نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «اورست: سوی دیگر»؛ وقتی یک رویای کوهنوردی با مرگ گره می‌خورد

خلاصه نوشته
  • اورست: سوی دیگر» ساخته الیزابت چای واسارهلی و جیمی چین، مستندی تماشایی درباره رویای صعود و اسکی از اورست است؛ اما مرگ هیلاری نلسون، شریک زندگی و همراه جیم موریسون، فیلم را به تأملی درباره مرز میان جاه‌طلبی، خطرپذیری و وسواس برای رسیدن به یک هدف غیرممکن تبدیل می‌کند؛ تأملی که به باور منتقد، فیلم بیش از حد از طرح جدی آن طفره می‌رود.

چارسو پرس: چون آنجاست» پاسخ مشهور و احتمالاً افسانه‌ای جورج مالوری، کوهنورد بریتانیایی، است؛ پاسخی که گفته می‌شود وقتی از او پرسیدند چرا می‌خواهد از اورست صعود کند، به زبان آورد.

اما برخلاف جیم موریسون، کوهنورد امروزی، مالوری قصد نداشت پس از صعود از کوه با اسکی پایین بیاید. با این حال، آیا همان پاسخ مبهم را نمی‌توان درباره این هدف هم به کار برد؟

چرا بعضی آدم‌ها تا این اندازه به سمت انجام کارهایی خطرناک، بی‌پروا و تقریباً ناممکن کشیده می‌شوند؟ اگر دلیلش فقط این است که «می‌توانند»، آیا واقعاً باید این کار را انجام دهند؟

این پرسش‌ها احتمالاً ذهن بسیاری از تماشاگران «اورست: سوی دیگر» را درگیر خواهد کرد؛ مستندی که تصویری پرزرق‌وبرق و در عین حال تلخ از جیم موریسون، هیلاری نلسون، شریک فقید او، و رویای مشترکشان برای صعود و اسکی از اورست ارائه می‌دهد؛ رویایی که در نهایت به قیمت جان نلسون تمام شد.

با این حال، الیزابت چای واسارهلی و جیمی چین، زوجی که زمانی زندگی مشترک داشتند و برای «صعود آزاد» یا «Free Solo» در سال ۲۰۱۸ اسکار گرفتند، این پرسش‌ها را بسیار کم‌رنگ و تنها در مقاطعی مطرح می‌کنند.

«اورست: سوی دیگر» تلاش می‌کند همان میزان هیجان و حیرت «Free Solo» را بازآفرینی کند؛ فیلمی که درباره الکس هانولد، صخره‌نورد جسور و جاه‌طلب، ساخته شده بود.

اورست در این فیلم با شکوهی گسترده و تقریباً تقدس‌آمیز به تصویر کشیده می‌شود؛ اتفاقی که البته درباره چنین کوهی چندان دشوار نیست. صعود دشوار و سرسختانه موریسون به قله نیز به شکلی پیروزمندانه روایت می‌شود و فرود دیوانه‌وار و لغزنده او با اسکی نیز سهم خود را از نمایش‌های خیره‌کننده دارد.

اما زمانی که ذهن تماشاگر درگیر زنی است که هنگام تلاش برای انجام همین کار جانش را از دست داده و کودکانی که از خود به جا گذاشته، چندان آسان نیست که از این همه هیجان لذت ببریم.

برای موریسون و فیلمسازان، این گذشته دردناک قرار است به موفقیت او معنایی کاتارتیک و رهایی‌بخش بدهد. اما بسیاری از تماشاگران احتمالاً پرسش دیگری را مطرح خواهند کرد: اصلاً هدف از همه اینها چه بود؟

هیلاری نلسون؛ زنی که بیش از فیلم به خود شک داشت

در واقع، نلسون بسیار بیشتر از خود فیلم به تصمیم‌ها و انتخاب‌هایش فکر می‌کرد.

پروژه در ابتدا داستان متفاوتی بود و قرار بود مأموریت مشترک این زوج برای جست‌وجوی هیجان را دنبال کند؛ آن هم با همان میزان شیفتگی و هیجانی که در «Free Solo» نسبت به هانولد دیده می‌شد.

نلسون در بخشی از تصاویر مصاحبه‌ای فیلم می‌گوید:

«مردم می‌پرسند چطور تعادل را پیدا می‌کنی و من می‌خواهم مشت بزنم توی صورتشان.»

او درباره کشمکشی صحبت می‌کند که میان مسئولیت مادری‌اش در قبال دو پسرش، گری‌دن و کویین، و میل شدیدش به دنبال کردن علاقه‌اش به کوهنوردی با اسکی وجود داشت؛ آن هم در حالی که به‌خوبی از خطرهایی که این انتخاب برایش به همراه داشت آگاه بود.

در زمان آغاز فیلمبرداری، پسران او ۱۱ و ۱۳ ساله بودند.

نلسون بعدها دوباره به همین موضوع برمی‌گردد و می‌گوید:

«کاری که می‌توانم انجام دهم این است که امروز، وقتی بچه‌هایم را می‌بینم، دوستشان داشته باشم. دیگر چه کاری از دستم برمی‌آید؟»

این جمله پس از آنکه فیلم حدود نیم ساعت از زمانش را پشت سر می‌گذارد، معنای بسیار تلخ‌تری پیدا می‌کند؛ زمانی که واسارهلی و چین سرنوشت نلسون را آشکار می‌کنند.

مرگ هیلاری نلسون؛ نقطه‌ای که مسیر فیلم را تغییر می‌دهد

در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۲، نلسون هنگام اسکی همراه با موریسون در نپال گرفتار یک بهمن کوچک شد و نزدیک به ۶ هزار فوت سقوط کرد و جان باخت.

فیلم این اتفاق را، به شکلی که چندان خوشایند نیست، همچون یک «پیچش داستانی» ارائه می‌کند؛ زیرا تا پیش از آن هیچ نشانه‌ای به تماشاگر ناآگاه داده نمی‌شود که نلسون، که ظاهراً یکی از شخصیت‌های اصلی و پرانرژی داستان است، دیگر در قید حیات نیست.

حتی اگر بدانید قرار است چه اتفاقی رخ دهد، این لحظه همچنان تکان‌دهنده است؛ لحظه‌ای که تصور می‌کنید شاید مسیر «اورست: سوی دیگر» را به سمت تأملی عمیق‌تر درباره آنچه رخ داده هدایت کند.

فیلمسازان دوستان نزدیک این زوج بودند. بنابراین طبیعی است که تماشاگر با خود فکر کند: آنها حتماً باید درباره نقش خود در ثبت و مستندسازی این هیجان غریزی و آدرنالینیِ ورزش‌های خطرناک، در برابر خطرپذیری خودخواهانه‌ای که چنین ورزش‌هایی می‌توانند در خود داشته باشند، احساسات پیچیده‌ای داشته باشند.

همین‌طور موریسون نیز پس از این تراژدی احتمالاً باید از خود پرسیده باشد که همه اینها برای چه بوده است.

اما اگر چنین نگرانی‌هایی واقعاً وجود داشته باشد، فیلم تقریباً هیچ‌گاه آنها را به‌طور جدی به زبان نمی‌آورد.

پیروزی اراده بر تردید

در ادامه، مستند بیشتر به ستایش اراده و عزم می‌پردازد تا تردید.

فیلم ابتدا از ادامه دادن این مأموریت، یک پیروزی معنوی می‌سازد و سپس با تکمیل آن، به سراغ پیروزی جسمانی می‌رود.

نمایش باید ادامه پیدا کند؛ حتی اگر این نمایش، اسکی کردن از جبهه شمالی اورست باشد؛ کاری که پیش از آن هرگز انجام نشده بود و با توجه به شرایط، احتمالاً برای بیشتر آدم‌ها دلیل کافی و منطقی برای انجام چنین کاری به نظر نمی‌رسد.

موریسون که به‌تدریج متوجه می‌شویم بیش از اندازه‌ای که یک انسان باید تحمل کند، با مرگ و فقدان ناشی از حوادث تراژیک روبه‌رو شده، به این ایده چسبیده است که ثبت این «اولین موفقیت در جهان» می‌تواند هم نوعی اثبات دوباره خودش باشد و هم ادای احترام به یاد کسانی که از دست داده است.

در شرایط سوگ و اندوه او، می‌توان فهمید که چنین روایتی چگونه ممکن است برای خودش معنا پیدا کند.

اما فیلم نیز با روحیه‌ای عجیب و بیش از حد مشتاقانه، این دیدگاه را تأیید می‌کند؛ در حالی که جیمی چین ــ که خودش پدر دو فرزند است ــ نیز بدون بحث چندانی درباره غرور و خودبزرگ‌بینی احتمالی این تصمیم، به این مأموریت می‌پیوندد.

واسارهلی که به نظر می‌رسد در این پروژه حضور عملی کمتری داشته، چند تردید بیشتر را مطرح می‌کند. او در مقطعی، به‌طور معناداری از همسرش می‌پرسد چند نفر از آدم‌هایی که پیش‌تر مهمان میز شام آنها بوده‌اند، حالا دیگر مرده‌اند.

فیلم اشاره‌ای به این موضوع نمی‌کند، اما واسارهلی و چین سال گذشته برای طلاق اقدام کرده‌اند.

دوربین‌ها در برابر خطر؛ و شرپاهایی که کمتر شنیده می‌شوند

با این حال، «اورست: سوی دیگر» در بیشتر زمان خود همچنان مسیر موریسون و چین را دنبال می‌کند؛ دو نفری که گروه نسبتاً بزرگی از فیلمبرداران آنها را همراهی می‌کنند.

در کنار آنها تیمی از شرپاها حضور دارد که محتاط‌تر به نظر می‌رسند، اما صدایشان در فیلم تا حد زیادی به حاشیه رانده شده است.

مستند همه اینها را شبیه یک سفر حماسی و باشکوه دنبال می‌کند؛ گویی آنچه در حال ثبت است، بیش از هر چیز یک مأموریت قهرمانانه است.

اگر اجازه دهید تنها تصاویر خیره‌کننده کوهستان شما را با خود همراه کنند ــ دامنه‌های عظیم، پوشش بی‌وقفه و درخشان برف و لکه‌های زرد نئونی چادرها و تجهیزات مردان ــ و موسیقی ارکسترال پرقدرت کارولین هو نیز شما را به این جهان بکشاند، ممکن است درگیر حماقت عاشقانه و تقریباً خیال‌پردازانه این پروژه شوید.

این دقیقاً همان چیزی است که از فیلمی با عنوان مستندهای نشنال جئوگرافیک و با سابقه کاری واسارهلی و چین انتظار می‌رود.

مرگی که اجازه نمی‌دهد فیلم فقط یک ماجراجویی باشد

اما برای چنین همراهی‌ای با فیلم، باید بخش قابل‌توجهی از اطلاعاتی را که خود «اورست: سوی دیگر» در اختیارمان گذاشته، موقتاً کنار بگذاریم:

مرگ نلسون؛

اظهارات و شهادت‌های دردناک فرزندان او که حالا تقریباً بزرگسال شده‌اند؛

و همچنین آسیب تقریباً مرگباری که راهنمای نپالی، پور بهادر «یوکتا» گورونگ، در جریان این مأموریت متحمل شد.

در ضربه‌ای دردناک‌تر، تیتراژ پایانی فیلم ادای احترامی پس از مرگ به گورونگ دارد؛ او تنها یک ماه پیش از نمایش فیلم در ونیز، در یک بهمن جان خود را از دست داد.

به همین دلیل، دشوار است که از ثبت موفقیت‌آمیز یک هیجان و ماجراجویی که برای بسیاری دیگر به قیمت جانشان تمام شده، بیش از حد الهام بگیریم.

در نهایت، چیزی که برایمان باقی می‌ماند این پرسش است که میل سیری‌ناپذیر موریسون او را در ادامه به کجا خواهد برد؛ و اینکه این مسیر، چه خوب و چه بد، آیا در نهایت به آخرین قله او ختم خواهد شد یا نه.

«اورست: سوی دیگر» از همان جنس مستندهایی است که در تصویر کردن عظمت طبیعت و خطرپذیری انسان، دست‌کم از نظر بصری، تقریباً شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسد. اما مرگ هیلاری نلسون و دیگر پیامدهای واقعی این جاه‌طلبی باعث می‌شود پرسش مهم‌تری از زیبایی تصاویر کوهستان مطرح شود: آیا هر چیزی که انسان قادر به انجامش است، الزاماً ارزش انجام دادن دارد؟

نقد فیلم نیز دقیقاً در همین نقطه بیشترین فاصله را با رویکرد قهرمانانه فیلم پیدا می‌کند؛ مستندی که به جای آنکه به‌طور جدی با مسئله وسواس، خطرپذیری و مسئولیت در برابر خانواده و همراهان روبه‌رو شود، در نهایت بیشتر به ستایش اراده برای رسیدن به قله تمایل دارد.


اطلاعات فیلم «اورست: سوی دیگر»

عنوان اصلی: Everest: The Other Side
عنوان فارسی: اورست: سوی دیگر
کارگردانان: الیزابت چای واسارهلی، جیمی چین
محصول: آمریکا، چین، نپال
سال تولید: ۲۰۲۶
مدت زمان: ۱۱۵ دقیقه
زبان‌ها: انگلیسی، نپالی، شرپا، اسپانیایی، گورونگ
تهیه‌کنندگان: National Geographic Documentary Films و Little Monster Films
شخصیت‌های اصلی: جیم موریسون، هیلاری نلسون
فیلمبرداران: کلر پاپکین، جیمی چین، کریستوفر مورفی
تدوین: باب آیزنهارت، سیمونا فراری
موسیقی: کارولین هو

فیلم درباره دو کوهنورد اسکی‌باز حرفه‌ای، جیم موریسون و هیلاری نلسون، است که رویای مشترکشان صعود از جبهه شمالی اورست و سپس اسکی کردن از همان مسیر بود؛ مسیری که پیش از آن هیچ‌کس موفق نشده بود با اسکی آن را به‌طور کامل طی کند. اطلاعات رسمی جشنواره ونیز، فیلم را محصول مشترک آمریکا، چین و نپال و مدت آن را ۱۱۵ دقیقه اعلام کرده است.


سوالات متداول

فیلم «اورست: سوی دیگر» درباره چیست؟

این مستند داستان جیم موریسون و هیلاری نلسون، دو کوهنورد اسکی‌باز حرفه‌ای، و رویای مشترک آنها برای صعود از جبهه شمالی اورست و سپس اسکی کردن از آن را روایت می‌کند.

هیلاری نلسون چه اتفاقی برایش افتاد؟

هیلاری نلسون در سال ۲۰۲۲ در جریان یک برنامه کوهنوردی و اسکی در نپال گرفتار بهمن شد و جان خود را از دست داد. مرگ او مسیر روایت مستند را به داستانی درباره فقدان، سوگ و ادامه دادن یک رویای مشترک تبدیل می‌کند.

آیا «اورست: سوی دیگر» در جشنواره ونیز ۲۰۲۶ حضور داشت؟

بله. فیلم در بخش Venice Open – Out of Competition جشنواره ونیز ۲۰۲۶ حضور داشت و نمایش جهانی آن در این جشنواره انجام شد.

کارگردانان «اورست: سوی دیگر» چه کسانی هستند؟

الیزابت چای واسارهلی و جیمی چین کارگردانی فیلم را بر عهده داشته‌اند. این دو پیش‌تر مستند برنده اسکار «Free Solo» را درباره الکس هانولد ساخته بودند.

آیا فیلم در جشنواره تورنتو ۲۰۲۶ هم نمایش داده شد؟

بله. فیلم در بخش Special Presentations جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۲۰۲۶ نمایش داده شد.


گرد آورنده
نسرین پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا