۱۴ کارگردانی که سینمای علمیتخیلی را متحول کردند
- ۱۴ کارگردان برجسته سینمای علمیتخیلی در پنج دهه گذشته، از ریدلی اسکات و جورج لوکاس تا کریستوفر نولان و دنی ویلنوو، با آثار ماندگار خود مسیر این ژانر را تغییر دادهاند.
چارسو پرس: از میان گونههای داستانی سینما، علمیتخیلی بیش از بسیاری از ژانرهای دیگر به بررسی رابطه انسان با علم و فناوری میپردازد. این ژانر هم امکانهای پیشرفتهای فناورانه و هم پیامدهای آنها را واکاوی میکند، جهانهایی در آیندهای دور یا سرزمینهایی ناشناخته میسازد و جایگاه انسان را در جهانی سرشار از شگفتیهای کشفنشده به پرسش میگیرد.
در ۵۰ سال گذشته، فناوری جهان ما را به شیوههایی دگرگون کرده که زمانی تصورشان دشوار بود و سینمای علمیتخیلی نیز همگام با این تغییرات پیش رفته است. در این مدت فیلمهای علمیتخیلی درخشانی ساخته شدهاند، اما برخی از آنها تأثیر فرهنگی ماندگارتری بر جای گذاشتهاند. از داستانهایی درباره کهکشانهای دوردست و بُعدهای موازی گرفته تا کرمچالهها، حلقههای زمانی و نسخههای ویرانشدهای از سیاره شکننده خودمان، کارگردانان این آثار در شکلگیری تصور ما از آینده نقش داشتهاند و تخیلمان را به سوی جهانهایی شگفتانگیز و در عین حال هراسآور گشودهاند.
تردیدی نیست که این فیلمسازان از مهمترین کارگردانان علمیتخیلی دوران خود به شمار میروند.

۱۴. الکس گارلند؛ از هوش مصنوعی تا کابوسهای زیستی
آثار شاخص: «فراماشین» (Ex Machina)، «نابودی» (Annihilation)
الکس گارلند نخستین بار در اواخر دهه ۱۹۹۰ با نوشتن رمان «ساحل» (The Beach) و اقتباس سینمایی آن با بازی لئوناردو دیکاپریو نام خود را مطرح کرد. او سپس فیلمنامه آثاری موفق، از جمله فیلم ترسناک آخرالزمانی «۲۸ روز بعد» (۲۸ Days Later) را نوشت؛ فیلمی که شیوع یک ویروس مرگبار محور داستان آن بود. با این حال، فعالیتهای کارگردانی گارلند در سالهای بعد جایگاه او را بهعنوان یکی از مهمترین فیلمسازان علمیتخیلی نسل خود تثبیت کرد.
نخستین فیلم بلند او، «فراماشین»، نهتنها تریلری روانشناختی و خوشساخت در ژانر علمیتخیلی است، بلکه با ظرافت، پیامدهای هولناک احتمالی هوش مصنوعی را به تصویر میکشد. داستان فیلم در محیطی محدود و پیشرفته میگذرد و درباره کلب، برنامهنویسی با بازی دامنل گلیسون است که به دعوت رئیس ثروتمندش، نیتن با بازی اسکار آیزاک، به اقامتگاهی دورافتاده و مجهز به فناوریهای پیشرفته میرود. او در آنجا به آوا، موجودی مبتنی بر هوش مصنوعی با بازی آلیشیا ویکاندر، علاقهمند میشود؛ اما پرسش اصلی این است که چه کسی واقعاً کنترل اوضاع را در دست دارد؟
گارلند پس از آن «نابودی» را کارگردانی کرد؛ اقتباسی تحسینشده از نخستین کتاب سهگانه «گستره جنوبی» نوشته جف واندرمیر. ناتالی پورتمن در این فیلم نقش یکی از اعضای گروهی از زنان را بازی میکند که دولت آنها را برای بررسی پدیدهای مرموز به نام «لرزش» به منطقهای ناشناخته میفرستد. فیلم تصاویری چشمگیر و صحنههایی بهشدت دلهرهآور ارائه میدهد؛ از جمله خرس جهشیافتهای که دیانای آن دگرگون شده و صحنه رقص وهمآلود پورتمن با بدل انساننمای خودش.

۱۳. دنی ویلنوو؛ از تماس با بیگانگان تا آیندهای دور
آثار شاخص: «ورود» (Arrival)، «بلید رانر ۲۰۴۹» (Blade Runner ۲۰۴۹)، «تلماسه» (Dune)
دنی ویلنوو، کارگردان فرانسویزبان کانادایی، سالها در جشنوارههای سینمایی مورد توجه بود تا اینکه با ساخت فیلمهایی پرهزینهتر، از جمله «زندانیان» (Prisoners) و «سیکاریو» (Sicario)، به شهرت گستردهتری رسید. با این حال، هشتمین فیلم او، «ورود»، آغاز دوران درخشش این فیلمساز در سینمای علمیتخیلی بود. امی آدامز در این اثر نقش زبانشناسی را ایفا میکند که باید زبان موجودات فضایی را رمزگشایی کند تا بشریت را نجات دهد. «ورود» با استقبال منتقدان روبهرو شد، هشت نامزدی اسکار به دست آورد و در گیشه نیز موفق بود.
ویلنوو سپس برای کارگردانی «بلید رانر ۲۰۴۹»، دنباله شاهکار علمیتخیلی ریدلی اسکات، انتخاب شد. هریسون فورد در این فیلم بار دیگر در نقش شخصیت نمادین خود، ریک دکارد، ظاهر شد و رایان گاسلینگ نیز نقش افسر کی را بازی کرد. این دنباله با حفظ فضای اثر اصلی، مخاطبان را دوباره با پرسشی اساسی روبهرو کرد: آیا دکارد خود یک رپلیکانت، یعنی انساننمای مصنوعی، است؟
هرچند «بلید رانر ۲۰۴۹» در گیشه به اندازه انتظارها موفق نبود، منتقدان و طرفداران از آن استقبال کردند؛ موفقیتی که مسیر ویلنوو را برای ساخت «تلماسه» هموارتر کرد. این اقتباس از رمان سال ۱۹۶۵ فرانک هربرت، با بازی تیموتی شالامه و زندایا، داستان خاندانهای اشرافی میانستارهای را روایت میکند که بر سر مالکیت مادهای به نام «ادویه» رقابت دارند؛ مادهای که عمر و تواناییهای انسان را افزایش میدهد.
پیش از این، الکساندر یودوروفسکی تلاش ناموفقی برای اقتباس از رمان داشت و نسخه سال ۱۹۸۴ به کارگردانی دیوید لینچ نیز با واکنشهای منفی منتقدان و شکست تجاری روبهرو شد. نسخه ویلنوو با بودجهای عظیم در حدود ۱۶۵ میلیون دلار ساخته شد و قرار بود بخش نخست مجموعهای دو قسمتی باشد. انتظارات از این فیلم بسیار بالا بود و باید دید آیا ویلنوو میتواند این جهان را به موفقیتی بزرگ در مقیاس کهکشانی تبدیل کند.
بیشتر بخوانید
۸ فیلم برتر درباره پایان دنیا؛ رتبهبندیشده

۱۲. آلفونسو کوارون؛ آیندهای بیرحم و سفر در فضا
آثار شاخص: «فرزندان انسان» (Children of Men)، «جاذبه» (Gravity)
آلفونسو کوارون، کارگردان مکزیکی، پیش از رسیدن به شهرت جهانی با فیلمهایی مانند «یک پرنسس کوچک» (A Little Princess) و «آرزوهای بزرگ» (Great Expectations) تجربهاندوزی کرد. او در سال ۲۰۰۲ با فیلم جادهای جسورانه و پرحرارت «و مادرت هم» (Y Tu Mamá También) به شهرت بینالمللی رسید و سپس یکی از تحسینشدهترین قسمتهای مجموعه «هری پاتر»، یعنی «هری پاتر و زندانی آزکابان» (Harry Potter and the Prisoner of Azkaban) را ساخت.
با این حال، آثار علمیتخیلی کوارون مهمترین و تحسینشدهترین بخش کارنامه او به شمار میروند. فیلم «فرزندان انسان» محصول سال ۲۰۰۶، بر اساس رمان پادآرمانشهری پی. دی. جیمز ساخته شده است؛ داستان جهانی در آینده که در آن بشر با بحرانی هولناک روبهروست: انسانها ۱۸ سال است که توانایی فرزندآوری ندارند. این فیلم از سوی بسیاری از منتقدان یکی از بهترین آثار قرن بیستویکم دانسته میشود و نخستین نامزدیهای اسکار را برای کوارون به ارمغان آورد.
کوارون در سال ۲۰۱۳ با «جاذبه» بار دیگر به سراغ فضا رفت؛ تریلری با بازی جورج کلونی و ساندرا بولاک که چند جایزه اسکار به دست آورد. فیلم درباره دو فضانورد سرگردان است که پس از نابودی فضاپیمایشان میکوشند راهی برای بازگشت به زمین پیدا کنند. «جاذبه» بهدلیل جلوههای بصری خیرهکنندهاش تحسین شد و به موفقیتی عظیم در گیشه رسید. این فیلم تا آن زمان پرفروشترین اثر کارنامه هر دو بازیگر بود، هفت جایزه اسکار گرفت و جایگاه کوارون را در تاریخ سینمای علمیتخیلی تثبیت کرد.

۱۱. کریستوفر نولان؛ بازی با ذهن و زمان
آثار شاخص: «تلقین» (Inception)، «میانستارهای» (Interstellar)، «تنت» (Tenet)
روزنامه گاردین زمانی کریستوفر نولان را «مردی که فیلمهای پرفروش را از نو تعریف کرد» نامید؛ توصیفی که بخشی از آن به سهگانه «شوالیه تاریکی» بازمیگردد. نولان در کنار تریلرهای کوچکتری مانند «بیخوابی» (Insomnia) و «یادگاری» (Memento)، فیلم جنگی «دانکرک» (Dunkirk) و درام جادویی «پرستیژ» (The Prestige)، با آثار علمیتخیلی پرهزینه و ذهنپیچان خود، بهویژه «تلقین» و «میانستارهای»، تأثیری ماندگار بر سینما گذاشته است.
در «تلقین»، لئوناردو دیکاپریو نقش دزدی را بازی میکند که به رؤیاهای دیگران نفوذ میکند. نولان با تکیه بر ایده «رؤیا در دل رؤیا» و استفاده از جلوههای رایانهای پیشرفته، جهانی میسازد که قوانین فیزیک در آن بارها زیر پا گذاشته میشوند. این فیلم به یکی از پرفروشترین آثار دهه ۲۰۱۰ تبدیل شد و چند جایزه اسکار به دست آورد. همچنین پسوند «ـسپشن» را وارد گفتوگوهای روزمره انگلیسیزبانها کرد؛ پسوندی که برای توصیف موقعیتهایی به کار میرود که در آنها چیزی درون چیز دیگری قرار میگیرد یا تکرار میشود.
اثر علمیتخیلی دیگر نولان، «میانستارهای»، رویکردی احساسیتر دارد و امکان سفر از طریق کرمچالهها را بررسی میکند. متیو مککانهی در این فیلم نقش خلبانی بیوه را بازی میکند که مأموریت مییابد جهانی تازه برای ادامه حیات بشر پیدا کند. حتی پیش از اکران «تنت» در سال ۲۰۲۰، همین دو فیلم جایگاه نولان را بهعنوان یکی از مهمترین کارگردانان علمیتخیلی دوران معاصر تثبیت کرده بودند.

۱۰. دیوید کراننبرگ؛ مرزهای هراسانگیز بدن و فناوری
آثار شاخص: «مگس» (The Fly)، «اسکنرها» (Scanners)، «ویدئودروم» (Videodrome)
دیوید کراننبرگ بیش از هر چیز بهخاطر علاقهاش به وحشت جسمانی، خون و تصاویر تکاندهنده شناخته میشود؛ ویژگیهایی که لقبهایی مانند «پادشاه وحشت آمیزشی» و «بارون خون» را برایش به همراه آوردهاند. با این حال، شیفتگی او به پیوند میان ذهن و فناوری نیز باعث شده است که در شمار مهمترین کارگردانان علمیتخیلی قرار بگیرد.
از انفجار سرها در «اسکنرها» تا کابوس رسانهای ویدئو در «ویدئودروم»، آثار علمیتخیلی و ترسناک کراننبرگ با رویکردی جسمانی و بیپرده، هم ذهن مخاطب را درگیر میکنند و هم او را به وحشت میاندازند. اقتباس او از رمان «منطقه مرده» (The Dead Zone) نوشته استیون کینگ نیز یکی از بهترین اقتباسهای سینمایی از آثار این نویسنده به شمار میرود.
با این همه، مشهورترین و تحسینشدهترین فیلم کراننبرگ احتمالاً «مگس» است. این اثر بازسازی آزادی از فیلمی به همین نام محصول سال ۱۹۵۸ محسوب میشود و جف گلدبلوم در آن نقش دانشمند عجیبوغریبی به نام ست براندل را بازی میکند. او پس از آنکه مگسی ناخواسته وارد دستگاه انتقال از راه دوری میشود که خودش ساخته، بهتدریج به موجودی نیمهانسان و نیمهمگس تبدیل میشود.
فیلم برای گریم هولناک این موجود که «براندلفلای» نام گرفته بود، جایزه اسکار دریافت کرد. اما آنچه «مگس» را به اثری فراتر از یک فیلم ترسناک تبدیل میکند، هسته عاطفی داستان است: رابطه براندل با خبرنگاری به نام رونی، با بازی جینا دیویس، و مواجهه او با بدنی که دیگر از اختیارش خارج شده است. نتیجه، داستانی هولناک و در عین حال تراژیک درباره غرور انسان و محدودیتهای کنترل او بر علم است.
بیشتربخوانید
۱۰ فیلم علمیتخیلی برتر تاریخ درباره هوش مصنوعی

۹. پل ورهوفن؛ علمیتخیلی با نیش اجتماعی
آثار شاخص: «روبوکاپ» (RoboCop)، «یادآوری کامل» (Total Recall)، «سربازان سفینه» (Starship Troopers)
شاید در نگاه نخست، کارگردان فیلم «شوگرلز» (Showgirls) انتخاب بدیهیای برای فهرست مهمترین فیلمسازان علمیتخیلی نیمقرن اخیر نباشد؛ اما پل ورهوفن، کارگردان هلندی، را نمیتوان به یک ژانر یا انتظار ازپیشتعیینشده محدود کرد. کارنامه متنوع او از تریلر تا درام تاریخی را در بر میگیرد، اما برخی از برجستهترین آثارش فیلمهای علمیتخیلی و اکشن پرهزینهاند: «روبوکاپ» محصول ۱۹۸۷، «یادآوری کامل» محصول ۱۹۹۰ و «سربازان سفینه» محصول ۱۹۹۷.
هر یک از این فیلمها به شیوهای خاص بر سینمای علمیتخیلی اثر گذاشتهاند. ترکیب نقد اجتماعی با صحنههای اکشن متکی بر جلوههای ویژه، از ویژگیهای شاخص آثار ورهوفن است؛ با این حال، شاید «روبوکاپ» عمیقترین تأثیر را بر جای گذاشته باشد.
این فیلم اکشن علمیتخیلی خشن و هوشمندانه، پیتر ولر را در نقش پلیسی از شهر دیترویت نشان میدهد که هنگام انجام وظیفه بهشدت مجروح میشود. یک شرکت فاسد به نام «اومنی کانسومر پروداکتس» او را به شکل سایبورگ، موجودی ترکیبی از انسان و ماشین، به زندگی بازمیگرداند؛ شرکتی که میخواهد نیروی پلیس را به بخش خصوصی واگذار کند.
«روبوکاپ» با طرح پرسشهایی درباره هویت و معنای انسانبودن، همزمان سیاستهای دوران رونالد ریگان و طمع شرکتهای بزرگ را به سخره میگیرد. فیلم پس از گذشت دههها همچنان تماشایی است و بسیاری از موضوعات مطرحشده در آن هنوز بهروز و مرتبط به نظر میرسند.

۸. تری گیلیام؛ کابوس بوروکراسی و جهانهای ویرانشده
آثار شاخص: «برزیل» (Brazil)، «دوازده میمون» (Twelve Monkeys)
فیلمهای تری گیلیام، عضو پیشین گروه کمدی مانتی پایتون، اغلب به قلمرو خیالپردازی نزدیک میشوند؛ اما در میان آثار متنوع او، چند فیلم جایگاهی ویژه در تاریخ علمیتخیلی دارند. یکی از آنها «دوازده میمون» محصول ۱۹۹۵ است؛ داستان زندانیای از آینده با بازی بروس ویلیس که به گذشته فرستاده میشود تا منشأ بیماری فراگیری را کشف کند که قرار است بشریت را نابود کند. فیلم در زمان اکران برای بخشی از منتقدان و تماشاگران بیش از حد آشفته و پیچیده به نظر میرسید، اما بعدها به اثری محبوب میان علاقهمندان سینما تبدیل شد؛ فیلمی که مضمون آن امروز نیز اهمیت دارد.
با این حال، مشهورترین اثر گیلیام «برزیل» محصول ۱۹۸۵ است؛ فیلمی علمیتخیلی، خیالپردازانه و پادآرمانشهری که با طنزی تلخ، سازوکارهای خفهکننده شرکتها و دیوانسالاری را هدف قرار میدهد. داستان درباره کارمند دونپایهای به نام سم، با بازی جاناتان پرایس، است. گیرکردن مگسی در دستگاه چاپ، باعث اشتباه در ثبت نامی در یک فرم دولتی میشود و زنجیرهای از اتفاقات را رقم میزند. سم که مردی رؤیاپرداز است، میکوشد زنی را که در خیال خود عاشقش شده نجات دهد و همزمان از چنگال دستگاه تمامیتخواه «وزارت اطلاعات» بگریزد.
«برزیل» تا اندازهای از رمان «۱۹۸۴» نوشته جورج اورول الهام گرفته است؛ گیلیام حتی به این فکر کرده بود که نام فیلم را «۱۹۸۴ و نیم» بگذارد. او اثرش را «نگاهی پساآروِلی به جهانی پیشاآروِلی» توصیف کرده بود. میتوان «برزیل» را نسخهای از «۱۹۸۴» دانست که از صافی سال ۱۹۸۵ گذشته است؛ فیلمی که تأثیر فرهنگیاش همچنان پابرجاست.
این اثر بارها بهعنوان منبع الهام فیلمسازان دیگر معرفی شده است؛ از جمله برادران کوئن در ساخت «نمایش ترومن»؟ نه، بلکه «پروکسی هادساکر» (The Hudsucker Proxy) و ژانپیر ژونه و مارک کارو در ساخت «دلیکاتسن» (Delicatessen).

۷. رابرت زمکیس؛ سفر در زمان با «بازگشت به آینده»
اثر شاخص: «بازگشت به آینده» (Back to the Future)
عجب! نمیتوان فهرستی از مهمترین کارگردانان علمیتخیلی تهیه کرد و نام رابرت زمکیس را از قلم انداخت. کمدی علمیتخیلی «بازگشت به آینده» محصول ۱۹۸۵، از نگاه بسیاری یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینماست و محبوبیت جهانی آن پس از گذشت دههها همچنان ادامه دارد. تأثیر فرهنگی این فیلم نیز بسیار فراتر از زمان اکرانش بوده است.
فیلم، مارتی مکفلای با بازی مایکل جی. فاکس را به مخاطبان معرفی کرد؛ نوجوانی معمولی که با استفاده از ماشین زمانی ساختهشده از یک خودروی دلورین، به سال ۱۹۵۵ سفر میکند. او در آنجا با پدر و مادر آیندهاش، با بازی لیا تامپسون و کریسپین گلاور، ملاقات میکند؛ زمانی که هر دو هنوز دانشآموز دبیرستان هستند. اما وقتی مادرش به خود او علاقهمند میشود، مارتی باید اوضاع را تغییر دهد؛ وگرنه ممکن است آیندهای رقم بخورد که در آن اساساً متولد نشده است.
«بازگشت به آینده» پرفروشترین فیلم سال ۱۹۸۵ شد و مجموعهای سینمایی به وجود آورد که دو دنباله آن را خود زمکیس کارگردانی کرد. این مجموعه آثار جانبی دیگری نیز داشت و حتی به شکل یکی از جاذبههای پارکهای تفریحی یونیورسال درآمد. چه چیزی بیش از این میتواند اهمیت فرهنگی یک فیلم را نشان دهد؟
بیشتر بخوانید
۵ اقتباس علمیتخیلی از «اودیسه» که باید قبل از فیلم جدید کریستوفر نولان ببینید

۶. خواهران واچوفسکی؛ جهان شبیهسازیشده «ماتریکس»
آثار شاخص: سهگانه «ماتریکس» (The Matrix)، «اطلس ابر» (Cloud Atlas)
نمیتوان فهرستی از کارگردانان مهم علمیتخیلی تهیه کرد و نام لانا و لیلی واچوفسکی، نویسندگان و کارگردانان سهگانه «ماتریکس»، را نادیده گرفت. «ماتریکس» با الهام از انیمههای ژاپنی و فیلمهای اکشن هنگکنگی، هنگام اکران در سال ۱۹۹۹ سینما را تکان داد. منتقدان و تماشاگران از صحنههای اکشن خلاقانه و جلوههای بصری پیشگامانه آن شگفتزده شدند.
این فیلم با قرار دادن ایدههای فلسفی و معنوی پیچیده در قالبی سایبرپانکی و چشمنواز، پرسشی ساده اما تکاندهنده مطرح میکند: چه میشود اگر تمام زندگی ما چیزی جز یک شبیهسازی نباشد؟ نتیجه، اثری سرگرمکننده و در عین حال اندیشهبرانگیز است. واچوفسکیها با «ماتریکس» مرزهای سینمای علمیتخیلی را گسترش دادند و اصطلاح «قرص قرمز» را به نمادی فرهنگی تبدیل کردند؛ همانطور که جمله مشهور «قاشقی وجود ندارد» نیز به یکی از دیالوگهای ماندگار فیلم بدل شد.
واچوفسکیها بعدها با فیلمهایی مانند «اطلس ابر» و «صعود ژوپیتر» به تجربهگری در سینمای علمیتخیلی ادامه دادند، اما نامشان همچنان بیش از هر چیز با «ماتریکس» گره خورده است.

۵. جان کارپنتر؛ هراس از موجودی که میتواند شبیه هر کسی شود
آثار شاخص: «موجود» (The Thing)، «آنها زندگی میکنند» (They Live)، «فرار از نیویورک» (Escape from New York)
جان کارپنتر بهواسطه آثار ترسناکی مانند «هالووین» محصول ۱۹۷۸، به لقب «استاد وحشت» شهرت یافته است؛ اما شماری از فیلمهای او نمونههای برجستهای از سینمای علمیتخیلی نیز هستند. مهمترین آنها «موجود» محصول ۱۹۸۲ است؛ فیلمی ترسناک و علمیتخیلی که بر اساس داستان کوتاه «چه کسی آنجاست؟» نوشته جان دبلیو. کمپبل جونیور و همچنین اقتباس سینمایی سال ۱۹۵۱ آن، «موجودی از جهانی دیگر» (The Thing from Another World)، ساخته شد.
داستان فیلم درباره گروهی از پژوهشگران علمی در قطب جنوب است که با موجودی بیگانه و انگلی روبهرو میشوند. این موجود قادر است ظاهر و ویژگیهای دیگر جانداران را بهگونهای تقلید کند که تشخیص آن تقریباً ناممکن باشد؛ تهدیدی که میتواند بقای بشر را به خطر بیندازد.
کرت راسل نقش مکریدی، خلبان بالگرد، را بازی میکند. فیلم به شکلی مؤثر و هولناک نشان میدهد که چگونه انزوا و ناتوانی در اعتمادکردن به دیگران، گروه را درگیر بدگمانی میکند. اعضای گروه دیگر نمیتوانند مطمئن باشند کدامیک از آنها انسان است و کدامیک به موجودی بیگانه تبدیل شده است.
«موجود» در زمان اکران با واکنشهای منفی روبهرو شد، اما در سالهای بعد ارزش آن دوباره کشف شد و امروز یکی از بهترین فیلمهای تاریخ ژانرهای وحشت و علمیتخیلی به شمار میرود.
از دیگر آثار علمیتخیلی مهم کارپنتر میتوان به «آنها زندگی میکنند»، «فرار از نیویورک» و «مرد ستارهای» (Starman) اشاره کرد. او در سال ۲۰۱۹ بهدلیل دستاوردهای یک عمر فعالیت سینمایی، جایزه کالسکه طلایی جشنواره کن را دریافت کرد؛ جایزهای که پیش از او به فیلمسازانی مانند مارتین اسکورسیزی، ورنر هرتسوک و آنیس واردا نیز اهدا شده بود.

۴. جیمز کامرون؛ استاد بلاکباسترهای علمیتخیلی
آثار شاخص: «نابودگر» (The Terminator)، «نابودگر ۲: روز داوری» (Terminator ۲: Judgment Day)، «بیگانهها» (Aliens)، «آواتار» (Avatar)
نام جیمز کامرون با فیلمهای اکشن علمیتخیلی پرهزینه و پرفروش گره خورده است؛ و دلیل خوبی هم برای این پیوند وجود دارد. کامرون با فیلم حماسی علمیتخیلی «آواتار» به جایگاه یکی از موفقترین کارگردانان تاریخ گیشه رسید. درآمد عظیم این مجموعه حتی به ایجاد بخشی اختصاصی با حالوهوای جهان آن در پارک تفریحی دیزنی، «انیمال کینگدم»، انجامید.
اما پیش از سلطه جهانی کامرون بر گیشه، او با فیلم اکشن علمیتخیلی «نابودگر» محصول ۱۹۸۴ به شهرت رسید. آرنولد شوارتزنگر در این فیلم نقش سایبورگی قاتل را بازی میکند که به گذشته فرستاده میشود تا سارا کانر، با بازی لیندا همیلتون، را پیش از بهدنیا آوردن پسری که قرار است بشریت را نجات دهد، از میان بردارد.
«نابودگر» به موفقیتی بزرگ تبدیل شد و مجموعهای چندمیلیارددلاری را پایهگذاری کرد. دنباله آن، «نابودگر ۲: روز داوری»، رکوردهای گیشه جهانی را شکست و بهعنوان یکی از بهترین دنبالههای تاریخ سینما تحسین شد.
کامرون در فاصله ساخت دو فیلم «نابودگر» فرصت کرد فیلم علمیتخیلی و اکشن دیگری نیز بسازد: «بیگانهها» محصول ۱۹۸۶. این فیلم هم از نگاه بسیاری از منتقدان و تماشاگران یکی از بهترین آثار علمیتخیلی و اکشن تاریخ سینماست.

۳. استیون اسپیلبرگ؛ از دوستی با بیگانگان تا آیندههای نگرانکننده
آثار شاخص: «ای.تی. موجود فرازمینی» (E.T. the Extra-Terrestrial)، «برخورد نزدیک از نوع سوم» (Close Encounters of the Third Kind)، «هوش مصنوعی» (A.I. Artificial Intelligence)، «گزارش اقلیت» (Minority Report)
استیون اسپیلبرگ یکی از شناختهشدهترین کارگردانان تاریخ سینماست و سهم او در شکلگیری سینما و فرهنگ عامه را نمیتوان بهسادگی اندازه گرفت. فیلمهای علمیتخیلی بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل میدهند؛ آثاری مانند «برخورد نزدیک از نوع سوم»، «هوش مصنوعی»، «گزارش اقلیت» و «جنگ دنیاها» (War of the Worlds).
فیلم «ای.تی. موجود فرازمینی» محصول ۱۹۸۲، درباره پسری به نام الیوت است که با موجودی بیگانه دوست میشود؛ موجودی که همراهانش او را هنگام ترک زمین جا گذاشتهاند. این فیلم پس از اکران برای سالها عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما را در اختیار داشت و همچنان یکی از محبوبترین آثار اسپیلبرگ محسوب میشود.
«ای.تی.» یکی از فیلمهایی است که به دلیل اهمیت فرهنگی، تاریخی یا زیباییشناختی در فهرست ملی ثبت فیلم آمریکا قرار گرفته است. نشان شرکت فیلمسازی اسپیلبرگ، آمبلین انترتینمنت، نیز تصویری از الیوت و ای.تی. را نشان میدهد که با دوچرخه از برابر ماه عبور میکنند؛ نشانهای از جایگاه ویژه این فیلم در قلب کارگردان و تماشاگرانش.

۲. جورج لوکاس؛ معمار جهان «جنگ ستارگان»
اثر شاخص: مجموعه «جنگ ستارگان» (Star Wars)
«روزی روزگاری، در کهکشانی بسیار دور…»
کمتر کسی پیدا میشود که عبارت آغازین فیلم «جنگ ستارگان» محصول ۱۹۷۷ به کارگردانی جورج لوکاس را نشنیده باشد. فیلمهای اصلی این حماسه فضایی و مجموعه آثاری که پس از آن ساخته شدند، همچنان بخش مهمی از فرهنگ عامه جهان را تشکیل میدهند.
«جنگ ستارگان» که بعدها عنوان فرعی «قسمت چهارم: امیدی تازه» (Episode IV — A New Hope) به آن اضافه شد، داستان قهرمانانه لوک اسکایواکر را آغاز کرد؛ داستانی که در نهایت در قالب سه سهگانه و مجموعاً ۹ فیلم گسترش یافت. شخصیتهای ماندگار و جهانی که لوکاس خلق کرد، این مجموعه را به پدیدهای جهانی تبدیل کردند.
با وجود گذشت بیش از چهار دهه از ساخت «امیدی تازه»، میراث ماندگار این مجموعه همچنان جورج لوکاس را در شمار مهمترین کارگردانان علمیتخیلی دوران معاصر قرار میدهد. سهگانه پیشدرآمد که او بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵ کارگردانی کرد، بخش دیگری از این جهان را گسترش داد.
«جنگ ستارگان» از سینما فراتر رفت و به مجموعهای گسترده از سریالهای تلویزیونی، کتابهای مصور، بازیهای ویدئویی، بخشهای اختصاصی در پارکهای تفریحی و محصولات تجاری گوناگون تبدیل شد. این مجموعه همچنان محبوب است و میراث لوکاس در فرهنگ عامه ادامه دارد. نیرو همیشه همراهت باشد، جورج لوکاس!

۱. ریدلی اسکات؛ خالق دو شاهکار ماندگار علمیتخیلی
آثار شاخص: «بیگانه» (Alien)، «بلید رانر» (Blade Runner)
سر ریدلی اسکات فیلمهای برجسته بسیاری ساخته است، اما در صدر این فهرست قرار میگیرد؛ زیرا کارگردانی دو مورد از بهترین فیلمهای علمیتخیلی تاریخ سینما را در کارنامه دارد: «بیگانه» محصول ۱۹۷۹ و «بلید رانر» محصول ۱۹۸۲.
فیلم ترسناک علمیتخیلی «بیگانه» که به مجموعهای سینمایی تبدیل شد، سیگورنی ویور را در نقش الن ریپلی معرفی میکند؛ یکی از اعضای سفینه باری فضایی نوسترومو. خدمه سفینه پس از کشف مجموعهای از اشیای تخممانند روی قمر الوی ۴۲۶، ناخواسته موجودی بیگانه را به داخل سفینه راه میدهند؛ موجودی که برای خروج از بدن میزبان، قفسه سینه او را میشکافد. از آن لحظه، تاریخ سینمای علمیتخیلی وارد مرحله تازهای میشود.
شخصیت الن ریپلی در «بیگانه» از این نظر پیشگامانه بود که کلیشههای رایج درباره نقشهای جنسیتی را به چالش کشید و یکی از مهمترین شخصیتهای زن در تاریخ سینما را به وجود آورد.
«بلید رانر» نیز از شاهکارهای اسکات و نمونهای شاخص از تلفیق علمیتخیلی با نوآر مدرن است. داستان در لسآنجلسِ پادآرمانشهری آینده میگذرد و درباره ریک دکارد، پلیس سابق با بازی هریسون فورد، است که مأموریت دارد چهار رپلیکانت را شکار کند؛ انساننماهای مصنوعیای که از مستعمرههای فضایی گریخته و به زمین بازگشتهاند.
طراحی صنعتی و آیندهنگرانه جهان فیلم، موسیقی وهمآلود و سرشار از صداهای سینثسایزر و تأملات پیچیده آن درباره معنای انسانبودن، «بلید رانر» را به اثری نمادین، تأثیرگذار و ماندگار در سینمای علمیتخیلی تبدیل کرده است.










