نگاهی به نمایش «خطرنج» به کارگردانی نگین ضیایی؛ بازخوانی «تصرف عدوانی» در تهران امروز

چارسو پرس: نگین ضیایی از کارگردانان گزیدهکار تئاتر تهران است و مرور آثارش نشان میدهد که علاقه ویژهای به بازخوانی متون مهم ادبیات داستانی و نمایشی دارد؛ مسیری که در اجراهایی مانند «مرفی» نوشته ساموئل بکت، «سه خواهر» چخوف با نمایشنامهنویسی محمد چرمشیر و «تصرف عدوانی» نوشته لنا آندرشون دنبال کرده است. این بازخوانیها در عین حال دشواری مواجهه نسل جوان با آثار مهم ادبیات جهان و تلاش برای یافتن زبان و موقعیتی تازه برای اجرای آنها را آشکار میکنند.
نگین ضیایی در مقام نمایشنامهنویس در «خطرنج» ترجیح داده است خطر کند و حالوهوای سوئدی رمان «تصرف عدوانی» را به تهران امروز بیاورد. تم اصلی رمان، عشق ناممکن دختر جوانی به هنرمندی شناختهشده است؛ رابطهای که به تدریج نشان میدهد مرد از هرگونه تعهد عاطفی بلندمدت گریزان است. حتی گرایش چپگرایانه و ضدسرمایهداری هوگو رسک، هنرمند بهاصطلاح روشنفکر معاصر، نمیتواند مانع از آن شود که عشق میان او و استر نیلسون به معنایی که آلن بدیو از عشق ترسیم میکند، شکل بگیرد و حقیقت این رابطه آشکار شود.

لنا آندرشون در روایتی نفسگیر نشان میدهد که چگونه استر نیلسون در مسیر نرسیدن به معشوق، به تدریج به نوعی خودآگاهی انتقادی دست پیدا میکند و به بلوغ فکری میرسد. او در گفتوگوهای جدلیاش با هوگو رسک، این پرسش را پیش میکشد که روشنفکر واقعی چگونه باید باشد و در قبال مصائب جهان چه موضعی داشته باشد.
نگین ضیایی در بازخوانی این رمان، با خلق شخصیت هنرمندی ایرانی به نام هوشنگ با بازی عباس جمالی، فضای متکثر رمان را به آپارتمان این مرد منتقل کرده و موقعیتهای داستان را بر اساس این جابهجایی عینیت بخشیده است. اجرا به خلوت عاطفی این دو نفر میپردازد و از خلال یک رابطه دونفره، پرشور و پرابهام، به بحران اخلاقیات در طبقه متوسط شهری امروز ایران میرسد.

در «خطرنج» نسبت به رمان «تصرف عدوانی»، رابطه میان دو شخصیت اصلی نزدیکتر است و آنها زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری میکنند. در همین میان، حضور دختری جوان که پیک موتوری یک رستوران فستفودی است و برقراری رابطه او با مرد هنرمند، عاملی میشود تا رابطه متزلزل این زوج سرانجام از ابهام خارج شود و به فرجامی تلخ اما واقعی برسد.
طراحی صحنه نیز به گونهای شکل گرفته است که سطوحی از فضای داخلی یک آپارتمان مدرن شهری را به نمایش بگذارد؛ فضایی که امکان آشکار شدن پیدا و پنهان یک رابطه عاشقانه را فراهم میکند.
مهتاب ثروتی نقش زنی را بازی میکند که در جایگاه منتقد وارد زندگی مرد هنرمند شده و از صمیمیت ابتدایی به سوءظن انتهایی میرسد. او در نهایت ترجیح میدهد به خودفریبی خویش در عشق پایان دهد و از این رابطه یکطرفه خارج شود. شیوه بازی رئالیستی مهتاب ثروتی ترکیبی از دلبستگی، انفعال و خشمی بیپرواست. با این حال، اغوایی که او در برابر مرد مورد علاقهاش به کار میگیرد، در مقایسه با اغواگری تهاجمی دختری که سفارشهای غذا را به دست مشتریان میرساند، محدود و کماثر است.

شادی ضیایی نقش این زن دوم را ایفا میکند و به خوبی از پس تناقضهای رفتاری شخصیت خود برمیآید. تضادی که میان این دو زن شکل میگیرد و هر دو را به خود جذب هوشنگ میکند، تصویری از او به عنوان هنرمندی دونژوان ارائه میدهد؛ مردی سرگشته میان عشقی روشنفکرانه و رابطهای مبتذل که میتوان او را شخصیتی تنوعطلب و حتی نئولیبرال فرض کرد.
در نهایت میتوان گفت نگین ضیایی در نمایش «خطرنج» روایتی نسبتاً متعارف را مدنظر قرار داده و حتی با پانزدهگانهای که کیفیت رابطه را روایت و مرزبندی میکند، تلاش کرده است مسیر عاطفی شخصیتها را مشخص کند. این رویکرد میتواند با سلیقه مخاطب طبقه متوسط امروز همخوان باشد؛ مخاطبی که در میان شتابگرایی سرمایهداری، میلهای منشعب و انتخابهای بیپایان، با زیگزاگهای عاطفی متعددی مواجه است.
«خطرنج» در نهایت درباره عشق است؛ عشقی که در میان همین زیگزاگهای عاطفی شکل میگیرد و عبور از مسیر پیچیده و ملالآور آن، خود به بخشی از تجربه شخصیتهای نمایش تبدیل میشود.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
نمایشنامه
بازیگری
جنبههای فنی (طراحی صحنه، نور، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این تئاتر





