نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «Primetime»؛ رابرت پتینسون در نقش شکارچی شکارچیان

خلاصه نوشته
  • «پرایم‌تایم» به کارگردانی لنس اوپنهایم، با گروهی درخشان از بازیگران از جمله رابرت پتینسون، مریت ویور، اسکایلر جیزوندو، الکس وینتر و فیبی بریجرز، پرتره‌ای هراس‌انگیز و جسورانه از کریس هنسن، مجری مشهور برنامه «برای شکار یک شکارچی» ارائه می‌دهد؛ فیلمی درباره جاه‌طلبی‌های تاریک و انگیزه‌های تاریک‌تر مردی که خود را شکارچی افراد متجاوز جنسی می‌دانست.

چارسو پرس: «می‌تونی بیشتر روی صورتش زوم کنی؟»

کریس هنسن با بازی رابرت پتینسون این درخواست را از تدوینگر بخش جدید برنامه «برای شکار یک شکارچی» مطرح می‌کند.

او متوجه شده است وقتی طعمه‌های احتمالیِ کودک‌آزار بالاخره او را می‌بینند ــ زمانی که هنسن از اتاق خواب طبقه بالا بیرون می‌آید یا از درِ آشپزخانه خانه‌ای وارد می‌شود که برای به دام انداختن چنین افرادی طراحی شده ــ سوراخ‌های بینی‌شان معمولاً بازتر می‌شود.

هنسن می‌خواهد این لرزش و واکنش صورت روی صفحه دیده شود.

او فکر می‌کند مردم دوست دارند آن را ببینند.

شاید لنس اوپنهایم، کارگردان فیلم، نیز با همان روحیه تماشای بیمارگونه و فضولانه، «پرایم‌تایم» را به شکل پرتره‌ای کابوس‌وار و خفه‌کننده از هنسن ساخته است؛ فیلمی با نسبت تصویر ۴:۳ که دوربین دائماً به چهره او نزدیک‌تر می‌شود، آن‌قدر که از مرحله افت کیفیت تصویر هم عبور می‌کنیم و به جایی می‌رسیم که دیگر تقریباً نمی‌توانیم سوژه را یک انسان تشخیص دهیم.

گویی اگر به اندازه کافی به پوست بیمارگون او نزدیک شویم، می‌توانیم از میان یکی از منافذش عبور کنیم، به درون وجودش شیرجه بزنیم و روح او را ببینیم.

یا شاید جایی را ببینیم که زمانی، احتمالاً، روحی در آن زندگی می‌کرده است.

تصویرهایی کثیف از تلویزیون و جاه‌طلبی

در تصاویر چرب، اشباع‌شده و به‌شدت دانه‌دار دیوید بولن، فیلمبردار، «پرایم‌تایم» در سال ۲۰۰۶ آغاز می‌شود؛ زمانی که جف زاکر، رئیس وقت NBC که در یک انتخاب جالب خودِ زاکر نقش خودش را بازی می‌کند، هنسن و تهیه‌کننده‌اش اندی با بازی مریت ویور را به جلسه‌ای فرا می‌خواند.

در پی درخواست عمومی و برخلاف ترجیح اعلام‌شده خود زاکر، برنامه آنها که پیش از این بخشی از مجموعه «Dateline» شبکه NBC بود، قرار است صاحب یک جایگاه مستقل در ساعات پربیننده شود.

حالا برنامه باید برای جذب مخاطب و کسب رتبه، با غول شبکه ABC یعنی «لاست» (Lost) رقابت کند.

این رقابت شباهت جالبی با رقابت روزنامه‌ها در فیلم «Ink» ساخته دنی بویل دارد؛ فیلمی که افتتاحیه ونیز نیز بود و آن هم پرتره مردی از دنیای رسانه را به تصویر می‌کشید که جاه‌طلبی‌هایش او را از مرزهای اخلاقی عبور می‌دهد و پیامدهای مرگباری برایش دارد.

در «پرایم‌تایم»، تلاش برای پشت سر گذاشتن «لاست» در میزان بیننده، به یک وسواس برای هنسن تبدیل می‌شود؛ حتی اگر زندگی او در همان زمان با مشکلات فراوانی روبه‌رو باشد.

رابطه او با همسرش و فرزندانش در حال فروپاشی است و یک خبرنگار National Enquirer مدام تهدید می‌کند که گزارشی افشاگرانه درباره خیانت‌های زناشویی هنسن منتشر خواهد کرد.

در همین حال، اندی از سوی برنامه رقیب در شبکه‌ای دیگر پیشنهاد همکاری دریافت کرده و به دنبال جذب شدن به آن برنامه است.

از سوی دیگر، دن، بازیگر تازه‌استخدام‌شده‌ای که نقش «طعمه» برنامه را بازی می‌کند، تلاش دارد رؤیاهای ساده‌دلانه‌اش برای تبدیل شدن به یک ستاره بازیگری را با نقش خود به‌عنوان نوجوانی که قرار است افراد متجاوز را به دام بیندازد، سازگار کند.

سپس هنسن می‌شنود که در تگزاس، شاید یک «شکار بزرگ» یا whale ــ یعنی فردی دارای اهمیت سیاسی ــ طعمه را گرفته است.

و همین خبر کافی است تا او مجموعه‌ای از تصمیم‌های هرچه بی‌پرواتر بگیرد و به هر قیمتی برای شکار آن مرد راه بیفتد.

نقد فیلم «Primetime»؛ رابرت پتینسون در نقش شکارچی شکارچیان، به هیولایی تلویزیونی تبدیل می‌شود

وقتی سبک فیلم، مخاطب را پس می‌زند

تدوین دنیل گاربر سرشار از ارتباط‌های هوشمندانه، اشاره‌های ظریف و گاه شوخی‌های بسیار بامزه است و دائماً میان بخش‌های مختلف داستان پیوندهای روشنگرانه ایجاد می‌کند.

اما در غیر این صورت، این رویکرد بی‌رحمانه کثیف و آلوده احتمالاً می‌توانست کاملاً دافعه‌برانگیز باشد؛ اگر بازی‌های فوق‌العاده بازیگران نبود.

همین بازی‌هاست که باعث می‌شود نتوانیم تماشای «پرایم‌تایم» را متوقف کنیم؛ حتی زمانی که هم‌زمان با افزایش میل به فرار به سمت نزدیک‌ترین حمام و دوش، احساس می‌کنیم فیلم دارد ما را در آلودگی خودش فرو می‌برد.

رابرت پتینسون؛ تقلیدی هولناک از کریس هنسن

در مرکز فیلم و درست مقابل چشم تماشاگر، آن هم در نماهای نزدیک و بی‌وقفه، رابرت پتینسون قرار دارد که علاوه بر بازیگری، تهیه‌کنندگی فیلم را نیز بر عهده دارد.

او هنسن را به‌عنوان مردی متکبر، معتاد به شهرت و مبتلا به خودبزرگ‌بینی بیمارگونه بازی می‌کند.

تقلید پتینسون از حرکات و رفتارهای فیزیکی هنسن واقعی، از جمله شیوه عجیب اجرای لحظه‌های «گیر انداختن» افراد، زمانی که دسته‌ای از پرینت‌های مکالمات مجرمانه را در دست گرفته است، یک بخش ماجراست.

اما تقلید صوتی او حتی شگفت‌انگیزتر است.

پتینسون ریتم و لحن کاملاً تمرین‌شده و خودآگاهانه هنسن را به شکلی عجیب و دقیق بازسازی می‌کند.

طراحی صدای فوق‌العاده فیلم نیز با موسیقی ضربان‌دار و حال‌به‌هم‌زن آری بالوزیان تقویت می‌شود و بارها بخش‌هایی از تمرین هنسن برای ادای پیام‌های زننده و آزاردهنده‌ای را می‌شنویم که از طرف مردی که در هر قسمت به‌عنوان شکارچی ظاهر می‌شود، مطرح شده است.

وقتی تیتراژ ابتدایی به پایان می‌رسد، صدای هنسن را می‌شنویم که در تاریکی، بارها زیر لب تکرار می‌کند:

«من لباست رو درمیارم؛ تو هم لباس منو درمیاری.»

مریت ویور؛ شاید ترسناک‌تر از خود هنسن

اما بازی پتینسون تنها یکی از اجراهای درخشان گروه بازیگران است؛ گروهی که هر کدام در این فیلم یکی از بهترین بازی‌های دوران حرفه‌ای خود را ارائه می‌کنند.

در این میان، مریت ویور ــ بازیگری که تقریباً هرگز در هیچ نقشی ضعیف ظاهر نشده ــ در اینجا واقعاً خیره‌کننده است.

او نقش تهیه‌کننده‌ای را بازی می‌کند که در عین دست‌کم گرفته شدن، بسیار حسابگر است؛ زنی که آدامس می‌جود و چشمانی شبیه یک شکارچی دارد.

شاید تنها دلیل اینکه او نسبت به هنسن کمتر جامعه‌ستیز به نظر می‌رسد این باشد که نفوذ و قدرت کمتری دارد.

اما سؤال مهم اینجاست:

چه کسی واقعاً بدتر است؟

دیوانه‌ای که تقریباً نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد و قدم‌به‌قدم به سمت دروازه‌های جهنم می‌رود، یا آدم کاملاً عاقلی که با ذهنی سالم تصمیم می‌گیرد تمام مسیر را پشت سر او طی کند؟

فیبی بریجرز و دیگر بازی‌های درخشان

علاوه بر ویور، اسکایلر جیزوندو نیز بازی بسیار تأثیرگذاری ارائه می‌دهد.

همچنین فیبی بریجرز، خواننده و ترانه‌سرا، در یکی از نقش‌های مهم فیلم ظاهر شده است.

شخصیت او، دل، جایگاه خود به‌عنوان طعمه را نوعی «فعالیت اجتماعی» علیه کودک‌آزارها می‌داند.

بریجرز یکی از دومین تغییر شکل‌های چشمگیر فیلم را رقم می‌زند؛ جایی که دل گاهی مجبور می‌شود در نقش یک پسر نوجوان ظاهر شود.

او در این لحظات زبان بدن، نحوه راه رفتن و بار دیگر صدای خود را تغییر می‌دهد.

اما در واقع هیچ حلقه ضعیفی در زنجیره بازیگران فیلم وجود ندارد.

از تونی رولوری و جاناتان لیپ‌نیکی گرفته تا الکس وینتر که بازی فوق‌العاده‌ای ارائه می‌دهد، همگی در نقش‌هایی ظاهر شده‌اند که بازی کردنشان چندان آسان نیست: مردانی که به‌اصطلاح «شکارچی» هستند.

متیو ماهر نیز در نقش پژوهشگری ظاهر می‌شود که بیش از حد به کار خود متعصب است و با گروه Perverted Justice همکاری می‌کند؛ گروهی که تخصصش در بیرون کشیدن کودک‌آزارها از پشت صفحه کامپیوتر و کشاندن آنها به دام بود و بدون این تخصص، پدیده «برای شکار یک شکارچی» اساساً نمی‌توانست شکل بگیرد.

نقد فیلم «Primetime»؛ رابرت پتینسون در نقش شکارچی شکارچیان، به هیولایی تلویزیونی تبدیل می‌شود

«پرایم‌تایم» به دنبال پاسخ همه پرسش‌ها نیست

اما همه این اتفاقات چطور رخ داد؟

این پرسشی است که «پرایم‌تایم» واقعاً علاقه‌ای به پاسخ دادن به آن ندارد؛ پرسشی که شاید بهتر باشد برای یافتن پاسخ آن به مستند عالی «Predators» ساخته دیوید اوسیت در سال ۲۰۲۵ مراجعه کنیم.

فیلم با تمرکز بسیار محدود بر فروپاشی تدریجی روانی هنسن، فضای چندانی خارج از قاب‌های فشرده و تب‌آلود خود برای ارائه زمینه و توضیح درباره ماجرا ندارد.

تنها تلاش جدی فیلم برای ارائه چنین زمینه‌ای، شاید بزرگ‌ترین لغزش آن نیز باشد.

از ما خواسته می‌شود باور کنیم هنسن در جریان سفری به هند در دهه ۱۹۹۰، نوعی اسطوره درباره هیولایی که کودکان را می‌رباید برای خودش ساخته است.

این موضوع به فیلم اجازه می‌دهد برخی از صریح‌ترین تصاویر ژانر وحشت خود را خلق کند، اما هم‌زمان این تصور را به وجود می‌آورد که هنسن واقعاً صاحب نوعی نظام اعتقادی است؛ نوعی کد اخلاقی، هرچند به‌شدت منحرف.

در حالی که در بخش‌های دیگر فیلم، هنسن باورپذیرتر به‌عنوان یک خلأ تصویر می‌شود؛ خلأیی که درون ایگویی چنان جاه‌طلب و متورم پیچیده شده که تنها چیزی که واقعاً به آن باور دارد، خودش است.

بتمنِ خودساخته در دنیای واقعی

جالب است که رابرت پتینسون بازیگر «بتمن» نیز هست؛ چراکه می‌توان هنسنِ «پرایم‌تایم» را نوعی شوالیه تاریکیِ خودخوانده برای اجرای عدالت دانست.

اما او به چیزی شبیه سندروم شوالیه سفید مبتلاست؛ یعنی تحسین مخاطبان تلویزیونی را با درستکاری اخلاقی واقعی اشتباه می‌گیرد.

با این حال، او آن‌قدر هم کوچک‌نفس است که وقتی دستگاه فروش خودکار خوراکی موردنظرش را تحویل نمی‌دهد، با شماره خدماتی روی دستگاه تماس می‌گیرد.

چه کسی چنین کاری می‌کند؟

در میان تمام جزئیات کثیف و آزاردهنده‌ای که چشم‌انداز درونی هنسن را شکل می‌دهند، شاید همین رفتار عجیب‌ترین و در عین حال خنده‌دارترین آنها باشد.

هنسن به دن می‌گوید:

«قبلاً در هر شهر متمدنی یک ستون رسوایی وجود داشت، اما حالا در هر خانه‌ای یک تلویزیون هست.»

هم‌زمان نورپردازی فیلم دندان‌های سفید او را روشن می‌کند و چشم‌هایش را به دو حفره سیاه و خالی تبدیل می‌کند.

«پرایم‌تایم» به شکلی نگران‌کننده و مؤثر نشان می‌دهد که چنین حضور همه‌جایی و گسترده‌ای چگونه می‌تواند یک انسان را تا مرز جنون پیش ببرد.

اما فیلم هیچ‌گاه دوربین حریص و گرسنه خود را به سمت ما برنمی‌گرداند.

شاید لنس اوپنهایم می‌داند هنوز برای دیدن چیزی که آن دوربین می‌تواند درباره خودمان آشکار کند، آماده نیستیم.


نقد فیلم «Primetime»؛ رابرت پتینسون در نقش شکارچی شکارچیان، به هیولایی تلویزیونی تبدیل می‌شود

اطلاعات فیلم Primetime

عنوان فارسی: پرایم‌تایم
عنوان اصلی: Primetime
کارگردان: لنس اوپنهایم
فیلمنامه: آژون سینگ
بازیگران: رابرت پتینسون، مریت ویور، اسکایلر جیزوندو، فیبی بریجرز، متیو ماهر، بوکیم وودبین، آنا فاریس، الکس وینتر و دیگران
فیلمبرداری: دیوید بولن
تدوین: دنیل گاربر
موسیقی: آری بالوزیان
محصول: آمریکا
سال تولید: ۲۰۲۶
مدت: ۱۱۰ دقیقه
تهیه‌کنندگان/شرکت‌های تولید: A24، Range Media Partners، Icki Aneo Arlo، Square Peg Films
پخش‌کننده: A24
ژانر: درام، جنایی، روان‌شناختی، تریلر
موضوع: کریس هنسن و برنامه تلویزیونی «برای شکار یک شکارچی»
نخستین نمایش: هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز، ۲۰۲۶
بخش جشنواره ونیز: مسابقه اصلی، Venezia ۸۳


سوالات متداول

فیلم «پرایم‌تایم» درباره چیست؟
فیلم داستان کریس هنسن، مجری برنامه جنجالی «To Catch a Predator» را در سال ۲۰۰۶ دنبال می‌کند؛ زمانی که او برای افزایش مخاطبان برنامه و رقابت با «لاست» شبکه ABC، بیش از پیش درگیر شکار افراد متهم به سوءاستفاده جنسی از کودکان می‌شود.

رابرت پتینسون در «پرایم‌تایم» چه نقشی دارد؟
پتینسون نقش کریس هنسن را بازی می‌کند و علاوه بر بازیگری، یکی از تهیه‌کنندگان فیلم نیز است. او رفتار، حرکات و لحن گفتار هنسن واقعی را با دقت بازسازی کرده است.

آیا «پرایم‌تایم» بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است؟
بله. فیلم از شخصیت واقعی کریس هنسن و برنامه «To Catch a Predator» الهام گرفته است، اما یک بازسازی مستندگونه از وقایع نیست و دراماتیزه‌سازی و شخصیت‌پردازی داستانی نیز در آن وجود دارد.

فیبی بریجرز در فیلم «پرایم‌تایم» بازی می‌کند؟
بله. فیبی بریجرز در این فیلم در نقش دل ظاهر شده و نخستین تجربه سینمایی مهم خود را پشت سر گذاشته است.

فیلم «پرایم‌تایم» در کدام جشنواره مهم حضور داشته است؟
«پرایم‌تایم» در سال ۲۰۲۶ در بخش مسابقه اصلی هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز، یعنی Venezia 83، به نمایش درآمد. نمایش رسمی فیلم در ونیز در ۵ سپتامبر ۲۰۲۶ انجام شد.

گرد آورنده
نسرین پورمند
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا