چرا هالیوود دیگر برای رابرت دنیرو و نسل او نقش‌های ماندگار نمی‌نویسد؟

خلاصه نوشته
  • رابرت دنیرو و شماری از بازیگران بزرگ هالیوود در سال‌های اخیر کمتر فرصت حضور در نقش‌های درخشان را پیدا کرده‌اند. این وضعیت پرسشی جدی را مطرح می‌کند: آیا سینمای امروز دیگر برای بازیگران سالخورده شخصیت‌هایی درخور توانایی‌هایشان خلق نمی‌کند؟

چارسو پرس: رابرت دنیرو، بازیگری که در سه دهه پایانی قرن بیستم به یکی از معیارهای طلایی بازیگری در سینما تبدیل شد، این روزها برای یافتن نقش‌هایی درخور استعدادش با دشواری روبه‌روست. فیلم «مرد نجواگر» (The Whisper Man) بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چرا هالیوود برای بازیگران بزرگ نسل‌های گذشته، کمتر از قبل نقش‌هایی به‌یادماندنی خلق می‌کند.

لوئیس چیلْتون، نویسنده روزنامه ایندیپندنت، در یادداشتی انتقادی معتقد است مشکل را نمی‌توان صرفاً به انتخاب‌های حرفه‌ای دنیرو نسبت داد. از نگاه او، صنعت سینما به‌تدریج پشت به نسلی از بازیگران کرده است که روزگاری در مرکز مهم‌ترین آثار سینمایی قرار داشتند.

رابرت دنیرو؛ از همکاری با اسکورسیزی تا نقش‌های فراموش‌شدنی

رابرت دنیرو ۸۳ ساله پیش‌تر نیز دوره‌ای از افول حرفه‌ای را تجربه کرده بود؛ به‌ویژه در دهه ۲۰۰۰ که در فیلم‌هایی چون «ماجراهای راکی و بولوینکل»، انیمیشن «داستان کوسه» و مجموعه کمدی «ملاقات با والدین» ظاهر شد.

بااین‌حال، در سال‌های بعد نشانه‌هایی از بازگشت او به روزهای اوج دیده شد. همکاری با فیلم‌سازانی چون دیوید او. راسل در «دفترچه امیدبخش» و «جوی»، نانسی مایرز در «کارآموز» و مهم‌تر از همه، مارتین اسکورسیزی در «مرد ایرلندی» و «قاتلان ماه گل»، فرصت‌هایی فراهم کرد تا دنیرو بار دیگر توانایی خود را در خلق شخصیت‌هایی پیچیده و چندلایه نشان دهد.

به‌خصوص در دو فیلم اخیر اسکورسیزی، همکاری‌ای که پس از سال‌ها دوباره جان گرفته بود، به بازگشت دنیرو به نقش‌هایی جدی و سنگین انجامید. او بار دیگر بازیگری به نظر می‌رسید که می‌تواند با تکیه بر جزئیات رفتاری و درک عمیق شخصیت، اجرایی ماندگار خلق کند.

اما از نظر نویسنده ایندیپندنت، این آثار بیشتر استثنا بوده‌اند تا نشانه یک روند پایدار. بخش بزرگی از پروژه‌های دنیرو در سال‌های اخیر ارزش هنری چندانی نداشته‌اند؛ از «کمدین» گرفته تا «شوالیه‌های آلتو» که در آن دنیرو دو نقش را بازی کرد، اما فیلم نتوانست از ظرفیت‌های او به‌خوبی استفاده کند.

سریال «روز صفر» محصول نتفلیکس نیز با وجود حضور دنیرو در نقش اصلی، خیلی زود در میان انبوه آثار این پلتفرم محو شد.

«مرد نجواگر»؛ بازیگری بزرگ در نقشی کوچک

فیلم «مرد نجواگر» نمونه دیگری از همین مسئله است. دنیرو در این تریلر جنایی که مستقیماً در شبکه نمایش آنلاین عرضه شده، نقش نویسنده‌ای را بازی می‌کند که در گذشته در دستگیری قاتلان زنجیره‌ای نقش داشته است.

از نگاه منتقد ایندیپندنت، فیلم اثری نامنسجم، کم‌باورپذیر و از نظر بصری تیره‌وتار است؛ اثری که به نظر می‌رسد حتی نمی‌تواند توجه بازیگر اصلی خود را به‌طور کامل جلب کند. دنیرو در جریان تعقیب‌وگریزی مرگبار، اجرایی کم‌انرژی ارائه می‌دهد؛ گویی بدون درگیری جدی با شخصیت، صرفاً از صحنه‌ای به صحنه دیگر می‌رود.

اما آیا می‌توان تمام مسئولیت را بر عهده خود بازیگر گذاشت؟ نویسنده معتقد است چنین قضاوتی مسئله اصلی را نادیده می‌گیرد: وقتی نقش‌های بزرگ و پیچیده برای بازیگران سالخورده نوشته نمی‌شوند، آن‌ها باید از میان چه پروژه‌هایی انتخاب کنند؟

چرا هالیوود دیگر برای رابرت دنیرو و نسل او نقش‌های ماندگار نمی‌نویسد؟

آل پاچینو و نسل بازیگرانی که فرصت درخشش را از دست داده‌اند

دنیرو تنها بازیگر بزرگ نسل خود نیست که در سال‌های پایانی فعالیت حرفه‌ای، در پروژه‌هایی پایین‌تر از سطح توانایی‌هایش ظاهر می‌شود.

آل پاچینو، هم‌بازی دنیرو در «مرد ایرلندی»، نیز در سال‌های اخیر بیشتر در آثاری حضور داشته که نتوانسته‌اند جایگاه هنری گذشته او را تکرار کنند. بازیگران توانمند دیگری مانند اد هریس، تامی لی جونز و کریستوفر لوید نیز دیگر آن جایگاه پررنگ سابق را در سینمای جریان اصلی ندارند.

داستین هافمن و مورگان فریمن هم، با وجود کارنامه‌ای درخشان، کمتر در مرکز آثار سینمایی مهم قرار می‌گیرند. نویسنده در مورد این دو بازیگر یادآور می‌شود که اتهام‌های مربوط به رفتار نامناسب نیز ممکن است در وضعیت حرفه‌ای آن‌ها نقش داشته باشد؛ اتهام‌هایی که هر دو آن‌ها رد کرده‌اند.

آنتونی هاپکینز همچنان گاهی در آثار ارزشمندی ظاهر می‌شود؛ از جمله فیلم «پدر» که برایش جایزه اسکار به ارمغان آورد. بااین‌حال، در کارنامه او نیز نقش‌های کم‌اهمیت کم نیستند.

جی. کی. سیمونز، برنده اسکار برای فیلم «ویپلش»، از دیگر بازیگرانی است که با وجود حضور در ده‌ها فیلم پس از دریافت جایزه، به‌ندرت فرصت ایفای نقشی در همان سطح را پیدا کرده است.

در مقابل، برخی بازیگران ترجیح داده‌اند از این چرخه فاصله بگیرند. جو پشی، وارن بیتی و جک نیکلسون، هرکدام به شکلی، فعالیت خود را کاهش داده‌اند یا از حضور مستمر در سینما کناره گرفته‌اند.

تام کروز و برد پیت؛ ستاره‌های بزرگ در محاصره فیلم‌های اکشن

اگر یک نسل جوان‌تر از دنیرو را بررسی کنیم، به بازیگرانی چون برد پیت و تام کروز می‌رسیم؛ ستاره‌هایی که اکنون در اواخر دهه پنجاه یا دهه شصت زندگی خود هستند.

بااین‌حال، نقش‌های بزرگ و پرهزینه‌ای که در سال‌های اخیر به آن‌ها پیشنهاد می‌شود، عمدتاً به فیلم‌های اکشن و مجموعه‌های تجاری تعلق دارد. به بیان دیگر، بسیاری از نقش‌های اصلی آن‌ها همان نقش‌هایی است که احتمالاً بیست سال پیش نیز می‌توانستند بازی کنند.

هریسون فورد همچنان در دنیای فیلم‌های پرفروش حضوری پررنگ دارد؛ از مجموعه‌های «بلید رانر»، «جنگ ستارگان» و «ایندیانا جونز» گرفته تا نقش رد هالک در چهارمین فیلم «کاپیتان آمریکا». اما نقش‌های دراماتیک و عمیقی که در سال‌های جوانی به او پیشنهاد می‌شد، کمتر در دسترس هستند.

چه خوب می‌شد اگر فورد بار دیگر در فیلمی با وزن دراماتیک و اعتبار هنری «شاهد» ظاهر می‌شد؛ اثری که در سال ۱۹۸۵ ساخته شد و یکی از نقش‌های مهم دوران حرفه‌ای او را رقم زد.

وضعیت ساموئل ال. جکسون نیز تا حد زیادی مشابه است. مسئله این نیست که بازیگران مسن هیچ‌گاه نقش‌های درخور دریافت نمی‌کنند؛ پل نیومن در «حکم» نمونه‌ای از بازیگری است که در سال‌های پختگی، همچنان توانست نقشی بزرگ و ماندگار ایفا کند. پرسش این است که چرا سینمای امروز کمتر به سراغ ساخت چنین فیلم‌هایی می‌رود؟

چرا هالیوود دیگر برای رابرت دنیرو و نسل او نقش‌های ماندگار نمی‌نویسد؟

آیا تلویزیون هم دیگر پناهگاه بازیگران بزرگ نیست؟

برای مدتی، تلویزیون و به‌ویژه مجموعه‌های پرهزینه و اصطلاحاً فاخر، راهی برای جبران کمبود نقش‌های مهم در سینما به نظر می‌رسیدند. بازیگرانی چون استیو بوشمی در «امپراتوری بوردواک»، مایکل کیتون در «دوپسیک» و برایان کاکس در «وراثت» توانستند در تلویزیون نقش‌هایی متناسب با توانایی‌های خود پیدا کنند.

اما به باور نویسنده، این دوره نیز رو به افول گذاشته است. گسترش بی‌وقفه محتوای شبکه‌های نمایش آنلاین، به‌جای آنکه لزوماً فرصت‌های هنری بیشتری ایجاد کند، باعث شده آثار بسیاری در انبوه تولیدات روزانه گم شوند.

وقتی دنیرو در «روز صفر»، فورد در «کوچک‌شدن»، پشی در «بوپکیس» یا بیلی کریستال در «پیش از آن» بازی می‌کنند، حضور آن‌ها دیگر لزوماً توجه گسترده‌ای برنمی‌انگیزد. شمار سریال‌ها و فیلم‌های آنلاین آن‌قدر زیاد شده که حتی حضور یک ستاره بزرگ هم تضمین نمی‌کند اثرش در حافظه مخاطبان باقی بماند.

مسئله فقط کیفیت بازیگری نیست؛ بلکه دوام فرهنگی آثار نیز اهمیت دارد. در بازاری که هر هفته با مجموعه‌ای از تولیدات تازه پر می‌شود، فرصت کمتری برای دیده‌شدن و ماندگارشدن هر اثر باقی می‌ماند.

بازیگران زن سالخورده با تبعیض شدیدتری روبه‌رو هستند

نویسنده تأکید می‌کند که تمرکز او بر بازیگران مرد به معنای نادیده‌گرفتن مشکلات بازیگران زن نیست. برعکس، کمبود نقش‌های مناسب برای زنان سالخورده در هالیوود مسئله‌ای شناخته‌شده‌تر است و این گروه معمولاً با محدودیت‌های شدیدتری روبه‌رو می‌شوند.

بسیاری از بازیگران زن سرشناس در سال‌های اخیر تعداد فیلم‌های سینمایی خود را کاهش داده‌اند یا به تلویزیون روی آورده‌اند. هالی هانتر و سیسی اسپیسک، برای مثال، از سال ۲۰۱۸ تنها در تعداد محدودی فیلم ظاهر شده‌اند و سالی فیلد نیز حضور سینمایی نسبتاً اندکی داشته است؛ هرچند هر سه در تولیدات تلویزیونی فعالیت کرده‌اند.

هلن میرن همچنان پرکار است، اما بخش مهمی از آثار اخیرش به فیلم‌های تجاری و مجموعه‌های پرهزینه‌ای مانند «سریع و خشن» و «شزم! خشم خدایان» تعلق دارد یا در فیلم‌های مستقلی ظاهر شده که بازتاب چندانی در گیشه و نقدها نداشته‌اند.

سیگورنی ویور نیز، مانند هریسون فورد، عمدتاً با حضور در دنباله‌های مجموعه‌های شناخته‌شده‌ای چون «آواتار»، «شکارچیان روح» و «جنگ ستارگان» جایگاه خود را در سینمای جریان اصلی حفظ کرده است.

حتی مریل استریپ نیز در دهه اخیر کمتر از گذشته نامزد جوایز اسکار شده است. موفقیت‌ها و نقش‌آفرینی‌های او نشان می‌دهند که توانایی بازیگری‌اش همچنان پابرجاست، اما نقش‌های مهمی از این دست به استثنا تبدیل شده‌اند.

سن‌گرایی خاموش در هالیوود

کمبود نقش‌های مناسب برای زنان سالخورده، تبعیضی شناخته‌شده در صنعت سینماست؛ اما وقتی صحبت از بازیگران مرد می‌شود، مسئله کمتر به چشم می‌آید. مردان سالخورده اغلب به‌عنوان بزرگان و چهره‌های محترم سینما شناخته می‌شوند و تصور می‌شود که همچنان از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند.

بااین‌حال، احترام به کارنامه گذشته الزاماً به معنای فراهم‌کردن فرصت‌های تازه نیست. حتی بازیگری در جایگاه رابرت دنیرو نیز ممکن است برای یافتن نقشی متناسب با توانایی‌هایش با دشواری روبه‌رو شود.

مشکل اصلی فقط کاهش تعداد نقش‌ها نیست؛ بلکه نوع نقش‌هایی است که به بازیگران پیشنهاد می‌شود. هنگامی که گزینه‌های اصلی به فیلم‌های اکشن، دنباله‌های تجاری یا پروژه‌های آنلاین کم‌دوام محدود می‌شوند، تجربه و توانایی بازیگران بزرگ کمتر به کار گرفته می‌شود.

سینما برای ماندگارشدن به شخصیت‌های پیچیده، روایت‌های جسورانه و فرصت‌هایی برای تجربه‌های تازه نیاز دارد. اگر صنعت فیلم‌سازی این امکان را از بازیگران باتجربه دریغ کند، نه‌تنها خود آن‌ها، بلکه مخاطبان نیز از دسترسی به نقش‌آفرینی‌هایی محروم می‌شوند که می‌توانند بخشی از میراث سینما باشند.

دنیرو و هم‌نسلانش هنوز ظرفیت خلق بازی‌های درخشان را دارند؛ آنچه کمبودش بیش از هر چیز احساس می‌شود، نقش‌هایی است که این ظرفیت را به رسمیت بشناسند.

گرد آورنده
اعظم خالقی
منبع
ndependent
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا