نقد فیلم «Wild Horse Nine»؛ جان مالکوویچ و سم راکول در بهترین ترکیب مارتین مکدونا

- مارتین مکدونا در «وایلد هورس ناین» دو مأمور سالخورده سیا را در آستانه کودتای شیلی به جزیره ایستر میفرستد؛ کمدی تلخ و مالیخولیاییای که جان مالکوویچ و سم راکول با بازی دو نفره درخشان خود، به آن جان میدهند.
چارسو پرس: فیلمنامههای مارتین مکدونا اغلب مثل شروع یک جوک آغاز میشوند. دو ایرلندی در یک پاب با هم آشنا میشوند؛ یک جلاد و یک غریبه در یک پاب با هم برخورد میکنند؛ دو آدمکش برای تعطیلات به بلژیک میروند؛ مردی به دنبال دست چپ گمشدهاش میگردد؛ زنی سه بیلبورد میخرد. مکدونا جوک خوب را دوست دارد و فیلمها و نمایشنامههایش پر از آنها هستند. اما فیلمنامههایش در مجموع پیش از رسیدن به punchline یا همان ضربه نهایی جوک، مسیرشان را عوض میکنند و تلخ میشوند. فیلمهای او، بهویژه، اغلب بسیار بامزهاند، اما معمولاً باعث نمیشوند در پایان با خنده از سالن بیرون بیایید.
این اتفاق بار دیگر در «Wild Horse Nine» رخ میدهد؛ فیلمی که با یک شروع شوخیوار آغاز میشود، گویی چند طرح داستانی مارتین مکدونا تقریباً تصادفی کنار هم چیده شدهاند دو مأمور سیا برای تعطیلات به جزیره ایستر میروند و سرانجام با چیزی شبیه گرهی کوچک در گلو تمام میشود.

این ترفند هوشمندانه و تلخوشیرین در نویسندگی مکدونا بارها تکرار شده است، اما اینجا باید بخش بزرگی از آن بغض پایانی را به جان مالکوویچ نسبت داد.
مالکوویچ که معمولاً بازیگری با نمایش بیرونی احساسات نیست، در این داستان طعنهآمیز و اندوهگین درباره دو آمریکایی ناخوشایند در شیلیِ آستانه حکومت نظامی، چندان از محدوده بازی خشک و کمحرف همیشگیاش فاصله نمیگیرد؛ داستانی درباره مواجهه آنها با تأثیر فاشیستی حضور و گذشته خودشان و البته بیماریای که به مرحله نهایی رسیده است.
اما مالکوویچ در نقش یک جاسوس کهنهکار، در حالی که با خیره شدن به مرگ، مشغول زیر پا گذاشتن قواعد سیستم است، در نخستین همکاریاش با این نویسنده و کارگردان، به دیالوگهای موجز و تند مکدونا همان میزان از بدیعبودن، اندوه و روحیه غیرمعمولی را میبخشد که لازم است تا این کلمات روی پرده زنده بمانند.

فیلم مثل همیشه لذتبخش و شیطنتآمیز است، اما در جاهایی بیش از حد مرتب و دقیق پیش میرود؛ اجرای زخمی، خشدار و سرشار از تجربه مالکوویچ این نظم را کمی به هم میزند و به فیلم نوعی بیسامانی ضروری میدهد.
مدتها بود که این بازیگر بازیگری که بیش از اندازه در نقشهای منفی سفارشی یا گروههای بازیگری بینالمللی پرزرقوبرق هدر رفته بود تا این اندازه درگیرکننده و تأثیرگذار ظاهر نشده بود، آن هم در نقشی که کاملاً برای چهره خسته و محتاطش طراحی شده است.
آن بیحوصلگی چشمغلتانزنانهای که معمولاً در مواجهه با جهان از خود نشان میدهد، اینجا هم در موقعیتهایی همزمان خندهدار و تراژیک نتیجه میدهد.
اما مدتها بود که او نیز با بازیگری به اندازه سم راکول، شریک منعطف و همراهی گرم نداشت؛ راکول در این فیلم عملاً مردی عادی و کمی نامتعارف در برابر مالکوویچِ کاملاً مهارنشدنی است.
«Wild Horse Nine» بهاندازه «در بروژ» و «بنشیهای اینیشرین» یک فیلم رفاقتیِ بیپروا و در نهایت سوگوارانه است که بار دیگر شکافها و نقاط گسست در دوستی مردانه را با ترکیبی از ابتذال و ظرافت بررسی میکند.

کریس کارلایل (مالکوویچ) در ۷۲سالگی، برای یک مأمور مخفی، سابقه کاری نسبتاً درخشانی دارد؛ چند دهه خدمت به سازمان در برخی از مهمترین مأموریتهای دوران جنگ سرد:
«گواتمالا، موفق. کنگو، موفق. خلیج خوکها، کمتر موفق.»
او این جملات را با همان لحن بیاحساس و فوقالعاده خشک، در ضبط صوت دیکتافونش میگوید؛ دستگاهی که در آن خاطراتش را برای خاطرات مکتوبی ثبت میکند که در ذهنش شاید روزی بخواهد بنویسد.
اما دیگر دل و دماغی برای این کار ندارد؛ از جمله به این دلیل که سرطان پیشرفته دارد جسمش را از درون میخورد و زوال عقل در مراحل ابتدایی، ذهنش را.

سال ۱۹۷۳ است و او و لی چسترفیلد (سم راکول)، مأمور همکار و تنها دوستش، در سانتیاگو، پایتخت شیلی، مستقر هستند؛ جایی که سالوادور آلنده، رئیسجمهور سوسیالیست، بهتازگی انتخاب شده است. البته برای مدت زیادی نه، چون کریس و لی هر دو بهخوبی میدانند چه چیزی در راه است.
کودتای نظامیای که در حال شکلگیری است، طبیعتاً مهمترین مسئله حرفهای آنهاست؛ کودتایی که دولت نیکسون نیز در پیش بردنش نقش مهمی دارد.
بیشتر بخوانید
آیا «Wild Horse Nine» به طلسم ۳۰ ساله جان مالکوویچ در اسکار پایان میدهد؟
اما ذهن آنها جای دیگری است؛ مشخصاً جزیره ایستر، قلمروی دورافتاده شیلی در جنوبشرقی اقیانوس آرام که ظاهراً به اندازه انسان، اسب وحشی هم دارد و بهخاطر مجسمههای عظیم و مرموز موآی مشهور است.
کریس که از بهکار بردن نام بومی آنها چندان خوشش نمیآید، آنها را «سرهای بزرگ» مینامد.
او میگوید همیشه آرزو داشته پیش از مرگ از این مکان دیدن کند و حالا که مرگ زودتر از حد انتظار به سراغش میآید، لی قبول میکند یک هفته برای تعطیلات او را همراهی کند.

البته چون با فیلمی از مکدونا طرفیم، انگیزههای همه کمی پیچیدهتر از این حرفهاست؛ تا جایی که کریس گاه مجبور میشود با خواندن یادداشتهایی که در جیبش دارد، مرتباً به خودش یادآوری کند به چه کسی میتوان و به چه کسی نمیتوان اعتماد کرد.
افراد دیگری نیز در این ماجرا درگیرند: ام.جی. (استیو بوشمی)، مسئول و رابط بسیار ناخوشایند این دو مرد که از پرگوییهای فزاینده کریس در مأموریتهایش عصبی است؛ مونیکا (ماریانا دی جیرولامو)، دانشجوی چپگرای شیلیایی که همراه دوست عبوسش، آلیسیا (آیلین سالاس)، در جزیره گردش میکند؛ و در آمریکا، مارج، همسر لی (پارکر پوزی با حداکثر ویژگیهای همیشگی پارکر پوزی)، زنی با لباس کفتان که پشت تلفن، جزئیات ماجراهای خارج از ازدواجش را برای شوهرش تعریف میکند.
وقتی لی درباره بچهها سؤال میکند، مارج با بیتفاوتی میگوید: «چه اهمیتی داره؟»
در اینجا سهم زنان به شکل محسوسی کم است، اما «Wild Horse Nine» در دل یک فرهنگ مردسالارانهای قرار دارد که در دهه ۱۹۷۰ به آخرین نفسهایش رسیده است.

کریس، از طرف خودش، دایناسوری بیپشیمان است؛ مونیکا را به خاطر حساسیتهای سیاسی و راهپیماییهای حقوق زنان مسخره میکند، اما در روزهای پایانی زندگیاش حاضر است بپذیرد که دنیا دارد از کنارش عبور میکند.
شاید خود مکدونا هم تا حدی همین احساس را داشته باشد.
در ضعیفترین صحنههای فیلم، فیلمنامه برای دستیابی به همان تحریکگری و مرزشکنیای که گاهی با نوشتههای مکدونا همراه شده، بیش از اندازه تلاش میکند؛ این بار این حرفها در دهان سفیدپوستان سرسخت متعلق به دورهای دیگر قرار گرفته است.
کریس درباره پاتریس لومومبا، رئیسجمهور کشتهشده کنگو، شوخیهایی نامناسب میکند و در حملهای طولانی علیه تغییر نامهای بومی، حرفهایی میزند که تقریباً انگار برای تشویق شدن طراحی شدهاند.
اما تأثیرگذاری فیلم در این است که بهخوبی میفهمد قهرمانان ظاهریاش در حال کنار رفتناند؛ خواه در آیندهای دور و خواه، مانند کریس، خیلی زود. آینده نیز بهندرت به کسانی تعلق دارد که در حال حاضر بیشترین قدرت را در اختیار دارند.
کریس بعدها سخنرانی بسیار بهتر و کوبندهتری دارد؛ سخنرانیای در دفاع از تفکر مستقل و مقاومت در برابر فاشیسم، هرچند چندان خوشبینانه نیست:
«باز هم میمیری، اما دستکم با باد در موهات میمیری.»
این جمله را با حسرت میگوید.
«Wild Horse Nine» مانند «بنشیهای اینیشرین»، یک تمثیل سیاسی باز و چندپهلوست؛ فیلمی که با لحنی تلخ به چرخهای کلی و تکرارشونده در جهان اشاره میکند، اما در نهایت برای آن راهحلی ارائه نمیدهد.
لذتهای آثار مکدونا همیشه نوعی فرسودگی و اندوه در خود داشتهاند و این ویژگی در اینجا هم کاملاً حاضر است؛ از شعر خشن و غرنده کلماتش گرفته تا شیوه آهسته، سوگوارانه و پرحسرتی که مالکوویچ آنها را بیان میکند و تا آن جریان گفتوگویی دوستداشتنی و بیخیال که او و راکول در تمام طول فیلم با یکدیگر دارند.
فیلم جدید مکدونا در چارچوب خودش یا در مقایسه با آثار قبلیاش، چندان غافلگیرکننده نیست.
طنزها و چرخشهای داستانی تقریباً همانطور که انتظار دارید کنار هم قرار میگیرند و با وجود زیبایی خیرهکننده جزیره ایستر، که زیر نور غروب فیلمبرداری شده، زبان سینمایی مکدونا همچنان ساده و کمزرقوبرق باقی میماند.
اما در خودخوشباوری خونسرد و شوخطبعانه فیلم، ذرهای ناراحتکننده و ضروری وجود دارد؛ چرا که فیلم به نسلی از مردان که زمانی دنیا را اداره میکردند، جامی بلند میکند، بیآنکه کوچکترین نشانهای از دلتنگی برای آنها نشان دهد.
اطلاعات فیلم «Wild Horse Nine»
نام فیلم: وایلد هورس ناین (Wild Horse Nine)
کارگردان: مارتین مکدونا
فیلمنامه: مارتین مکدونا
تهیهکنندگان: گراهام برادبنت، پیت چرنین، مارتین مکدونا، آنیتا اورلند
بازیگران: جان مالکوویچ، سم راکول، استیو بوشمی، ماریانا دی جیرولامو، آیلین سالاس، تام ویتس، پارکر پوزی
نقشهای اصلی: جان مالکوویچ در نقش کریس کارلایل، سم راکول در نقش لی چسترفیلد
مدیر فیلمبرداری: بن دیویس
تدوین: میکل ای. جی. نیلسن
طراحی صحنه: دنیس شنک
موسیقی: کارتر برول
کشورهای سازنده: بریتانیا، آمریکا، شیلی
زبان: انگلیسی
سال تولید: ۲۰۲۶
مدت زمان: ۱۱۸ دقیقه
ژانر: کمدی سیاه، درام، جنایی، معمایی، تریلر
شرکت تولید: Blueprint Pictures و Film4
پخشکننده: Searchlight Pictures
درجهبندی سنی: R
جشنواره: هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز
بخش جشنواره: مسابقه ونیز ۸۳
نخستین نمایش جهانی: ۳ سپتامبر ۲۰۲۶
اکران سینمایی آمریکا: ۶ نوامبر ۲۰۲۶
طبق اطلاعات رسمی جشنواره ونیز، «Wild Horse Nine» در بخش مسابقه ونیز ۸۳ جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ حضور دارد و مدت زمان رسمی آن ۱۱۸ دقیقه است. فیلم محصول مشترک بریتانیا، آمریکا و شیلی است.
طبق اطلاعات رسمی Searchlight Pictures، داستان فیلم اندکی پیش از کودتای شیلی در سال ۱۹۷۳ رخ میدهد و دو مأمور سیا، کریس و لی، از سانتیاگو به جزیره ایستر اعزام میشوند.
«Wild Horse Nine» نخستین همکاری مارتین مکدونا با جان مالکوویچ است و در کنار او، سم راکول، استیو بوشمی، پارکر پوزی و تام ویتس بازی میکنند.
سوالات متداول
فیلم «Wild Horse Nine» درباره چیست؟
«Wild Horse Nine» داستان دو مأمور باسابقه سیا، کریس و لی، را روایت میکند که در آستانه کودتای نظامی شیلی در سال ۱۹۷۳ از سانتیاگو به جزیره ایستر فرستاده میشوند. در این سفر، گذشته آنها، مسائل سیاسی و رابطه پیچیده میان این دو مأمور به هم گره میخورد.
کارگردان فیلم «Wild Horse Nine» کیست؟
مارتین مکدونا، نویسنده و کارگردان آثاری چون «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» و «بنشیهای اینیشرین»، کارگردانی و نویسندگی «وایلد هورس ناین» را بر عهده دارد.
جان مالکوویچ و سم راکول در «Wild Horse Nine» چه نقشهایی دارند؟
جان مالکوویچ نقش کریس کارلایل، مأمور کهنهکار و بیمار سیا، را بازی میکند و سم راکول در نقش لی چسترفیلد، همکار و تنها دوست او، ظاهر شده است.
آیا «Wild Horse Nine» در جشنواره ونیز ۲۰۲۶ حضور دارد؟
بله. این فیلم در بخش مسابقه ونیز ۸۳ جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ حضور دارد و نمایش آن در جشنواره در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ انجام شد.
داستان «Wild Horse Nine» در چه دورهای میگذرد؟
داستان فیلم در سال ۱۹۷۳ و در آستانه کودتای نظامی شیلی میگذرد و بخشی مهم از ماجرا در جزیره ایستر، قلمروی شیلی در اقیانوس آرام، اتفاق میافتد.
مدت زمان و زمان اکران «Wild Horse Nine» چقدر است؟
مدت زمان فیلم ۱۱۸ دقیقه است و طبق اعلام رسمی Searchlight Pictures، اکران سینمایی آن در آمریکا از ۶ نوامبر ۲۰۲۶ آغاز میشود.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم










