نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «مولن»؛ درامی جاسوسی با ظاهری خیره‌کننده و روایتی که از حرکت بازمی‌ماند

خلاصه نوشته
  • «مولن» ساخته لاسلو نمش، نخستین حضور این کارگردان مجارستانی در بخش مسابقه جشنواره کن پس از فیلم تحسین‌شده «پسر شائول»، داستان ژان مولن، قهرمان مشهور مقاومت فرانسه در جنگ جهانی دوم را روایت می‌کند. فیلم با فیلمبرداری چشمگیر، نورپردازی تیره و فضایی برگرفته از آثار نوآر هالیوودی، تصویری جذاب از دوران جنگ می‌سازد، اما روایت خطی و تکرارهای فراوان مانع از آن می‌شود که این زیبایی بصری به یک درام انسانی عمیق و پرکشش تبدیل شود.

چارسو پرس: شاید برای نگاه کردن صادقانه و سینمایی به یک چهره ملی و قهرمانانه، بهتر باشد فیلمساز از بیرون به آن شخصیت نگاه کند. از این منظر، لاسلو نمش، استاد سینمای مجارستان، انتخابی ایده‌آل برای «مولن» به نظر می‌رسد؛ فیلمی زندگی‌نامه‌ای درباره ژان مولن، یکی از چهره‌های مهم و تحسین‌شده مقاومت فرانسه.

اما در عمل، درام این داستان جاسوسی مربوط به جنگ جهانی دوم به ندرت می‌تواند هم‌سطح اهداف بلندپروازانه زیبایی‌شناختی فیلمساز قرار بگیرد و در نتیجه، داستانی درباره شکنجه و شکنندگی انسان شکل می‌گیرد که خیلی زودتر از قهرمان شهیدش از نفس می‌افتد.

آغاز «مولن»؛ فرود قهرمان در تاریکی جنگ

فیلم با تصاویری رنگی‌شده از اشغال فرانسه توسط نازی‌ها آغاز می‌شود و از همان ابتدا اهمیت تاریخی ماجرا را تثبیت می‌کند. سپس شخصیت اصلی فیلم، در حالی که با هویت جعلیِ طراح داخلی، ژان مارتل، ظاهر شده و ژیل للوش نقش او را بازی می‌کند، با چتر نجات در کشور خود فرود می‌آید.

فیلمبرداری شبانه و نقاشی‌گونه فیلم، در کنار طراحی صدای کوبنده، فرود تنها و غریب مولن را شبیه راه رفتن روی طنابی بسیار خطرناک جلوه می‌دهد؛ اما مدت زیادی طول می‌کشد تا فیلم دوباره بتواند چنین حس خیره‌کننده‌ای ایجاد کند.

«مولن» و تأثیر سینمای نوآر هالیوود

تقریباً در نیمه نخست فیلم، «مولن» با سبک و سیاق یک فیلم نوآر هالیوودی پیش می‌رود؛ نورپردازی سخت، خطوط چهره شخصیت‌های جذاب و مرموز و آدم‌هایی که پشت فدوراها و تورهای صورت پنهان شده‌اند.

نورپردازی شبیه چراغ‌های گازی که توسط ماتیاس اردی، فیلمبردار اثر، خلق شده، سراسر فیلم را از نظر بصری بسیار فریبنده می‌کند. با این حال، داستانی که در این بخش روایت می‌شود، بیشتر مجموعه‌ای از ایهام‌های ناقص و دوپهلو است؛ مولن و همراهانش به نقشه‌ها و توطئه‌های مهم‌تری واکنش نشان می‌دهند که در نقاط دیگری از جنگ در حال وقوع هستند.

اشاره‌هایی به مسئله جانشینی و شکل‌گیری کیش شخصیت وجود دارد. گفت‌وگوهایی نیز مطرح می‌شوند که این پرسش را پیش می‌کشند که آیا مولن واقعاً برای رهبری مناسب است یا نه. اما این مسائل اغلب فراتر از معرفی اولیه‌شان مورد بررسی قرار نمی‌گیرند.

وقتی داستان جاسوسی بالاخره آغاز می‌شود

«مولن» تنها زمانی واقعاً به یک داستان جاسوسی و فریب نزدیک می‌شود که شخصیت اصلی به دست گشتاپو دستگیر شده و مورد بازجویی کلاوس باربی، با بازی لارس آیدینگر، قرار می‌گیرد؛ همان چهره هولناکی که به «قصاب لیون» معروف بود.

البته این بخش نیز به شکلی غیرمستقیم تبدیل به داستانی درباره پنهان‌کاری می‌شود، زیرا مولن حاضر نیست هویت واقعی خود را برای بازجویانش فاش کند.

شاید این تغییر مسیر کمی دیر اتفاق می‌افتد و برای اینکه «مولن» را یک فیلم جاسوسی واقعی بدانیم، زمان چندانی باقی نمانده باشد. اما از این نقطه به بعد، فیلم دست‌کم قهرمان اصلی خود را به شکلی غیرمنتظره به تصویر می‌کشد.

قهرمانی که از اسطوره به انسان تبدیل می‌شود

اینکه چهره ژیل للوش بیش از آنکه به ژان مولن واقعی شباهت داشته باشد، شبیه کاریکاتورهایی است که خود مولن از چهره‌هایی مانند ژرژ ماندل کشیده بود، شاید یک تصادف خوشایند باشد؛ اما این اتفاق با تلاش نمش برای برهم زدن قواعد معمول فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای هماهنگ است.

بیشتر داستان‌هایی که درباره قهرمانان جنگ ساخته می‌شوند، شخصیت‌هایی ناقص را در ابتدا معرفی می‌کنند و سپس به تدریج آن‌ها را به قهرمانانی تبدیل می‌کنند که دیگر نمی‌توان به اعتبارشان خدشه‌ای وارد کرد.

«مولن» مسیر مخالف را طی می‌کند.

فیلم کارش را با مردی آغاز می‌کند که مانند یک قهرمان شیک‌پوش و سینمایی در جهان حرکت می‌کند، اما در ادامه نشان می‌دهد که او در واقع انسانی کاملاً معمولی است؛ به‌خصوص زمانی که زیر تهدید شکنجه قرار می‌گیرد.

با این حال، مولن خودش این حقیقت را می‌داند.

او می‌داند اگر فشار بیش از اندازه باشد، ممکن است فروبپاشد. این خودآگاهی چیزی است که کمتر در شخصیت‌های اصلی درام‌های تاریخی دیده می‌شود و دقیقاً همین ویژگی است که او را عمیقاً انسانی می‌کند.

بازی ژیل للوش؛ فروپاشی تدریجی یک ظاهر قهرمانانه

بازی ژیل للوش نیز با همین اسطوره‌زدایی هماهنگ است. او به تدریج وقار و خونسردی شیک شخصیت را کنار می‌گذارد و جای آن را به نوعی تسلیم‌شدگی غمگین می‌دهد.

با این حال، بخش عمده بار فیلم بر دوش خود بازیگر قرار دارد. حتی در شرایطی که رویکرد بصری نمش قاب را با سایه‌های چشمگیر پر می‌کند، بازی للوش همچنان مهم‌ترین عنصر در شکل‌گیری شخصیت است.

کنتراست میان این سایه‌ها و نور، به لطف فیلمبرداری ۳۵ میلی‌متری ماتیاس اردی، عمق و جذابیت زیادی پیدا کرده است.

«مولن» فیلمی بسیار زیباست، اما از نظر داستانی به این زودی‌ها به مقصد نمی‌رسد. دلیل آن نیز نگاه خطی و بیش از حد صریح فیلم به رنج انسانی است.

فیلم بیش از دو ساعت طول می‌کشد و بسیاری از نکات خود را با وضوح بیان می‌کند، اما بعد همان نکات را بارها و بارها تکرار می‌کند.

زیبایی بصری در برابر رنج انسانی

البته یک فیلم قرار نیست رساله دانشگاهی باشد و یک بازخوانی تاریخی مانند «مولن» به همان اندازه که به «چه چیزی» می‌پردازد، به «چگونه» پرداختن به آن نیز اهمیت می‌دهد.

با این حال، به ندرت پیش می‌آید که صحنه‌های فیلم با ریتم‌هایی ناآرام، شکسته یا ناراحت‌کننده پیش بروند.

اگر مخاطب بداند سرنوشت مولن چه خواهد شد، احتمالاً با او احساس همدردی می‌کند؛ اما نمش اغلب پیش از آنکه واقعاً شرارت‌هایی را که بر شخصیت اصلی وارد می‌شود به تصویر بکشد، متوقف می‌شود.

حتی از آن مهم‌تر، فیلم چندان تلاشی برای واکاوی ریشه این انگیزه‌های ویرانگر در شخصیت‌های نازی نمی‌کند.

معمای خیانت؛ فرصتی که فیلم از دست می‌دهد

تمرکز بیش از حد «مولن» بر شخصیت اصلی باعث می‌شود جهان گسترده‌تر اطراف او تا حد زیادی فراموش شود.

این مسئله به‌ویژه درباره این پرسش اهمیت دارد که چه کسی ممکن است به مولن خیانت کرده باشد؟

این موضوع در واقع یک معمای تاریخی واقعی است و فیلم برای مدتی کوتاه به آن اشاره می‌کند و حس کنجکاوی ایجاد می‌کند، اما خیلی زود این خط داستانی را رها می‌کند.

در نتیجه، فیلم فرصتی مهم برای گسترش جهان خود و تبدیل داستان مولن به روایتی پیچیده‌تر درباره اعتماد، خیانت و مقاومت از دست می‌دهد.

«مولن» در مقایسه با «پسر شائول»

این فیلم «پسر شائول» خفقان‌آور لاسلو نمش نیست؛ فیلمی که در آن دوربین تقریباً تمام مدت به یک شخصیت و یک زاویه دید خاص می‌چسبید.

«مولن» بسیار سنتی‌تر ساخته شده و از قواعد بصری سینمای میانه قرن بیستم استفاده می‌کند تا زیبایی و زشتی را به یک اندازه به تصویر بکشد.

اما مشکل اینجاست که فیلم به ندرت موفق می‌شود این مفاهیم انتزاعی را به انسان‌های واقعی و ملموسی که در قاب حضور دارند پیوند بزند.

نتیجه فیلمی است که از نظر بصری بسیار چشمگیر است، اما از نظر روایی بیش از اندازه تخت و مستقیم باقی می‌ماند؛ فیلمی که تلاش می‌کند اسطوره ژان مولن را کنار بزند و انسانی شکننده را جایگزین آن کند، اما خودش در مسیر رسیدن به این هدف، گرفتار تکرار و کندی می‌شود.


اطلاعات فیلم

● نام فیلم: مولن (Moulin)
● سال تولید: ۲۰۲۶
● ژانر: درام، تاریخی، جاسوسی، جنگی، زندگی‌نامه‌ای
● کارگردان: لاسلو نمش
● نویسنده: لاسلو نمش
● بازیگران: ژیل للوش، لارس آیدینگر
● کشور سازنده: مجارستان، فرانسه
● زبان: فرانسوی
● موضوع: ژان مولن، مقاومت فرانسه، جنگ جهانی دوم، اشغال فرانسه
● جشنواره: جشنواره فیلم کن
● بخش جشنواره: مسابقه اصلی


سوالات متداول

فیلم «مولن» درباره چیست؟

«مولن» داستان ژان مولن، یکی از چهره‌های برجسته مقاومت فرانسه در دوران اشغال این کشور توسط نازی‌ها در جنگ جهانی دوم است.

کارگردان فیلم «مولن» چه کسی است؟

لاسلو نمش، فیلمساز مجارستانی و کارگردان فیلم تحسین‌شده «پسر شائول»، کارگردانی و نویسندگی این اثر را بر عهده داشته است.

ژانر فیلم «مولن» چیست؟

این اثر ترکیبی از درام تاریخی، فیلم جاسوسی، جنگی و زندگی‌نامه‌ای است.

چه بازیگرانی در فیلم «مولن» حضور دارند؟

ژیل للوش در نقش ژان مولن و لارس آیدینگر در نقش کلاوس باربی از بازیگران اصلی فیلم هستند.

آیا «مولن» فیلمی درباره جنگ جهانی دوم است؟

بله. داستان فیلم در دوران جنگ جهانی دوم و در بستر مقاومت فرانسه در برابر اشغال نازی‌ها اتفاق می‌افتد.

آیا فیلم «مولن» شبیه «پسر شائول» است؟

هر دو فیلم ساخته لاسلو نمش هستند و از نظر توجه به فضا و تصویرپردازی اشتراکاتی دارند، اما «مولن» برخلاف «پسر شائول» ساختاری سنتی‌تر دارد و از نظر بصری بیشتر تحت تأثیر سینمای نوآر و آثار تاریخی میانه قرن بیستم قرار گرفته است.


امتیاز تحریریه

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این فیلم

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
اعظم خالقی
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا