معرفی فیلم

۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

خلاصه نوشته
  • وسترن‌ها بیش از یک قرن است که در شکل‌گیری تصویری که مخاطبان از مرزهای آمریکا و زندگی در غرب وحشی دارند، نقش مهمی ایفا کرده‌اند. اما همه وسترن‌ها قهرمانان قانون‌مدار، هفت‌تیرکش‌های شکست‌ناپذیر و روایت‌های ساده‌ای از خیر و شر ارائه نمی‌کنند. وسترن‌های تجدیدنظرطلب با زیر سؤال بردن کلیشه‌های ژانر، از خود می‌پرسند چه کسانی قربانی اجرای عدالت در مرزهای غربی می‌شوند و آیا خشونت واقعاً می‌تواند مشکلات را حل کند یا نه. در این مطلب، سراغ ۱۰ وسترن کمتر دیده‌شده‌ای رفته‌ایم که برداشت‌های سنتی از این ژانر را به چالش می‌کشند.

چارسو پرس: وسترن‌ها بیش از یک قرن است که به مخاطبان سینما یاد داده‌اند مرزهای آمریکا را چگونه تصور کنند. در نسخه کلاسیک این ژانر، قواعد معمولاً مشخص‌اند: مأمور قانون آدم خوب داستان است، قانون‌شکن تهدید محسوب می‌شود و مردی مسلح می‌تواند زمانی که هیچ راه دیگری باقی نمانده، نظم را برقرار کند.

حتی بسیاری از بهترین وسترن‌هایی که برای طرفداران سریال «یلواستون» و فیلم‌های کوین کاستنر جذاب هستند، همچنان از همین سنت‌ها استفاده می‌کنند؛ حتی اگر در ادامه آن‌ها را پیچیده‌تر کنند.

اما وسترن تجدیدنظرطلب یا Revisionist Western آگاهانه این قواعد را زیر سؤال می‌برد. این فیلم‌ها به جای آنکه کابوی یا هفت‌تیرکش را قهرمانی بی‌چون‌وچرا نشان دهند، بررسی می‌کنند چه کسانی از اجرای عدالت در مرزهای غربی آسیب می‌بینند و آیا خشونت اساساً می‌تواند چیزی را حل کند یا نه.

آن‌ها همچنین ممکن است تصویر رمانتیک و افسانه‌ای از گسترش سرزمین‌های آمریکا به سمت غرب را به چالش بکشند. به بیان دیگر، صرفاً خشن یا تاریک بودن یک فیلم باعث نمی‌شود آن را وسترنی تجدیدنظرطلب بدانیم؛ فیلم باید در برابر یکی از باورها و قواعدی که وسترن کلاسیک به مخاطب آموخته، موضع بگیرد.

این رویکرد بعدها به شکل‌گیری نئو-وسترن‌هایی کمک کرد که فیلمسازانی مانند تیلور شریدان به آن‌ها شناخته می‌شوند، اما فیلمسازان مدت‌ها پیش از «یلواستون» نیز کلیشه‌های وسترن را زیر سؤال برده بودند.

برخی از این آثار به کلاسیک‌های ماندگار تبدیل شدند؛ از «نابخشوده» و «این گروه خشن» گرفته تا «مک‌کیب و خانم میلر». اما آثار دیگری نیز وجود دارند که به همان اندازه جذاب‌اند و به دلایلی از حافظه عمومی سینما کنار رفته‌اند.

فیلم‌های این فهرست همه چیز را از تصویر قهرمانانه هفت‌تیرکش گرفته تا زندگی ظاهراً باشکوه یک کابوی زیر سؤال می‌برند. برخی از آن‌ها همچنین از تعلیق‌آمیزترین نمونه‌های وسترن هستند؛ دقیقاً به این دلیل که شخصیت‌هایشان نمی‌توانند برای نجات خود به قواعد معمول ژانر تکیه کنند.

این ۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب شایسته توجه بسیار بیشتری نسبت به چیزی هستند که امروز نصیبشان می‌شود.

۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۱۰. «روز قانون‌شکن» (Day of the Outlaw) – ۱۹۵۹

در نگاه اول، «روز قانون‌شکن» به نظر می‌رسد قرار است به یک درگیری آشنای مرزی منتهی شود. رابرت رایان نقش بلِیز استارِت، دامدار خشن وایومینگ را بازی می‌کند؛ مردی که از دست کشاورزان محلی که در حال کشیدن سیم خاردار هستند، به‌شدت عصبانی است.

درگیری او با هال کرین نیز کاملاً شخصی است. استارت عاشق همسر کرین، هلن، است و به نظر می‌رسد برای کشتن او نیز آمادگی دارد.

اما ورود جک بروهن همه چیز را تغییر می‌دهد. بروهن با بازی برل آیوز، رهبری گروهی از قانون‌شکنان را بر عهده دارد که شهر گرفتار در برف را به گروگان می‌گیرند. ناگهان مشکلات و اختلافات استارت در مقایسه با تهدید جدید، کوچک و بی‌اهمیت به نظر می‌رسند.

وجه تجدیدنظرطلبانه فیلم از همین‌جا شکل می‌گیرد: قهرمان ظاهری داستان، پیش از آنکه مجبور شود به انسانی بهتر تبدیل شود، خودش از نظر اخلاقی مشکوک است.

استارت قرار نیست مانند قهرمانان وسترن کلاسیک وارد شهر شود و نظم را برقرار کند؛ او فیلم را در شرایطی آغاز می‌کند که خودش یکی از دلایلی است که آن شهر به نجات نیاز دارد.

۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۹. «تنها شجاعان» (Lonely Are the Brave) – ۱۹۶۲

سکانس آغازین «تنها شجاعان» تقریباً همه چیز را درباره فیلم به ما می‌گوید. کرک داگلاس در نقش جک برنز مانند کابویی به نظر می‌رسد که از دل یک وسترن کلاسیک بیرون آمده است؛ اسب دارد و وسایل خوابش را همراه خود حمل می‌کند.

اما بعد هواپیماهای جت در آسمان بالای سر او ظاهر می‌شوند.

جک اصلاً در غرب وحشی زندگی نمی‌کند؛ او فقط تلاش می‌کند همچنان مانند گذشته زندگی کند.

داگلاس بعدها جک برنز را یکی از نقش‌های محبوب خود می‌دانست و دلیلش نیز قابل درک است. برنز همچنان به سرزمین‌های آزاد و آزادی فردی باور دارد، اما نیومکزیکوی مدرن دیگر جایی برای چنین سبک زندگی‌ای ندارد. جاده‌ها، حصارها، بی‌سیم‌های پلیس و هلیکوپترها همه‌جا را فرا گرفته‌اند.

وسترن سنتی احتمالاً سرسختی او را تحسین می‌کرد؛ اما «تنها شجاعان» سؤال ناخوشایندتری مطرح می‌کند: آیا انسان می‌تواند تا ابد به چنین آرمانی بچسبد، بدون آنکه خودش را نابود کند؟

فیلمنامه دالتون ترامبو، قهرمان تنها وسترن را به مردی تبدیل می‌کند که دنیای مدرن به سادگی از او عبور کرده است.


بیشتر بخوانید

چرا به وسترن‌های اسپاگتی این نام را داده‌اند؟ داستان انقلاب سینمای ایتالیا در ژانر وسترن


۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۸. «تیراندازی» (The Shooting) – ۱۹۶۶

«تیراندازی» تقریباً از همان ابتدا عجیب به نظر می‌رسد و هرچه جلوتر می‌رود، عجیب‌تر می‌شود.

وارن اوتس نقش ویلِت گاشید، شکارچی جایزه‌بگیری سابق را بازی می‌کند که قبول می‌کند زنی ناشناس را با بازی میلی پرکینز از میان بیابان عبور دهد. زن حاضر نیست توضیح کاملی درباره مقصد یا دلیل سفرش ارائه کند.

در ادامه جک نیکلسون در نقش بیلی اسپیر، یک هفت‌تیرکش خطرناک، وارد داستان می‌شود؛ مردی که به نظر می‌رسد درباره این سفر اطلاعات بیشتری از گاشید دارد.

وسترن مونته هلمن تقریباً هیچ‌یک از اطمینان‌هایی را که ژانر معمولاً در اختیار مخاطب قرار می‌دهد، ارائه نمی‌کند.

اینکه چه کسی شایسته همدردی است، دائماً تغییر می‌کند؛ انگیزه‌ها مبهم باقی می‌مانند و حتی داستان انتقامی مرکزی فیلم نیز به سختی قابل تشخیص است.

نتیجه، اثری است که اغلب از آن به عنوان یکی از نمونه‌های اولیه وسترن اسیدی یاد می‌شود؛ فیلمی که عناصر آشنای ژانر را می‌گیرد و آن‌ها را به چیزی شبیه یک کابوس اگزیستانسیال تبدیل می‌کند.

این فیلم همچنین یکی از آن وسترن‌های کمتر دیده‌شده‌ای است که در راتن تومیتوز امتیاز کامل دریافت کرده‌اند.

۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۷. «شرکت گاوداری کالپر» (The Culpepper Cattle Co.) – ۱۹۷۲

دهه ۱۹۷۰ تعدادی از بزرگ‌ترین وسترن‌های تاریخ سینما را به خود دید، اما «شرکت گاوداری کالپر» به ندرت در کنار آن‌ها قرار می‌گیرد.

گری گریمز نقش بن ماکریج، نوجوانی را بازی می‌کند که به یک گله‌برداری می‌پیوندد و انتظار دارد همان ماجراجویی‌هایی را تجربه کند که وسترن‌های قدیمی بارها جذاب و رؤیایی نشان داده‌اند.

اما خیلی زود آموزش واقعی او آغاز می‌شود.

هیچ چیز درباره زندگی کابویی که بن تجربه می‌کند، باشکوه نیست. کار سخت و فرساینده است، گاوچران‌های باتجربه علاقه چندانی به آموزش یک نوجوان مشتاق ندارند و خشونت می‌تواند هر لحظه از راه برسد، بدون اینکه در پایان برای کسی یک لحظه قهرمانانه خلق کند.

دیک ریچاردز گله‌برداری را بیشتر شبیه یک کار واقعی به تصویر می‌کشد تا پس‌زمینه‌ای برای ماجراجویی.

فیلم از طریق سرخوردگی تدریجی بن، یکی از ماندگارترین خیال‌پردازی‌های وسترن را به چالش می‌کشد: اینکه کابوی شدن چیزی است که هر پسر جوانی باید آرزویش را داشته باشد.


بیشتر بخوانید

وسترنی که کوئنتین تارانتینو آن را «بهترین فیلم کارگردانی‌شده تاریخ سینما» می‌داند


۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۶. «ادعا» (The Claim) – ۲۰۰۰

مایکل وینترباتم در «ادعا» داستان «شهردار کستربری» اثر توماس هاردی را به یک شهر معدنی دورافتاده در کالیفرنیا منتقل می‌کند.

پیتر مولان نقش دنیل دیلون را بازی می‌کند؛ مردی که آن‌قدر ثروتمند شده که عملاً مالک شهر کینگدام است.

زندگی راحت و موقعیت قدرتمند او زمانی شروع به فروپاشی می‌کند که دو زن از گذشته‌اش هم‌زمان وارد زندگی او می‌شوند؛ درست در همان زمانی که یک مهندس راه‌آهن در حال بررسی مسیر احتمالی خط جدید از شهر است.

تب طلا معمولاً نمادی ساده از فرصت و شروعی تازه است، اما موفقیت دیلون پایه‌ای تاریک دارد.

او سال‌ها پیش همسر و دختر نوزادش را در ازای یک ادعای معدن طلا رها کرده است. اکنون زندگی‌ای که بر اساس آن تصمیم ساخته، در حال فروپاشی است.

«ادعا» مرزهای غربی را سرزمینی جادویی نشان نمی‌دهد که انسان بتواند در آن گذشته خود را پشت سر بگذارد و از نو متولد شود.

دیلون دقیقاً همین کار را کرده است.

اما فیلم درباره کشف این حقیقت است که بازسازی هویت، گذشته و اعمال انسان را پاک نمی‌کند.

۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۵. «ردیاب» (Tracker) – ۲۰۱۰

«ردیاب» از نظر جغرافیایی متفاوت‌ترین فیلم این فهرست است، زیرا مرزهای آن نه در غرب آمریکا، بلکه در نیوزیلند قرار دارد.

با این حال ساختار وسترن در آن کاملاً قابل تشخیص است.

داستان در سال ۱۹۰۳ اتفاق می‌افتد و ری وینستون نقش آرجان ون دیمن، کهنه‌سرباز آفریقانر جنگ دوم بوئر، را بازی می‌کند. او برای ردیابی کرِه‌آما، مردی مائوری که به قتل یک سرباز بریتانیایی متهم شده، پیشنهاد دریافت جایزه را می‌پذیرد.

در ابتدا همه چیز شبیه یک داستان معمول شکارچی و فراری به نظر می‌رسد؛ اما زمانی که این دو مرد شروع به گفت‌وگو می‌کنند، ماجرا پیچیده‌تر می‌شود.

ون دیمن تجربه مستقیم خشونت استعماری بریتانیا را دارد و کره‌آما نیز به خوبی می‌داند که نظام قضایی استعماری تا چه اندازه می‌تواند از او محافظت نکند.

مردی که قرار است قانون و تمدن را برای دستگیری یک فراری اجرا کند، به تدریج مجبور می‌شود درباره قانونی که از آن دفاع می‌کند، سؤال کند.

استفاده از ساختار وسترن در خارج از آمریکا به فیلم امکان می‌دهد یکی از مهم‌ترین پرسش‌های وسترن‌های تجدیدنظرطلب را بررسی کند:

چه کسی تصمیم می‌گیرد در یک سرزمین استعمارشده، چه چیزی عدالت محسوب می‌شود؟


بیشتر بخوانید

«ماجرای نیمروز» وسترنی که جان وین رد کرد؛ فیلمی که به یکی از بهترین آثار گری کوپر تبدیل شد


۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۴. «بلک‌تورن» (Blackthorn) – ۲۰۱۱

داستان پذیرفته‌شده درباره بوچ کسیدی در سال ۱۹۰۸ در بولیوی به پایان می‌رسد، هرچند درباره اینکه دقیقاً چه اتفاقی برای او افتاد، همواره بحث وجود داشته است.

«بلک‌تورن» از همین ابهام استفاده می‌کند و فرض می‌گیرد کسیدی زنده مانده است.

چند دهه بعد، او با بازی سم شپرد در بولیوی و با نام جیمز بلک‌تورن زندگی آرامی دارد و به بازگشت به آمریکا فکر می‌کند.

همین ایده به تنهایی فیلم را به همراهی جذاب برای «بوچ کسیدی و ساندنس کید» تبدیل می‌کند؛ فیلمی که کسیدی را به یکی از دوست‌داشتنی‌ترین قانون‌شکنان تاریخ سینما تبدیل کرد.

اما «بلک‌تورن» سؤال کمتر رمانتیکی را مطرح می‌کند: اگر یک قانون‌شکن واقعاً پیر شود، چه اتفاقی برای او می‌افتد؟

شپرد قهرمانی جوان را بازی نمی‌کند که با سرعت به سوی جاودانگی حرکت می‌کند. او مردی است که آن‌قدر عمر کرده تا تغییر جهان اطرافش را ببیند و حالا باید تصمیم بگیرد چه مقدار از هویت گذشته‌اش را همچنان می‌خواهد حفظ کند.

فیلم کمتر به ساختن یک افسانه علاقه دارد و بیشتر می‌خواهد بداند زندگی کردن با یک افسانه چه حسی دارد.

۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۳. «رستگاری» (The Salvation) – ۲۰۱۴

«رستگاری» در مقایسه با چند فیلم دیگر این فهرست، ظاهری سنتی‌تر دارد و همین موضوع باعث می‌شود وجه تجدیدنظرطلبانه آن به آسانی نادیده گرفته شود.

مدس میکلسن نقش جان، مهاجر دانمارکی ساکن آمریکای دهه ۱۸۷۰ را بازی می‌کند. او سال‌ها منتظر بوده تا همسر و پسرش به او ملحق شوند.

اما دیدار دوباره خانواده به شکلی هولناک پایان می‌یابد و جان مردان مسئول این اتفاق را می‌کشد.

مشکل اینجاست که یکی از قربانیان، برادر دلارو، رهبر محلی یک باند خلافکار با بازی جفری دین مورگان است.

معمولاً در چنین نقطه‌ای، وسترن انتقامی به قهرمان مسلح اجازه می‌دهد شهر را از شر خلافکاران پاک کند.

اما «رستگاری» چنین مسیر ساده‌ای را دنبال نمی‌کند.

مردم شهر حاضرند جان را تحویل دهند تا خودشان در امان بمانند. مقام‌های محلی نیز فاسد یا سازش‌کار هستند و منافع قدرتمند اقتصادی پشت بسیاری از اتفاقات قرار دارد.

فیلم همچنان لذت‌های یک وسترن انتقامی کلاسیک را ارائه می‌کند، اما جامعه مرزی آن اصلاً منتظر ظهور یک قهرمان نیست.

حفظ جان خودشان مهم‌تر از قهرمان‌سازی است و در نهایت جان تقریباً تنها می‌ماند تا خودش را نجات دهد.

۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۲. «غرب آرام» (Slow West) – ۲۰۱۵

جی کاوندیش با همان تصورات رمانتیکی وارد آمریکا شده که عنوان فیلم از همان ابتدا آماده است آن‌ها را نابود کند.

کودی اسمیت-مک‌فی نقش این جوان اسکاتلندی را بازی می‌کند که در دهه ۱۸۷۰ برای پیدا کردن رز، زنی که دوستش دارد، به کلرادو سفر کرده است.

مایکل فاسبندر در نقش سیلاس، شکارچی جایزه‌بگیری باتجربه، قبول می‌کند از او محافظت کند؛ هرچند خودش نیز دلایل شخصی برای نزدیک ماندن به جی دارد.

جی یک ماجراجویی بزرگ و یک داستان عاشقانه می‌بیند. تقریباً همه اطرافیان او اما فقط پول، خطر یا راهی برای زنده ماندن تا روز بعد را می‌بینند.

همین تفاوت نگاه، بخش مهمی از طنز تلخ «غرب آرام» را شکل می‌دهد.

خشونت نیز اغلب ناگهانی است و برخلاف بسیاری از وسترن‌های سنتی، قرار نیست حس پیروزی و افتخار ایجاد کند.

«غرب آرام» در جشنواره ساندنس، جایزه هیئت داوران بخش سینمای جهان در بخش درام را به دست آورد، اما با وجود حضور مایکل فاسبندر، همچنان یکی از آثار کمتر دیده‌شده کارنامه او باقی مانده است.

این فیلم در سال‌های اخیر با حضور در سرویس‌های استریم، دسترسی آسان‌تری برای مخاطبان پیدا کرده است.

۱۰ وسترن تجدیدنظرطلب که امروز کمتر کسی آن‌ها را به یاد می‌آورد

۱. «تصنیف لفتی براون» (The Ballad of Lefty Brown) – ۲۰۱۷

وجه تجدیدنظرطلبانه این فیلم جلوی چشم ما قرار دارد.

لفتی براون همان شخصیتی است که در یک وسترن معمولی احتمالاً چند قدم پشت سر قهرمان اصلی می‌ایستد.

بیل پولمن نقش دستیار سالخورده و اغلب دست‌کم‌گرفته‌شده ادوارد جانسون را بازی می‌کند؛ یک قانون‌مدار محبوب که به‌تازگی به سنای ایالات متحده راه یافته است.

وقتی جانسون به قتل می‌رسد، لفتی ناگهان خودش را در جایگاهی می‌بیند که فیلم‌های وسترن برای دهه‌ها به او گفته‌اند شایستگی حضور در آن را ندارد.

این شکل از تجدیدنظرطلبی نسبت به «تیراندازی» ملایم‌تر است، اما ایده فیلم هوشمندانه است.

لفتی صرفاً به این دلیل که داستان او را به شخصیت اصلی تبدیل کرده، ناگهان به یک هفت‌تیرکش بی‌نقص تبدیل نمی‌شود. او همچنان اشتباه می‌کند و می‌داند تقریباً همه اطرافیانش او را آدمی درجه دوم می‌دانند.

«تصنیف لفتی براون» با دادن داستان انتقام خودش به دستیار همیشگی قهرمان، نگاهش را از قهرمان افسانه‌ای مرزهای غربی کنار می‌کشد و می‌پرسد:

زندگی مرد وفاداری که هیچ‌وقت نامش در داستان ثبت نشد، چگونه می‌توانست باشد؟


چرا وسترن‌های تجدیدنظرطلب اهمیت دارند؟

اهمیت این فیلم‌ها فقط در متفاوت بودنشان با وسترن‌های کلاسیک نیست. آن‌ها به مرور باعث شدند سینما بتواند تصویری پیچیده‌تر از تاریخ، خشونت، استعمار، قانون و مفهوم قهرمان ارائه کند.

در وسترن سنتی، اغلب مسئله این است که چه کسی باید نظم را برقرار کند؛ اما وسترن تجدیدنظرطلب سؤال را تغییر می‌دهد:

اصلاً چه کسی حق دارد تعریف کند که نظم و عدالت چیست؟

از همین مسیر است که ژانر وسترن توانست از یک الگوی ساده قهرمان در برابر قانون‌شکن، به عرصه‌ای برای بررسی اخلاق، سیاست، خشونت، استعمار و فروپاشی اسطوره آمریکایی تبدیل شود.


جمع‌بندی

این ۱۰ فیلم نشان می‌دهند که وسترن تجدیدنظرطلب الزاماً به معنای وسترنی بسیار خشن یا تاریک نیست. وجه اصلی این آثار، زیر سؤال بردن قواعد و اسطوره‌هایی است که وسترن کلاسیک برای بیش از یک قرن ساخته است.

از «روز قانون‌شکن» و «تنها شجاعان» تا «غرب آرام» و «تصنیف لفتی براون»، قهرمان دیگر الزاماً مردی نیست که با اسلحه وارد شهر می‌شود و همه مشکلات را حل می‌کند.

گاهی او خودش بخشی از مشکل است؛ گاهی قربانی تغییر زمانه است و گاهی اصلاً قهرمان اصلی نیست.

همین نگاه متفاوت است که باعث می‌شود این فیلم‌های کمتر دیده‌شده، هنوز هم ارزش کشف دوباره داشته باشند.


سوالات متداول

وسترن تجدیدنظرطلب چیست؟

وسترن تجدیدنظرطلب (Revisionist Western) فیلمی است که کلیشه‌ها و ارزش‌های وسترن کلاسیک، مانند قهرمان‌سازی از هفت‌تیرکش، اجرای عدالت با خشونت و تصویر رمانتیک از غرب وحشی را زیر سؤال می‌برد.

بهترین وسترن تجدیدنظرطلب این فهرست کدام است؟

انتخاب بهترین فیلم کاملاً سلیقه‌ای است، اما «تنها شجاعان»، «تیراندازی»، «بلک‌تورن» و «غرب آرام» از نمونه‌های برجسته این فهرست هستند.

آیا «Slow West» یک وسترن تجدیدنظرطلب است؟

بله. فیلم با بازی مایکل فاسبندر و کودی اسمیت-مک‌فی، تصویر رمانتیک جوان اسکاتلندی از غرب آمریکا را در برابر واقعیت خشن و بی‌رحم زندگی در آن دوران قرار می‌دهد. این فیلم در جشنواره ساندنس نیز جایزه هیئت داوران بخش سینمای جهان را دریافت کرد.

تفاوت وسترن کلاسیک و وسترن تجدیدنظرطلب چیست؟

وسترن کلاسیک معمولاً مرز مشخص‌تری میان قهرمان و ضدقهرمان، قانون و بی‌قانونی ایجاد می‌کند؛ در حالی که وسترن تجدیدنظرطلب همین مرزها را مبهم کرده و درباره مفهوم عدالت و قهرمانی سؤال می‌کند.

آیا «بلک‌تورن» ادامه «بوچ کسیدی و ساندنس کید» است؟

خیر. «بلک‌تورن» دنباله رسمی فیلم «بوچ کسیدی و ساندنس کید» نیست، بلکه با استفاده از افسانه بوچ کسیدی، داستانی خیالی درباره زنده ماندن او و سال‌های پایانی زندگی‌اش روایت می‌کند.

کدام فیلم این فهرست در جشنواره ساندنس جایزه گرفت؟

«غرب آرام» ساخته جان مک‌لین در جشنواره ساندنس ۲۰۱۵ جایزه هیئت داوران بخش سینمای جهان در بخش درام را دریافت کرد.

گرد آورنده
الهام پورمند
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا