو را از مهمانیای در غار به تخت دونفرهای در خوابگاه مشترک آنی میرساند.
در نخستین تجربه جنسی آنی هیچ چیز رمانتیکی وجود ندارد، اما او نسبت به بدرفتاریای که با خودش میشود نابینا است؛ یا دستکم خودش را قانع کرده که این بخشی از فرایند طبیعی بزرگ شدن است.
جایگاه «داستان یک دختر» در میان آثار اقتباسی از آنی ارنو
«داستان یک دختر» به مجموعهای از آثار سینمایی و نمایشی میپیوندد که در سالهای اخیر با الهام از آثار ارنو ساخته شدهاند.
از جمله آنها میتوان به «شور ساده» ساخته دانیل اربید در سال ۲۰۲۰، اقتباس تحسینشده نمایشی از «سالها» که در سال ۲۰۲۲ روی صحنه رفت و مستند خانگی «سالهای سوپر ۸» در همان سال اشاره کرد؛ اثری که فیلمنامه آن را ارنو نوشته و پسرش، داوید ارنو-بریو، کارگردانی کرده است.
اما موفقترین اقتباس از آثار برنده نوبل ادبیات تا امروز، بدون شک «رویداد» ساخته اودری دیوان است که در سال ۲۰۲۱ جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را دریافت کرد.
آن فیلم روایتی به سبک واقعگرایی مستندگونه از یک دانشجوی دانشگاه بود که در فرانسه دهه ۱۹۶۰ برای سقط جنین غیرقانونی تلاش میکند؛ اتفاقاتی که در خط زمانی زندگی ارنو، همانطور که در کتابهایش ترسیم شده، چند سال پس از وقایع «داستان یک دختر» رخ میدهند.
تِس بارتلمی؛ از معصومیت تا فروپاشی روانی
آنیِ بارتلمی ممکن است از شخصیت آن، با بازی آناماریا وارتولومئی در «رویداد»، جوانتر باشد، اما دوره زمانیای که فیلم گودرِش پوشش میدهد، فرصت مشابهی برای نمایش تواناییهای بازیگری در اختیار این بازیگر جوان قرار میدهد.
بارتلمی به شکلی چشمگیر از دختری ساده و کمی دستوپاچلفتی اما تیزهوش، شبیه تیلور دیردن در «پیت»، به شخصیتی آسیبدیده و گرفتار توهم تبدیل میشود؛ شخصیتی که برق جنونآمیزی در چشمانش یادآور وینونا رایدر جوان است.
فیلمبردار، یواخیم فیلیپ، دوربینش را نزدیک چهره آنی نگه میدارد و مهمانیهای همراه با مستی و روابط عاشقانهای را که ظاهراً هر شب اتفاق میافتند، تقریباً از زاویه دید خود او ثبت میکند.
حرکت آهسته و نورهای نئونی هنگام گرگومیش در ابتدا حالوهوایی رمانتیک به این صحنهها میدهند، اما این زیبایی بهتدریج ماهیتی فریبنده و شوم پیدا میکند.
یکی از تصاویر تکرارشونده فیلم، زشتی و آسیبزایی رابطهای را که آنی با اچ دارد، برجسته میکند؛ رابطهای که شاید در ظاهر رضایتمندانه به نظر برسد: یک لامپ آویزان و لرزان که از زاویه دید آنی دیده میشود؛ زمانی که او از زیر بدن اچ به بالا نگاه میکند.
در همین حال، فیلمنامه گودرِش تصویری پیچیده و ظریف از فروپاشی روانی آنی ارائه میدهد.
او نهتنها قربانی فشار گروهی است، بلکه بهنوعی با خیالپردازیهایی که درباره تعلق داشتن و عشق در ذهن دختران جوان ساخته شده، شستوشوی ذهنی میشود و به سمت آسیب زدن به خودش سوق پیدا میکند.
خشونت، عشق و خیال تعلق داشتن
گودرِش عمیقاً به رفتارهای خودآزارگرانهای میپردازد که در روابط دگرجنسگرایانه نسل ارنو بسیار رایج بودهاند.
رویکرد چندلایه و همدلانه او نسبت به این احساسات پیچیده، بزرگترین امتیاز فیلم است.
با این حال، برخی عناصر داستان بهخوبی پرداخت نشدهاند.
پرستاری با بازی گوسلاژی مالاندا، بازیگر «سن اومر» و «هیولا»، بهعنوان شخصیتی احتمالی برای ایفای نقش یک راهنما و حامی معرفی میشود، اما بعد بهتدریج از داستان کنار میرود و حضورش تأثیر چندانی بر روایت ندارد.
آنی که مربیان محبوب و خونسرد اردو او را یک دختر روستایی و ساده میدانند، با دختر دیگری که او نیز در حاشیه قرار گرفته دوست میشود؛ دختری مو قرمز با بازی مایوِن بارتلمی که فیلم او را بهعنوان یک همجنسگرا معرفی میکند و او نیز به شکلی نسبتاً عجولانه به پسزمینه داستان رانده میشود.
پایانبندی؛ نوری که کمی دیر به داستان میرسد
پایانبندی فیلم کمی شعاری و خودستایشگرانه است.
فیلم وقایع اصلی داستان را در چارچوب مسیر حرفهای ارنو و بیداریهای فمینیستی قرن بعد قرار میدهد؛ تصمیمی که بیش از اندازه کش پیدا میکند و صادقانه بگوییم، تا حدی اجباری به نظر میرسد.
با این حال، پس از آنکه فیلم آنی را تا این اندازه عمیق وارد سنگرهای روانی و تاریک تجربهاش کرده، اشاره به نوری در انتهای این تونل نیز خوشایند است.
آنی نهتنها داستان خودش را تعریف میکند، بلکه زنده میماند تا از آن تجربه درس بگیرد.
جمعبندی نقد فیلم «داستان یک دختر»
«داستان یک دختر» اثری درباره یک تجربه شخصی است که از مرز زندگی یک دختر فراتر میرود و به تصویری گستردهتر از مناسبات قدرت، جنسیت، خشونت و خیالپردازیهای فرهنگی درباره عشق تبدیل میشود.
جودیت گودرِش در دومین تجربه کارگردانی خود، بهجای آنکه صرفاً گذشته را بازسازی کند، نشان میدهد چگونه رفتارهایی که در لحظه ممکن است برای یک دختر نوجوان عادی یا حتی رمانتیک به نظر برسند، بعدها میتوانند به شکل تجربهای آسیبزا و دردناک بازخوانی شوند.
بزرگترین نقطه قوت فیلم، بازی تِس بارتلمی است که مسیر دشوار شخصیت آنی را از معصومیت و هیجان نوجوانانه تا آسیب و سردرگمی روانی با ظرافت طی میکند.
در نهایت، «داستان یک دختر» روایتی تلخ اما مهم درباره تجربهای است که قربانی آن در ابتدا حتی ممکن است نداند قربانی چه چیزی شده است؛ و همین تأخیر میان وقوع خشونت و شناخت حقیقت آن، یکی از دردناکترین جنبههای فیلم را شکل میدهد.
اطلاعات فیلم «داستان یک دختر»
• نام فیلم: داستان یک دختر (A Girl’s Story)
• سال تولید: ۲۰۲۶
• ژانر: درام، بلوغ، اجتماعی
• کارگردان: جودیت گودرِش
• نویسنده: جودیت گودرِش، با اقتباس از رمان آنی ارنو
• بازیگران: تِس بارتلمی، والری درویل، ویکتور بونل، گوسلاژی مالاندا، مایوِن بارتلمی
• فیلمبردار: یواخیم فیلیپ
• منبع اقتباس: رمان «داستان یک دختر» نوشته آنی ارنو
• زبان: فرانسوی
سوالات متداول درباره فیلم «داستان یک دختر»
فیلم «داستان یک دختر» درباره چیست؟
فیلم داستان آنی، دختر هفدهسالهای در فرانسه سال ۱۹۵۸ را روایت میکند که در نخستین تجربههای عاطفی و جنسی خود با روابط قدرت، فشار اجتماعی و خشونتی روبهرو میشود که در ابتدا قادر به تشخیص ماهیت آن نیست.
بازیگر نقش آنی در فیلم «داستان یک دختر» کیست؟
تِس بارتلمی نقش آنی هفدهساله را بازی میکند و یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، بازی او در نمایش تغییرات روانی شخصیت است.
کارگردان فیلم «داستان یک دختر» کیست؟
جودیت گودرِش کارگردانی و فیلمنامه این اثر را بر عهده داشته است.
فیلم «داستان یک دختر» از روی چه اثری ساخته شده است؟
این فیلم اقتباسی از رمان «داستان یک دختر» نوشته آنی ارنو، نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات، است.
ژانر فیلم «داستان یک دختر» چیست؟
این اثر در ژانر درام اجتماعی و بلوغ قرار میگیرد و موضوعاتی مانند تجربه نوجوانی، روابط جنسیتی، خشونت جنسی و پیامدهای روانی آن را بررسی میکند.
آیا فیلم «داستان یک دختر» ارزش دیدن دارد؟
بله، بهویژه برای مخاطبانی که به درامهای اجتماعی و شخصیتمحور علاقه دارند. بازی تِس بارتلمی و نگاه ظریف گودرِش به خشونت و مناسبات جنسیتی، از مهمترین دلایل ارزش تماشای فیلم هستند.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم
امتیاز تحریریه به این فیلم










