نقد فیلم «رهایی»؛ کری کون در نقش زنی گرفتار در دام یک فرقه

- لید: «رهایی» ساخته گای ناتیو، تریلری روانشناختی و عمیقاً شخصی درباره زنی میانسال است که در جستوجوی راهی برای رهایی از زندگی یکنواختش، به دام یک فرقه زنانه میافتد؛ فیلمی که با بازی خیرهکننده کری کون و لیلی جیمز، اضطرابها و آسیبپذیریهای زنان را به شکلی تکاندهنده به تصویر میکشد.
چارسو پرس: «تو بار سنگینی با خودت حمل میکنی، نه؟»
در «رهایی» ساخته گای ناتیو، این جمله نخستین لحظهای است که کسی واقعاً از پشت ظاهر شخصیت اصلی، ریتا کوپر، عبور میکند و او را همانطور که هست میبیند.
ریتا زنی حدوداً چهلساله است که زندگی معمولی و یکنواختی در نیوجرسی اوایل دهه ۱۹۸۰ دارد. این شخصیت که بر اساس مادربزرگ خود ناتیو و همچنین تجربههای شماری از قربانیان فرقهها شکل گرفته، با حضور فوقالعاده احساسی و انرژی فروخورده کری کون جان میگیرد؛ زنی که در خلوت خود به دنبال راهی برای رها کردن این انرژی است.
ریتا در ظاهر زندگیای عادی دارد. او همسر روبن، با بازی تریسی لتس ــ شریک زندگی واقعی کری کون ــ و مادر الا، با بازی بلا رمزی، و جو، با بازی اودسا یانگ، است.
روزها در یک بانک پشت میز کاری یکنواخت و خستهکننده دارد و شبها نیز به خانوادهاش میرسد؛ روالی روزمره و تکراری که تقریباً تمام زندگی او را دربر گرفته است.
در جایی دیگر نیز قبول کرده در یک پروژه ویدئویی بهعنوان بازمانده هولوکاست حضور داشته باشد؛ هویتی که گذشته او را شکل داده و همچنان به شکلی خصوصی و آمیخته با احساس گناه، به زندگی امروزش نفوذ میکند.
ریکی؛ زنی که ریتا را میبیند
ریتا در محل کار با ریکی، زنی جوان و مرموز، روبهرو میشود؛ زنی با رفتاری جذاب اما ناآرام که برای واریز مبلغی غیرمنتظره و قابلتوجه به بانک آمده است.
ریتا هنگام رسیدگی به کار او، با بیاعتنایی از سؤالش درباره «وزن» خود عبور میکند و با اشارهای گذرا به متابولیسم دوران میانسالی، موضوع را کنار میگذارد.
اما ریکی درباره آن وزنی که زنان دائماً بابتش تحت فشار قرار میگیرند، صحبت نمیکند.
لیلی جیمز ریکی را با کیفیتی تاریک، رازآلود و ناآرام بازی میکند؛ اجرایی که میتوان آن را یکی از بهترین بازیهای او تا امروز دانست. لبخندی آگاهانه و حتی سلطهگرانه اغلب گوشه لبهای او دیده میشود.
سؤال بعدی ریکی این است:
«آخرین بار کی غروب خورشید را در ساحل دیدی؟»
فرقهای بدون رهبر مرد
ریکی در سادهترین تعریف، رهبر یک فرقه است و ریتا را بهعنوان قربانی و عضو بعدی خود هدف گرفته است.
در داستانهای مربوط به فرقهها، معمولاً با یک رهبر مرد کاریزماتیک مواجهیم؛ مردی شکارچی و سوءاستفادهگر که زنان جوان و سردرگم را شستوشوی مغزی میدهد و از آنها سوءاستفاده میکند.
اما ماجرا در «رهایی» اصلاً اینگونه نیست.
اتفاقاً داستان فیلم چندین درجه تاریکتر و ترسناکتر از همین کلیشهها به نظر میرسد؛ دستکم برای هر زن میانسالی، مانند نویسنده این نقد، این ترس و اضطراب چیزی است که میتوان آن را با تمام وجود احساس کرد.
ریتا در نقطهای از زندگی قرار گرفته که به واقعیتی که آن را چندان ایدهآل نمیداند، عادت کرده است. او به این نتیجه رسیده که دیگر قرار نیست اتفاق بیشتری در زندگیاش رخ دهد.
در عین حال احساس میکند بدنش، سنش و تصویری که در آینه میبیند، همگی علیه او شدهاند؛ واقعیتی دیگر که برای بسیاری از زنان آشناست.
پس چه چیزی میتواند بهتر و امنتر از پتوی گرمی باشد که رفاقت زنانه فراهم میکند؟ همدلی زنانی که ظاهراً دقیقاً میدانند ریکی چه میکشد و چه میخواهد؟
شاید این همان فرصتی باشد که ریتا سرانجام خودش را از گذشتهاش، از تمام پیشفرضها و انتظاراتی که جامعه به او تحمیل کرده، آزاد کند.
اگر فقط نیتهای ریکی پاک بود.
داستانی شخصی درباره تجربه زنانه
این فیلم که با همکاری نوآ برمن هرتسبرگ نوشته شده، داستانی عمیقاً شخصی برای گای ناتیو، نویسنده و کارگردان، است و او با دقت و وفاداری قابلتوجهی، تجربه جهانی و مشترک سفر زنانه ریتا را به تصویر میکشد.
«رهایی» در دو خط زمانی روایت میشود؛ دو خط زمانی که با تدوین مطمئن و ریتمی حسابشده توسط سابین هافمن و یووال اور به یکدیگر پیوند میخورند.
فیلم در ابتدا ریتایی را به ما معرفی میکند که عمیقاً در تار عنکبوت ریکی گرفتار شده است؛ در حالی که دو دخترش، الا و جو، سفری طولانی و خطرناک را آغاز میکنند تا مادرشان را از یک اجتماع منزوی در جایی میان جنگلها نجات دهند.
دو چهره متفاوت از ریتا
کری کون که یکی از بهترین بازیگران نسل امروز است، در دو خط زمانی، عملاً دو چهره متفاوت از ریتا را با دامنهای حیرتانگیز بازی میکند و گذشته و حال شخصیت را از طریق نشانههای ظاهری و رفتاری کاملاً متمایز میسازد.
ریتا در زندگی خانوادگی، زنی آشفته، مردد و نامطمئن است که جایگاه خود را در جهان پیدا نکرده.
لباسهای گلدار و کمرنگ به تن دارد و آرامشی ظاهری را با خود حمل میکند.
اما ریتای عضو فرقه که حالا «نایا» نام گرفته، کاملاً متفاوت است. او در ظاهر آرام است، اما در عین حال به شکلی نگرانکننده مطیع شده است.
او رژیمی فقیرانه از گیاهان دارد؛ گاهی حتی گیاهان توهمزا. دیگر سیگار نمیکشد و قرص مصرف نمیکند.
فروپاشی ریتا و سوءاستفاده از نیازهایش
ناتیو با مهارتی قابلتوجه، رویدادهای کلیدیای را که در نهایت به فروپاشی ریتا منجر میشوند، به یکدیگر پیوند میدهد.
فلشبکها از تنشی نفسگیر برخوردارند و با هر مرحله، تصویر دلخراشتری شکل میگیرد.
در مرکز این تصویر، میل ویرانگر ریکی قرار دارد؛ زنی که عمیقترین نیازها و ترسهای ریتا را زیر پوشش دوستی و نوعی خواهری بدون قضاوت، به ابزار سوءاستفاده تبدیل میکند.
این بخش از فیلم واقعاً ترسناک است؛ بهخصوص زمانی که ریتا جملاتی را تکرار میکند که مستقیماً از ادبیات تهی و کلیشهای جلسات رواندرمانی امروزی بیرون آمدهاند.
کری کون این جملات را با چنان آسیبپذیری و شکنندگی دردناکی بیان میکند که تأثیرشان چند برابر میشود.
تصویری دانهدار از اوایل دهه ۸۰
فیلمبرداری فابیان گمپر و تودور ولادیمیر پاندورو با تصاویری دانهدار، شکافهای صمیمی و شکننده زندگی ریتا و بافتهای مخصوص آن دوره تاریخی را به شکلی شاعرانه ثبت میکند.
دوربین اغلب به صورت ریتا نزدیک میماند و به چشمهایی خیره میشود که بهتدریج حالتی مبهمتر و ناآرامتر پیدا میکنند.
در نتیجه، «رهایی» گاهی شبیه تصاویری آرشیوی است که مخفیانه فیلمبرداری شدهاند؛ تصاویری از اوایل دهه ۱۹۸۰ که هنوز رگههایی از زیباییشناسی دهه ۱۹۷۰ را در خود دارند.
طراحی صحنه و لباس نیز همین رویکرد را دنبال میکند و به جای آنکه دهه ۸۰ را با رنگهای اغراقآمیز و طرحهای چشمگیر به شکل کاریکاتوری بازسازی کند، نسخهای واقعی و زندگیشده از آن دوران ارائه میدهد.
ورود فیلم به قلمرو تریلر
بخش پایانی و درگیرکننده فیلم جایی است که ناتیو مسیر خود را تغییر میدهد و به سمت یک تریلر متعارفتر و پرتنشتر حرکت میکند.
جو که به بیماری دیابت مبتلاست، از سوی اعضای فرقه در موقعیتی خطرناک قرار میگیرد و این بار خواهر و مادر او هستند که باید برای نجاتش وارد عمل شوند.
این تغییر مسیر، در فیلمی صبورانه و ظریف، به شکلی بسیار هوشمندانه و پرکشش انجام میشود.
«رهایی» در نهایت سوگوارانه به درد زنی نگاه میکند که احساس میکند زندگیای که میتوانست داشته باشد، هرگز تحقق پیدا نکرده است؛ زنی که در جستوجوی رهایی، به دست کسانی گرفتار میشود که دقیقاً از همین نیاز او برای رهایی سوءاستفاده میکنند.
اطلاعات فیلم The Liberation
نام فارسی: رهایی
نام اصلی: The Liberation
کارگردان: گای ناتیو
فیلمنامه: گای ناتیو، نوآ برمن هرتسبرگ
بازیگران: کری کون، لیلی جیمز، تریسی لتس، بلا رمزی، اودسا یانگ
سال تولید: ۲۰۲۶
ژانر: تریلر روانشناختی، درام
موضوع: زنی میانسال که در جستوجوی رهایی از زندگی یکنواخت خود، گرفتار یک فرقه زنانه میشود.
مبنای داستان: داستانی شخصی با الهام از مادربزرگ گای ناتیو و تجربه بازماندگان فرقهها.
سوالات متداول
فیلم «رهایی» درباره چیست؟
فیلم داستان ریتا کوپر، زنی میانسال و ناراضی از زندگی یکنواخت خود، است که با ریکی، رهبر یک فرقه زنانه، آشنا میشود و به تدریج در دام او گرفتار میشود.
کری کون در «رهایی» چه نقشی دارد؟
کری کون نقش ریتا کوپر را بازی میکند؛ زنی که میان زندگی خانوادگی، بحران هویت، گذشته دردناک و نفوذ تدریجی یک فرقه گرفتار شده است.
لیلی جیمز در فیلم «رهایی» چه نقشی دارد؟
لیلی جیمز نقش ریکی، رهبر مرموز و استثمارگر فرقه، را بازی میکند که ریتا را بهعنوان عضو جدید گروه خود هدف قرار میدهد.
آیا «رهایی» یک فیلم ترسناک است؟
فیلم بیش از آنکه یک اثر ترسناک سنتی باشد، یک تریلر روانشناختی است و ترس خود را از طریق سوءاستفاده، کنترل روانی، آسیبپذیری و از دست رفتن اختیار شخصیت اصلی ایجاد میکند.
آیا «رهایی» بر اساس داستان واقعی ساخته شده است؟
داستان فیلم از مادربزرگ گای ناتیو و همچنین تجربیات بازماندگان فرقهها الهام گرفته است.
آیا «رهایی» در جشنوارههای مهم سال ۲۰۲۶ حضور داشته است؟
بله. فیلم نمایش جهانی خود را در جشنواره فیلم تلوراید ۲۰۲۶ تجربه کرده است. این فیلم در ونیز ۲۰۲۶ حضور نداشت.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم









