کریستوفر نولان از سختترین فیلم زندگیاش میگوید؛ پشتصحنه «ادیسه» و شباهتهای آن با «اوپنهایمر»

- کریستوفر نولان در گفتوگویی مفصل از دشوارترین تجربه فیلمسازی دوران حرفهای خود در «ادیسه» سخن گفته است؛ فیلمی که طی ۹۱ روز در پنج کشور فیلمبرداری شد و نخستین اثر تاریخ سینماست که بهطور کامل با دوربینهای آیمکس ساخته شده است. نولان همچنین درباره ارتباط مفهومی این فیلم با «اوپنهایمر»، بازآفرینی شخصیتهای زن هومر، استفاده از جلوههای عملی و دلیل عجیب خود برای نگفتن «کات!» هنگام فیلمبرداری توضیح میدهد.
چارسو پرس: در طول ۹۱ روز فیلمبرداری در پنج کشور مختلف، کریستوفر نولان و گروه بازیگران و عوامل فیلم «ادیسه» (The Odyssey) تا مرز توان جسمی و روحی خود پیش رفتند تا حماسه جاودانه هومر را به تصویر بکشند. آنها در دل دریا، میان گذرگاههای سنگی کوهستان، جنگلهای انبوه و سواحل شنی فیلمبرداری کردند و همزمان با بادهای شدید، بارانهای سیلآسا و گرمای طاقتفرسا دستوپنجه نرم کردند؛ تجربهای که به گفته اعضای گروه، تقریباً به اندازه سفر طولانی و پرمشقت اودیسئوس دشوار بود.
برخی از لوکیشنها آنقدر دورافتاده و صعبالعبور بودند که پیش از این هیچ گروه فیلمسازی جرأت کار در آنها را نداشت. در بسیاری از روزها، اعضای گروه تولید مجبور بودند ساعتها از مسیرهای سنگلاخی بالا بروند تا اصلاً به محل فیلمبرداری برسند.
کریستوفر نولان، تنها یک روز پس از نخستین نمایش فیلم در نیویورک، با چهرهای خسته اما راضی میگوید:
«فکر نمیکنم تا به حال بعد از پایان یک پروژه اینقدر احساس خستگی کرده باشم. سختترین کاری بود که در تمام دوران حرفهایام انجام دادهام. برای همه ما یک آزمون واقعی استقامت بود.»
مت دیمون، بازیگر نقش اودیسئوس، نیز تجربه تولید فیلم را چیزی فراتر از یک پروژه سینمایی توصیف میکند:
«بیشتر شبیه یک سفر اکتشافی بود تا ساخت یک فیلم. شوخی همیشگی گروه این بود که میگفتیم “خب، یونان خیلی سخت بود، حتماً ایتالیا راحتتر است!” اما وقتی به ایتالیا میرسیدیم، اوضاع همانقدر دشوار بود. بعد فکر میکردیم ایسلند دیگر آسان خواهد بود، اما آنجا باران از پهلو میبارید و ما تمام شب مشغول فیلمبرداری بودیم.»
نولان دوشادوش گروه کار میکرد
به گفته مت دیمون، یکی از مهمترین دلایل حفظ روحیه گروه این بود که خود نولان نیز تمام سختیها را همراه آنان تحمل میکرد.
او میگوید:
«همیشه کنار دوربین بود. وقتی ما از سرما و باران خیس میشدیم، او هم خیس میشد. اگر لازم بود از کوه بالا برویم، او هم دقیقاً همان مسیر را با ما طی میکرد.»
در حالی که قرار بود فیلمبرداری مدت بیشتری ادامه پیدا کند، پروژه زودتر از برنامه به پایان رسید؛ هرچند نولان معتقد است این پایان زودهنگام بیشتر ناشی از فرسودگی کامل گروه بود.
او توضیح میدهد:
«میتوانستیم ۹ روز دیگر هم فیلمبرداری کنیم، اما واقعیت این است که دیگر توانش را نداشتیم. نمیشد بیشتر از این روی آن قایقها بمانیم. بنابراین اگرچه زودتر تمام کردیم، اما در حقیقت فقط خودمان را به خط پایان رساندیم.»
فیلمی که همه نگاهها به آن دوخته شده بود
یک روز مانده به اکران رسمی «اودیسه» در ۱۷ ژوئیه، نولان در دفتر روابط عمومیاش در محله سوهو نیویورک درباره فیلم صحبت میکند.
این پروژه ۲۵۰ میلیون دلاری با درجه سنی R از همان ابتدا یکی از مهمترین فیلمهای سال به شمار میرفت و همزمان با این گفتوگو، نقدهای اولیه نیز منتشر شده بودند؛ نقدهایی که تقریباً همگی ستایشآمیز بودند.
هرچند فیلم با حضور ستارگانی مانند مت دیمون، آن هاتاوی و تام هالند ساخته شده، اما بسیاری معتقدند ستاره اصلی پروژه خود کریستوفر نولان است.
کارگردانی که پس از موفقیت مجموعه «شوالیه تاریکی»، با فیلمهایی مانند «تلقین» (Inception)، «دانکرک»، «اوپنهایمر» و حالا «ادیسه» به یکی از معدود فیلمسازانی تبدیل شده که صرف حضور نامش میتواند مخاطبان سراسر جهان را به سالنهای سینما بکشاند.
بیشتر بخوانید
موسیقی فیلم «اودیسه» چگونه ساخته شد؟ استفاده از سازهای باستانی و گونگهای برنزی
سامانتا مورتون: نولان کاری کرده که هیچکس نتوانسته است
سامانتا مورتون، بازیگر نقش جادوگر سیرسه، درباره نولان میگوید:
«او قالبهای رایج را شکست. به شکلی عجیب هم با تماشاگر عادی که فقط میخواهد سرگرم شود ارتباط برقرار میکند و هم با عاشقان جدی سینما. من واقعاً کسی را نمیشناسم که بتواند مانند او این دو گروه را همزمان راضی کند.»
نخستین فیلم تاریخ که کاملاً با دوربینهای آیمکس ساخته شد
اگرچه داستان «ادیسه» در دنیای باستان میگذرد، اما نولان آن را فرصتی برای آزمایش مرزهای فناوری سینما دانست.
او تصمیم گرفت تمام فیلم را با دوربینهای IMAX فیلمبرداری کند؛ اتفاقی که برای نخستین بار در تاریخ سینما رخ داده است.
نتیجه، فیلمی عظیم از نظر مقیاس بصری است؛ از سقوط شهر تروا و نبرد با سیکلوپ غولپیکر گرفته تا کشمکشهای سیاسی داخل کاخ ایتاکا، همه در ابعادی خیرهکننده روی پرده آیمکس جان میگیرند.
اما رسیدن به چنین نتیجهای ساده نبود.
دوربینهای آیمکس حدود ۳۰۰ پوند (بیش از ۱۳۵ کیلوگرم) وزن دارند و صدایی بلند شبیه مخلوطکنهای صنعتی تولید میکنند.
بازیگران در روزهای نخست نمیدانستند چگونه باید مقابل چنین تجهیزات عظیمی بازی کنند؛ تجهیزاتی که به گفته برخی از آنها، بیشتر شبیه یک خودروی شاسیبلند بودند تا یک دوربین فیلمبرداری.
آن هاتاوی: همه چیز بر پایه اعتماد به نولان بود
آن هاتاوی که در فیلم نقش پنلوپه، همسر اودیسئوس، را بازی میکند، میگوید کار با دوربینهای آیمکس تجربهای کاملاً تازه بود و حتی اعضای باسابقه گروه نیز باید خود را با شرایط جدید وفق میدادند.
او میگوید:
«همه چیز بر پایه اعتماد کامل به کریس (نولان) بود. او گروهی وفادار از همکارانش را کنار خود دارد و بسیاری از آنها قبلاً با دوربینهای آیمکس سکانسهای اکشن فیلمبرداری کرده بودند، اما هیچوقت صحنههای احساسی و صمیمانهای مثل صحنههای من را با این دوربینها نگرفته بودند. در یک معنا، همه ما دوباره مبتدی شده بودیم.»
بیشتر بخوانید
راهنمای کامل بازیگران فیلم «اودیسه» کریستوفر نولان | معرفی همه شخصیتها، خدایان و قهرمانان
چرا نولان سر صحنه هرگز فریاد «کات!» نمیزد؟
یکی از مشکلات فیلمبرداری با دوربینهای آیمکس این بود که هر حلقه فیلم کمتر از سه دقیقه ظرفیت داشت؛ بنابراین دوربینها مرتب در میانه برداشتها نیاز به تعویض حلقه داشتند.
پس از چند روز آزمون و خطا، نولان تصمیم گرفت روش متفاوتی را در پیش بگیرد.
او دیگر هنگام تمام شدن حلقه فیلم فریاد «کات!» نمیزد.
در عوض، با آرامش از بازیگران میخواست چند لحظه مکث کنند، حلقه جدید داخل دوربین قرار میگرفت و سپس دقیقاً از همان نقطه ادامه میدادند.
نولان درباره دلیل این تصمیم توضیح میدهد:
«وقتی میگویم “کات”، انگار زنگ تفریح به صدا درمیآید؛ همه سیگار روشن میکنند یا حواسشان پرت میشود. اگر بخواهید تنش و تمرکز صحنه حفظ شود، این کلمه را نباید بیهوده به کار ببرید.»
او ادامه میدهد:
«بین “اکشن” و “کات” یک فضای مقدس وجود دارد. میخواهید همه افراد گروه به شکل غریزی کنار هم قرار بگیرند، ذهن خود را آزاد کنند و در یک ریتم مشترک بهترین عملکردشان را ارائه دهند. این هماهنگی بیشتر شبیه اجرای زنده تئاتر است.»

«ادیسه»؛ ادامه معنوی «اوپنهایمر»
اگرچه «ادیسه» در ظاهر یک حماسه اسطورهای و ماجراجویانه است، اما نولان آن را اثری صرفاً سرگرمکننده نمیداند.
از نگاه او، این فیلم در بسیاری از جنبهها ادامهای معنوی بر «اوپنهایمر» است.
مت دیمون که در هر دو فیلم نقش اصلی را ایفا کرده، میگوید هنگام خواندن فیلمنامه فوراً شباهتهای میان دو شخصیت را احساس کرده است.
در «اوپنهایمر»، رابرت اوپنهایمر با ساخت بمب اتم جهان را وارد عصری تازه میکند و با عذاب وجدان ناشی از پیامدهای اختراعش زندگی میکند.
در «ادیسه» نیز اودیسئوس با طراحی اسب تروا زمینه نابودی کامل شهر تروا را فراهم میکند.
دیمون میگوید:
«در نبوغ اودیسئوس میتوان بازتابی از نبوغ اوپنهایمر را دید و در هر دو، پیامدهای تراژیک این دستاوردها زندگی شخصیتها را نابود میکند. هر دو مرد، تا پایان عمر از کاری که انجام دادهاند رنج میبرند.»
قانون «زِنیا»؛ مفهومی که نولان میخواست دوباره زنده کند
یکی از مفاهیمی که نولان در اقتباس خود برجسته کرده، مفهوم یونانی «زِنیا» (Xenia) است.
در اساطیر یونان، زِنیا به قانونی مقدس اشاره دارد که بر اساس آن، هر فرد موظف است با غریبهها با احترام و مهماننوازی رفتار کند؛ زیرا ممکن است آن غریبه در حقیقت یکی از خدایان باشد که در لباس انسان ظاهر شده است.
نولان میگوید:
«این قانون قرار بود انسانها را در مسیر درست نگه دارد. برای من جالب بود که وابستگی متقابل انسانها اساس تمدن است و شاید حتی تعریف خود تمدن باشد. هم “اوپنهایمر” و هم “ادیسه” نشان میدهند که انسانها چقدر راحت این اصل را نادیده میگیرند و همین موضوع نشان میدهد تمدن تا چه اندازه شکننده است و چگونه میتواند بهسرعت فروبپاشد.»
بیشتر بخوانید
دنیایی اسطورهای اما کاملاً واقعی
در «ادیسه»، شخصیتها با هیولاها میجنگند، در کنار خدایان قدم میزنند و معجزه میبینند.
اما نولان نمیخواست این جهان بیش از حد فانتزی به نظر برسد.
به همین دلیل تا حد امکان از جلوههای ویژه عملی (Practical Effects) استفاده کرد و تنها در مواقع ضروری به سراغ جلوههای کامپیوتری رفت.
مت دیمون درباره این رویکرد میگوید:
«کریس مدام یک کلمه را تکرار میکرد؛ “واقعی”. او میخواست همه چیز ملموس باشد. لباسها باید خاک واقعی روی خود داشته باشند. دکورها باید شبیه مکانهایی باشند که انسانها واقعاً در آن زندگی کردهاند، نه دنیایی مصنوعی و دور از دسترس.»
«اودیسه»؛ روایتی انسانی از پیامدهای جنگ
اگرچه داستان «ادیسه» همان روایت آشنای هومر را دنبال میکند، اما کریستوفر نولان تلاش کرده است بیش از هر چیز بر جنبه انسانی آن تمرکز کند.
در فیلم، اودیسئوس پس از پیروزی در جنگ تروا همراه یارانش راهی خانه میشود، اما طوفان آنها را از مسیر منحرف میکند. در دورترین نقاط جهان شناختهشده، آنان برای زنده ماندن با سیکلوپهای آدمخوار، آواز فریبنده سیرنها و جادوگری روبهرو میشوند که مردان را به خوک تبدیل میکند.
با این حال، از نگاه نولان، «ادیسه» تنها داستان هیولاها و خدایان نیست؛ بلکه روایتی درباره بهای سنگین جنگ و انسانهایی است که ناخواسته قربانی آن میشوند.
سامانتا مورتون: سیرسه را قربانی جنگ دیدم، نه یک اغواگر افسانهای
سامانتا مورتون که نقش جادوگر مشهور اساطیر یونان، سیرسه، را بازی میکند، میگوید هنگام ایفای این نقش هرگز او را یک زن اغواگر تصور نکرده است.
او توضیح میدهد:
«خانواده من یک خانواده نظامی هستند. جنگ موضوع بسیار پیچیدهای است. مردان پیچیدهاند و رابطه ما با آنها، چه بهعنوان همسر، خواهر یا دختر، همیشه پیچیده بوده است.»
مورتون ادامه میدهد:
«در خانواده من افرادی بودهاند که قربانی تجاوز و خشونت جنسی شدهاند و هنگام بازی در این نقش به آن تجربهها فکر میکردم.»
به همین دلیل، سیرسه در فیلم نولان زنی است که سالها خشونت دیده و اکنون تنها میخواهد از خود محافظت کند؛ نه جادوگری اغواگر که صرفاً برای فریب مردان زندگی میکند.
شخصیتهای زن؛ بزرگترین تفاوت فیلم با اثر هومر
شاید مهمترین تفاوت اقتباس نولان با منظومه هومر، جایگاه شخصیتهای زن باشد.
در متن اصلی، پنلوپه بیشتر به عنوان همسری صبور، وفادار و منتظر معرفی میشود؛ زنی که سالها چشمانتظار بازگشت شوهرش میماند.
اما در نسخه نولان، پنلوپه شخصیتی بسیار فعالتر، باهوشتر و سیاسیتر پیدا کرده است.
او باید دهها خواستگار قدرتطلب را کنترل کند، از تاجوتخت پسرش محافظت کند و همزمان امید خود را برای بازگشت اودیسئوس از دست ندهد.
آن هاتاوی: پنلوپه دیگر فقط زن صبور نیست
آن هاتاوی درباره برداشت تازه نولان از این شخصیت میگوید:
«همیشه روایت رایجی درباره پنلوپه وجود داشت که بر مهربانی، پاکدامنی و دوستداشتنی بودن او تأکید میکرد.»
او ادامه میدهد:
«کریس شخصیتی خلق کرده که همه این ویژگیها را حفظ کرده، اما در عین حال مجبور است در شرایطی بسیار محدودکننده و دشوار تصمیمهای سخت بگیرد. این زن که سالها نماد صبر بوده، حالا با آیندهای نامعلوم روبهرو است و دیگر توان تحمل بیپایان ندارد.»
«برای اولین بار احساس کردم این داستان مرا هم دعوت میکند»
هاتاوی خاطرهای از یکی از دوستانش تعریف میکند که پیش از دیدن فیلم علاقهای به آثار هومر نداشت.
او میگوید:
«دوستم همیشه فکر میکرد ادیسه داستانی است که تمام مشکلات دنیا را گردن زنان میاندازد.»
اما پس از تماشای فیلم، با چشمانی اشکآلود از سالن خارج شد و به هاتاوی گفت:
«برای نخستین بار احساس کردم این داستان دستش را به سوی من دراز کرده و مرا هم پذیرفته است.»
نولان جنگ را باشکوه نشان نمیدهد
بسیاری از تماشاگران پس از دیدن فیلم، بیش از هر چیز درباره صحنههای نبرد صحبت میکنند؛ از سقوط تروا گرفته تا نبرد با سربازان عظیمالجثه و زرهپوش.
اما نولان تأکید میکند که هدفش ستایش جنگ نبوده است.
برای نمونه، در صحنه سقوط تروا، تماشاگر ابتدا همراه سربازان از خروج مخفیانه آنها از اسب چوبی هیجانزده میشود، اما این احساس خیلی زود جای خود را به وحشت میدهد.
دوربین نولان سربازانی را نشان میدهد که:
- به زنان تجاوز میکنند،
- خانهها را غارت میکنند،
- و از خشونتی که به راه انداختهاند لذت میبرند.
در نتیجه، پیروزی نظامی به جای آنکه باشکوه جلوه کند، چهره واقعی و ویرانگر جنگ را آشکار میسازد.
بیشتر بخوانید
نقد فیلم «ادیسه»؛ کریستوفر نولان حماسه هومر را باشکوه اما سرد روایت میکند
تأثیر بحرانهای امروز جهان بر «ادیسه»
خبرنگار ورایتی در پایان گفتوگو به مصاحبهای با نولان در زمان اکران «اوپنهایمر» اشاره میکند.
آن زمان، جنگ اوکراین تازه آغاز شده بود و نولان با نگرانی از احتمال وقوع یک فاجعه هستهای سخن میگفت.
اکنون نیز با ادامه جنگها در غزه، اوکراین و ایران، این پرسش مطرح میشود که آیا این بحرانها بر نگاه او به «ادیسه» تأثیر گذاشتهاند؟
نولان در پاسخ میگوید:
«این دقیقاً وظیفه من است. اگر کارم را درست انجام داده باشم، همیشه میان اتفاقات جهان و آنچه روی پرده میبینید ارتباطی وجود خواهد داشت.»
او اضافه میکند:
«اما دوست ندارم بیش از حد مستقیم یا شعارگونه با این موضوع برخورد کنم. مهمترین وظیفه سینما همچنان سرگرم کردن مردم است و این ارزشمندترین ویژگی فیلمهاست.»
جمعبندی
مصاحبه ورایتی نشان میدهد که «ادیسه» برای کریستوفر نولان صرفاً اقتباسی از یکی از مشهورترین آثار ادبی جهان نیست؛ بلکه پروژهای است که در آن فناوری سینما، روایت اسطورهای و دغدغههای معاصر به هم میرسند.
از فیلمبرداری طاقتفرسا در پنج کشور گرفته تا استفاده کامل از دوربینهای آیمکس، از بازتعریف شخصیتهای زن هومر تا نمایش بیپرده خشونت جنگ و پیوند مفهومی با «اوپنهایمر»، نولان تلاش کرده است اثری خلق کند که هم یک بلاکباستر عظیم باشد و هم مخاطب را به تأمل درباره تمدن، قدرت، مسئولیت و پیامدهای جنگ وادارد.
سوالات متداول
چرا کریستوفر نولان «ادیسه» را سختترین فیلم خود میداند؟
زیرا فیلم طی ۹۱ روز در پنج کشور و در شرایط آبوهوایی بسیار دشوار فیلمبرداری شد و گروه تولید با چالشهای فیزیکی فراوانی روبهرو بودند.
آیا «ادیسه» کاملاً با دوربینهای IMAX ساخته شده است؟
بله. «ادیسه» نخستین فیلم بلند تاریخ سینماست که بهطور کامل با دوربینهای IMAX فیلمبرداری شده است.
ارتباط «ادیسه» با «اوپنهایمر» چیست؟
کریستوفر نولان و مت دیمون معتقدند هر دو فیلم درباره نابغههایی هستند که اختراع یا تصمیم آنها پیامدهای ویرانگری برای بشریت به همراه دارد و با احساس گناه زندگی میکنند.
چرا نولان هنگام فیلمبرداری از واژه «کات» استفاده نمیکرد؟
او معتقد است گفتن «کات» تمرکز بازیگران و گروه را از بین میبرد. به همین دلیل هنگام تعویض حلقه فیلم، بدون پایان دادن رسمی برداشت، تنها از بازیگران میخواست چند لحظه مکث کنند.
مهمترین تفاوت اقتباس نولان با منظومه هومر چیست؟
در این نسخه، شخصیتهای زن بهویژه پنلوپه و سیرسه نقش پررنگتر و پیچیدهتری دارند و فیلم بیش از گذشته بر پیامدهای انسانی جنگ تمرکز میکند.









