نقد فیلم ایرانی

«علت مرگ؛ نامعلوم»؛ از توقیف و تأویل سیاسی تا بحران اخلاق و فقر

خلاصه نوشته
  • فیلم «علت مرگ؛ نامعلوم» ساخته علی زرنگار، در نشستی با حضور مجید برزگر، محمدرضا جلائی‌پور، جواد طوسی و حامد طاهری‌کیا از منظر اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی بررسی شد؛ نشستی که در آن علاوه بر حواشی توقیف و اکران فیلم، موضوعاتی چون فقر، عدالت اجتماعی، بحران اخلاق و نسبت فرد با ساختارهای اجتماعی مورد بحث قرار گرفت.

چارسو پرس: فیلم سینمایی «علت مرگ؛ نامعلوم» نخستین تجربه کارگردانی علی زرنگار است؛ فیلمی که در زمان اکران به‌دلیل حواشی مربوط به توقیف و ابهام درباره دلایل آن، مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت، اما ظرفیت‌های مضمونی و فرمی آن فراتر از حاشیه‌های مربوط به نمایش یا عدم نمایش فیلم است. همین ویژگی باعث شد میزگردی با حضور مجید برزگر، تهیه‌کننده فیلم، محمدرضا جلائی‌پور، جامعه‌شناس، جواد طوسی، منتقد سینما و حامد طاهری‌کیا، استاد مطالعات فرهنگی، درباره ابعاد اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و سیاسی این اثر برگزار شود.

«علت مرگ؛ نامعلوم» از آن دسته آثاری است که امکان خوانش‌های متفاوتی را فراهم می‌کند؛ از مسئله فقر، آسیب‌های اجتماعی و ناکارآمدی نهادها گرفته تا اخلاق، مسئولیت فردی، عدالت اجتماعی، مهاجرت و نسبت انسان با ساختارهای اجتماعی. در این میان، یکی از مهم‌ترین محورهای بحث، تأثیر توقیف بر نحوه مواجهه مخاطب با فیلم و شکل‌گیری خوانش‌های سیاسی از عناصر و موقعیت‌های داستان بود.

برزگر: فیلمی که سه بار پروانه ساخت گرفت، غیرقابل نمایش اعلام شد

مجید برزگر در ابتدای بحث درباره حواشی مربوط به نمایش فیلم، به اظهارات یکی از اعضای پیشین شورای پروانه نمایش و ساخت واکنش نشان داد. او با رد این ادعا که سازندگان برای رفع مشکل نمایش فیلم تلاش نکرده‌اند، گفت که فیلم در جشنواره سال ۱۴۰۰ با وجود دریافت هفت رأی مثبت از بخش مسابقه کنار گذاشته شد و پس از آن نیز عملاً چند سال در وضعیت بلاتکلیفی و توقیف قرار گرفت.

به گفته برزگر، حتی سازندگان اعلام کرده بودند که در صورت اعلام اصلاحات، حاضر به اعمال آنها هستند، اما پاسخ دریافت‌شده این بوده که فیلم به‌صورت کلی و از نظر موضوعی قابل نمایش نیست. او تأکید کرد که این موضوع برای فیلمی رخ داده که سه بار از شورای پروانه ساخت مجوز گرفته بود.

برزگر توضیح داد که یک بار فیلم با تهیه‌کنندگی علی جلیلوند و کارگردانی احد صادقی مجوز ساخت گرفته بود و پس از تعامل با صادقی، علی زرنگار به‌عنوان نویسنده تصمیم گرفت خودش فیلم را کارگردانی کند. در مرحله بعد نیز نسخه‌ای با کارگردانی زرنگار و تهیه‌کنندگی برزگر مجوز گرفت و پس از تغییر دولت، از سازندگان خواسته شد به‌دلیل شرایط انتقالی، پروانه ساخت را دوباره تمدید کنند.

بر اساس روایت تهیه‌کننده، با وجود این سوابق، در مرحله صدور پروانه نمایش اعلام شد که فیلم از نظر موضوعی امکان نمایش ندارد. برزگر همچنین اتهام ارتباط میان مواضع سیاسی خود و وضعیت اکران فیلم را رد کرد و گفت حتی حاضر شده بود برای فراهم شدن امکان نمایش، نامش از تیتراژ حذف شود، اما گروه با این پیشنهاد موافقت نکرد.

او در ادامه انتقاد خود را متوجه ساختار نظارت بر سینما کرد و گفت میان شوراهای مختلف مجوز ساخت و نمایش هماهنگی لازم وجود ندارد و در نهایت فیلمساز نمی‌داند باید برای حل مشکل اثر خود به کدام مرجع مراجعه کند.

اختلاف بر سر اکران و تبلیغات

بخش دیگری از صحبت‌های برزگر به میزان فروش و تعداد تماشاگران فیلم مربوط بود. او با اشاره به فروش محدود «علت مرگ؛ نامعلوم» گفت که انتظار ندارد فیلمی با این ویژگی‌ها به اندازه آثار پرفروش کمدی سالن و سانس دریافت کند، اما محدودیت شدید تبلیغات را منصفانه نمی‌داند.

به گفته او، فیلم امکان استفاده از بیلبورد، تیزر و تبلیغات تلویزیونی را نداشته و تنها برخی تبلیغات محدود در اختیار آن قرار گرفته است. برزگر در عین حال تأکید کرد که از میزان فروش فیلم شکایتی ندارد و مدل سینمایی موردنظر خود را انتخاب کرده است؛ اعتراض او بیشتر متوجه شرایطی است که به اعتقادش امکان معرفی مناسب فیلم به مخاطب را محدود کرده است.

او همچنین از فیلم‌هایی مانند «بچه گرگ‌های دره سیب»، «ابر بارانش گرفته»، «مامان» و «دشمنان» به‌عنوان آثاری نام برد که به گفته او در همان دوره با مشکلات مشابهی در مسیر اکران مواجه شدند.

توقیف چگونه معنای فیلم را تغییر می‌دهد؟

یکی از مهم‌ترین موضوعات میزگرد، تأثیر پیش‌فرض «فیلم توقیف‌شده» بر ذهن مخاطب بود. در این بحث مطرح شد که وقتی مخاطب با اطلاع از سابقه توقیف به تماشای فیلم می‌رود، ممکن است در جست‌وجوی نشانه‌های سیاسی باشد و عناصر مختلف داستان را از همین زاویه تفسیر کند.

برزگر معتقد بود توقیف باعث می‌شود مخاطب فیلم را با پیش‌زمینه‌ای خاص ببیند و پشت بسیاری از عناصر آن به‌دنبال معنای سیاسی بگردد؛ در حالی که به گفته او، بسیاری از این عناصر اساساً کارکردی اجتماعی دارند.

او به برداشت احمد زیدآبادی از ون قدیمی فیلم اشاره کرد که آن را نمادی از ایران دانسته بود. برزگر در مقابل گفت این ون در منطق فیلم بیشتر نماینده گروهی از انسان‌های فرودست است که به‌دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی مجبورند با وسیله‌ای ارزان‌قیمت مسیر شهداد تا کرمان را طی کنند.

از این منظر، مسئله اصلی فیلم نه رمزگذاری سیاسی، بلکه نمایش موقعیت اجتماعی انسان‌هایی است که هرکدام با نوعی بحران اقتصادی، خانوادگی یا عاطفی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

جواد طوسی: سینمای مستقل، زبان صریح جامعه ملتهب است

جواد طوسی، منتقد سینما، در ادامه بحث، تأویل‌های متفاوت از فیلم را تا حد زیادی نتیجه شرایط اجتماعی ایران دانست. به اعتقاد او، جامعه‌ای که همچنان درباره مفاهیمی مانند عدالت، اقتصاد، رفع تبعیض، آزادی، کرامت انسانی و نابرابری اجتماعی بحث می‌کند، طبیعی است که آثار هنری را نیز از زوایای مختلف تفسیر کند.

او تأکید کرد که یک اثر هنری می‌تواند مانند شعر حافظ چندوجهی باشد و هر صاحب‌نظری از زاویه دید خود آن را تفسیر کند. به باور طوسی، بخشی از این تأویل‌ها نیز به شرایط اجتماعی و سیاسی موجود بازمی‌گردد.

طوسی در ادامه به مفهوم «سینمای مستقل» پرداخت و گفت سینمای مستقل در کشورهای مختلف می‌تواند تجربه‌های فرمی و روشنفکرانه متفاوتی داشته باشد، اما در ایران به‌دلیل شرایط اجتماعی و محدودیت‌های موجود، سینمای مستقل ناگزیر در بسیاری از مواقع با سینمای اجتماعی پیوند خورده است.

از نگاه او، فیلمساز اجتماعی نمی‌تواند همیشه فارغ از شرایط پیرامونی و با آزادی کامل درباره مسائل روز جامعه سخن بگوید و به همین دلیل سینمای مستقل به یکی از مهم‌ترین بسترهای بیان صریح واقعیت‌های اجتماعی تبدیل شده است.

طوسی «علت مرگ؛ نامعلوم» را نمونه‌ای از این نوع سینما دانست و گفت فیلم با نگاهی متفاوت و غمخوارانه، رئالیسم زمانه خود را به تصویر می‌کشد.

فقر، عدالت اجتماعی و فروپاشی اخلاقی

طوسی در تحلیل خود بر وجه انسانی و اخلاقی فیلم تأکید کرد. از نگاه او، شخصیت‌های فیلم در شرایطی قرار گرفته‌اند که میان باقی ماندن در ساحت انسانی و سقوط اخلاقی دائماً در حال کشمکش‌اند.

او با اشاره به شخصیت‌هایی مانند ناصر با بازی علیرضا ثانی‌فر و احمد با بازی بانیپال شومون، گفت لحظاتی مانند جاری شدن اشک بر چهره آنها و نگاه حیران شخصیت‌ها در پایان فیلم، مخاطب را با یک پرسش اساسی روبه‌رو می‌کند: آیا انسان باید مسیر فروپاشی اخلاقی را ادامه دهد یا همچنان وجدان اخلاقی را مبنا قرار دهد؟

به اعتقاد طوسی، «علت مرگ؛ نامعلوم» را می‌توان از منظرهای فرهنگی، جامعه‌شناختی و روان‌شناختی بررسی کرد و یکی از مهم‌ترین موضوعات آن، بحران و فروپاشی اخلاقی در جامعه معاصر است.

جلائی‌پور: هیچ فیلمی کاملاً غیرسیاسی نیست

محمدرضا جلائی‌پور، جامعه‌شناس، بحث را از تعریف «سیاست» آغاز کرد. او گفت اگر سیاست را در معنای گسترده آن، یعنی حوزه امر عمومی، خیر همگانی و توزیع قدرت در نظر بگیریم، اساساً نمی‌توان فیلمی کاملاً غیرسیاسی پیدا کرد. با این حال، اگر سیاست را در معنای محدود و موضوعی آن در نظر بگیریم، تنها بخشی از فیلم‌ها را می‌توان سیاسی نامید.

او همچنین «سینمای اجتماعی» را ژانر ندانست و آن را حوزه‌ای موضوعی توصیف کرد. از نگاه جلائی‌پور، در سینمای اجتماعی معمولاً نهادها و ساختارهایی که بر عاملیت فردی فشار می‌آورند، نقش ضدقهرمان را پیدا می‌کنند و شخصیت‌ها اغلب قربانی قواعد و ساختارهای اجتماعی هستند.

با این حال، او تأکید کرد که ساختارها و نهادها فقط محدودکننده نیستند و می‌توانند توانمندی و امکان موفقیت افراد را نیز فراهم کنند؛ نکته‌ای که به اعتقاد او در سینمای اجتماعی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

«علت مرگ؛ نامعلوم»؛ فیلمی درباره اخلاق در موقعیت‌های دشوار

جلائی‌پور در ارزیابی خود از فیلم، «علت مرگ؛ نامعلوم» را یکی از بهترین فیلم‌های اجتماعی سال‌های اخیر و نویدبخش ظهور کارگردانی پخته و خوش‌آتیه در سینمای ایران دانست. او سینمای علی زرنگار را ترکیبی از برخی ویژگی‌های سینمای رخشان بنی‌اعتماد و اصغر فرهادی توصیف کرد و در عین حال معتقد بود زرنگار در برخی وجوه توانسته مسیر متفاوتی را شکل دهد.

از نظر او، نقطه قوت اصلی فیلم در نحوه پرداخت موقعیت‌های اخلاقی است. شخصیت‌ها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که هر دو سوی یک تصمیم می‌تواند دارای ملاحظات اخلاقی باشد. به همین دلیل مخاطب نمی‌تواند به‌سادگی یکی را کاملاً اخلاقی و دیگری را کاملاً غیراخلاقی بداند.

جلائی‌پور معتقد بود شخصیت‌های فیلم حتی در لحظه‌هایی که دچار وسوسه و خطا می‌شوند، اغلب انگیزه‌های دیگری‌دوستانه دارند. کارمند فیلم به‌دلیل بیماری همسرش در موقعیتی دشوار قرار می‌گیرد، احمد برای نجات دوستش و پرداخت دیه وارد این وضعیت می‌شود، راننده با مسئله خشونت علیه زن مورد علاقه‌اش مواجه است و دیگر شخصیت‌ها نیز در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که منافع دیگران در تصمیم‌های آنها تأثیر دارد.

به اعتقاد این جامعه‌شناس، فیلم نشان می‌دهد که ساختارها و نهادهای معیوب چگونه افراد را تحت فشار قرار می‌دهند و آنها را وارد موقعیت‌های دشوار اخلاقی می‌کنند.

«علت مرگ؛ نامعلوم»؛ روایتی ضد فقر

جلائی‌پور در ادامه به مجموعه‌ای از آسیب‌های اجتماعی اشاره کرد که در فیلم حضور دارند؛ از ضعف خدمات عمومی و مشکلات درمانی گرفته تا قاچاق، فقر، ضعف تأمین اجتماعی، نگرانی درباره هزینه‌های درمان، اعدام و بوروکراسی.

به باور او، فیلم این آسیب‌ها را به‌شکل افراطی به نمایش نمی‌گذارد، بلکه آنها را در دل داستان و زندگی شخصیت‌ها قرار می‌دهد. از همین رو، او «علت مرگ؛ نامعلوم» را بیش از هر چیز فیلمی ضد فقر دانست و فشار اقتصادی را یکی از مهم‌ترین عوامل قرار گرفتن شخصیت‌ها در موقعیت‌های اخلاقی دشوار معرفی کرد.

قهرمان فیلم چه کسی است؟

یکی دیگر از بحث‌های مهم میزگرد، مسئله قهرمان فیلم بود. جلائی‌پور معتقد بود برخلاف برداشت اولیه‌ای که ممکن است از شخصیت جوان فیلم شکل بگیرد، او قهرمان اصلی داستان نیست.

به اعتقاد او، اگر قرار باشد برای فیلم قهرمانی در نظر گرفته شود، این نقش بیشتر به زن ناشنوا و ناتوان از تکلم تعلق دارد؛ شخصیتی که با وجود تمام فشارهای ساختاری و اجتماعی، در موقعیت‌های مختلف آلوده نمی‌شود و تصمیم‌های اخلاقی درست می‌گیرد.

جلائی‌پور از این شخصیت به‌عنوان نوعی «ناظر آرمانی اخلاقی» یاد کرد و در نهایت عصاره فکری فیلم را در سه کلمه خلاصه کرد: «رستگاری؛ جمعی است». به باور او، تمام شخصیت‌هایی که در ون حضور دارند، با وجود تفاوت‌هایشان، مسئله مشترکی دارند و رهایی هرکدام از آنها به‌نوعی با دیگری پیوند خورده است.

برزگر: شاید قهرمان اصلی، تماشاگر باشد

مجید برزگر نیز با اشاره به شخصیت جوان فیلم گفت او را نمی‌توان قهرمان اصلی داستان دانست. به اعتقاد برزگر، فیلم حتی در مواجهه با تصمیم این شخصیت برای ترک ایران نیز موضعی یک‌طرفه ندارد.

او گفت شاید قهرمان اصلی فیلم نه یکی از شخصیت‌ها، بلکه خود تماشاگر باشد؛ زیرا قرار است اتفاق اصلی در ذهن و وجدان مخاطب رخ دهد.

جواد طوسی نیز با اشاره به مسیر روایی احمد، گفت این شخصیت ابتدا تلاش می‌کند از موقعیت موجود به نفع خود و دوست نیازمندش استفاده کند، اما در ادامه با وجدان اخلاقی خود درگیر می‌شود و عدالت را از منظر خودش تعریف و اجرا می‌کند.

طاهری‌کیا: فیلم درباره «انسداد اخلاق» است

حامد طاهری‌کیا، استاد مطالعات فرهنگی، بحث خود را با مسئله تأویل‌پذیری فیلم آغاز کرد. او با اشاره به برداشت‌های متفاوتی که در جلسات مختلف درباره «علت مرگ؛ نامعلوم» مطرح شده، گفت مواجهه با یک اثر هنری همواره می‌تواند لغزان و متغیر باشد و هر مخاطب بر اساس موقعیت و چشم‌انداز خود به اثر نگاه کند.

او با اشاره به نظریه «مرگ مؤلف» گفت اثر هنری را نمی‌توان به یک معنای ثابت محدود کرد. به اعتقاد او، اثر هنری محصول انسانی است که خود درگیر جامعه، تاریخ، عواطف و شرایط پیرامونی است و همین وضعیت باعث می‌شود اثر هنری نیز دارای ساحت اجتماعی و نهادی باشد.

طاهری‌کیا همچنین تأکید کرد که هر چیزی الزاماً سیاسی نیست، اما می‌تواند سیاسی شود و ظرفیت تبدیل شدن به یک خوانش سیاسی را داشته باشد.

از نظر او، «علت مرگ؛ نامعلوم» بیش از آنکه درباره ترویج اخلاق باشد، درباره «انسداد اخلاق» است.

انباشت نمادها؛ نقطه ضعف یا ظرفیت تأویل؟

طاهری‌کیا یکی از نقدهای خود به فیلم را تعدد و انباشت نمادها دانست. به گفته او، حضور طبقه متوسط سیاسی، فردی که پشت کامپیوتر نشسته و توئیت می‌زند، مسئله مهاجرت و حتی فروش کیف شخصیت کارمند، مجموعه‌ای از نشانه‌ها را شکل می‌دهد که گاهی آن‌قدر روی یکدیگر انباشته می‌شوند که فرصت کافی برای گسترش پیدا نمی‌کنند.

او معتقد بود اگر فیلم از نظر نمادپردازی سبک‌تر بود، امکان گسترش برخی از ایده‌های آن بیشتر می‌شد.

با این حال، طاهری‌کیا در نهایت مسئله اصلی فیلم را «گذار» دانست؛ گذار از شهری به شهر دیگر، از زندگی به مرگ، از فقر به ثروت و از جامعه‌ای به جامعه دیگر در قالب مهاجرت.

پول، فقر و موقعیت‌های گذار

از نگاه طاهری‌کیا، پول یکی از مهم‌ترین نیروهایی است که موقعیت‌های گذار در فیلم را ایجاد می‌کند. پول در داستان می‌تواند جایگاه اجتماعی افراد را تغییر دهد و آنها را در برابر انتخاب‌های اخلاقی تازه‌ای قرار دهد.

او در ادامه این مسئله را به تحولات جامعه ایران پیوند زد و گفت جامعه معاصر ایران نیز در وضعیت گذارهای متعدد قرار دارد؛ از گذار سنت به مدرنیته گرفته تا تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی.

به اعتقاد او، فیلم در بسیاری از موقعیت‌ها اقتصاد را به‌عنوان زیربنای تحولات اخلاقی و فرهنگی قرار می‌دهد، اما این پرسش را نیز مطرح کرد که آیا پیچیدگی گذارهای اخلاقی در جامعه ایران را می‌توان تا این اندازه به مسئله پول و فقر تقلیل داد؟

فیلمی که همچنان امکان گفت‌وگو دارد

آنچه از مجموع این میزگرد برمی‌آید، این است که «علت مرگ؛ نامعلوم» را نمی‌توان صرفاً در چارچوب حواشی توقیف یا اکران آن بررسی کرد. فیلم از یک سو روایتی از فقر، آسیب‌های اجتماعی، ضعف برخی نهادها و فشار اقتصادی بر زندگی انسان‌ها ارائه می‌دهد و از سوی دیگر، شخصیت‌های خود را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که مرز میان اخلاق، منفعت، مسئولیت فردی و ضرورت‌های زندگی روزمره را پیچیده می‌کند.

همین چندلایگی باعث شده است که فیلم امکان خوانش‌های متفاوتی پیدا کند؛ برخی آن را اثری درباره اخلاق و رستگاری جمعی می‌دانند، برخی بر وجه اجتماعی و ضد فقر آن تأکید می‌کنند و برخی دیگر مسئله اصلی فیلم را انسداد اخلاقی و موقعیت‌های گذار می‌دانند.

از همین منظر، «علت مرگ؛ نامعلوم» فارغ از بحث‌های مربوط به توقیف، فیلمی است که همچنان می‌تواند زمینه گفت‌وگو درباره نسبت انسان و جامعه، فقر و اخلاق، ساختار و مسئولیت فردی و همچنین نقش سینما در بازنمایی واقعیت‌های اجتماعی را فراهم کند.

اطلاعات فیلم «علت مرگ؛ نامعلوم»

عنوان: علت مرگ؛ نامعلوم
کارگردان: علی زرنگار
تهیه‌کننده: مجید برزگر
بازیگران مورد اشاره در میزگرد: علیرضا ثانی‌فر در نقش ناصر، بانیپال شومون در نقش احمد
نوع فیلم: سینمای اجتماعی
نکته مهم: این فیلم نخستین تجربه کارگردانی علی زرنگار است و در جریان نمایش خود با حواشی مربوط به توقیف و محدودیت‌های اکران مواجه شد. بر اساس روایت مطرح‌شده در این میزگرد، فیلم در سال ۱۴۰۰ با وجود دریافت هفت رأی مثبت از بخش مسابقه جشنواره کنار گذاشته شد و پس از آن نیز با وقفه‌ای چندساله در مسیر نمایش مواجه شد.

سخنرانان میزگرد

در این میزگرد مجید برزگر، تهیه‌کننده فیلم، محمدرضا جلائی‌پور، جامعه‌شناس، جواد طوسی، منتقد سینما و حامد طاهری‌کیا، استاد و کارشناس مطالعات فرهنگی، درباره ابعاد مختلف «علت مرگ؛ نامعلوم» به گفت‌وگو پرداختند. این میزگرد بیش از دو ساعت به طول انجامید.

گرد آورنده
رضا صائمی - نرگس عاشوری
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا