«نقد فیلم «مراقبت مهرآمیز»؛ مایک لی و داستان تنهایی و زوال عقل»

- «مایک لی در «مراقبت مهرآمیز» زندگی مددکاران اجتماعی، آدمهای تنها و خانوادهای درگیر زوال عقل را به هم پیوند میزند؛ فیلمی انسانی و تأثیرگذار که با وجود شخصیتهای زنده و بازیهای درخشان، میتوانست تصویری عمیقتر و کاملتر از جهان آدمهایش ارائه دهد.»
چارسو پرس: هر از گاهی، مایک لی، نویسنده و کارگردان بریتانیایی، فیلمی میسازد که در آن ستارههای فیلم و صحنههای نمایشیِ بهظاهر ساده و بیتکلف، در کنار هم قرار میگیرند و در نهایت به تصویری کامل از انسانیتی پرخاشگر، پیچیده و زخمخورده تبدیل میشوند. این اتفاق در «رازها و دروغها» (۱۹۹۶) رخ داد؛ فیلمی که میتوان آن را نسخهای از «چه کسی برای شام میآید؟» برای مخاطبان سینمای هنری دانست، هرچند در قالب یک کمدی نئورئالیستی-سیتکامی، اثری بود که تقریباً در تمام ابعادش درست عمل میکرد.
این اتفاق در «تاپسی-توروی» (۱۹۹۹) نیز افتاد؛ زندگینامه درخشان مایک لی درباره گیلبرت و سالیوان که بهراحتی میتوان آن را بهترین فیلم او دانست؛ نکتهای ironیک، چرا که این فیلم بیش از هر اثر دیگری از مایک لی از دغدغههای همیشگی او درباره طبقه کارگر فاصله داشت. «سال دیگر» (۲۰۱۰) هم نمونه دیگری است؛ برداشتی تلخ و در عین حال گزنده و خندهدار از اندوه دوران میانسالی.

«مراقبت مهرآمیز»؛ فیلمی که میتوانست عمیقتر باشد
اما ناچارم بگویم «مراقبت مهرآمیز» از آن فیلمهای مایک لی نیست که در آنها همهچیز در جای درست خود قرار میگیرد و در نهایت درامی شکل میگیرد که چیزی فراتر از مجموع اجزایش است.
این فیلم چند شخصیت زنده و بهیادماندنی دارد که همراهی با آنها جذاب و تأثیرگذار است. بازیگران، همانطور که تقریباً همیشه در فیلمهای مایک لی اتفاق میافتد، با نوعی شور و سرزندگی روزمره و باورنکردنی در نقشهای خود فرو رفتهاند. شاید بگویید: «چه چیزی برای دوست نداشتن وجود دارد؟»
اما هنگام تماشای «مراقبت مهرآمیز»، مدام این احساس را داشتم که ایکاش مایک لی بیشتر در شخصیتهایش عمیق میشد؛ در رؤیاهایی که زندگی آنها را سرپا نگه داشته و در تروماهایی که زیر فشار زندگی روزمره پنهان شدهاند.
لی در اینجا حرکت اشتباهی انجام نمیدهد؛ تقریباً تمام صحنههای فیلم بهخوبی کار میکنند. با این حال، «مراقبت مهرآمیز» در نهایت به چیزی میرسد که بیشتر از آنکه قدرتمند باشد، ساختاری و حسابشده به نظر میرسد.
«مراقبت مهرآمیز» به چه معناست؟
عنوان فیلم در نگاه اول دعوتکننده و دلگرمکننده است، اما دقیقاً به چه چیزی اشاره دارد؟
این عبارت تقریباً همزمان به پنج موضوع مختلف اشاره میکند و همین ابهام، از نظر آماده کردن ذهن مخاطب برای اینکه بداند فیلم درباره چیست، کمی مشکلساز میشود.
ایمی با بازی کیت اوفلین، شخصیت مرکزی فیلم است؛ زنی که در ظاهر کمی تند و خشک به نظر میرسد اما در واقع شخصیتی دوستداشتنی دارد. بهترین دوستش، رزی با بازی آلیس بیلی جانسون، زنی بیرحمتر اما سطحیتر است. هر دو مددکار اجتماعی هستند و زندگی خود را وقف کمک به دیگران کردهاند؛ اما مراقبتی که به دیگران ارائه میدهند، کمکم با گوشهایی روبهرو میشود که دیگر نمیخواهند آن را بشنوند.
ایمی ظاهری شبیه یک راهبه شادمان دارد؛ لبخندی همیشگی بر چهره، حالتی فداکارانه و موهایی که پشت سر جمع شده و کمی بیش از حد مرتب و رسمی به نظر میرسد.
او را میبینیم که تلاش میکند با نوجوانان بیسرپرستی که تحت سرپرستی او قرار گرفتهاند و از نظر عاطفی سرگردان هستند ارتباط برقرار کند، اما آنها علاقهای به ارتباط با او نشان نمیدهند.
ایمی همچنان اهمیت میدهد، اما سؤال اینجاست: آیا خودِ سیستم هم اهمیت میدهد؟
پسزمینه فیلم، کاهش بودجههایی است که در بخش خدمات اجتماعی در سراسر جهان غرب در حال وقوع است؛ جایی که دولت بهتدریج شکل خاص خود از مراقبت و حمایت را کنار میکشد.

مراقبت میان دو دوست
«مراقبت مهرآمیز» به رابطه ایمی و رزی و شیوهای که این دو از یکدیگر مراقبت میکنند نیز اشاره دارد.
ایمی پس از پنج سال دوباره به آپارتمان راحت و دنج رزی برگشته است. او در این پنج سال با مردی زندگی میکرد، اما حالا آن مرد او را رها کرده و به همسرش در گلاسگو برگشته است.
این دو زن دوباره مثل دوستان دوران دانشگاه با یکدیگر وقت میگذرانند؛ غیبت دیگران را میکنند، با موسیقی هیپهاپ میرقصند و ــ طبق یک رسم همیشگی ــ یک بطری شراب سفید را با هم تقسیم میکنند.
آنها چندین دهه است که دوست هستند و عمیقاً به یکدیگر اهمیت میدهند. اما آیا واقعاً بلدند به شیوه درست از خودشان مراقبت کنند؟
خانوادهای که معنای مراقبت را میدانند
پدر و مادر سالخورده ایمی بهعنوان نمونهای آرمانی از مراقبت کردن از یکدیگر معرفی میشوند.
آنها زوجی کاملاً معمولی از طبقه متوسط و کمی محافظهکار هستند که همیشه با تنها فرزندشان، ایمی، با احتیاط و ناز و نوازش رفتار کردهاند؛ حتی حالا که او ۳۷ سال دارد.
ماریون بیلی، بازیگر نقش مادر، شریک زندگی واقعی مایک لی نیز هست و تصویری بسیار دوستداشتنی از مادری پرحرف و سرشار از محبت خلق میکند.
اما این پل جسون در نقش همسر اوست که تأثیرگذارترین حضور عاطفی فیلم را دارد. این شخصیت احتمالاً نزدیک ۸۰ سال دارد، اما حتی پیرتر از این به نظر میرسد.
او تجسم نجابت است که در پوستهای سخت پنهان شده. از آن خویشاوندانی است که دوست دارید در تعطیلات ببینیدشان، چون حرف زیادی برای گفتن ندارند. اما با وجود دستوپاچلفتی و کمتوان شدنش، هنوز کاملاً حضور دارد. حتی لطیفه تعریف میکند.
تا اینکه دیگر اینطور نیست.
شروع زوال عقل او بهآرامی و در عین حال اجتنابناپذیر از راه میرسد؛ درست همانطور که معمولاً چنین اتفاقی رخ میدهد. مایک لی آنقدر فیلمساز زیرکی است که از این وضعیت برای گرفتن اشک از مخاطب استفاده نمیکند.
«مراقبت مهرآمیز» به مخاطب میگوید: بله، این اتفاق میافتد. و وقتی اتفاق بیفتد، آدمی که میشناختید ناگهان دیگر وجود ندارد.
شخصیت جسون شروع به صحبت درباره قوها میکند.
و درست در چنین لحظهای، بیش از هر زمان دیگری به مراقبت نیاز داریم.

آدمهای تنها و زندگیهای عاطفی شکستخورده
فیلم در مقاطعی جذاب و در حدی ملایم تأثیرگذار است، اما در نهایت کمی پراکنده و نامنسجم به نظر میرسد.
دلیل اینکه در نقد آن کمی سختگیر به نظر میرسم این است که فیلم ما را درگیر میکند، اما نمیتواند به هیچ جرقه پنهانی از راز و ابهام در شخصیتهایش دست پیدا کند؛ نمیتواند ما را با کشف تازهای درباره درد یا میل آنها غافلگیر کند.
ایمی و رزی زنانی بهشدت دوستداشتنی هستند، اما زندگی عاطفی هر دوی آنها با مردان شکست خورده است.
با خودمان فکر میکنیم: چرا؟
آیا دلیلش این است که مردها آدمهای مزخرفی هستند؟
به نظر میرسد خود این دو زن نیز، بهخصوص بعد از ماجرای رزی، به همین نتیجه رسیدهاند. رزی امیدش را به یک آتشنشان بسته است؛ مردی که از او برای یک شام رسمی و شیک دعوت میکند، اما در نهایت سر قرار حاضر نمیشود.
اما این داستان دو زن تنها که هر دو درگیر ناکامی عاطفی هستند، بیش از حد سنگین و محدودکننده است.
حتی اگر این زنان خوشحال نباشند یا در عشق شانس نیاورده باشند، فیلم باید احساس کاملتر و عمیقتری از خواستههای آنها به ما میداد.

قدرتمندترین صحنه فیلم؛ درباره مادری
قدرتمندترین و تکاندهندهترین صحنه فیلم درباره مادری است.
یکی از افرادی که ایمی مسئول رسیدگی به اوست، مادر جوانی آشفته و درمانده است که دولت هر سه فرزندش را از او گرفته است.
او از صحبت کردن با ایمی میترسد، چون تصور میکند هر چیزی که بگوید، بعداً علیه خودش استفاده خواهد شد.
آیا حق دارد چنین ترسی داشته باشد؟
نگاه مایک لی به این موضوع چیست؟
فیلم باید موضع روشنتری در این زمینه میداشت، اما آنچه با نیرویی تمامعیار منتقل میشود، شور و اشتیاق این شخصیت برای زندگی و فرزندانش است؛ اشتیاقی که مرز میان زندگی و مرگ را لمس میکند.
ایمی به چنین لحظهای نیاز داشت
ایمی هم به لحظهای شبیه این نیاز داشت.
کیت اوفلین، که از سریال «خلیج بیوه» شناخته میشود، بازیگری قدرتمند و مسلط است، اما نتوانسته به ایمی نیروی ناشی از سرنوشتی عریان و آشکار را ببخشد.
دلیلش این است که خود مایک لی نیز کاملاً درگیر سرنوشت ایمی نشده است.
او میخواهد سرنوشت این زن را درون تصویری بزرگتر و به اصطلاح «جامعهشناختی» قرار دهد.
فیلم با صحنهای آغاز میشود که در آن رزی در بیمارستان با یک مرد سالخورده و مبتلا به زوال عقل که بیخانمان است، مصاحبه میکند.
صبح روز بعد، مرد ناپدید شده است؛ او از شکافهای سیستم خدمات اجتماعی عبور کرده و از دسترس خارج شده است.
در پایان فیلم، او دوباره برمیگردد و نمیتوانیم متوجه شباهت ظاهری او با شخصیت پل جسون نشویم؛ گویی اگر شخصیت جسون کسی را نداشت که از او مراقبت کند، ممکن بود سرنوشتش به همین مرد بیخانمان ختم شود.
گمان میکنم این صحنه قرار است بیانیهای درباره موضوع فیلم باشد.
اما این بیانیهای انتزاعی است.
فیلم در واقع باورهای اخلاقی و پیشفرضهای ذهنی ما را کمی به چالش میکشد، اما روحمان را به آشوب نمیکشد.

نتیجهگیری
«مراقبت مهرآمیز» فیلمی است که ایدههای ارزشمندی درباره مراقبت، تنهایی، زوال عقل، خدمات اجتماعی و مسئولیت انسانها در قبال یکدیگر مطرح میکند. مایک لی همچنان در ساخت شخصیتهایی که شبیه آدمهای واقعی به نظر میرسند مهارت دارد و بازیگران نیز بهخوبی از پس این شخصیتها برآمدهاند.
مشکل اصلی این است که فیلم در بسیاری از لحظات، به جای آنکه به لایههای عمیقتر شخصیتهایش نفوذ کند، آنها را در چارچوبی اجتماعی و از پیش تعیینشده قرار میدهد.
در نتیجه، «مراقبت مهرآمیز» فیلمی انسانی، قابلتوجه و گاه تأثیرگذار است، اما آن عمق و کشف عاطفیای را که از بهترین آثار مایک لی انتظار داریم، بهطور کامل به دست نمیآورد.
«مراقبت مهرآمیز» بیش از آنکه درباره یک شکل مشخص از مراقبت باشد، درباره جهانی است که در آن همه به نوعی به مراقبت نیاز دارند؛ مددکار اجتماعی به حمایت، دوست به همراهی، والد سالخورده به خانواده و حتی انسانی که از سیستم جا مانده است به کسی نیاز دارد که او را ببیند. شاید نقطه ضعف فیلم دقیقاً همان جایی باشد که نقد اجتماعیاش پررنگتر از زندگی شخصیتها میشود؛ با این حال، همین تلاش برای ثبت آدمهایی که در میان تنهایی و فرسودگی هنوز میکوشند مراقب یکدیگر باشند، به «مراقبت مهرآمیز» ارزش تماشا میدهد.
اطلاعات فیلم Tender Loving Care
- عنوان: مراقبت مهرآمیز
- عنوان اصلی: Tender Loving Care
- کارگردان: مایک لی (Mike Leigh)
- بازیگران: کیت اوفلین، آلیس بیلی جانسون، ماریون بیلی، پل جسون
- ژانر: درام
- موضوعات: مددکاری اجتماعی، تنهایی، زوال عقل، خانواده، مراقبت، خدمات اجتماعی
- کشور: بریتانیا
سوالات متداول
فیلم «مراقبت مهرآمیز» درباره چیست؟
داستان فیلم درباره ایمی، یک مددکار اجتماعی، دوستش رزی، زندگی عاطفی آنها و رابطه ایمی با پدر و مادر سالخوردهاش است. زوال عقل پدر ایمی و مشکلات نظام خدمات اجتماعی از محورهای مهم فیلم هستند.
کارگردان فیلم «مراقبت مهرآمیز» کیست؟
مایک لی، فیلمساز شناختهشده بریتانیایی، کارگردانی فیلم را بر عهده دارد.
موضوع اصلی «مراقبت مهرآمیز» چیست؟
فیلم درباره مفهوم مراقبت از دیگران و این پرسش است که در جامعهای که خدمات اجتماعی و حمایتهای دولتی در حال کاهش است، چه کسی مسئول مراقبت از انسانهای آسیبپذیر خواهد بود.
آیا زوال عقل یکی از موضوعات اصلی فیلم است؟
بله. روند تدریجی ابتلای پدر ایمی به زوال عقل یکی از مهمترین خطوط داستانی فیلم است و فیلم تلاش میکند بدون احساساتیگری اغراقآمیز، تغییر تدریجی شخصیت او را نشان دهد.
آیا «مراقبت مهرآمیز» از بهترین فیلمهای مایک لی است؟
بر اساس این نقد، فیلم اثری قابلتوجه و دارای شخصیتهای جذاب است، اما به اندازه آثاری مانند «رازها و دروغها»، «تاپسی-توروی» و «سال دیگر» به یک تصویر کامل و قدرتمند از جهان انسانی مورد نظر مایک لی تبدیل نمیشود.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم









