نقد فیلم «ویکتوریای روانی»؛ مایکا مونرو در نقش پرستاری بیرحم

- مایکا مونرو در نقش پرستاری دیوانه در فیلم ترسناک و کمدی سیاه زکری ویگن ظاهر شده است؛ فیلمی خونین و گاه سرگرمکننده که با وجود ایده اولیه جذاب و فضاسازی گوتیک، خیلی زود همه برگهای خود را رو میکند و در ادامه نمیداند با داستانش چه کند.
چارسو پرس: پرستار داستان «ویکتوریای روانی» واقعاً هیچ قاعدهای را رعایت نمیکند. این فیلم ترسناک و خونین که زکری ویگن آن را کارگردانی کرده، نه آنقدر ترسناک است که بتواند بهعنوان یک فیلم وحشت موفق عمل کند و نه آنقدر خندهدار که در قالب یک کمدی جواب بدهد؛ از طرف دیگر، آنقدر هم جسور و افراطی نیست که بتواند به شهرت جنجالیای که ظاهراً در پی آن است برسد. فیلم که با انرژی پرهیاهوی ژانری خود دستکم در بخش پایانی برنامه «نوعی نگاه» جشنواره کن، در میان مجموعهای عمدتاً متین و حسابشده، تفاوتی چشمگیر ایجاد میکند، مایکا مونرو را در نقشی نهچندان مناسب برای او به خدمت گرفته است.
مونرو نقش زن جوانی را بازی میکند که خانوادهای ثروتمند در مناطق روستایی انگلستان قرن نوزدهم او را استخدام میکنند تا از پسر خردسالشان مراقبت و او را تربیت کند؛ دختربچه خانواده نیز با اکراه به این مسئولیت اضافه میشود. خیلی زود مشخص میشود که او چیزی شبیه ضد «مری پاپینز» است؛ یا شاید حتی ضد مسیح؛ زنی که احتمالاً به جای یک قاشق شکر برای پایین رفتن دارو، یک قاشق سیانور پیشنهاد میکند.
ایده پرستاری آراسته، خوشبیان و در عین حال همواره تحت سلطه دیگران که حالا دست به انتقامی خونین از نظام طبقاتی بیرحم و انعطافناپذیر انگلستان میزند، ایدهای جذاب است. اما «ویکتوریای روانی» که ویرجینیا فیتو، نویسنده اسپانیایی، فیلمنامه آن را از رمان خودش اقتباس کرده، هرگز واقعاً به این ایده ــ یا در حقیقت به هیچ ایده مشخص دیگری ــ متعهد نمیشود. فیلم از همان ابتدا همه برگهای خود را رو میکند و خیلی زود سراغ خشونت خونین و نسبتاً بیمحابای خود میرود.
از همان لحظههای ابتدایی تقریباً هیچ ابهامی درباره هویت وینیفرد ناتی، پرستار آدمکش مونرو، باقی نمیماند. از سوی دیگر، چون فیلم علاقه چندانی به پاسخ دادن به این پرسش ندارد که چرا او چنین شخصیتی پیدا کرده، چیز چندانی برای روایت باقی نمیماند جز اینکه تماشاگر شاهد وحشتآفرینی او برای کارفرمایان، کودکان تحت مراقبت و همکارانش باشد؛ آن هم در عمارت گوتیک و دلگیری که با حضور او به مکانی نفرینشده تبدیل شده است.

فیلمی که خیلی زود همه چیز را آشکار میکند
دقیقاً مشخص نیست انتخابکنندگان جشنواره کن هنگام قرار دادن سومین فیلم ویگن، منتقد سابق سینما، در دومین بخش معتبر جشنواره چه چیزی در آن دیدهاند. شاید آنها در بازیگوشیهای فیلم روحیهای سرکشتر از آنچه واقعاً وجود دارد تشخیص دادهاند، یا شاید خواستهاند به خاطر فیلم مهیج و کنترلشدهتر «پناهگاه» محصول ۲۰۲۲، به کارگردان فرصت بیشتری بدهند.
در هر صورت، با توجه به اینکه درخشش نمایش نخست فیلم در جشنواره احتمالاً تا زمان اکران آن توسط بلیکر استریت در اواخر سپتامبر از بین خواهد رفت، «ویکتوریای روانی» ظرفیت چندانی برای جذب مخاطبان سینمای هنری ندارد. علاقهمندان ژانر وحشت ممکن است از برخی صحنههای خونین آن لذت ببرند، اما شوخیهای سبک و لودهوار فیلم احتمالاً برای همه آنها جذاب نخواهد بود. اگر این فیلم قرار باشد مخاطب خود را پیدا کند، احتمالاً در بازار تماشای ویدئویی و آنلاین خواهد بود.
با اینکه مایکا مونرو در سالهای اخیر تلاش کرده دامنه بازیگری خود را با حضور در آثاری مانند اقتباس از رمان کولین هوور با عنوان «یادآوری او» و افسانه فمینیستی «صد شب قهرمان» گسترش دهد، همچنان بیش از هر چیز بهعنوان یکی از چهرههای شاخص سینمای وحشت نسل هزاره شناخته میشود. «ویکتوریای روانی» به شکلی مستقیم با همین تصویر از او بازی میکند: این بار خودِ مونروست که باعث جیغ کشیدن دیگران میشود.
از همان لحظهای که وینیفرد را در کالسکهای میبینیم که به سمت عمارت هراسانگیز انسور در دشتهای یورکشایر میرود، چیزی در مورد او بلافاصله غیرعادی به نظر میرسد؛ و مسئله فقط لهجه عجیب و غریب مونرو نیست، هرچند آن هم کمکی نمیکند. زبان بدن عصبی و پرتحرک بازیگر، در کنار استفاده ناآرام نیکو آگیلار، فیلمبردار، از لنزهای واید، از همان ابتدا وضعیت روانی بسیار نامتعادل شخصیت را آشکار میکند.
این وضعیت حتی پیش از آن کاملاً مشخص میشود که وینیفرد، پس از رسیدن به اتاقش، گوش بریدهای را روی زمین ببیند و همانجا آن را ببلعد. گوش چه کسی است؟ چطور آنجا قرار گرفته؟ چرا؟

خانوادهای اشرافی در برابر پرستاری مرگبار
اگر وینیفرد از همان ابتدا شخصیتی عجیب و بهشدت پسزننده دارد، کارفرمایان او به شکلی مستقیمتر نفرتانگیزند. جیسون آیزکس و روث ویلسون در نقش جان و امیلی پاوندز، اشرافزادههایی متظاهر و ابله، به سمت بازی کاملاً اغراقآمیز و کاریکاتوری هدایت شدهاند تا شخصیت ضدقهرمان داستان در مقایسه با آنها اندکی انسانیتر به نظر برسد؛ اما این ترفند چندان موفق نیست.
با این حال، این دو بازیگر حرفهای بریتانیایی برخی از بامزهترین دیالوگها و واکنشهای فیلم را ارائه میکنند.
بهترین بازیهای فیلم اما متعلق به بازیگران جوانی است که نقش کودکان تحت مراقبت وینیفرد را بازی میکنند. جاکوبی جوپ، بازیگر «همنت»، در نقش اندرو، پسر بزرگتر و مورد علاقه خانواده، ترکیب مناسبی از لوسبازی، احساس محق بودن و معصومیت آسیبپذیر را ارائه میدهد.
در مقابل، ایوی تمپلتون در نقش خواهر او، دروسیلا، که دائماً نادیده گرفته میشود، با ظرافت بیشتری نسبت به مونرو نشانههایی از نوعی شرارت ذاتی را آشکار میکند؛ گویی همان نیروی اهریمنی که پرستار جدیدش را تسخیر کرده، در وجود او نیز حضوری مشابه دارد.

وقتی شوخی فیلم دیگر جواب نمیدهد
وینیفرد نام آن شیطان را «فرد» گذاشته است و او خیلی زود دست به کار میشود. نخستین قربانی، باغبان هوسبازی است که تهدید میکند راز او را فاش کند و به شکلی خونین از میان برداشته میشود.
دوستی محتاطانه وینیفرد با پرستار عصبی، خانم لمب، با بازی توماسین مککنزی، نیز خیلی زود و به شکلی خشن پایان مییابد و پس از آن وینیفرد و «فرد» سراغ اهداف بزرگتری میروند.
بخشی از شوخی فیلم در این است که وینیفرد تقریباً در برابر چشم همه پنهان شده، در حالی که اجساد به شکلی نامعلوم اطراف او ناپدید میشوند. حتی خودش با صراحت فهرستی از مرگها و ناپدیدشدنهای نابهنگامی را که برای کودکان قبلی تحت مراقبتش اتفاق افتاده، بیان میکند.
اما این شوخی خیلی زود اثر خود را از دست میدهد، زیرا تماشاگر در نهایت فقط منتظر قتلعام اجتنابناپذیر پایانی میماند و فیلم در فاصله رسیدن به آن، داستان فرعی چندان مهمی برای پر کردن زمان ندارد.

فضاسازی گوتیک قویتر از تعلیق
این فقدان عجیب تعلیق باعث میشود فضای تهدیدآمیزی که آگیلار با فیلمبرداری نامتعارف خود ایجاد کرده، موسیقی پرهیاهوی آریل مارکس و از همه مهمتر طراحی صحنه جرمی رید، هدر برود.
طراحی صحنه فیلم بهویژه چشمگیر است؛ ترکیبی از شکوه تجملاتی دوره ویکتوریای با عناصر گوتیک کارتونی و فضایی خاکستری و فرسوده که گویی عمارت با هزینهای گزاف در حال پوسیدن است.
«ویکتوریای روانی» فقط فیلمی نیست که با ظاهری پرزرقوبرق به مقصدی برای رفتن نرسیده باشد؛ وقتی فیلم کنترل خود را نیز از دست میدهد، همچنان بیهدف به نظر میرسد.
در سینما، از دست دادن عقل و تسلیم شدن به تاریکی دستکم باید سرگرمکنندهتر از این باشد.
جمع بندی
«ویکتوریای روانی» از یک ایده مرکزی جذاب بهره میبرد: پرستاری ظاهراً مؤدب و آراسته که وارد خانه یک خانواده اشرافی میشود و در پس ظاهر آرام خود، شخصیتی خطرناک و خونریز دارد. فیلم همچنین از نظر طراحی صحنه و ایجاد فضای گوتیک، نقاط قوت قابل توجهی دارد و بازی برخی بازیگران، بهویژه بازیگران جوان، از نقاط مثبت آن است.
با این حال، مشکل اصلی فیلم این است که خیلی زود ماهیت شخصیت اصلی و مسیر داستان را آشکار میکند. در نتیجه، بخش مهمی از تعلیق از بین میرود و فیلم به جای اینکه راز شخصیت و انگیزههای او را به تدریج آشکار کند، خیلی زود وارد چرخهای از خشونت و قتل میشود. ترکیب کمدی و وحشت نیز به اندازه کافی موفق نیست و شوخیهای فیلم به مرور تازگی خود را از دست میدهند.
در نهایت، فضاسازی و طراحی بصری فیلم از داستان و فیلمنامه آن جذابتر به نظر میرسد و «ویکتوریای روانی» با وجود ایده اولیه خوب، نمیتواند ظرفیت آن را بهطور کامل به نتیجه برساند.
اطلاعات فیلم «ویکتوریای روانی»
نام فیلم: ویکتوریای روانی
نام اصلی: Victorian Psycho
کارگردان: زکری ویگن
فیلمنامه: ویرجینیا فیتو
بازیگران: مایکا مونرو، جیسون آیزکس، روث ویلسون، جاکوبی جوپ، ایوی تمپلتون، توماسین مککنزی
فیلمبردار: نیکو آگیلار
موسیقی: آریل مارکس
طراحی صحنه: جرمی رید
ژانر: ترسناک، کمدی
محل داستان: انگلستان، قرن نوزدهم
جشنواره: جشنواره فیلم کن، بخش نوعی نگاه
سؤالات متداول درباره فیلم «ویکتوریای روانی»
فیلم «ویکتوریای روانی» درباره چیست؟
داستان درباره وینیفرد ناتی، پرستاری جوان و مرموز است که برای مراقبت از کودکان یک خانواده ثروتمند در انگلستان قرن نوزدهم استخدام میشود؛ اما خیلی زود مشخص میشود که او شخصیتی خطرناک و مرگبار دارد.
کارگردان فیلم «ویکتوریای روانی» کیست؟
زکری ویگن کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد.
مایکا مونرو در «ویکتوریای روانی» چه نقشی دارد؟
مایکا مونرو نقش وینیفرد ناتی، پرستاری را بازی میکند که وارد عمارت خانواده پاوندز میشود و رفتارهای خشونتآمیز و غیرعادی او به بخش اصلی داستان تبدیل میشود.
آیا «ویکتوریای روانی» فیلم ترسناکی است؟
فیلم در قالب یک اثر ترسناک با عناصر کمدی ساخته شده است، اما نقد حاضر معتقد است که فیلم نه به اندازه کافی ترسناک است و نه کمدی آن به اندازه کافی موفق عمل میکند.
آیا فیلم «ویکتوریای روانی» اقتباس شده است؟
بله. ویرجینیا فیتو فیلمنامه فیلم را بر اساس رمان خودش اقتباس کرده است.
نقاط قوت «ویکتوریای روانی» چیست؟
فضاسازی گوتیک، طراحی صحنه، فیلمبرداری نامتعارف و بازی برخی از بازیگران جوان از مهمترین نقاط قوت فیلم هستند.
مهمترین ضعف فیلم «ویکتوریای روانی» چیست؟
فیلم خیلی زود ماهیت شخصیت اصلی و مسیر داستان را آشکار میکند و به همین دلیل بخش مهمی از تعلیق خود را از دست میدهد.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم










