۸ فیلم شاهکار جنگ جهانی دوم با دقت تاریخی بالا
- فیلمهای جنگی زمانی به اوج خود میرسند که مرز میان سینما و واقعیت را تا حد ممکن از میان بردارند. در این میان، تعدادی از فیلمهای جنگ جهانی دوم به دلیل بازسازی دقیق نبردها، تجهیزات نظامی، فضای تاریخی و تجربه سربازان، تحسین مورخان و کارشناسان را برانگیختهاند. از «طولانیترین روز» و «تورا! تورا! تورا!» تا «بیا و بنگر» و «نجات سرباز رایان»، این هشت فیلم از نمونههای برجسته سینمای جنگ هستند که تلاش کردهاند تصویری واقعگرایانه و دور از کلیشههای هالیوودی از جنگ جهانی دوم ارائه دهند.
چارسو پرس: اگرچه روز یادبود در ماه مه برگزار میشود، سپتامبر ماهی است که آغاز و پایان جنگ جهانی دوم را در خود جای داده است؛ جنگی که از اول سپتامبر ۱۹۳۹ تا دوم سپتامبر ۱۹۴۵ ادامه داشت و با بر جای گذاشتن ۷۰ تا ۸۵ میلیون قربانی، مرگبارترین درگیری نظامی بینالمللی تاریخ به شمار میرود.
بسیاری از فیلمها از جنگ جهانی دوم تنها به عنوان پسزمینهای برای سرگرمی استفاده کردهاند، اما بهترین نمونهها تلاش میکنند واقعیت خشن جنگ، دقت تاریخی و اصالت وقایع را بدون مصالحه به تصویر بکشند.
چه فیلمی کل شش سال جنگ را بررسی کند و چه تنها بر یک نبرد یا رویداد مشخص، مانند حمله به پرل هاربر یا عملیات پیاده شدن نیروهای متفقین در نرماندی در روز «دی»، تمرکز داشته باشد، آثار شاخص سینمای جنگ جهانی دوم معمولاً از سوی مورخان، سربازان سابق، پژوهشگران و کارشناسان نیز مورد بررسی قرار گرفتهاند.
در این فهرست، نمونههایی از سینمای آمریکا، آلمان و روسیه انتخاب شدهاند؛ فیلمهایی که هر یک به شیوهای متفاوت تلاش کردهاند تصویری باورپذیر و تاریخی از جنگ جهانی دوم ارائه دهند.
«طولانیترین روز» (The Longest Day)؛ ۱۹۶۲
روایتی چندجانبه از حمله متفقین در روز «دی»
فیلم «طولانیترین روز» بر اساس کتاب غیرداستانی کورنلیوس رایان که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد، ساخته شده و تلاش میکند حمله نیروهای متفقین به نرماندی در ششم ژوئن ۱۹۴۴ را در قالب روایتی شبیه به یک مستند و بدون قهرمانپردازی اغراقآمیز بازسازی کند.
نیروهای آمریکا، بریتانیا و کانادا در آن روز به سواحل نرماندی در فرانسه یورش بردند. فیلم برای افزایش اعتبار تاریخی خود از بازیگرانی استفاده کرد که سابقه حضور در جنگ جهانی دوم داشتند؛ از جمله هنری فوندا، رابرت رایان و راد استایگر. همین مسئله کمک کرد فیلم بتواند حمله تاریخی به نرماندی را از چند زاویه و دیدگاه ملی متفاوت روایت کند.
بر اساس گزارش «وار هیستوری آنلاین»، کورنلیس رایان کتاب خود را پس از گفتوگو با حدود سه هزار سرباز سابق و غیرنظامی که در جریان حمله نرماندی حضور داشتند یا آن را تجربه کرده بودند، نوشت. فیلم نیز با همکاری رسمی ارتش آمریکا ساخته شد و برای بازسازی وقایع از افراد واقعی که در عملیات روز «دی» حضور داشتند، کمک گرفت.
در میان این افراد میتوان به ژنرال آمریکایی جیمز «جامپین جیم» گاوین، فیلیپ کیفر، فردریک مورگان، جان هاوارد، سایمون فریزر و ژنرال آلمانی گونتر بلومنتریت اشاره کرد.
استاد تاریخ، جرد فردریک، نیز پس از بررسی مفصل تفاوتهای واقعیت و فیلم، «طولانیترین روز» را در میان دقیقترین فیلمهای جنگ جهانی دوم قرار داده است.
این فیلم را ببینید اگر: میخواهید روایت نسبتاً متعادلی از عملیات روز «دی» را از دیدگاه چند کشور مختلف ببینید، نه فقط روایت آمریکایی آن؛ روایتی که بعدها «نجات سرباز رایان» به شکل مشهورتر و بسیار خشونتآمیزتری ارائه کرد.
این فیلم را نبینید اگر: حوصله یک فیلم جنگی سهساعته و سیاهوسفید را ندارید.
بیشتر بخوانید
۱۰ پایان ماندگار برتر تاریخ فیلمهای جنگی؛ رتبهبندی بهترین پایانها
«پاتن» (Patton)؛ ۱۹۷۰
زندگینامهای تاریخی و واقعگرایانه که اسکار بهترین فیلم را برد
فیلمنامه این فیلم را فرانسیس فورد کوپولا نوشته و اثر توانست تصویری صریح و گاه بیرحمانه از ژنرالی بسیار سختگیر، میهنپرست و جنجالی ارائه دهد. جورج سی. اسکات نیز با بازی برنده اسکار خود، به شکلی قابلتوجه شخصیت ژنرال جرج اس. پاتن را بازسازی کرد؛ فرماندهای که در طول جنگ جهانی دوم مجموعهای از مأموریتهای پرریسک و بحثبرانگیز را هدایت کرد و در کنار تواناییهای نظامی، ضعفهای شخصیتی آشکاری نیز داشت.
این فیلم در مجموع هفت جایزه اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم را دریافت کرد.
یکی از دلایل دقت تاریخی «پاتن»، استفاده از منابع و مشاوره شخصیتهای واقعی جنگ بود. ژنرال عمر ن. بردلی، که زندگینامهاش یکی از منابع اصلی فیلم بود، در روند تولید مورد مشورت قرار گرفت.
فیلم همچنین به دلیل جزئیات مربوط به صحنههای نبرد و بازنمایی تجهیزات نظامی مورد توجه قرار گرفت و فیلمبرداری آن در مکانهایی از جمله اسپانیا و مراکش انجام شد.
در کنار این منابع، فیلمنامه از تحقیقات مورخ و روزنامهنگار نظامی آمریکایی-مجاری، لادیسلاس فاراگو، و کتاب «پاتن: مصیبت و پیروزی» نیز بهره گرفت.
این فیلم را ببینید اگر: از بازی جورج سی. اسکات، فیلمنامه فرانسیس فورد کوپولا و فیلمهای جنگی میهنپرستانه لذت میبرید.
این فیلم را نبینید اگر: شخصیت پاتن و شیوه رهبری نظامی جنجالی او برایتان بیش از حد بحثبرانگیز است.
«تورا! تورا! تورا!» (Tora! Tora! Tora!)؛ ۱۹۷۰
دقیقترین بازسازی حمله ژاپن به پرل هاربر
فیلم «تورا! تورا! تورا!» که اغلب از آن به عنوان یکی از دقیقترین فیلمهای ساختهشده درباره حمله ژاپن به پرل هاربر در هفتم دسامبر ۱۹۴۱ یاد میشود، یکی از آثار مهم برای علاقهمندان تاریخ جنگ جهانی دوم است.
برای بازسازی حمله، حتی از کشتی جنگی واقعی USS Yorktown استفاده شد. البته فیلم در برخی جزئیات تاریخی اشتباههای کوچکی دارد، اما مؤسسه نیروی دریایی آمریکا، بازسازی آن را که بر اساس تحقیقات لادیسلاس فاراگو و کتاب «تورا! تورا! تورا!» نوشته گوردون پرنج شکل گرفته بود، از نظر تاریخی قابل توجه دانسته است.
فیلم اگرچه در پرداخت برخی شخصیتها چندان موفق نیست، اما نمیتوان تلاش گسترده سازندگان برای بازسازی دقیق حمله ژاپن و واکنش نیروهای آمریکایی را نادیده گرفت.
صحنههای پرواز با استفاده از نمونههای عملیاتی و سفارشیشده هواپیماهای واقعی دوران جنگ جهانی دوم فیلمبرداری شد. فیلم همچنین برای تأکید بر اهمیت حمله، از مطالب مربوط به خاطرات دریادار ژاپنی ایزوروکو یاماموتو استفاده کرد.
یکی از مهمترین ویژگیهای «تورا! تورا! تورا!» این است که برخلاف بسیاری از فیلمهای جنگی آمریکایی، تلاش میکند حمله پرل هاربر را هم از دیدگاه نیروهای ژاپنی و هم از منظر ارتش آمریکا روایت کند و کمتر به یک روایت یکطرفه و تبلیغاتی متکی باشد.
این فیلم را ببینید اگر: به حمله پرل هاربر از نگاه ژاپنیها علاقه دارید و میخواهید آن را با فیلمهایی مانند «پرل هاربر» مقایسه کنید.
این فیلم را نبینید اگر: ترجیح میدهید روایت کاملاً آمریکایی و میهنپرستانه مایکل بی را در «پرل هاربر» ببینید.
بیشتر بخوانید
۸ فیلم جنگی با رده سنی بزرگسال که میتوان آنها را شاهکار دانست
«یک پل خیلی دور» (A Bridge Too Far)؛ ۱۹۷۷
روایتی صادقانه از عملیات مارکت گاردن
فیلم سهساعته و پرستاره «یک پل خیلی دور» ساخته ریچارد اتنبرا نیز از مزیت اقتباس از کتابی نوشته کورنلیوس رایان، روزنامهنگار و پژوهشگر سرشناس جنگ، برخوردار است.
فیلم به عملیات مارکت گاردن در هلند در سپتامبر ۱۹۴۴ میپردازد؛ عملیاتی که پس از پیاده شدن نیروهای متفقین در نرماندی انجام شد اما در نهایت شکست خورد.
این اثر به دلیل دقت تاریخی و بازسازی جزئیات عملیات نظامی مورد تحسین قرار گرفته است.
نیک هاجز از کانال یوتیوب History Buffs یکی از مدافعان جدی واقعگرایی فیلم است و بر تلاش گسترده اتنبرا و گروه سازنده برای بازسازی درست وقایع، بدون افزودن بیش از اندازه عناصر هالیوودی، تأکید کرده است.
البته منتقدانی مانند راجر ایبرت زمان طولانی فیلم و تکرار مأموریتهای مختلف، از جمله تلاش ناموفق برای عبور از مسیر «هلز هایوی»، را مورد انتقاد قرار دادهاند. با این حال، گاردین نیز به میزان بالای شباهت فیلم با واقعیت تاریخی اشاره کرده است.
این فیلم را ببینید اگر: از فیلمهای جنگی گروهی دهه ۱۹۷۰ لذت میبرید، سبک کار ریچارد اتنبرا را دوست دارید و میخواهید ببینید چرا عملیات مارکت گاردن با وجود ابعاد گستردهاش شکست خورد.
این فیلم را نبینید اگر: تحمل سه ساعت خشونت جنگی و مأموریتهای متعدد را ندارید یا ترجیح میدهید فیلم جنگی حتماً با پیروزی متفقین تمام شود.
«داس بوت» (Das Boot)؛ ۱۹۸۱
یکی از واقعگرایانهترین فیلمهای زیردریایی تاریخ سینما
«داس بوت» ساخته ولفگانگ پترسن به طور گسترده یکی از نفسگیرترین و واقعگرایانهترین فیلمهای زیردریایی درباره جنگ جهانی دوم محسوب میشود.
فیلم بر اساس تجربیات و مشاهدات لوتار گونتر بوخهایم ساخته شده؛ نویسندهای که همراه سربازان آلمانی در مأموریتهای زیردریایی واقعی با زیردریایی U-۹۶ در اقیانوس اطلس حضور داشت.
کمتر فیلمی توانسته است تنش، بدگمانی، وحشت ناشی از محبوس شدن و فشار روانی جنگ زیر آب را با چنین شدتی به تصویر بکشد.
«داس بوت» در کنار دراماتیزه کردن برخی وقایع، جزئیات بسیاری از زندگی واقعی خدمه زیردریایی را نیز به نمایش میگذارد؛ از فضای بسیار تنگ داخل زیردریایی و غذای فاسد گرفته تا بوی نامطبوع، خستگی و کاهش روحیه خدمه در جریان نبرد آتلانتیک.
نمونههای کامل و دقیق زیردریاییهای U-boat برای تولید فیلم ساخته شد و این نمونهها به سیستم هیدرولیک کاملاً عملیاتی مجهز بودند.
البته فیلم برای فشرده کردن خط زمانی وقایع یا افزایش تأثیر برخی صحنههای اکشن، از آزادیهای هنری نیز استفاده کرده است. با این حال، در مجموع بازیگران برای ایفای نقش زیردریایینشینها آموزش دیدند و حتی برای حفظ ظاهر رنگپریده و بیروح شخصیتها، مدتهایی را دور از نور خورشید سپری کردند.
این فیلم را ببینید اگر: میخواهید بدانید فیلمهایی مانند «U-۵۷۱»، «کریمسون تاید» و «شکار زیردریایی سرخ اکتبر» تا چه اندازه تحت تأثیر «داس بوت» قرار گرفتهاند.
این فیلم را نبینید اگر: از فضاهای بسته و محصور دچار اضطراب میشوید.
«بیا و بنگر» (Come and See)؛ ۱۹۸۵
تکاندهندهترین فیلم روسی درباره جنگ جهانی دوم
عنوان «بیا و بنگر» حتی نمیتواند عمق خشونت و وحشتی را که فیلم به نمایش میگذارد، منتقل کند.
اثر آخرالزمانی و ضدجنگ الم کلیموف، حمله نازیها به روستایی کوچک در بلاروس و مقاومت مردم را از نگاه پسربچهای نوجوان روایت میکند.
فلوریای جوان با بازی الکسی کراوچنکو، نوجوانی ساده و بیتجربه است که تفنگی پیدا میکند و به نیروهای مقاومت میپیوندد. اما تجربه جنگ چهره او را بهتدریج تغییر میدهد و در پایان، آثار روانی خشونت را میتوان در صورت و رفتار او مشاهده کرد.
فیلم به شکلی بیرحمانه مخاطب را به میدان جنگ میبرد و اجازه نمیدهد وحشت آن از فاصلهای امن تماشا شود.
«بیا و بنگر» بر اساس روایتهای دستاول و کتاب «من اهل روستای آتشگرفتهام» نوشته آلس آداموویچ ساخته شده است. عنوان کتاب به یکی از هولناکترین جنایتهای جنگ اشاره دارد؛ زمانی که نیروهای نازی روستایی را به آتش کشیدند و دهها غیرنظامی را در داخل آن سوزاندند.
فیلم از موسیقی میهنپرستانه رایج در آثار جنگی نیز فاصله میگیرد و همین انتخاب، به واقعگرایی هولناک آن کمک میکند.
بازنمایی فیلم از نابودی حدود ۶۰۰ بلاروسی نیز به دلیل اصالت تاریخی و شدت تکاندهندهاش مورد توجه قرار گرفته است.
این فیلم را ببینید اگر: از فیلمهای جنگی با حالوهوای سینمای هنری نمیترسید و میخواهید اثری ببینید که احتمالاً پس از پایان آن نیز مدتها از ذهن شما خارج نمیشود.
این فیلم را نبینید اگر: تحمل خشونت شدید و واقعگرایانه جنگ را ندارید.
«نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan)؛ ۱۹۹۸
حمله روز «دی» همچنان معیار طلایی سینمای جنگ است
استیون اسپیلبرگ برای «نجات سرباز رایان» دومین اسکار بهترین کارگردانی خود را دریافت کرد؛ فیلمی که به یکی از تأثیرگذارترین آثار جنگ جهانی دوم در تاریخ سینما تبدیل شد.
داستان اصلی درباره گروهی از سربازان است که مأموریت پیدا میکنند سرباز جوانی را پیدا کنند که سه برادرش در جنگ کشته شدهاند. این بخش از داستان به شکل آزادانه از زندگی واقعی گروهبان فریتز نیلند و برادرانش الهام گرفته شده است.
اما آنچه بیش از هر چیز «نجات سرباز رایان» را متمایز کرد، صحنه افتتاحیه ۲۴ دقیقهای حمله به ساحل اوماها است؛ صحنهای بهشدت خشن و واقعگرایانه که استاندارد تازهای برای بازنمایی نبرد در سینما ایجاد کرد.
فیلم البته برای افزایش تأثیر دراماتیک و پرداخت شخصیتها، در برخی موارد از واقعیت فاصله میگیرد، اما مورخ جنگ جهانی دوم، جان مکمانوس، امتیاز ۹ از ۱۰ را از نظر دقت تاریخی به آن داده است.
او میزان قدرت آتش، شرایط آبوهوایی و وضعیت جزر و مد در صحنه فرود نیروها را با واقعیت تاریخی مقایسه کرده و آنها را بسیار نزدیک به واقعیت دانسته است.
بررسیهای تاریخی دیگر نیز میزان دقت صحنه فرود در ساحل اوماها را تأیید کردهاند و این سکانس را یکی از دقیقترین بازسازیهای سینمایی از یک عملیات نظامی واقعی دانستهاند.
این فیلم را ببینید اگر: از طرفداران استیون اسپیلبرگ و تام هنکس هستید و میخواهید یکی از خشنترین و واقعگرایانهترین بازسازیهای حمله روز «دی» را ببینید.
این فیلم را نبینید اگر: مرگ شخصیتهای اصلی و فضای روانی سنگین فیلم برایتان دشوار است یا صحنه افتتاحیه جنگی میتواند برایتان بیش از حد شدید و آزاردهنده باشد.
«هکساو ریج» (Hacksaw Ridge)؛ ۲۰۱۶
داستان واقعی قهرمانی که حاضر نشد اسلحه به دست بگیرد
مل گیبسون در «هکساو ریج» داستان واقعی دزموند تی. داس را روایت میکند؛ امدادگر ارتش آمریکا و فردی صلحطلب که در جریان نبرد اوکیناوا در جنگ جهانی دوم، بدون شلیک حتی یک گلوله، حدود ۷۵ سرباز را نجات داد.
اندرو گارفیلد در این فیلم یکی از تحسینشدهترین نقشهای خود را ایفا میکند و شخصیت داس را به عنوان سربازی به تصویر میکشد که به دلیل باورهای شخصیاش حاضر نیست اسلحه به دست بگیرد، اما در عین حال مصمم است جان سربازان مجروح را نجات دهد.
فیلم بر اساس مستند «مخالف وجدان» ساخته شده و داستان واقعی آن به اندازهای غیرعادی و باورنکردنی است که گاهی شبیه یک داستان تخیلی به نظر میرسد.
بخشهایی از پیشینه شخصی داس برای اهداف دراماتیک تغییر کرده یا پررنگتر شدهاند، اما شجاعت واقعی او در میدان نبرد و امتناعش از حمل سلاح، همچنان یکی از قابل توجهترین نمونههای فداکاری در تاریخ نظامی آمریکا محسوب میشود.
مورخ جنگ جهانی دوم، جان مکمانوس، امتیاز ۸ از ۱۰ را از نظر دقت تاریخی به فیلم داده است. او بهویژه به بازنمایی پشتیبانی تاکتیکی سربازان و استفاده از مسلسل کالیبر ۳۰ در یکی از صحنههای اصلی نبرد اشاره کرده است.
این فیلم را ببینید اگر: میخواهید یکی از بهترین بازیهای اندرو گارفیلد را ببینید و از سبک کارگردانی مل گیبسون در فیلمهایی مانند «شجاعدل» و «آپوکالیپتو» لذت میبرید.
جمعبندی
این هشت فیلم نشان میدهند که دقت تاریخی در سینمای جنگ فقط به بازسازی لباس، سلاح و صحنههای نبرد محدود نمیشود. گاهی یک فیلم با نشان دادن وحشت سربازان، گاهی با روایت همزمان دیدگاه دو طرف جنگ و گاهی با نمایش تأثیر روانی خشونت بر انسانها، به واقعیت تاریخی نزدیکتر میشود.
از نگاه چندجانبه «طولانیترین روز» و «تورا! تورا! تورا!» تا واقعگرایی خشن «نجات سرباز رایان» و کابوس ضدجنگ «بیا و بنگر»، هر یک از این آثار تلاش کردهاند جنگ جهانی دوم را فراتر از یک داستان ساده درباره قهرمانان و پیروزیها به تصویر بکشند.
اطلاعات فیلمها در یک نگاه
| فیلم | سال | کارگردان | موضوع اصلی |
|---|---|---|---|
| طولانیترین روز | ۱۹۶۲ | کن آناکین و دیگران | حمله روز «دی» |
| پاتن | ۱۹۷۰ | فرانکلین جی. شافنر | زندگی ژنرال پاتن |
| تورا! تورا! تورا! | ۱۹۷۰ | ریچارد فلیشر، کینجی فوکاساکو، توشیو ماسودا | حمله پرل هاربر |
| یک پل خیلی دور | ۱۹۷۷ | ریچارد اتنبرا | عملیات مارکت گاردن |
| داس بوت | ۱۹۸۱ | ولفگانگ پترسن | جنگ زیردریاییها |
| بیا و بنگر | ۱۹۸۵ | الم کلیموف | اشغال بلاروس توسط نازیها |
| نجات سرباز رایان | ۱۹۹۸ | استیون اسپیلبرگ | فرود نرماندی |
| هکساو ریج | ۲۰۱۶ | مل گیبسون | نبرد اوکیناوا |
سوالات متداول
کدام فیلم جنگ جهانی دوم بیشترین دقت تاریخی را دارد؟
«نجات سرباز رایان»، «طولانیترین روز»، «تورا! تورا! تورا!» و «داس بوت» از جمله فیلمهایی هستند که به دلیل بازسازی دقیق وقایع و جزئیات جنگی بیشترین تحسین را دریافت کردهاند.
آیا «نجات سرباز رایان» بر اساس داستان واقعی ساخته شده است؟
داستان فیلم کاملاً واقعی نیست، اما ایده اصلی آن از داستان واقعی گروهبان فریتز نیلند و برادرانش الهام گرفته شده است. همچنین بخش حمله به ساحل اوماها بر اساس واقعیت تاریخی ساخته شده است.
واقعگرایانهترین فیلم جنگ جهانی دوم کدام است؟
پاسخ به این سؤال به جنبه مورد نظر بستگی دارد. برای بازسازی نبرد «نجات سرباز رایان»، برای جنگ زیردریایی «داس بوت» و برای نمایش وحشت غیرنظامیان «بیا و بنگر» از برجستهترین انتخابها هستند.
آیا «بیا و بنگر» یک فیلم ضدجنگ است؟
بله. فیلم الم کلیموف یکی از مهمترین آثار ضدجنگ تاریخ سینما محسوب میشود و به جای قهرمانسازی، بر خشونت، آسیب روانی و نابودی انسانها در جنگ تمرکز دارد.
کدام فیلم درباره حمله به پرل هاربر دقیقتر است؟
«تورا! تورا! تورا!» معمولاً به عنوان یکی از دقیقترین بازسازیهای سینمایی حمله ژاپن به پرل هاربر شناخته میشود؛ بهخصوص به دلیل تلاش فیلم برای ارائه دیدگاه ژاپنی و آمریکایی در کنار یکدیگر.


















