درباره نمایش«امپاس»؛ روایت آدمهایی که نمیتوانند به یکدیگر نزدیک شوند

- نمایش «امپاس» به کارگردانی حسین اناری که در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه رفت؛ اجرایی کمابیش رئالیستی که با قرار دادن یک ویراستار ادبیات و یک پیک موتوری در ایستگاه اتوبوسی در حوالی میدان بهارستان تهران، از یک ملاقات ظاهراً معمولی به موقعیتی مبهم، اضطرابآلود و خشونتبار میرسد.
چارسو پرس: حسین اناری پس از نمایش «مادر» که در سالن اصلی تئاتر مولوی روی صحنه رفت و مورد توجه مخاطبان تئاتر تجربی قرار گرفت، این شبها با «امپاس» به مجموعه تئاتر لبخند بازگشته است؛ اجرایی کمابیش رئالیستی که روایتی متفاوت از ملاقات دو غریبه را در یک ایستگاه اتوبوس شهری در حوالی میدان بهارستان تهران به نمایش میگذارد.
اجرای «امپاس» بر مدار «سیاست انتظار» شکل گرفته و مانند بسیاری از آثار معناباخته قرن بیستم، انسانهایی را روی صحنه قرار میدهد که در هراس از نیروهایی ناشناخته، گرفتار تشویش و اضطراباند و در انتظار پاسخی هستند که قرار نیست لزوماً به آنها آرامش بدهد.

در این نمایش، روبهرو شدن یک پیک غذا با فردی که ظاهراً سفارش پیتزا داده و منتظر دریافت پول و تحویل سفارش است، در نگاه نخست میتواند یکی از عادیترین اتفاقات روزمره باشد؛ اما وقتی این اتفاق نیمهشب، در یک ایستگاه اتوبوس و در شرایطی رخ میدهد که اساساً سفارشی در کار نیست، موقعیت به تدریج عجیب و مشکوک میشود.
حسین اناری ترجیح داده است مواجهه یک ویراستار ادبیات با یک پیک موتوری را در دل تاریکی شب و تنهایی، در ابتدا کاملاً عادی جلوه دهد؛ به شکلی که تماشاگر تصور کند بار دیگر با موقعیتی آشنا و تکراری روبهروست. اما هرچه نمایش پیش میرود و ابعاد تازهای از رابطه این دو شخصیت آشکار میشود، مشخص میشود که اوضاع چندان عادی نیست و حتی در این فضای واقعگرایانه نیمهشب، چیزی مبهم و توضیحناپذیر جریان دارد.

رابطه این دو نفر، از غریبگی منفعلانه ابتدایی تا غریبگی تهاجمی و شکبرانگیز پایانی، به خوبی جغرافیای این جدال را روشن میکند؛ جایی که آشنایی و صمیمیت به امری دشوار و حتی ناممکن تبدیل میشود. از این منظر، میتوان به نگاه گئورگ زیمل به زندگی در کلانشهر نیز نزدیک شد؛ شهری مانند تهران با شتاب و پیچیدگیهایش، لزوماً بستر مناسبی برای شکلگیری ارتباطی عمیق میان انسانها فراهم نمیکند.
حضور «دیگری» در مکانی نامتعارف، تلاش برای برقراری ارتباط و در نهایت ناکامی در این مسیر، به تدریج رابطه دو شخصیت را به سمت خشونتی میبرد که گریزناپذیر به نظر میرسد. این دو غریبه در دل شب و در جریان دیداری که در ابتدا اتفاقی و تا حدودی عجیب به نظر میرسد، در لحظاتی میتوانند امر مشترکی را تجربه کنند؛ یکی هنگام گلاویز شدن و دیگری هنگام سیگار کشیدن.

«امپاس» با فاصله گرفتن از الگوی آشنای تبدیل غریبگی اولیه به صمیمیت نهایی، مسیر دیگری را انتخاب میکند و سرنوشت بیسرانجام ویراستار را در مواجهه با مرگ، به موقعیتی تماشایی تبدیل میکند؛ موقعیتی که در آن انتظار، تنهایی و ناتوانی انسانها در برقراری ارتباط، به هسته اصلی نمایش بدل میشود.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
نمایشنامه
بازیگری
جنبههای فنی (طراحی صحنه، نور، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این نمایش





