معرفی فیلم

«روزهای بهشت» (Days of Heaven)؛ شاهکاری که ترنس مالیک را به یکی از مهم‌ترین تصویرسازان سینما تبدیل کرد

خلاصه نوشته
  • فیلم «روزهای بهشت» (Days of Heaven) یکی از چشم‌نوازترین آثار سینمای دهه ۷۰ است؛ یک وسترن شاعرانه و ماندگار که کوئنتین تارانتینو آن را به «یک نقاشی متحرک» تشبیه کرده است. حالا این فیلم کلاسیک ۹۴ دقیقه‌ای فرصتی تازه برای دیده‌شدن پیدا کرده و می‌تواند مخاطبان نسل جدید را با یکی از خیره‌کننده‌ترین نمونه‌های فیلم‌برداری در تاریخ سینما آشنا کند.

چارسو پرس: «روزهای بهشت» (Days of Heaven) ساخته ترنس مالیک، یکی از آن فیلم‌هایی است که تماشای آن بیش از آنکه شبیه دنبال کردن یک داستان معمولی باشد، شبیه ورق زدن یک تابلوی نقاشی متحرک است. این فیلم ۹۴ دقیقه‌ای محصول ۱۹۷۸، با بازی ریچارد گیر، بروک آدامز و سم شپرد، هنوز هم به دلیل فیلم‌برداری خیره‌کننده، روایت مینیمال و نگاه شاعرانه‌اش به زندگی و طبیعت، جایگاهی ویژه در تاریخ سینما دارد.

جالب‌تر اینکه کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino) نیز از تحسین‌کنندگان این فیلم است و زمانی «روزهای بهشت» را یک «تابلوی نقاشی متحرک» توصیف کرده است؛ عبارتی که شاید بهترین توضیح برای تجربه بصری فیلم باشد.

چرا «روزهای بهشت» هنوز یکی از زیباترین فیلم‌های تاریخ سینماست؟

در دوره‌ای که بخش بزرگی از سینمای معاصر با دوربین‌های دیجیتال ساخته می‌شود، «روزهای بهشت» یادآور دوره‌ای است که نور طبیعی، نگاتیو فیلم و انتخاب دقیق زمان فیلم‌برداری می‌توانستند ظاهر یک فیلم را کاملاً دگرگون کنند.

داستان فیلم در سال‌های آغازین قرن بیستم و در میان مزارع وسیع تگزاس می‌گذرد. اما ترنس مالیک علاقه چندانی ندارد که این محیط را صرفاً به‌عنوان پس‌زمینه‌ای برای داستان استفاده کند. در «روزهای بهشت»، طبیعت خودش به یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم تبدیل می‌شود.

مزرعه‌های وسیع، آسمان باز، نور غروب، باد در میان گندمزارها و سکوت محیط، همگی بخشی از زبان روایی فیلم هستند. مالیک به جای آنکه همه چیز را با دیالوگ توضیح دهد، اجازه می‌دهد تصاویر بخش مهمی از احساسات شخصیت‌ها را منتقل کنند.

به همین دلیل است که «روزهای بهشت» حتی برای مخاطبی که از داستان آن چیزی نمی‌داند، می‌تواند تجربه‌ای کاملاً درگیرکننده باشد.

داستان «روزهای بهشت» درباره چیست؟

داستان فیلم در سال ۱۹۱۶ آغاز می‌شود. بیل (ریچارد گیر) کارگری جوان است که پس از درگیری با یک کارفرما مجبور می‌شود شیکاگو را ترک کند. او همراه با دوستش آبی (لیندا مانتز) و خواهرش ابی (بروک آدامز) راهی تگزاس می‌شود تا در مزرعه‌ای بزرگ کار کند.

بیل و ابی خود را زن و شوهر معرفی می‌کنند تا بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند. اما شرایط زمانی پیچیده‌تر می‌شود که صاحب جوان و ثروتمند مزرعه، با بازی سم شپرد (Sam Shepard)، به ابی علاقه‌مند می‌شود.

بیل متوجه می‌شود که مرد مزرعه بیمار است و احتمال دارد عمر زیادی برایش باقی نمانده باشد. همین موضوع باعث می‌شود ایده‌ای خطرناک شکل بگیرد: ابی با صاحب مزرعه ازدواج کند و پس از مرگ او، ثروت خانواده به آنها برسد.

اما نقشه‌ای که ابتدا ساده به نظر می‌رسد، به تدریج به داستانی درباره عشق، حسادت، فقر، طمع و پیامدهای انتخاب‌های انسانی تبدیل می‌شود.

فیلم در ظاهر داستانی ساده دارد، اما مالیک از همین موقعیت برای ساختن اثری درباره حرص، طبقه اجتماعی، طبیعت و شکنندگی زندگی انسان استفاده می‌کند.

ترنس مالیک چگونه «روزهای بهشت» را به یک اثر بصری منحصربه‌فرد تبدیل کرد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل شهرت فیلم، شیوه فیلم‌برداری آن است.

مالیک و فیلم‌بردار برجسته نستور آلمندروس (Néstor Almendros) تصمیم گرفتند تا حد امکان از نور طبیعی استفاده کنند. آنها به جای فیلم‌برداری در هر ساعت از روز، روی بازه بسیار محدودی از زمان تمرکز کردند؛ زمانی که نور خورشید نرم‌تر و گرم‌تر است.

این انتخاب به ظاهر ساده، تولید فیلم را بسیار دشوار کرد.

بسیاری از صحنه‌ها باید در مدت کوتاهی فیلم‌برداری می‌شدند؛ زیرا نور مناسب خیلی سریع تغییر می‌کرد. نتیجه اما تصاویری شد که بعدها به یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های فیلم‌برداری در سینمای دهه ۱۹۷۰ تبدیل شدند.

آسمان، مزرعه و شخصیت‌ها اغلب به شکلی در قاب قرار می‌گیرند که گویی به جای یک صحنه سینمایی، با یک نقاشی کلاسیک روبه‌رو هستیم.

همین ویژگی است که توضیح تارانتینو درباره فیلم را تا این اندازه دقیق می‌کند: «روزهای بهشت» بیشتر از آنکه صرفاً زیبا فیلم‌برداری شده باشد، واقعاً مانند یک نقاشی متحرک به نظر می‌رسد.

همکاری ترنس مالیک و نستور آلمندروس

فیلم‌برداری «روزهای بهشت» یکی از مهم‌ترین همکاری‌های سینمایی ترنس مالیک و نستور آلمندروس بود.

آلمندروس در استفاده از نور طبیعی و خلق تصاویر نرم و شاعرانه نقش اساسی داشت. با این حال، روند تولید فیلم بسیار طولانی‌تر و دشوارتر از برنامه اولیه شد و آلمندروس در ادامه مجبور شد پروژه را ترک کند.

پس از آن، هسکل وکسلر (Haskell Wexler) برای تکمیل فیلم‌برداری وارد پروژه شد و تلاش کرد زبان بصری ایجادشده در بخش نخست فیلم را حفظ کند.

این تغییر در گروه فیلم‌برداری، با وجود دشواری‌های تولید، به نتیجه‌ای رسید که از نظر بصری همچنان یکپارچه به نظر می‌رسد.

«روزهای بهشت» و اسکار بهترین فیلم‌برداری

تلاش‌های مالیک، آلمندروس و وکسلر سرانجام با یکی از مهم‌ترین جوایز سینمایی جهان مورد توجه قرار گرفت.

«روزهای بهشت» جایزه اسکار بهترین فیلم‌برداری را دریافت کرد؛ جایزه‌ای که به دلیل ساختار خاص تولید فیلم، نام آلمندروس را به‌عنوان فیلم‌بردار اصلی در تاریخ ثبت کرد، در حالی که هسکل وکسلر نیز در تکمیل فیلم نقش مهمی داشت.

این جایزه تنها یک موفقیت فنی نبود. در واقع، نشان داد که زبان بصری «روزهای بهشت» یکی از مهم‌ترین دستاوردهای سینمای آمریکا در دهه ۱۹۷۰ محسوب می‌شود.

چرا کوئنتین تارانتینو «روزهای بهشت» را دوست دارد؟

تارانتینو از فیلم‌سازانی است که علاقه زیادی به سینمای کلاسیک و فیلم‌برداری روی نگاتیو دارد. بنابراین علاقه او به اثری مثل «روزهای بهشت» چندان عجیب نیست.

برای تارانتینو، فیلم تنها مجموعه‌ای از دیالوگ‌ها، شخصیت‌ها و اتفاقات نیست؛ خود تصویر نیز می‌تواند بخشی از تجربه داستان‌گویی باشد.

«روزهای بهشت» دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد.

در این فیلم، زیبایی تصویر تزئینی نیست. نور، رنگ، فضای طبیعی و حرکت شخصیت‌ها در محیط، به شکل مستقیم با مضمون داستان ارتباط دارند.

مزرعه زیباست، اما همین زیبایی به تدریج به محیطی برای حسادت و خشونت تبدیل می‌شود. طبیعت آرام به نظر می‌رسد، اما زندگی شخصیت‌ها دائماً در حال فروپاشی است.

این تضاد میان زیبایی و تراژدی، یکی از دلایلی است که فیلم را پس از نزدیک به پنج دهه همچنان تازه نگه داشته است.

«روزهای بهشت»؛ فیلمی کوتاه اما ماندگار

یکی از نکات جالب درباره این اثر، مدت زمان آن است. «روزهای بهشت» تنها حدود ۹۴ دقیقه طول می‌کشد، اما فضای روایی و بصری آن بسیار بزرگ‌تر از زمان فیلم به نظر می‌رسد.

مالیک در این فیلم به جای توضیح دادن همه چیز، به سکوت، تصویر و جزئیات اعتماد می‌کند. شخصیت‌ها همیشه احساسات خود را با دیالوگ بیان نمی‌کنند و بسیاری از اتفاقات مهم از طریق نگاه‌ها، رفتارها و تصاویر منتقل می‌شوند.

به همین دلیل، فیلم بیشتر از آنکه یک داستان پرحادثه باشد، تجربه‌ای شاعرانه درباره انسان‌هایی است که در برابر نیروهایی بزرگ‌تر از خودشان قرار گرفته‌اند.

چرا «روزهای بهشت» هنوز ارزش تماشا دارد؟

اگر بخواهیم فقط یک دلیل برای تماشای «روزهای بهشت» انتخاب کنیم، احتمالاً باید از فیلم‌برداری شروع کنیم. اما ارزش واقعی فیلم تنها به زیبایی تصاویرش محدود نمی‌شود.

این اثر نمونه‌ای از سینمایی است که در آن فرم و محتوا از یکدیگر جدا نیستند.

طبیعت، نور و فضای باز فیلم به ما درباره زندگی شخصیت‌ها اطلاعات می‌دهند. سکوت‌ها به اندازه دیالوگ‌ها اهمیت دارند و تغییر نور می‌تواند حال‌وهوای یک صحنه را کاملاً عوض کند.

از سوی دیگر، فیلم نشان می‌دهد که چگونه یک داستان ساده درباره چند کارگر مزرعه می‌تواند به اثری درباره عشق، طبقه اجتماعی، ثروت، حسادت و مرگ تبدیل شود.

«روزهای بهشت» شاید فیلمی نباشد که همه مخاطبان با ریتم آرام و روایت شاعرانه‌اش ارتباط برقرار کنند؛ اما برای کسانی که به تاریخ سینما، فیلم‌برداری و آثار بصری متفاوت علاقه دارند، تجربه‌ای است که به‌سادگی فراموش نمی‌شود.

میراث «روزهای بهشت» در سینما

ترنس مالیک پس از «روزهای بهشت» مسیر بسیار متفاوتی را در سینما دنبال کرد و سال‌ها بعد با آثاری مانند خط باریک سرخ (The Thin Red Line)، درخت زندگی (The Tree of Life) و دیگر فیلم‌های شاعرانه‌اش، سبک شخصی خود را گسترش داد.

با این حال، «روزهای بهشت» همچنان یکی از خالص‌ترین نمونه‌های زبان سینمایی اوست؛ فیلمی که نشان می‌دهد می‌توان داستان را با کمترین توضیح و بیشترین اتکا به تصویر روایت کرد.

حتی امروز، زمانی که سینمای دیجیتال امکانات بی‌سابقه‌ای در اختیار فیلم‌سازان قرار داده، تصاویر این فیلم هنوز حال‌وهوای منحصربه‌فردی دارند.

شاید دلیلش این باشد که زیبایی «روزهای بهشت» نتیجه یک فیلتر یا تکنیک دیجیتال نیست؛ حاصل نور واقعی، زمان‌بندی دقیق، نگاتیو فیلم و نگاه یک فیلم‌ساز وسواسی به جهان اطرافش است.

جمع بندی

«روزهای بهشت» از آن فیلم‌هایی است که اهمیتش فقط در داستان خلاصه نمی‌شود. این اثر نمونه‌ای برجسته از سینمای شاعرانه ترنس مالیک و یکی از نقاط عطف فیلم‌برداری در سینمای آمریکا است.

فیلمی که در سال ۱۹۷۸ ساخته شد، هنوز هم می‌تواند مخاطب امروزی را با تصاویرش شگفت‌زده کند؛ و شاید همین ماندگاری بهترین دلیل برای توصیفی باشد که کوئنتین تارانتینو درباره آن به کار برده است.

«روزهای بهشت» واقعاً یک نقاشی متحرک است؛ اما نقاشی‌ای که پشت زیبایی خیره‌کننده‌اش، داستانی تلخ درباره عشق، فقر، حسادت و مرگ پنهان کرده است.

گرد آورنده
معصومه فرخی
منبع
collider
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا