
چارسو پرس: با شتاب گرفتن تولید محتوا به کمک هوش مصنوعی و سیل پایانناپذیر فیلمها و سریالها، مرز عجیب و مبهم میان فیلمهای پرفروش واقعی و محصولات قلابی با سرعتی فزاینده در حال از بین رفتن است.
ده سال پیش، یا حتی پنج سال پیش، فیلمی مانند «میدی» (Mayday) در سینماها اکران میشد، تماشاگران را تحت تأثیر قرار میداد و بعد به جمع فیلمهای نهچندان مهم اما سرگرمکنندهای میپیوست که هر زمان شبکههایی مانند TNT آنها را پخش میکردند، ارزش تماشای دوباره داشتند.
امروز اما فیلم در اپل تیوی در جایگاه شماره یک قرار گرفته، ولی احتمالاً تا پایان آخر هفته نخست نمایش، به دست فراموشی سپرده خواهد شد.
و این واقعاً حیف است، چون فیلم در حقیقت اثر خوبی است.

رایان رینولدز در نقش خلبانی گرفتار در روسیه
رایان رینولدز در نقش تروی کلی، خلبان نیروی دریایی آمریکا، بازی میکند؛ مردی که پس از سرنگون شدن هواپیمای جاسوسیاش بر فراز روسیه، در روزهای پایانی جنگ سرد توسط یک مأمور سابق کاگب بازنشسته نجات پیدا میکند؛ شخصیتی با بازی کنت برانا.
«میدی» چهارمین فیلمی است که جان فرانسیس دیلی و جاناتان گلدشتاین بهطور مشترک کارگردانی کردهاند و اثری هوشمندانه، خلاقانه و خوشساخت در ژانر کمدی اکشن است.
نبود اکران سینمایی، این فیلم را تا حدی محکوم میکند که در نهایت به انبوه محصولات استریمینگ فراموششدنی اضافه شود؛ آن هم در حالی که نوع فیلمسازی و شخصیت بصری اثر نشان میدهد باید روی بزرگترین پرده ممکن دیده شود.
تروی کلی؛ قهرمانی شبیه ماوریک اما متفاوت
رینولدز در نقش تروی کلی، شخصیتی را بازی میکند که تا حد زیادی بر اساس الگوی پیت «ماوریک» میچل، شخصیت تام کروز در «تاپ گان»، ساخته شده، اما با گرایشی نوعدوستانهتر.
وقتی تروی قوانین را زیر پا میگذارد، هدفش کمک به خلبان دیگری است تا بتواند هواپیمایش را با ایمنی روی ناو هواپیمابری که از آنجا اعزام شدهاند، فرود بیاورد.
همین شخصیتپردازی بعدها به کمک او میآید؛ زمانی که هنگام هدایت یک هواپیمای جاسوسی بر فراز روسیه سرنگون میشود و به دست نیکلای اوستینوف، مأمور سابق کاگب که بازنشسته شده، میافتد.
نیکلای شیفته آمریکاست و حتی در کلبه روستایی و سادهاش، پوستری از «تاپ گان» روی دیوار دارد.
فرار از کاگب و معامله برای پناهندگی
تروی که بیش از ۳۲۰۰ کیلومتر با نزدیکترین مرز بینالمللی فاصله دارد، خیلی زود متوجه میشود که شانس چندانی برای نجاتش وجود ندارد؛ بهویژه با حضور مأمور جنگطلب کاگب، الکساندر ولکوف، که در پی دستگیری اوست.
در نتیجه، نیکلای قول میدهد تروی را به محلی امن برساند؛ اما در ازای آن، از آمریکا برای خودش و دختر جداافتادهاش، آنا، با بازی ماریا باکالووا، درخواست پناهندگی میکند.
مشکل اینجاست که تروی بخشی از یک مأموریت مخفی بوده است. بنابراین حتی اینکه مقامهای آمریکایی اصل وجود او را به رسمیت بشناسند نیز کار سادهای نیست، چه رسد به اینکه برای نجاتش وارد عمل شوند.
اما با نزدیک شدن ولکوف و ارتش واقعیِ زیردستانش، تروی مجبور میشود با نیکلای یک شراکت شکننده شکل دهد؛ شراکتی با این امید که پیش از دستگیر یا کشته شدن، خود را به کنسولگری آمریکا در مسکو برسانند.

اکشنی که برای پرده بزرگ ساخته شده است
با وجود تعداد زیادی از نماهایی که فیلمبرداری عملی آنها به معنای واقعی کلمه غیرممکن به نظر میرسد ــ برای مثال نمایی که دوربین از زیر چرخهای یک هواپیمای جاسوسی SR-71 Blackbird هنگام حرکت روی زمین عبور میکند ــ چشمگیرترین ویژگی «میدی» این است که فیلم تا چه اندازه سینمایی به نظر میرسد.
اگر فیلمی با بازی تام کروز در میان نباشد، بعید به نظر میرسد یک پروژه سینمایی بتواند مثلاً یک هواپیمای جاسوسی از رده خارجشده را در اختیار بگیرد و اجازه دهد رایان رینولدز جلوی دوربین با آن پرواز کند.
با این حال، نبردهای هوایی و مانورهای هواپیماها بهشدت باورپذیر از کار درآمدهاند.
علاوه بر این، دیلی و گلدشتاین با همکاری فیلمبردار بری پترسون ــ که فیلم قبلی آنها، «دانجنز اند درگنز: افتخار در میان دزدان» را نیز فیلمبرداری کرده بود ــ اکشن فیلم را نه فقط هیجانانگیز، بلکه زیبا ساختهاند.
هواپیماها هنگام ترسیم مسیر خود در چشماندازهای خیرهکننده، وزن و حضور جوی و فیزیکی قابلتوجهی دارند.
سیاست ساده فیلم؛ فراتر از روابط آمریکا و روسیه
از نظر سیاسی، فیلم شکاف میان آمریکا و روسیه را تقریباً به پیچیدگی همان کلیشه کلاسیک فیلمهای اکشن میبیند: «آنقدرها هم با هم فرق نداریم.»
درسهایی که فیلم میخواهد ارائه کند نیز بیشتر درباره همدلی و قضاوت نکردن آدمها از روی ظاهرشان است تا روابط بینالملل در دهه ۱۹۸۰.
این رویکرد به نفع دو بازیگر اصلی تمام شده است.
رینولدز مجبور میشود غریزه طبیعی خود برای شوخی و طعنهپرانی را تا حدی مهار کند، در حالی که برانا نیز لهجههای خشن و اغراقآمیزی را که در نقش الیگارشهای روس در «Jack Ryan: Shadow Recruit» و «Tenet» به کار برده بود، کنار میگذارد.
رایان رینولدز؛ نسخهای متفاوت از قهرمان «تاپ گان»
رینولدز در نقش تروی، همان ظاهر مرتب، جذاب و ورزشکاری را دارد که میتوانست متعلق به یکی از مدلهای بروس وبر باشد؛ مدلهایی که تونی اسکات برای ساخت «تاپ گان» از آنها الهام گرفته بود.
تروی به خلبانان همکار خود وفادار است و به پدرش هارولد، کهنهسرباز مبتلا به سرطان با بازی دیوید مورس، نیز وابستگی عاطفی عمیقی دارد.
به بیان دیگر، او نقطه مقابل شخصیت ددپول رینولدز است؛ هم در شیوه بیان و هم در خلقوخو.
در سوی دیگر، کنت برانا ۶۵ ساله ظاهراً مصمم است تواناییهای خود را در رقابت با همکاران جوانترش به رخ بکشد. او تا جایی که بدلکارش اجازه میدهد، در مجموعهای از صحنههای مبارزه حضور پیدا میکند؛ صحنههایی که خلاقیت هماهنگکنندگان بدلکاری معاصر را نشان میدهند و در پایان، تقریباً همه دشمنان را زخمی و ناتوان روی زمین باقی میگذارند.
بازیگران مکمل
مارچین دوروچینسکی موفق میشود مأمور خشن کاگب را به شخصیتی باهوشتر و پیچیدهتر از یک کلیشه فیلمهای دهه ۱۹۸۰ تبدیل کند.
ماریا باکالووا نیز بار دیگر نشان میدهد حتی در یک نقش کوچک هم میتواند کنترل پرده را در دست بگیرد.
اما گذار فیلم از نسخهای جنگ سردی از «بدبختی» (Misery) ــ که در آن برانا نقش طرفدار دوآتشه ارتش آمریکا و رینولدز شیفته ناخواسته اوست ــ به نسخهای پرهزینهتر از «استرایپس» (Stripes)، با یک کامیون حمل موشک ۴۰ تنی که در خیابانهای مسکو به حرکت درمیآید، به شکل شگفتآوری روان و طبیعی انجام میشود.
دیلی و گلدشتاین غریزه بسیار خوبی برای تشخیص زمان بزرگ کردن مقیاس صحنه و همچنین زمان خودداری از این کار دارند.
با وجود تمام جلوههای انفجاری و آتشبازیهای صحنههای مختلف، یکی از بهترین سکانسهای فیلم در یک اتاق شراب میگذرد؛ جایی که یک مقام روس، خانوادهاش به شکلی غیرمنتظره از راه میرسند و معشوقه او نیز به همان اندازه تروی و نیکلای تمایلی ندارد که دیده شود.

موسیقی؛ تزئین براق یک فیلم فراموشنشدنی
همانطور که اغلب در پروژههای اپل تیوی اتفاق میافتد، موسیقی متن فیلم مملو از ترانههای بسیار محبوبی است که شاید پیش از این در فیلمی نشنیده باشید؛ از جمله تقریباً نیمی از آلبوم «Born in the U.S.A.» اثر بروس اسپرینگستین.
اما همه اینها بیشتر شبیه ویترین براق فیلمی است که اگرچه بعید است چهره سینما را آنگونه که میشناسیم تغییر دهد، اما شایسته نیست به یک گزینه دیگر برای «همین حالا تماشا کنید» تبدیل شود که در کتابخانه عظیم یک سرویس استریمینگ به فراموشی سپرده میشود.
«میدی» به اندازه هر یک از فیلمهای پرفروش فعلی روی پرده سینما سرگرمکننده است.
اینکه آن را نسخهای امروزی از «تاپ گان» بدانیم، در واقع تعریف و تمجید از فیلم است، چون بهخوبی نیازهای مخاطبان اصلی آن فیلم را برآورده میکند: یک کمدی رفاقتی، یک فیلم جادهای و یک ماجراجویی بینالمللی، با قلبی بسیار پررنگتر از آنچه انتظار میرود.
«میدی» «ماوریک» نیست، اما مسیر شخصی و بهیادماندنی خودش را پیدا میکند.
اطلاعات فیلم Mayday
نام فیلم: میدی
عنوان اصلی: Mayday
کارگردانان: جان فرانسیس دیلی و جاناتان گلدشتاین
بازیگران: رایان رینولدز، کنت برانا، ماریا باکالووا، مارچین دوروچینسکی، دیوید مورس
کشور: آمریکا
ژانر: کمدی، اکشن، ماجراجویی
موضوع: جنگ سرد، جاسوسی، خلبانان نظامی، آمریکا و روسیه
پلتفرم: Apple TV
سوالات متداول
فیلم «میدی» درباره چیست؟
«میدی» یک کمدی اکشن با پسزمینه جنگ سرد است که داستان خلبان نیروی دریایی آمریکا را روایت میکند که پس از سرنگون شدن هواپیمای جاسوسیاش در روسیه، با یک مأمور سابق کاگب همراه میشود تا خود را به محل امن برساند.
رایان رینولدز در «میدی» چه نقشی دارد؟
رینولدز نقش تروی کلی، خلبان آمریکایی، را بازی میکند که پس از سقوط هواپیمایش در روسیه گرفتار میشود.
کنت برانا چه نقشی دارد؟
برانا در نقش نیکلای اوستینوف، مأمور سابق کاگب، ظاهر میشود؛ مردی که شیفته آمریکاست و در ازای کمک به تروی برای فرار، از آمریکا درخواست پناهندگی میکند.
آیا «میدی» یک فیلم جنگی است؟
فیلم در بستر روزهای پایانی جنگ سرد و تقابل آمریکا و شوروی سابق روایت میشود، اما در درجه نخست یک کمدی اکشن و ماجراجویی جاسوسی است.
آیا «میدی» در سینما اکران شده است؟
این فیلم مستقیماً در Apple TV عرضه شده و نقد حاضر نیز یکی از نکات منفی آن را محروم ماندن از اکران سینمایی میداند.
«میدی» چه ارتباطی با «تاپ گان» دارد؟
شخصیت تروی تا حدی از الگوی پیت «ماوریک» میچل الهام گرفته و فیلم نیز از نظر فضای خلبانی، اکشن هوایی و قهرمانپردازی، به «تاپ گان» شباهتهایی دارد؛ با این تفاوت که تروی شخصیتی نوعدوستتر است.










