نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «امید»؛ آشوبی مسلحانه، خنده‌دار و تماشایی با هیولایی که از حد انتظار ضعیف‌تر است

خلاصه نوشته
  • فیلم تازه نا هونگ‌جین، با وجود جلوه‌های ویژه نه‌چندان موفق و داستانی که در بخش‌هایی بیش از اندازه کش پیدا می‌کند، برای بخش بزرگی از زمان خود یکی از سرگرم‌کننده‌ترین و خیره‌کننده‌ترین آثار اکشن سال است؛ فیلمی پر از شوخی‌های بی‌پروا، درگیری‌های خونین و صحنه‌های اکشنی که گاهی به معنای واقعی کلمه نفس‌گیرند.

چارسو پرس: یک دهه از زمانی که نا هونگ‌جین، فیلمساز سرشناس کره‌ای، با «شیون» در سال ۲۰۱۶ تماشاگران را با ترکیبی غیرقابل‌پیش‌بینی از وحشت، جنایت و ماوراءالطبیعه غافلگیر کرد، می‌گذرد. از آن زمان، طرفداران او با کنجکاوی منتظر فیلم بعدی‌اش بوده‌اند؛ اثری که طبق معمول قرار بود به‌سادگی در یک گونه سینمایی مشخص جا نگیرد.

در ماه‌های اخیر، اخبار پراکنده‌ای درباره پروژه تازه او منتشر می‌شد. با این حال، حتی با وجود حضور بازیگران بین‌المللی شناخته‌شده و بودجه‌ای که گفته می‌شود بزرگ‌ترین بودجه تاریخ سینمای کره جنوبی است، جزئیات فیلم تا آخرین لحظه در هاله‌ای از ابهام باقی ماند.

حالا «امید» از راه رسیده است؛ فیلمی خنده‌دار، شلوغ، طولانی و در عین حال برخوردار از برخی از نفس‌گیرترین و ظریف‌ترین صحنه‌های اکشن سینمای امسال. همین موضوع این پرسش را مطرح می‌کند که آیا اساساً چیزی می‌توانست در برابر چنین انتظاری دوام بیاورد؟

فیلمی که برای مدتی طولانی هیولایش را نشان نمی‌دهد

به نظر می‌رسد این پرسش از همان ابتدا ذهن نا هونگ‌جین، نویسنده و کارگردان فیلم، را به خود مشغول کرده باشد. چرا که در بخش قابل‌توجهی از یک ساعت نخست «امید»، این احتمال وجود دارد که اصلاً هیولایی را که عامل تمام این آشوب‌هاست نبینیم.

داستان در شهر کوچک «بندر امید» در کره جنوبی اتفاق می‌افتد؛ شهری دورافتاده که آن‌قدر به همسایه شمالی و دشمن دیرینه کشور نزدیک است که تابلوهای قدیمی در سطح شهر درباره مین‌های زمینی هشدار می‌دهند و از مردم می‌خواهند «جاسوس‌ها را گزارش کنند» و «مراقب نفوذی‌ها باشند».

زمان داستان احتمالاً اواخر دهه ۱۹۸۰ است؛ در دوره‌ای پیش از تلفن‌های همراه. «بوم‌سوک» با بازی هوانگ جونگ‌مین، رئیس پلیس این شهر کوچک، برای بررسی یک اتفاق عجیب به دشتی وسیع در حاشیه شهر فراخوانده می‌شود. لاشه یک گاو بزرگ در حالی پیدا شده که بدنش به شکلی هولناک تکه‌تکه شده است.

گروهی شکارچی به رهبری «سونگ‌کی» با بازی جو این‌سونگ این لاشه را پیدا کرده‌اند. سونگ‌کی پسرعموی بوم‌سوک است. در این شهر کوچک تقریباً همه یکدیگر را می‌شناسند یا با هم نسبت خانوادگی دارند؛ موضوعی که چند دقیقه بعد، وقتی بوم‌سوک در خیابان‌ها و کوچه‌های ویران‌شده شهر می‌دود و تقریباً هر جسد خون‌آلودی را که می‌بیند با نام صدا می‌زند، کاملاً روشن می‌شود.

فعلاً اما او بالای سر گاو مرده ایستاده و با شکارچیانی روبه‌روست که سر به سرش می‌گذارند و می‌گویند احتمالاً کار یک ببر است؛ ببری که هر چند وقت یک‌بار از شمال پایین می‌آید و برای شکار غذا پیدا می‌کند.

آن‌ها تصمیم می‌گیرند برای پیدا کردن این موجود وارد جنگل شوند. اما درست زمانی که بوم‌سوک به شهر برمی‌گردد، مشخص می‌شود که منطقه با چیزی بسیار بدتر از یک گربه‌سان فراری از کره شمالی روبه‌رو شده است؛ موجودی که می‌تواند از دیوارهای آجری عبور کند و خودروهای کامل را به سمت مردم فراری پرتاب کند.

اکشنی که به‌طرز دیوانه‌واری سرگرم‌کننده است

اوضاع زمانی بدتر می‌شود که گروه شکارچیان از دسترس خارج هستند و نیروی کمکی هم وجود ندارد؛ زیرا تمام نیروهای اضافی برای مقابله با آتش‌سوزی‌های جنگلی اعزام شده‌اند.

تا اینکه افسر «سونگ‌ائه» با بازی هویون، ستاره «بازی مرکب»، با خودرو پلیس از راه می‌رسد و به کمک می‌آید.

سونگ‌ائه به جای اینکه بترسد، عصبانی است. او با یک چرخش کامل و تماشایی خودرو فریاد می‌زند که این موجود افراد زیادی را کشته است و می‌گوید: «هیولا باشد یا نباشد، این درست نیست!»

واقعاً دشوار است بتوان میزان سرگرم‌کنندگی یک ساعت نخست «امید» را بیش از حد توصیف کرد. فیلم از حال‌وهوای آثار وسترن و فیلم‌های علمی‌تخیلی درجه‌دوی دهه ۱۹۵۰ بهره می‌گیرد و در نتیجه شبیه نسخه‌ای بسیار بزرگ‌تر و پرهزینه‌تر از فیلم فرقه‌ای «لرزش‌ها» ساخته ران آندروود می‌شود.

در این میان، فیلمبردار نابغه، هونگ کیونگ‌پیو، که فیلم‌هایی مانند «انگل»، «سوختن» و «شیون» را در کارنامه دارد، دوربین شناور خود را با چنان ظرافت و اعتمادبه‌نفسی حرکت می‌دهد که گویی خود دوربین با لحنی طعنه‌آمیز در حال تماشای آشوب و قتل‌عامی است که طراحی صحنه لی هیوک‌یونگ در برابرش ساخته است.

شخصیت‌هایی که در دل آشوب زنده می‌شوند

همکاری‌ها و خرابکاری‌ها یکی پس از دیگری از راه می‌رسند و تقریباً هر شخصیت، خودش یک شخصیت کامل و متمایز است.

بوم‌سوک با پیرمردی سالخورده و خشن روبه‌رو می‌شود که زیر یک پل پناه گرفته است. او همراه این پیرمرد برای مدتی کوتاه به شکار هیولا می‌رود. ماجرا زمانی به شکلی خنده‌دار به پایان می‌رسد که این دو از پشت یک در بسته به سمت موجود تیراندازی می‌کنند و بعد متوجه می‌شوند هدفشان در واقع قصاب محلی بوده که پشت در مشغول صحبت با تلفن بوده است.

قصاب بدشانس پیش از اینکه روی زمین بیفتد، در حالی که احتمالاً زخم‌های گلوله برایش مرگبار هستند، به تلفن می‌گوید: «عزیزم، بعداً بهت زنگ می‌زنم.»

حالا بوم‌سوک باید با یک مشکل کاملاً عملی روبه‌رو شود: چطور یک پیرمرد کوچک‌اندام را وادار کند یک قصاب بزرگ، سوراخ‌سوراخ و خون‌آلود را به بیمارستان برساند؟

این همان چیزی است که «امید» را جذاب می‌کند. دیدن اینکه چنین فیلمسازی دقیق، جدی و فوق‌العاده ماهری، تمام توان خود را صرف یک داستان ظاهراً کلیشه‌ای و آشنا کرده، لذت‌بخش است.

حتی وقتی متوجه می‌شویم برخی از ترفندهای فیلم چگونه کار می‌کنند، تکرار دوباره آن‌ها somehow نتیجه‌ای حتی بهتر از قبل به همراه دارد.

برای نمونه، یکی از خالص‌ترین لحظات هیجان فیلم زمانی اتفاق می‌افتد که خودرویی با سرعت بالا دور می‌زند و دوربین نیز هم‌زمان با سر خوردن خودرو و تغییر مسیرش می‌چرخد تا پشت سر آن را دنبال کند؛ گویی سرعت و شتاب آن‌قدر زیاد شده که خود دوربین برای تغییر مسیر به اندازه یک باند فرودگاه فضا نیاز دارد.

و درست زمانی که همه‌چیز برای تماشاگر عالی پیش می‌رود، البته نه برای شخصیت‌هایی که یکی پس از دیگری کشته می‌شوند، سرانجام هیولا را می‌بینیم.

این موجود با فناوری ضبط حرکت توسط کامرون بریتون اجرا شده است.

هیولایی که از حد انتظار ضعیف‌تر است

شاید از ابتدا قرار بود دیدن هیولا ناامیدکننده باشد. با این حال، طراحی سبک‌وزن و قدیمی موجود بیگانه، که بیشتر یادآور بازی‌های ویدئویی قدیمی است، در میان دنیای واقعی و چشم‌نواز فیلم بیش از اندازه مصنوعی به نظر می‌رسد.

این ضعف در بخش میانی فیلم، که ۱۶۰ دقیقه طول دارد، بیشتر خودش را نشان می‌دهد. شکارچیان در جنگل به کشف‌های تازه‌ای می‌رسند، موجودات بیگانه بیشتری وارد داستان می‌شوند، خرده‌داستان‌های غیرضروری شکل می‌گیرند و فیلم تلاش می‌کند برای این موجودات پیشینه‌ای فراهم کند.

اما هیچ‌کدام از این افسانه‌پردازی‌ها به اندازه توضیح کاملاً جزئی و چندش‌آور یکی از پیرمردهای بندر امید درباره نخستین باری که این موجودات را در جنگل دیده، خنده‌دار نیست.

او در واقع توضیح می‌دهد هنگام دیدن آن‌ها مشغول چه کاری بوده است؛ کاری که در یک اصطلاح عامیانه مشهور، خرس‌ها هم انجام می‌دهند و ظاهراً خوردن گوشت خوک تند و نامناسب شب قبل در آن نقش داشته است.

از سوی دیگر، در داستان حمله موجودات بیگانه، جالب‌ترین نکته این است که بازیگران آن‌ها از بزرگ‌ترین ستاره‌های بین‌المللی فیلم هستند.

فیلمی که علاقه‌ای به پیام‌های سنگین ندارد

«امید» تقریباً با حالتی قهرمانانه از هرگونه بار مضمونی یا زیرمتن سیاسی و فلسفی دوری می‌کند.

اما همین ویژگی باعث می‌شود حضور آن در بخش مسابقه جشنواره کن کمی عجیب به نظر برسد؛ جایی که احتمالاً فیلم‌های لایه‌مندتر نا هونگ‌جین می‌توانستند انتخاب مناسب‌تری باشند.

«تعقیب‌کننده»، «دریای زرد» و «شیون» همگی در بخش‌های دیگری از جشنواره به نمایش درآمده بودند.

البته اگر کسی بخواهد کمی بیش از اندازه در جست‌وجوی معنا باشد، می‌تواند حضور مایکل فاسبندر، آلیشیا ویکاندر و تیلور راسل را در نقش اعضای خانواده بیگانه، که زیر حجم زیادی از جلوه‌های رایانه‌ای پنهان شده‌اند، نوعی وارونه‌سازی هوشمندانه از سنت بیگانه‌سازی بازیگران آسیایی در فیلم‌های عظیم هالیوودی بداند.

اما راستش این دیگر کمی زیاده‌روی است.

وقتی فیلم دوباره سرعت می‌گیرد

تا زمانی که فیلم وارد یک‌سوم پایانی می‌شود، «امید» دوباره به سرعت دیوانه‌وار خود بازمی‌گردد.

این بخش با یکی از بهترین تعقیب‌وگریزهای جاده‌ای فیلم به اوج می‌رسد؛ صحنه‌ای که تقریباً همه‌چیز را به سمت پرده پرتاب می‌کند، به جز یک موشک ضدتانک که برخلاف قانون معروف «تفنگ چخوف»، دیده می‌شود اما هیچ‌وقت شلیک نمی‌شود.

تا آن زمان، تماشاگر احتمالاً یاد گرفته است که ایرادهای جلوه‌های ویژه را نادیده بگیرد.

بهترین کار این است که عقب بنشینید و از درام انسانی، بدلکاری‌های واقعی و کمدی انسانی بی‌وقفه فیلم لذت ببرید.

چرا که ساکنان عجیب‌وغریب بندر امید شاید از مهاجمان فرازمینی کندتر، ضعیف‌تر، احمق‌تر و در نهایت کم‌افتخارتر باشند، اما قطعاً بسیار سرگرم‌کننده‌ترند.

جمع‌بندی

«امید» فیلمی است که در بهترین لحظاتش، چنان انرژی و شور سینمایی دارد که به‌سادگی می‌توان ضعف‌هایش را فراموش کرد. یک ساعت ابتدایی فیلم، ترکیبی کم‌نظیر از اکشن، شوخی، خشونت و فیلمسازی دقیق است و نشان می‌دهد نا هونگ‌جین هنوز می‌تواند از یک ایده ظاهراً ساده، آشوبی سینمایی و تماشایی خلق کند.

مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که فیلم از این انرژی فاصله می‌گیرد و به سمت توضیح دادن درباره موجودات بیگانه و گسترش جهان داستان می‌رود. مدت زمان ۱۶۰ دقیقه‌ای نیز باعث می‌شود بخش میانی بیش از اندازه کش‌دار احساس شود.

با این حال، بازگشت فیلم به ریتم تند در بخش پایانی، همراه با تعقیب‌وگریزهای بزرگ و بدلکاری‌های چشمگیر، دوباره همان چیزی را به ما یادآوری می‌کند که از ابتدا نقطه قوت اصلی «امید» بوده است: این فیلم بیش از آنکه بخواهد داستانی عمیق درباره موجودات بیگانه تعریف کند، آمده تا تماشاگر را سرگرم کند.

و در این زمینه، دست‌کم برای بخش بزرگی از زمان خود، کاملاً موفق است.


اطلاعات فیلم

نام فیلم: امید
نام اصلی: Hope
سال تولید: ۲۰۲۵
کشور سازنده: کره جنوبی
ژانر: اکشن، علمی‌تخیلی، هیجانی، کمدی سیاه
کارگردان: نا هونگ‌جین
نویسنده: نا هونگ‌جین
فیلمبردار: هونگ کیونگ‌پیو
بازیگران: هوانگ جونگ‌مین، جو این‌سونگ، هویون، مایکل فاسبندر، آلیشیا ویکاندر، تیلور راسل، کامرون بریتون
مدت زمان: ۱۶۰ دقیقه
جشنواره: جشنواره فیلم کن، بخش مسابقه


سوالات متداول درباره فیلم «امید»

فیلم «امید» درباره چیست؟

«امید» داستان شهری کوچک در کره جنوبی است که با ظهور موجودی ناشناخته و خطرناک روبه‌رو می‌شود. گروهی از پلیس‌ها، شکارچیان و ساکنان شهر تلاش می‌کنند در برابر این تهدید فرازمینی زنده بمانند.

کارگردان فیلم «امید» کیست؟

نا هونگ‌جین، فیلمساز شناخته‌شده کره‌ای و کارگردان آثاری مانند «تعقیب‌کننده»، «دریای زرد» و «شیون»، کارگردانی و نویسندگی این فیلم را بر عهده دارد.

بازیگران فیلم «امید» چه کسانی هستند؟

هوانگ جونگ‌مین، جو این‌سونگ، هویون، مایکل فاسبندر، آلیشیا ویکاندر و تیلور راسل از بازیگران اصلی فیلم هستند.

مدت زمان فیلم «امید» چقدر است؟

مدت زمان فیلم حدود ۱۶۰ دقیقه است.

فیلم «امید» چه ژانری دارد؟

این فیلم ترکیبی از اکشن، علمی‌تخیلی، هیجان‌انگیز و کمدی سیاه است و عناصری از فیلم‌های هیولایی و آثار بقا را نیز در خود دارد.

آیا فیلم «امید» ارزش دیدن دارد؟

اگر به فیلم‌های اکشن پرهیجان، موجودات بیگانه و سینمای ژانری کره جنوبی علاقه دارید، «امید» به‌خصوص به‌خاطر صحنه‌های اکشن و بدلکاری‌هایش ارزش تماشا دارد. با این حال، طول زیاد فیلم و ضعف جلوه‌های ویژه ممکن است برای بعضی تماشاگران آزاردهنده باشد.

آیا فیلم «امید» در جشنواره کن نمایش داده شد؟

بله. «امید» در بخش مسابقه اصلی جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد.


امتیاز تحریریه

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این فیلم

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
اعظم خالقی
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا