نقد تئاتر

نقد نمایش «تراس»؛ خوشبختی نه‌چندان باورپذیر غربت‌نشینان

خلاصه نوشته
  • نمایش «تراس» به نویسندگی محمود احدی‌نیا و کارگردانی فرزام رنجبر، با قرار دادن چهار شرکت‌کننده یک برنامه تلویزیونی در کنار یکدیگر، به روابط، بحران‌های اخلاقی و سبک زندگی ایرانیان مهاجر می‌پردازد؛ اجرایی که با وجود بازی‌های قابل توجه و موقعیت‌های دراماتیک ملموس، در فرم و نگاه انتقادی خود از چارچوب‌های آشنای «بفرمایید شام» فراتر نمی‌رود.

چارسو پرس: بنمایش «تراس» بی‌صدا آمد و بی‌صدا هم از صحنه کنار رفت؛ بی‌آن‌که بتواند وقفه‌ای جدی در فضای فرهنگی غالب میان مخاطبان طبقه متوسط شهری ایجاد کند یا ژست انتقادی خود را نسبت به یکی از برنامه‌های تلویزیونی پرنفوذ شبکه ماهواره‌ای «من و تو» به رخ بکشد. منظور همان برنامه «بفرمایید شام» است؛ برنامه‌ای که تلاش داشت با محور قرار دادن فرهنگ آشپزی ایرانیان خارج از کشور، تصویری متفاوت از هموطنانی ارائه دهد که سبک زندگی آنها کمتر در رسانه‌های رسمی داخل کشور مجال بازنمایی پیدا می‌کرد.

«بفرمایید شام» را می‌توان در مقطعی پاسخی رسانه‌ای به بخشی از نیازهای طبقه متوسط شهری دانست؛ نیازهایی که به بازنمایی زندگی روزمره، سبک زندگی شهری و حضور گروه‌های مختلف اجتماعی در عرصه نمادین مربوط می‌شد. این برنامه، که نمونه‌های مشابه آن در کشورهای مختلف جهان نیز تولید شده، در فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان به دلیل گستردگی جامعه ایرانیان خارج از کشور، فراتر از یک مسابقه آشپزی ساده دیده شد.

باید در نظر داشت که بخش مهمی از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان در سال‌های ابتدایی فعالیت خود، تمرکز بیشتری بر موضوعات سیاسی داشتند و سبک زندگی کمتر در مرکز توجه آنها قرار می‌گرفت. از اواسط دهه هشتاد شمسی اما پرداختن به زندگی روزمره و شیوه زیست ایرانیان اهمیت بیشتری پیدا کرد و برنامه‌هایی در این زمینه توانستند مخاطبان خود را پیدا کنند.

در این میان، شبکه «من و تو» با رویکردی متفاوت وارد میدان شد و کوشید تصویری خاص از سبک زندگی ایرانیان در سراسر جهان عرضه کند؛ تصویری که در بخش مهمی از برنامه‌های این شبکه، در تقابل با فضای فرهنگی حاکم بر داخل ایران تعریف می‌شد و جهانی متفاوت از زندگی را پیش چشم مخاطب قرار می‌داد؛ جهانی که در آن رفاه، آزادی انتخاب و سبک زندگی متفاوت، عناصر اصلی تصویرسازی بودند.

 را شرح دهید. اگر تصویر کاملا تزئینی است، این را خالی رها نمایید.

«من و تو» و ساختن یک زیست‌جهان رسانه‌ای

این شبکه در سال‌های فعالیت خود تلاش کرد نوعی «زیست‌جهان» رسانه‌ای از زندگی ایرانیان ارائه دهد که در مواردی از واقعیت فاصله می‌گرفت. برنامه‌هایی مانند «تونل زمان» نیز در همین مسیر عمل می‌کردند و با انتخاب تصاویر و روایت‌های خاص از دوره پهلوی، تصویری گزینشی از گذشته معاصر ایران می‌ساختند.

«تونل زمان» با استفاده از تصاویر آرشیوی و بازنمایی بخشی از زندگی اجتماعی آن دوره، چشم‌اندازی نسبتاً کارت‌پستالی از ایران پیش از انقلاب ارائه می‌کرد؛ روایتی که از نگاه منتقدان این برنامه، بخشی از پیچیدگی‌ها و ضعف‌های آن دوره تاریخی را کنار می‌گذاشت و بر تصویری نوستالژیک و مطلوب از گذشته تأکید می‌کرد.

در کنار این برنامه‌های تاریخی، «بفرمایید شام» نیز بخشی از همین استراتژی رسانه‌ای بود؛ برنامه‌ای که با استفاده از عنصر رقابت، حضور شرکت‌کنندگان ایرانی خارج از کشور و نمایش سبک زندگی آنها، در پی ساختن نوعی روایت جذاب و قابل مصرف از زندگی مهاجران بود.

در چنین ساختاری، رقابت به یکی از مؤلفه‌های اصلی برنامه تبدیل می‌شد و موفقیت نیز در پیوند با حضور در یک مسابقه و کسب امتیاز تعریف می‌شد. این وجه رقابتی، از منظر نگاه انتقادی متن حاضر، به بخشی از منطق فرهنگی سرمایه‌داری متأخر شباهت دارد؛ جایی که رقابت‌پذیری به عنوان یکی از ضرورت‌های موفقیت اجتماعی بازنمایی می‌شود.

اکنون اما «من و تو» تعطیل شده و «بفرمایید شام» نیز دیگر آن حضور سابق را در فضای رسانه‌ای ندارد. از این منظر، بازگشت به جهان این برنامه در قالب یک نمایش تئاتری، خود نیازمند توضیح و ضرورت تازه‌ای است؛ چرا که جامعه مخاطب نیز در طول این سال‌ها تغییر کرده و فاصله زمانی، نسبت او را با پدیده‌هایی از این دست دگرگون کرده است.

«تراس»؛ نمایشی درباره آدم‌هایی که از «بفرمایید شام» عبور نکرده‌اند

با چنین مقدمه‌ای می‌توان به نمایش «تراس» پرداخت؛ اجرایی که مدتی پیش در سالن چهار مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه رفت و آن‌چنان که انتظار می‌رفت، با استقبال گسترده مخاطبان مواجه نشد.

گویی تعطیلی خود برنامه «بفرمایید شام» نیز ضربه‌ای به نمایشی وارد کرده که قصد دارد روایتی انتقادی از پشت صحنه این برنامه ارائه دهد. به بیان دیگر، جامعه تا حد زیادی از این برنامه و حواشی پیرامون آن عبور کرده است و همان همدلی و حساسیتی که ممکن بود در سال‌های فعالیت آن نسبت به این پدیده وجود داشته باشد، امروز دیگر به همان شکل قابل مشاهده نیست.

برای مخاطب تئاتر نیز صرفاً بازگشت به یک برنامه تلویزیونی پرمخاطب، نمی‌تواند به خودی خود ضرورتی برای تولید یک نمایش ایجاد کند. «تراس» زمانی می‌توانست اهمیت بیشتری پیدا کند که در مواجهه با «بفرمایید شام» به یک اتفاق تازه و ویژه دست می‌یافت؛ اما نکته اینجاست که در بخش مهمی از اجرا، منطق خود همان برنامه در حال بازتولید شدن است.

با این حال، نباید از اهمیت بالقوه موضوع غافل شد. مواجهه انتقادی با «بفرمایید شام» به عنوان یکی از عناصر هویت‌ساز بخشی از ایرانیان طبقه متوسط و مهاجر، همچنان می‌تواند از منظر مطالعات رسانه و پژوهش‌های اجتماعی موضوعی قابل تأمل باشد. مسئله این است که تئاتر چگونه می‌تواند از سطح بازسازی یک موقعیت آشنا عبور کند و به کشف لایه‌های پنهان‌تر آن بپردازد.

 را شرح دهید. اگر تصویر کاملا تزئینی است، این را خالی رها نمایید.

وقتی نمایش در دام چیزی می‌افتد که قرار بود نقدش کند

یکی از مهم‌ترین مشکلات «تراس» در سطح فرم اجرایی آشکار می‌شود. اگر این نمایش را از منظر فرم بررسی کنیم، پیشنهاد تازه و رادیکالی برای تئاتر ارائه نمی‌کند و در بسیاری از لحظات، بیش از آن‌که فاصله خود را با ساختار «بفرمایید شام» حفظ کند، به فضای همان برنامه و رئالیسم رایج در پشت صحنه چنین تولیداتی نزدیک می‌شود.

به همین دلیل، می‌توان گفت نویسنده و کارگردان در دام چیزی گرفتار می‌شوند که قرار بوده منتقد آن باشند. اجرا سر به راه حرکت می‌کند و نسبت خود را با چارچوب کلی برنامه حفظ می‌کند؛ در نتیجه، آن فاصله انتقادی مورد انتظار به اندازه کافی شکل نمی‌گیرد.

«تراس» به‌جای آن‌که از جهان «بفرمایید شام» عبور کند و آن را به بستری برای کشف تناقض‌های تازه تبدیل کند، در بسیاری از مواقع همان الگوی آشنای روابط اجتماعی، رقابت، رازهای شخصی و بحران‌های اخلاقی را تکرار می‌کند.

نقطه قوت نمایش؛ بازی‌ها و خلق موقعیت‌های کوچک

با وجود این نقدها، «تراس» از نقاط قوتی نیز برخوردار است. بازی بازیگران قابل توجه است، فضای نمایش برای تماشاگر ملموس به نظر می‌رسد و موقعیت‌های کوچک دراماتیک به‌خوبی ساخته و پرداخته می‌شوند. شخصیت‌ها نیز تا حد زیادی از پرداخت مناسبی برخوردارند و رابطه میان آنها در طول اجرا به شکل قابل قبولی پیش می‌رود.

شوخ‌طبعی موجود در دیالوگ‌ها، تنش‌هایی که میان این چهار نفر در فضای محدود تراس یک خانه شکل می‌گیرد و شناخت تدریجی آنها از یکدیگر، از جمله بخش‌هایی است که به اجرا جان می‌دهد.

فرانک کلانتر، امین اسفندیار، شادی ضیایی، نادر خوشبخت و فرزام رنجبر در این پروژه حضور دارند و هر یک در ساختن فضای اجتماعی نمایش نقش خود را ایفا می‌کنند. چهار شخصیت نمایش در مواجهه با یکدیگر، مجموعه‌ای از دوستی‌های سطحی، فخرفروشی‌های شخصی، رقابت‌ها و رازهای پنهان را آشکار می‌کنند؛ رازهایی که قرار نیست تا پایان همچنان پنهان بمانند.

این آدم‌ها در ظاهر تلاش می‌کنند تصویری مرتب و موفق از زندگی مهاجرتی خود ارائه دهند، اما در جریان موقعیت‌های مختلف، تناقض‌ها و ضعف‌هایشان آشکار می‌شود. همین فاصله میان آنچه افراد از خود نشان می‌دهند و آنچه واقعاً هستند، یکی از عناصر قابل تأمل نمایش است.

 را شرح دهید. اگر تصویر کاملا تزئینی است، این را خالی رها نمایید.

«تراس» و فاصله گرفتن از امر سیاسی

با این حال، نمایش در ارجاع به مناسبات سیاسی و اجتماعی روز، محافظه‌کارانه عمل می‌کند. دغدغه‌های اصلی همچنان در سطح مسائل شخصی باقی می‌مانند و اشاره به تاریخ ملتهب سیاسی و اجتماعی، جنبش‌های اجتماعی و تحولات پیرامونی، در حداقل ممکن قرار دارد.

این انتخاب، البته می‌تواند آگاهانه باشد، اما در نتیجه نهایی باعث می‌شود «تراس» نتواند از محدوده بحران‌های شخصی شخصیت‌هایش فراتر برود و تصویری پیچیده‌تر از جامعه مهاجران ایرانی ارائه دهد.

ماجرای نمایش درباره آخرین حضور چهار شرکت‌کننده در یکی از قسمت‌های برنامه «بفرمایید شام» و اتفاقاتی است که میان آنها رخ می‌دهد. این همان ساختار روایی آشنایی است که به واسطه آن، بحران‌های اخلاقی و مناسبات درونی طبقه متوسط آشکار می‌شود.

نمایشنامه را محمود احدی‌نیا نوشته و فرزام رنجبر آن را کارگردانی کرده است. ساختار اثر نیز بر همین موقعیت محدود استوار است؛ چهار نفری که در فضای یک تراس کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و در جریان گفت‌وگوها و تنش‌های میان خود، آرام‌آرام لایه‌های دیگری از شخصیت و گذشته یکدیگر را آشکار می‌کنند.

تراسی که می‌توانست شهر را بیشتر وارد نمایش کند

طراحی صحنه نیز بر مبنای همین ایده شکل گرفته است. تماشاگرانی که در دو سوی صحنه قرار گرفته‌اند، موقعیتی شبیه حضور در یک تراس واقعی را تجربه می‌کنند؛ فضایی محدود که آدم‌ها را ناگزیر از مواجهه با یکدیگر می‌کند.

با این حال، نمایش می‌توانست از ظرفیت همین تراس بیشتر استفاده کند. حوادثی که در اطراف این فضا جریان دارد، می‌توانست نقش پررنگ‌تری در اثر داشته باشد و جغرافیای شهری نیز می‌توانست مفهوم «در معرض نگاه دیگران بودن» یا زیر نظر قرار گرفتن را به شکلی جدی‌تر به تماشاگر منتقل کند.

تراس در یک خانه صرفاً یک فضای معماری نیست؛ می‌تواند مرزی میان فضای خصوصی و عمومی باشد. جایی که فرد در عین حضور در خانه، در معرض نگاه همسایه‌ها، شهر و دیگران قرار دارد. بهره‌گیری بیشتر از این ظرفیت می‌توانست فرم نمایش را از یک بازسازی ساده موقعیت، به تجربه‌ای پیچیده‌تر و معنادارتر تبدیل کند.

 را شرح دهید. اگر تصویر کاملا تزئینی است، این را خالی رها نمایید.

زمان «تراس» گذشته است؟

در نهایت، می‌توان گفت زمانه «تراس» تا حدی گذشته است. پیچیدگی زندگی ایرانیان خارج از کشور و جامعه دیاسپورای ایرانی امروز، بسیار بیشتر از آن چیزی است که در قالب «بفرمایید شام» بازنمایی می‌شد و طبیعتاً نمی‌توان همه این پیچیدگی را با بازگشت به همان الگوهای آشنا توضیح داد.

«تراس» از منظر فرم نیز در مسیرهای پیموده‌شده حرکت می‌کند و رویکردی محافظه‌کارانه دارد. مسئله فقط این نیست که نمایش موضوعی قدیمی را انتخاب کرده؛ مسئله اصلی این است که در مواجهه با موضوع نیز آن‌قدر از چارچوب‌های شناخته‌شده فاصله نمی‌گیرد که بتواند آن را دوباره برای مخاطب معاصر مسئله‌مند کند.

به نظر می‌رسد حال‌وهوای طبقه متوسطی حاکم بر نمایش، بیش از آن‌که در مسیر نقد این طبقه و جست‌وجوی «امر نو» حرکت کند، در حال بازتولید روابط همان طبقه است. شخصیت‌ها، مناسبات، رقابت‌ها، فخرفروشی‌ها و رازهای شخصی، همگی در نهایت به بازسازی یک جهان آشنا منجر می‌شوند.

«تراس» برای فراروی از این وضعیت، نیازمند گشودن راه‌هایی تازه و مواجهه با ناشناخته‌هاست؛ مسیری که در آن تئاتر فقط بازتاب‌دهنده یک برنامه تلویزیونی قدیمی نباشد، بلکه بتواند از دل آن، پرسش‌های تازه‌ای درباره مهاجرت، هویت، طبقه اجتماعی و زندگی ایرانیان خارج از کشور طرح کند.

امتیاز تحریریه

کارگردانی
نمایشنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (موسیقی، نور، گریم، طراحی صحنه و ...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این تئاتر

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
محمدحسن خدایی
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا