نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «Bucking Fastard»؛ خیال‌پردازی آشفته ورنر هرتسوگ با بازی خیره‌کننده خواهران مارا

خلاصه نوشته
  • ورنر هرتسوگ در «باکینگ فاستارد» داستانی پریان، عجیب و به‌شدت نامتعارف را درباره دو خواهر که با هم حرف می‌زنند، حرکت می‌کنند و حتی عاشق یک مرد می‌شوند، به تصویری از تنهایی، پیوند خانوادگی و میل به گریز از جهان واقعی تبدیل می‌کند؛ فیلمی که اجرای هماهنگ و شگفت‌انگیز کیت و رونی مارا را در مرکز خود دارد، اما در میان انبوه اسطوره‌ها و خیال‌پردازی‌هایش گاه انسجام خود را از دست می‌دهد.

چارسو پرس: گاهی باشکوه، اغلب مضحک و همیشه به شکلی افراطی عجیب‌وغریب، «باکینگ فاستارد» ساخته ورنر هرتسوگ، برخلاف شخصیت‌های به‌طرز زیبایی درهم‌تنیده‌اش، فیلمی چندشخصیتی است که فقط گاهی می‌تواند این شخصیت‌ها را در یک صدا با هم متحد کند.

کیت مارا و رونی مارا برای نخستین بار در کنار یکدیگر و واقعاً در کنار یکدیگر ظاهر می‌شوند و دو خواهر را بازی می‌کنند که همزمان و کاملاً مشابه با هم حرف می‌زنند و واکنش نشان می‌دهند؛ آنها کمتر شبیه دو انسان مستقل‌اند و بیشتر شبیه لایه‌های روی‌هم‌افتاده یک انسان واحد هستند. این دوگانگی بی‌سابقه فقط یک پیروزی در انتخاب بازیگر و اجرای بازیگری نیست؛ بلکه سرشار از ظرفیت‌های معنایی و حسی است: چیزی وصف‌ناشدنی غمگین و زیبا در ایده‌هایی وجود دارد که این تصویر برمی‌انگیزد؛ درباره تنهایی وضعیت انسانی، درباره خشونت مؤدبانه جامعه در قبال آدم‌های بیرون از هنجار، درباره ماهیت خویشاوندی و اینکه آیا ممکن است و شاید حتی حسادت‌برانگیز باشد. دو نفر یک روح مشترک داشته باشند؛ همان‌طور که ممکن است یک قوری مشترک داشته باشند.

اما اینجا پای ورنر هرتسوگ در میان است و به‌قول معروف، خدای بزرگ و ذات اساساً آشفته جهان، هرتسوگ همان هرتسوگ خواهد ماند.

بنابراین، با وجود همین ایده اولیه به‌شدت عجیب، باید حتماً صحنه‌های رؤیا هم وجود داشته باشند که در آنها پرندگان بال‌بال‌زنان در قفس‌هایشان دیوانه‌وار جیک‌جیک می‌کنند؛ بخش‌هایی فرعی درباره شکارچیان طعنه‌زن که احتمالاً روباه‌های هار نیستند اما آنها را می‌کشند؛ و توضیحاتی پرزرق‌وبرق درباره ژنوم سمندر غار.

با موسیقی متنوع و فوق‌العاده ارنست رایشگر که با سازهای مختلف از ویولن محلی و ویلنسل کلاسیک گرفته تا قطعاتی از پیانوی سرگردان و متفکر خود را با فیلم هماهنگ می‌کند، باید حتماً نشانه‌هایی از قصه پریان و مقداری حال‌وهوای «لونی تونز» هم وجود داشته باشد.

به دلیلی نامعلوم، فیلم به انبوهی از تأملات شبه‌اسطوره‌ای درباره ماهیت وفاداری و حجم زیادی از بازی‌های نمایشی درباره جزایر اورکنی نیاز دارد؛ همه اینها در روایتی فشرده شده‌اند که هرچه جلوتر می‌رود، بیشتر از هر چیزی که بتوان آن را واقعیتی دانست که بتوانیم سرانجام به آن بازگردیم و با خودمان انبوه این شکوه‌های تازه را به همراه بیاوریم، فاصله می‌گیرد.

فیلمنامه هرتسوگ تا حدی از دیدار او با فردا و گرتا چاپلین الهام گرفته است؛ دو خواهر دوقلو که شیوه منحصربه‌فرد و توضیح‌ناپذیر حرف زدنشان، در کنار رفتار ضداجتماعی آنها، در دهه ۱۹۸۰ شهرتی مختصر در بریتانیا برایشان به ارمغان آورد.

هرتسوگ این داستان را به ایرلند منتقل می‌کند؛ یا بهتر است بگوییم به تصویری کج‌ومعوج و خیال‌پردازانه از ایرلند. در اینجا، آنها به ژان (کیت مارا) و جوانی (رونی مارا)، خواهران هالبروک، تبدیل می‌شوند که در آغاز فیلم در دادگاه حاضر شده‌اند؛ پس از آنکه علیه آنها حکم منع نزدیک شدن صادر شده است.

قاضی (سایمون دلینی) که بر «سابقه»‌ای که این پرونده در قوانین ایرلند ایجاد خواهد کرد تأکید دارد، اجازه می‌دهد هر دو خواهر همزمان روی جایگاه شهود قرار بگیرند و به‌عنوان یک نفر شهادت بدهند؛ نخستین نمونه از توانایی شگفت‌انگیز ماراها در تقلید و هماهنگی کامل را اینجا می‌بینیم.

پرونده را همسایه‌شان، آقای مولرونی، به راه انداخته است؛ مردی که این دو زن، به‌عنوان یک وجود واحد، تصور می‌کنند کاملاً و برای همیشه و تا ابد عاشق او هستند. خواهران هالبروک همزمان هم کودک‌وارند و هم به‌شدت شهوت‌مند.

راننده لیموزین، مولرونی، واقعاً از امتیازات جنسی آنها بهره برده است؛ با آن اعتمادبه‌نفس مغرورانه و رضایت‌مندانه‌ای که، خب، مردی دارد که مرتباً با دو خواهر زیبا و البته کمی عجیب‌وغریب رابطه سه‌نفره دارد.

این نقش را اورلاندو بلوم بازی می‌کند که واقعاً شبیه مردی است که زمانی دل‌ربا بوده و حالا کمی از دوران اوجش فاصله گرفته است. حتی صدایش هم تا حدی با این تصویر جور درمی‌آید، مگر زمانی که به یک «ای» کشیده برخورد می‌کند و لهجه ایرلندی‌اش ناگهان به چیزی شبیه تقلیدی توریستی از ایرلند منحرف می‌شود.

به هر حال، مولرونی اخیراً رابطه‌اش با دخترها را تمام کرده تا ازدواج کند و همین موضوع چندین تلاش خیال‌پردازانه برای انتقام را به راه می‌اندازد؛ تلاش‌هایی که حتی پس از پایان دادگاه هم ادامه دارند.

در یکی از همین اقدامات خرابکارانه بامزه، آنها صندوق پست را آتش می‌زنند، با این تصور که این کار مانع از آن خواهد شد که مولرونی برای همسرش نامه عاشقانه بفرستد. در جریان همین کار، همسایه دیگری آنها را می‌بیند: آقای وست‌مورلند مهربان (جان کاوانا).

وست‌مورلند، به‌جای اینکه حتی اندکی جا بخورد، یکی از زنجیره طولانی مردانی است که غرایز حمایتی‌شان در برابر این موجودات عجیب‌وغریب برانگیخته می‌شود؛ زنانی که لباس‌های جین‌مانند تا مچ پا به تن دارند، ژاکت‌های بافتنی بی‌شکل و یک‌شکل پوشیده‌اند و کیف‌های دستی گلدوزی‌شده مشابهی را روی بازوی مخالف یکدیگر می‌اندازند؛ همه برای آنکه بتوانند دست‌به‌دست و شانه‌به‌شانه، هماهنگ با هم راه بروند.

باید امتیازی هم برای مِیو پاترسون، طراح لباس فیلم، در نظر گرفت که برای آنها ظاهری شلخته و سنتی و شبیه زنان خانه‌دار سنت‌گرا خلق کرده است؛ ظاهری که بعد از مدتی تبدیل به یک استایل کاملاً مشخص می‌شود.

او برای این دو در شهر پناهگاهی فراهم می‌کند، اگر اینجا دوبلین باشد، بار دیگر با همان دوبلین نوستالژیک و غیرقابل‌شناسی روبه‌رو هستیم که در تخیل هرتسوگ وجود دارد، نه شهری که ساکنانش آن را واقعی و آشنا بدانند، در اتاقی در طبقه بالای ساختمانی شبیه برجک، جایی که بیوه تنها و مددکار اجتماعی آنها، تیموتی، می‌توانند به دیدنشان بیایند؛ تیموتی را دامنال گلیسون در حضوری دوست‌داشتنی، آرام و بیش از حد کوتاه بازی می‌کند.

مردان دیگری در خیابان و محل کار نیز یک‌بار به این خواهران میل پیدا می‌کنند و بار دیگر آنها را زیر نظر می‌گیرند. حتی یکی از رهگذران آنها را متقاعد می‌کند که برای شبکه‌های اجتماعی با او سلفی بگیرند؛ لحظه‌ای تکان‌دهنده که متوجه می‌شویم ظاهراً تمام این اتفاق‌ها در زمان حال رخ می‌دهند، با وجود اینکه هنوز صندوق‌های پستی قدیمی و روسری‌های مخصوص پیرزن‌ها سر جای خود هستند و ظاهراً هیچ‌کس هم تلویزیون ندارد.

اهمیتی ندارد. خیلی زود عمه لوئیز نامه‌ای می‌فرستد و آنها را دعوت می‌کند به روستا برگردند؛ جایی که از هر نظر به نظر می‌رسد متعلق به گذشته است.

آنجا می‌توانند کشاورزی کنند، در طبیعت پرسه بزنند و شب‌ها کنار شومینه قلاب‌بافی کنند. و پشت آن مزرعه در اسلایگو، تپه باشکوه کِش‌کُران با غارهای فراوان قد علم کرده است؛ جایی که خواهران و فیلمبرداری جادویی و اندوهناک پیتر سایت‌لینگر سرانجام هدف نهایی خود را پیدا می‌کنند.

تقریباً جسارت‌آمیز است که آرزو کنیم یک فیلم ورنر هرتسوگ کمی کمتر عجیب‌وغریب باشد.

اما «باکینگ فاستارد» در اجرای به‌طرز وهم‌آوری هماهنگ خواهران مارا، چیزی تازه و تماشایی ارائه می‌دهد که به‌تنهایی ارزش قیمت بلیت را دارد، اما در اسطوره‌ها و رازهای فراوانی گرفتار شده است؛ به‌حدی که در پایان، واقعیت اینکه این دو خواهر دو انسان جدا هستند که به‌عنوان یک نفر واکنش نشان می‌دهند، تقریباً دیگر اهمیتی ندارد.


بیشتر بخوانید

۱۰ فیلم مهم «ورنر هرتسوگ» که هر عاشق سینما باید تماشا کند


شاید همه اینها از سر علاقه باشد. هرتسوگ در آثار گذشته‌اش گالری بزرگی از آدم‌های عجیب، دیوانه و طردشده ساخته است، اما به‌ندرت با هیچ‌یک از آنها با این اندازه مهربانی، شیرینی و چنین فقدان بینش سخت‌گیرانه‌ای درباره چرایی رفتارشان برخورد کرده است.

این مایه تأسف است، چون اپیزودهای دیوانه‌وار و آمیخته به خیال که این دو در آنها گرفتار می‌شوند، هرگز به اندازه لحظات ساده‌تر فیلم هیجان‌انگیز یا تکان‌دهنده نیستند.

مثلاً زمانی که چهار دست با ظرافت از یک قوری واحد چای می‌ریزند؛ یا زمانی که دو دست به‌طور همزمان نامه‌ای را می‌نویسند اما هرکدام با دست‌خطی متفاوت؛ یا وقتی این دو، به‌جای نگاه کردن به انعکاس خودشان، از دیگری به‌عنوان آینه استفاده می‌کنند تا روسری‌های یک‌شکلشان را دقیقاً به یک شکل گره بزنند.

به‌جای اینکه هرتسوگ این روان‌شناسی پیچیده را بررسی کند یا حتی مشاهده‌ای بیشتری از آن ارائه دهد، ذهنش بیشتر درگیر رؤیای این دو خواهر برای فرار به «دنیایی بهتر از این دنیا» می‌شود؛ به «آرکادیا، آتلانتیس یا اورکنی».

اینکه آنها در نهایت سر از یک سازند سنگی در اسلوونی پر از استالاکتیت و لوستر درمی‌آورند، از نظر واقعیت داستانی تقریباً هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کند؛ چرا که انسجام روایت مدت‌هاست در غارها و رؤیاهای فراموش‌شده و حالا به‌یادآمده  ذهن گراف‌زن و کنجکاو ورنر هرتسوگ ناپدید شده است.


اطلاعات فیلم «Bucking Fastard»

نام فیلم: باکینگ فاستارد (Bucking Fastard)
کارگردان: ورنر هرتسوگ
فیلمنامه: ورنر هرتسوگ
بازیگران: کیت مارا، رونی مارا، اورلاندو بلوم، دامنال گلیسون، سایمون دلینی
نقش‌های اصلی: کیت مارا در نقش ژان هالبروک، رونی مارا در نقش جوانی هالبروک، اورلاندو بلوم در نقش گرت مولرونی، دامنال گلیسون در نقش تیموتی
مدیر فیلمبرداری: پیتر سایت‌لینگر
تدوین: مارکو کاپالبو
طراح صحنه: درک والاس
طراح لباس: مِیو پاترسون
موسیقی: ارنست رایشگر
کشور: ایرلند، آمریکا
زبان: انگلیسی
مدت زمان: ۱۰۹ دقیقه
سال تولید: ۲۰۲۶
جشنواره: هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز
بخش: مسابقه ونیز ۸۳
نخستین نمایش جهانی: ۳ سپتامبر ۲۰۲۶

«باکینگ فاستارد» در بخش مسابقه ونیز ۸۳ جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ حضور دارد و نخستین نمایش جهانی آن ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در این جشنواره انجام شد. فیلم محصول ایرلند و آمریکا است و تهیه‌کنندگی آن را Providence Road Entertainment و Gateway to Orkney بر عهده دارند.

داستان فیلم درباره ژان و جوانی هالبروک، دو خواهری است که آن‌قدر به یکدیگر نزدیک‌اند که همزمان با یکدیگر حرف می‌زنند، یک مرد را دوست دارند و رؤیاهای مشترکی دارند.


سوالات متداول

فیلم «باکینگ فاستارد» درباره چیست؟

فیلم درباره دو خواهر به نام‌های ژان و جوانی هالبروک است که رابطه‌ای بسیار نزدیک و غیرمعمول دارند و تقریباً تمام رفتارهایشان را همزمان انجام می‌دهند. آنها عاشق یک مرد می‌شوند و پس از آنکه رابطه‌شان با او به پایان می‌رسد، وارد مجموعه‌ای از اتفاقات عجیب و خیال‌پردازانه می‌شوند.

کارگردان فیلم «باکینگ فاستارد» کیست؟

ورنر هرتسوگ، فیلمساز نامدار آلمانی، کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی «باکینگ فاستارد» را بر عهده دارد.

آیا کیت مارا و رونی مارا برای نخستین بار در یک فیلم با هم بازی کرده‌اند؟

بله. «باکینگ فاستارد» نخستین حضور مشترک کیت مارا و رونی مارا روی پرده است و بخش اصلی جذابیت فیلم به اجرای هماهنگ و همزمان آنها مربوط می‌شود. رویترز نیز این فیلم را نخستین حضور مشترک این دو خواهر در یک فیلم معرفی کرده است.

آیا «باکینگ فاستارد» در جشنواره ونیز ۲۰۲۶ حضور دارد؟

بله. فیلم در بخش مسابقه ونیز ۸۳ جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ حضور دارد و نمایش جهانی آن در ۳ سپتامبر انجام شد.

بازیگران اصلی «باکینگ فاستارد» چه کسانی هستند؟

کیت مارا، رونی مارا، اورلاندو بلوم و دامنال گلیسون بازیگران اصلی فیلم هستند. هرتسوگ در فیلم، کیت و رونی مارا را در نقش دو خواهر و اورلاندو بلوم را در نقش مرد مورد علاقه آنها به کار گرفته است.

«باکینگ فاستارد» بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است؟

فیلمنامه فیلم تا حدی از دیدار ورنر هرتسوگ با فردا و گرتا چاپلین الهام گرفته است؛ خواهران دوقلویی که در بریتانیا به دلیل شیوه غیرمعمول صحبت کردن و رفتار هماهنگشان شناخته شده بودند. فیلم این ماجرا را به داستانی خیالی و فانتزی در ایرلند تبدیل کرده است.

امتیاز تحریریه

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این فیلم

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
اعظم خالقی
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا