نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «الیزینور»؛ بازیگری که هنگام مرگ با ایدز «هملت» را بازی کرد

خلاصه نوشته
  • لید: «الیزینور» داستان ایان چارلسون، ستاره «ارابه‌های آتش»، را روایت می‌کند؛ بازیگری که در اوج بیماری ایدز، فرصت بازی در نقش هملت را به انتخابی برای زندگی، هنر و ایستادگی در برابر مرگ تبدیل کرد.

چارسو پرس: فیلمی تماشایی برای مخاطبان سینمای هنری که نشان می‌دهد یک بازیگر چگونه فرصت بازی در نقش هملت را به تأکیدی بر زندگی در مواجهه با مرگ تبدیل کرد.

آغاز «الیزینور»؛ هملت و خروج دنیل دی-لوئیس

«الیزینور» که نامش را از قلعه هملت گرفته، با اجرای همین نمایشنامه در تئاتر ملی لندن آغاز می‌شود؛ اما ما نمایش را از زاویه دید تکنسین‌های پشت صحنه می‌بینیم؛ آدم‌هایی که ظاهراً حوصله‌شان سر رفته و با سرگرمی اجرای روی صحنه را دنبال می‌کنند.

اما وقتی بازیگر سالخورده‌ای که نقش روح پدر هملت را بازی می‌کند مدام دیالوگ‌هایش را فراموش می‌کند، همه‌چیز به‌هم می‌ریزد. از سوی دیگر، بازیگر نقش هملت آن‌قدر عصبانی می‌شود که در میانه اجرا صحنه را ترک می‌کند.

سال ۱۹۸۹ است و آن بازیگر جوان و خشمگین، دنیل دی-لوئیس است.

ترک صحنه توسط او، که دیگر هرگز به آن اجرا بازنگشت، نخستین حرکت مشهور زندگی حرفه‌ای‌اش بود که می‌شد گفت واقعاً… افراطی است.

در ابتدا با خودمان فکر می‌کنیم: آیا قرار است با یک فیلم زندگی‌نامه‌ای عجیب درباره تئاتر روبه‌رو شویم که دنیل دی-لوئیس جوان هم در آن حضور دارد؟

بله و نه.

فیلم درباره او نیست. «الیزینور» درباره بازیگر بریتانیایی دیگری است که زمانی چهره‌ای سرشناس، جذاب و معتبر به شمار می‌رفت: ایان چارلسون با بازی اندرو اسکات؛ یکی از دو ستاره فیلم «ارابه‌های آتش» که هشت سال پیش از وقایع فیلم اکران شده بود.

چارلسون در «ارابه‌های آتش» نقش اریک لیدل، مسیحی متعصب و مؤمن اسکاتلندی را بازی کرده بود؛ دونده‌ای که مسابقات المپیک را برای جلال خداوند می‌دوید.

«ارابه‌های آتش» برنده اسکار بهترین فیلم شد و همین موفقیت، چارلسون را با چهره‌ای بلوند، جذاب، انگلیسی‌مآب و کمی خشک و جدی، به‌طور کامل وارد نقشه سینما کرد.

اما همان‌طور که «الیزینور» آغاز می‌شود، می‌بینیم که او از آن زمان تلاش کرده جایگاه خود را حفظ کند.

ایان چارلسون؛ ستاره‌ای که دیگر ستاره نیست

حقیقت تلخ این است که چارلسون در ۳۹سالگی دیگر ستاره سابق نیست.

فعالیت او در هالیوود آن‌طور که انتظار می‌رفت پیش نرفته و هر جا می‌رود، مردم او را از «ارابه‌های آتش» به یاد می‌آورند؛ فیلمی که حالا این خاطره برای او به نوعی نشان ننگ تبدیل شده است و در خود فیلم نیز بارها به موضوعی برای شوخی بدل می‌شود.

چون چیزی که بیش از هر چیز دیگری از «ارابه‌های آتش» در ذهن مردم مانده، موسیقی عاشقانه و پرطنین ونگلیس است.

در یکی از صحنه‌ها، چارلسون سوار تاکسی می‌شود و راننده برایش همان موسیقی را می‌خواند.

البته اشتباه نمی‌کنند. «ارابه‌های آتش» فیلم بدی نبود، اما اگر موسیقی آن را از فیلم حذف کنید، چیزی باقی می‌ماند که بیشتر شبیه یک درام ورزشی تاریخی و خشک با حال‌وهوای مجموعه‌های تلویزیونی کلاسیک بریتانیاست؛ فیلمی که دقیقاً هم نمی‌توان آن را نمونه‌ای مشهور از انتخابی قدرتمند برای اسکار بهترین فیلم دانست.

چارلسون زمانی یک ستاره محبوب و جذاب بود، اما حالا با موهای دو رنگ و روشن‌شده ــ شبیه جورج مایکل یا شاید حتی دنیل دی-لوئیس در «لندریِ زیبا» ــ و رفتاری ظریف و کمی خجالتی، بازیگری همجنس‌گراست که تلاش می‌کند خودش را با نقش‌هایی که به او پیشنهاد می‌شوند وفق دهد؛ نقش‌هایی که بیشتر در فیلم‌های درجه‌دو و عامه‌پسند ژانری قرار دارند.

زندگی خصوصی ایان؛ میان آزادی و پنهان‌کاری

آیا او همجنس‌گرایی خود را پنهان می‌کند؟

نه دقیقاً.

او در لندن، در کافه‌ها، میخانه‌ها و دیسکوها، زندگی‌ای پرتحرک و آزاد دارد. اما آن را جار نمی‌زند، چون می‌داند این موضوع می‌تواند از نظر حرفه‌ای به او آسیب بزند.

او همچنان تلاش می‌کند تصویری «دگرجنس‌گرا» از خود در جهانی عمدتاً دگرجنس‌گرا در صنعت سرگرمی حفظ کند.

در ابتدای فعالیت حرفه‌ای‌اش، او در فیلم «جوبیلی» محصول ۱۹۷۸ با کارگردان ساختارشکن و همجنس‌گرای سینما، درک جارمن، همکاری کرده بود؛ جارمن در «الیزینور» با بازی خشن و پرتنش دیوید داوسون ظاهر می‌شود و از چارلسون عصبانی است، چون او این فیلم را از رزومه حرفه‌ای خود حذف کرده است.

اما چرا باید درباره ایان چارلسون فیلم زندگی‌نامه‌ای ببینیم؟

تشخیص HIV و مواجهه با مرگ

دلیلش این است که چارلسون در سال ۱۹۸۹ کاری خارق‌العاده انجام داد.

همان‌طور که «الیزینور» خیلی زود به ما می‌گوید، پزشکان تشخیص داده‌اند که او به HIV مبتلاست؛ بیماری‌ای که تا آن زمان هنوز در بدن او به مرحله کامل ایدز نرسیده بود.

او حاضر نیست داروی AZT مصرف کند. از نظر او، این دارو چیزی شبیه یک داروی شیمی‌درمانی قدیمی و ناکارآمد است که فایده‌ای ندارد.

چارلسون هر روز بدنش را با یک آینه دستی بررسی می‌کند تا مطمئن شود نشانه‌ای از ضایعات سارکوم کاپوسی روی بدنش ظاهر نشده است.

تا اینکه یک روز، وقتی روی صندلی گریم نشسته و خود را برای رفتن سر صحنه یک فیلم آماده می‌کند، چیزی می‌بیند:

لکه‌ای کوچک و ارغوانی‌رنگ روی شقیقه سمت راستش.

او تصور می‌کند این لکه حکم مرگ اوست.

اما سرنوشت نقشه دیگری دارد.

هملت؛ نقش یک عمر

پس از آنکه دنیل دی-لوئیس از اجرای «هملت» کنار می‌رود، ریچارد ایر، کارگردان نمایش، به دنبال جایگزینی برای اوست و می‌خواهد ایان را انتخاب کند.

چارلسون پیش از این یک بار نقش شاهزاده دانمارک را بازی کرده بود؛ در سال ۱۹۷۴، زمانی که تنها ۲۵ سال داشت و به اعتراف خودش برای این نقش بیش از حد جوان بود.

اما حالا آماده است.

این می‌تواند نقش یک عمر باشد.

اما آیا او می‌تواند در حالی که در حال مرگ است، هملت را بازی کند؟

این موضوع را عمداً به همین صراحت بیان می‌کنم، چون ایدز کامل در سال ۱۹۸۹ حکم مرگ بود و «الیزینور» یکی از معدود فیلم‌های سال‌های اخیر است که ما را به آن دوران تراژیک و وهم‌آلود بازمی‌گرداند.

اما از آنجا که امروز در جایگاه بسیار متفاوتی قرار داریم و درد سوزاننده آن دوران ــ و رسوایی بی‌تفاوتی دولت‌ها ــ حالا بخشی از تاریخ ماست، «الیزینور» قصد ندارد مانند «همراه همیشگی» یک درام خام و بی‌پرده درباره ایدز باشد.

با این حال، فیلم‌نامه استیون برزفورد و کارگردانی سایمون استون، دقیقاً به همان اندازه این موضوع را در قلب و ذهن خود دارد.

ایدز، هویت و هنر

«الیزینور» درباره شوک و آسیب روانی همه‌گیری ایدز است.

درباره فرهنگ بازیگران همجنس‌گرایی است که نه از سر شرم، بلکه برای بقا، احساس می‌کردند مجبورند هویت خود را پنهان کنند.

درباره شور و انرژی خارق‌العاده‌ای است که برای اجرای دشوارترین و عمیق‌ترین نمایشنامه‌های شکسپیر لازم است.

و درباره این است که همه این مسائل چگونه در وجود آرام اما قهرمانانه ایان چارلسون به یکدیگر پیوند می‌خورند.

او درست در لحظه‌ای که باید بیش از همیشه مراقب سلامت خود باشد و نباید با پذیرفتن سخت‌ترین نقش تئاتری ممکن، بدنش را بیشتر تحت فشار قرار دهد، تصمیم می‌گیرد نقش را قبول کند.

نقشی با ۴۱۶۷ خط دیالوگ که هر شب در برابر حدود ۱۱۰۰ تماشاگر، روی صحنه مقدس الیویه در تئاتر ملی لندن اجرا می‌شود.

او تصمیم می‌گیرد هملت را بازی کند.

چرا؟

چون این نقش، فرصت یک عمر است.

اما چیزی فراتر از آن وجود دارد.

او این نقش را انتخاب می‌کند تا زندگی کند.

او زندگی تئاتر را در درخشان‌ترین و سوزان‌ترین شکل ممکن در آغوش می‌گیرد تا شاید از مرگ دور بماند.

و شاید در عین حال می‌خواهد مرگ را نیز در آغوش بگیرد؛ چون «هملت» بیش از هر چیز، نمایشی درباره مرگ است.

اندرو اسکات؛ چهره‌ای میان زندگی و مرگ

اندرو اسکات که شباهت قابل‌توجهی به ایان چارلسون دارد، بازی‌ای حیرت‌انگیز، چندلایه و عمیقاً تأثیرگذار ارائه می‌دهد.

ایانِ او مردی است که عاشق زندگی است؛ زندگی یک چهره مشهور بریتانیایی، زندگی یک ماجراجوی جنسی و زندگی بازیگری که آن‌قدر استعداد و جاه‌طلبی دارد که خودش را هنرمند می‌داند.

در عین حال، او هرگز از نوعی خودمسخره‌گری تلخ و تأسف‌آمیز جدا نمی‌شود.

اما سایه ایدز همچون شمشیر داموکلس بالای سر او آویزان است.

وقتی ضایعات بیماری روی بدنش ظاهر می‌شوند، به‌خوبی احساس می‌کنیم که آگاهی از بیماری چگونه حال‌وهوای او را تغییر می‌دهد؛ چگونه سرزندگی طبیعی او تلاش می‌کند با یأس و ناامیدی‌ای که بر وجودش سایه انداخته، مبارزه کند.

او همزمان ویران‌شده، وحشت‌زده، درگیر و الهام‌گرفته است.

این نبرد در مطب مارگارت جانسون، پزشک او با بازی اولیویا کلمن، جریان دارد.

دکتر جانسون از زمانه خود جلوتر است، روش‌های درمان ایدز را به‌سرعت دنبال می‌کند و باور دارد می‌تواند زندگی ایان را طولانی‌تر کند.

اما به دستورهای پزشکی بسیار پایبند است و آخرین چیزی که در دنیا فکر می‌کند ایان باید انجام دهد، بازی کردن نقش هملت است.

نبرد میان پزشک و بازیگر

این یک اختلاف نظر ساده و بامزه نیست.

دکتر جانسون تلاش می‌کند جان ایان را نجات دهد و او در پاسخ می‌گوید:

«به جهنم! برایم مهم نیست.»

قدرت لطیف و در عین حال عمیق «الیزینور» در این است که بازی اندرو اسکات ما را مستقیماً وارد ذهن و وضعیت روحی ایان می‌کند؛ مردی که باور دارد باقی‌مانده زندگی‌اش باید معنایی داشته باشد و بازی کردن هملت می‌تواند این معنا را به او بدهد.

اولیویا کلمن با موهای قرمز مایل به قهوه‌ای و ظاهری آشفته، رقیبی جذاب و دقیق برای او می‌سازد؛ رقیبی که البته در نهایت کاملاً طرف ایان است.

اما چیزی که بیش از همه تأثیر می‌گذارد، دشمنی‌ای است که میان ایان و درک جارمن ــ که خود او نیز به ایدز مبتلاست ــ به نوعی همدلی و همراهی دشوار و به‌دست‌آمده تبدیل می‌شود.

چون رابطه این دو در اصل درباره موقعیتی ناممکن است که هر دو تلاش می‌کنند از میان آن عبور کنند:

چگونه می‌توان با پذیرفتن خود واقعی‌مان، به هنرمان وفادار بمانیم؛ حتی زمانی که زیر فشار سنگین و خردکننده تبعیض قرار داریم؟

هملت در برابر مرگ

تا پایان «الیزینور»، ایان چارلسون این کار را انجام داده است.

او از نقش هملت استفاده کرده تا در چشمان مرگ نگاه کند و روح خود را روی صحنه عریان و آشکار سازد.

«الیزینور» از بسیاری جهات با حال‌وهوای یک فیلم هنریِ عامه‌پسند ساخته شده است؛ فیلمی که می‌خواهد مخاطب خاص سینمای هنری را هم با خود همراه کند و در عین حال به احساسی فراگیر برسد.

رسیدن به چنین تعادلی امروز دشوارتر از چند دهه قبل است.

اما اندرو اسکات این سفر را به تجربه‌ای ماندگار تبدیل می‌کند.

اطلاعات فیلم Elsinore

نام فارسی: الیزینور
نام اصلی: Elsinore
کارگردان: سایمون استون
فیلمنامه: استیون برزفورد
بازیگران: اندرو اسکات، اولیویا کلمن، جانی فلین، بیلی پایپر، لوک تامپسون، دیوید داوسون، مونیکا دولان، پیتر مولن و دیگران
محصول: بریتانیا
سال تولید: ۲۰۲۶
مدت: ۱۰۴ دقیقه
ژانر: درام، زندگی‌نامه‌ای
زبان: انگلیسی
موضوع: زندگی ایان چارلسون، بازیگر «ارابه‌های آتش»، و تصمیم او برای بازی در نقش هملت در تئاتر ملی لندن در حالی که با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کند.
مبنای داستان: زندگی واقعی ایان چارلسون و اجرای تاریخی او در نقش هملت در سال ۱۹۸۹.


سوالات متداول

فیلم «الیزینور» درباره چیست؟

فیلم داستان ایان چارلسون، بازیگر اسکاتلندی و ستاره «ارابه‌های آتش» را روایت می‌کند که در سال ۱۹۸۹، در حالی که به بیماری ایدز مبتلاست، پس از کناره‌گیری دنیل دی-لوئیس نقش هملت را در تئاتر ملی لندن می‌پذیرد.

ایان چارلسون چه کسی بود؟

ایان چارلسون بازیگر اسکاتلندی بود که بیش از همه برای بازی در نقش اریک لیدل در فیلم برنده اسکار «ارابه‌های آتش» شناخته می‌شد. او در سال ۱۹۹۰ بر اثر بیماری‌های مرتبط با ایدز درگذشت.

چرا ایان چارلسون بازی در «هملت» را پذیرفت؟

فیلم نشان می‌دهد که چارلسون بازی در هملت را فقط یک فرصت حرفه‌ای نمی‌دانست؛ برای او این نقش راهی بود تا در مواجهه با بیماری و مرگ، زندگی و هنر را با تمام توان تجربه کند.

اندرو اسکات در «الیزینور» چه نقشی دارد؟

اندرو اسکات نقش ایان چارلسون را بازی می‌کند و همزمان اجرای او در نقش هملت و مبارزه شخصی‌اش با بیماری را به تصویر می‌کشد.

آیا «الیزینور» بر اساس داستان واقعی ساخته شده است؟

بله. فیلم بر اساس زندگی واقعی ایان چارلسون و دوره‌ای از زندگی او ساخته شده که در سال ۱۹۸۹ درگیر بیماری ایدز بود و نقش هملت را در تئاتر ملی لندن اجرا کرد.

آیا «الیزینور» در جشنواره‌های مهم سال ۲۰۲۶ حضور داشته است؟

بله. فیلم نمایش جهانی خود را در تلوراید داشت، در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد و فیلم افتتاحیه جشنواره فیلم لندن ۲۰۲۶ نیز است.

امتیاز تحریریه

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این فیلم

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
نسرین پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا