نقد فیلم Backrooms؛ کابوسی اینترنتی در راهروهای بیپایان

- کین پارسونز در نخستین فیلم بلند خود، ایده محبوب «فضاهای برزخی» اینترنتی را به یک تجربه ترسناک و وهمآلود تبدیل کرده است؛ فیلمی که با حضور چیویتل اجیوفور، بیشتر از آنکه به دنبال ترساندن مستقیم مخاطب باشد، او را در هزارتویی بیانتها از واقعیت، کابوس و ناشناختگی گرفتار میکند.
چارسو پرس: در «بکرومز» (Backrooms)، یک سفر ترسناک و مراقبهای با حالوهوایی دادائیستی و در سنت فیلمهایی مانند «کلهپاککن» و «اسکینامارینک»، کین پارسونز ترسهای ما را به شهربازی عجیبی تبدیل میکند که دیوارهای فراوانی دارد اما انتهایی برای آن نمیتوان تصور کرد.
شخصیت اصلی فیلم، کلارک با بازی چیویتل اجیوفور، صاحب مطلقه یک فروشگاه مبلمان است؛ معماری شکستخوردهای که از زندگیای که به یک توده بههمریخته تبدیل شده، خشم و نارضایتی زیادی در خود جمع کرده است. کلارک نزد رواندرمانی به نام دکتر مری کلاین با بازی رناته رینسوه میرود و این دو در قالب یک بازی نقشآفرینی، ماجرای تلخ زندگی کلارک و اینکه چگونه همسرش او را از خانه بیرون کرده است، بازسازی میکنند.
کلارک حالا در همان فروشگاه زندگی میکند؛ فروشگاهی با نام عجیب «امپراتوری عثمانی کاپتن کلارک» که او برای تبلیغات تلویزیونیاش لباس دزدهای دریایی میپوشد. فروشگاه مکانی بزرگ، زشت و آشفته است که مبلمان ارزان و نهچندان زیبایی میفروشد.
یک روز، زمانی که کلارک تلاش میکند سیستم روشنایی خراب فروشگاه را تعمیر کند، چیزی روی یکی از دیوارها توجهش را جلب میکند. او به سمت دیوار کشیده میشود و ناگهان وارد آن میشود؛ گویی دیوار اصلاً وجود خارجی ندارد.

ورود کلارک به دنیایی بدون انتها
آن سوی دیوار، اتاقی عظیم و تقریباً خالی قرار دارد. این مکان شبیه نسخهای تخلیهشده از همان فروشگاه است؛ با فرشهایی نمکشیده و کهنه، سقفی پوشیده از پنلهای مستطیلی چراغهای فلورسنت و دیوارهایی به رنگ زرد پریدهای که حالوهوایی ناخوشایند دارند.
این اتاق به اتاق دیگری متصل است و آن اتاق نیز به اتاقی دیگر و همینطور تا بینهایت ادامه پیدا میکند.
در بعضی از اتاقها مبلمان روی هم انباشته شده یا تودههایی از لباس دیده میشود. برخی دیگر نیز با دیوارهای جداکننده تقسیم شدهاند و حفرههای مربعیشکلی دارند که مانند مسیرهای عبور به نظر میرسند.
و این مکان همچنان ادامه دارد.
آیا کلارک از یک آینه عبور کرده که قرار است او را به رستگاری برساند؟ آیا او رازی را کشف کرده که درون معمایی پیچیده و درون معمایی دیگر پنهان شده است؟ یا وارد جهنم شده؟
شاید همه اینها درست باشد.
«بکرومز» از کجا آمد؟
پشتوانه شکلگیری «بکرومز» تقریباً به اندازه خود فیلم جذاب است. این نخستین فیلمی نیست که از یک ایده کریپیپاستا ساخته شده؛ «اسلندرمن» نیز در سال ۲۰۱۸ با همین رویکرد به سینما آمد. اما شاید «بکرومز» نخستین فیلمی باشد که به زبان میمهای اینترنتی صحبت میکند و مستقیماً شکل گسترشیابنده وحشت در فضای وب را به سینما منتقل میکند.
«بکرومز» در ابتدا تنها یک عکس ترسناک بود؛ تصویری که هنگام بازسازی یک فروشگاه مبلمان قدیمی در اوشکوش ایالت ویسکانسین گرفته شده بود.
این ایده بعداً در یک رشته گفتوگو در 4Chan توسط کاربران گسترش پیدا کرد، اما همچنان تصویری از جهنمی متشکل از فضاهای اداری متروک و بینهایت باقی ماند.
تا اینکه در سال ۲۰۲۲، کین پارسونز ۱۶ ساله این ایده را گرفت و آن را به مجموعهای پیچیده از فیلمهای کوتاه در یوتیوب تبدیل کرد؛ مجموعهای که خیلی زود به پدیدهای محبوب تبدیل شد.

ترس در فضاهای خالی
در فیلمهای کوتاه «بکرومز»، دوربین از اتاقی به اتاق دیگر حرکت میکرد؛ گویی در حال گشتوگذار در یک لوکیشن سینمایی بیانتها بود. تصاویر نیز با دانههای تصویری فرسوده ویدئوهای VHS پوشانده شده بودند.
در این آثار حالوهوایی شبیه «پروژه جادوگر بلر» وجود داشت؛ از وجه فوتیج پیداشده گرفته تا دوربین دستیای که فیلمبردار حتی هنگام فرار آن را زمین نمیگذارد و همچنین این پرسش دائمی که «پشت پیچ بعدی چه چیزی انتظار ما را میکشد؟»
اما «بکرومز» همزمان یکی از نمونههای مهم زیباییشناسی «فضای برزخی» نیز بود؛ تصاویری از مکانهای خالی یا متروکه که حالتی غمگین، رهاشده و مبهم دارند و به شکلی عجیب احساس میکنیم میتوانند درگاهی به جهانی دیگر باشند.
شاید نخستین نمونه مشهور این نوع فضا را بتوان تقریباً در راهروهای خالی هتل در «درخشش» پیدا کرد؛ فیلمی که به نظر میرسد طراحی صوتی و تصویری آن بسیار ترسناکتر از بسیاری از جنبههای دیگرش است.
کین پارسونز؛ از یوتیوب تا سینمای A24
پس از محبوبیت مجموعه «بکرومز»، پارسونز پیشنهادی از A24 دریافت کرد تا از این ایده یک فیلم ترسناک بلند بسازد.
با توجه به اینکه او تنها ۲۰ سال دارد، این اتفاق باعث میشود پارسونز شبیه اورسن ولزِ سینمای ویروسی به نظر برسد. حتی نام کوچک او نیز به این مقایسه کمک میکند.
«بکرومز» با تکیه بر مخاطبان گستردهای که پارسونز از فیلمهای اینترنتی خود به دست آورده، حتی این امکان را دارد که به یکی از نخستین فیلمهای ترسناک تجربی تبدیل شود که در نخستین آخر هفته اکران به فروش ۴۰ میلیون دلاری میرسد.
پارسونز در نخستین تجربه کارگردانی فیلم بلند خود، با فیلمنامه ویل سودیک، ثابت میکند که استاد ساختن حالوهواست. او علاقه دیوید لینچِ جوان به طراحی صدای صنعتی و کیهانی را با علاقه مشابه او به رازآلودگی برق در هم میآمیزد.
پارسونز از حس محصورشدن، ترسی واقعی بیرون میکشد؛ گویی گاهی در فضایی بیانتها گرفتار شدهایم که میتواند مخفیگاه یک قاتل زنجیرهای باشد.

ترسی که از دل فضا شکل میگیرد
«بکرومز» بهعنوان تجربهای جوی و هراسآور، بسیار موفق است.
مخاطب در این هزارتو، در میان معماها و بافتهای فرسوده و کثیف آن مینشیند و میداند فیلم قرار است همچنان او را غافلگیر کند.
حس ترس و وحشتی که بهتدریج شکل میگیرد، بر این احتمال استوار است که چیزی وحشتناک درون آن اتاقهای زرد و نمگرفته پنهان شده باشد؛ چیزی شبیه هیولایی که در «امپراتوری درون» لینچ ظاهر میشود؛ فیلمی که خود یکی دیگر از اجداد «بکرومز» به شمار میرود.
پارسونز، برخلاف فیلمهایی که به جامپاسکرهای معمول متکی هستند، هیولاهای خودش را به شکلی بسیار حسابشده وارد داستان میکند؛ یا دستکم چند موجود شکنجهشده با سرهایی پیچخورده و ظاهری هولناک.
یک نسخه غولآسا و شیطانی از کاپتن کلارک وجود دارد و انسانهایی را میبینیم که گویی چندین چهره در یکدیگر مچاله شدهاند.
آنها چه هستند؟
شاید خود ما باشند.

چیویتل اجیوفور؛ حضور محوری فیلم
چیویتل اجیوفور، بازیگری فوقالعاده، انتخابی کاملاً مناسب برای مرکز این کابوس است.
کلارکِ ریشدار و افسرده او مردی است که زندگی ازهمگسیختهاش دیگر برای خودش نیز معنایی ندارد. وقتی وارد بکرومز میشود، احساس میکنیم به دنبال نوعی رهایی و یافتن معناست؛ حتی اگر این جستوجو در نهایت به یک کابوس ختم شود.
که البته چنین میشود.
رناته رینسوه نیز در نقش رواندرمانی که برای پیدا کردن کلارک وارد بکرومز میشود، اضطرابی فشرده و قابل لمس به شخصیت خود میدهد.

آیا «بکرومز» فیلم خوبی است؟
با وجود تخیل ترسناک و تصاویر بسیار تأثیرگذار، این پرسش همچنان باقی است که آیا «بکرومز» فیلم خوبی است؟
این فیلم بیشتر اثری مبتنی بر اشاره، تاریکی و سقوط در دل ناشناختههاست؛ چیزی شبیه یک تریلر خانه ارواح که به شعری لرزان درباره امر غریب تبدیل شده باشد.
بنابراین ممکن است مخاطبانی را که انتظار یک تجربه ترسناک متعارف دارند، پس بزند.
پارسونز با وجود تمام چیزهایی که به مخاطب نشان میدهد، همچنان این احساس را ایجاد میکند که وحشت واقعی درست در جایی خارج از دسترس ما قرار دارد.
و همین، به شکلی، همان چیزی است که زیباییشناسی «فضای برزخی» را جذاب میکند.
اما در یک نکته تردیدی وجود ندارد: کین پارسونز حالا استاد این فضاهاست.
و از اینجا به بعد، دیدن اینکه او چگونه این فضاهای خالی و بیانتها را پر خواهد کرد، بسیار جذاب خواهد بود.
اطلاعات فیلم Backrooms
عنوان: بکرومز (Backrooms)
کارگردان: کین پارسونز
فیلمنامه: ویل سودیک
بازیگران: چیویتل اجیوفور، رناته رینسوه
ژانر: ترسناک، تجربی
تهیهکننده/استودیو: A24
منبع ایده: مجموعه فیلمهای کوتاه «Backrooms» ساخته کین پارسونز در یوتیوب
نخستین تجربه کارگردان: نخستین فیلم بلند کین پارسونز
سوالات متداول درباره فیلم Backrooms
فیلم «بکرومز» درباره چیست؟
فیلم درباره کلارک، صاحب یک فروشگاه مبلمان، است که پس از عبور از دیوار فروشگاه وارد مجموعهای بیانتها از اتاقهای متروکه و عجیب میشود.
کارگردان فیلم «بکرومز» کیست؟
کین پارسونز کارگردانی فیلم را بر عهده دارد و «بکرومز» نخستین فیلم بلند اوست.
بازیگر اصلی «بکرومز» کیست؟
چیویتل اجیوفور نقش کلارک، شخصیت اصلی فیلم، را بازی میکند. رناته رینسوه نیز در نقش دکتر مری کلاین ظاهر میشود.
«بکرومز» از کجا آمده است؟
ایده فیلم از مجموعهای از فیلمهای کوتاه کین پارسونز در یوتیوب گرفته شده که خود آنها بر اساس مفهوم اینترنتی «Backrooms» شکل گرفته بودند.
بکرومز چیست؟
در متن فیلم، بکرومز مجموعهای از فضاهای خالی، متروکه و بیانتهاست که اتاقهای آن بدون پایانی مشخص به یکدیگر متصل میشوند.
آیا «بکرومز» یک فیلم ترسناک معمولی است؟
خیر. فیلم بیشتر بر ایجاد فضای وهمآلود، اضطراب، ناشناختگی و ترس روانی تکیه دارد و الزاماً یک تجربه ترسناک متعارف و متکی بر جامپاسکر نیست.










