نقد فیلم «مرگ رابین هود»؛ بازخوانی تلخ و انسانی یک قهرمان افسانهای

- فیلم «مرگ رابین هود» به کارگردانی مایکل سارنوسکی، افسانه مشهور رابین هود را از زاویهای متفاوت و تلخ بازخوانی میکند. هیو جکمن در نقش رابین هودی سالخورده و فرسوده ظاهر شده که دیگر از شهرت قهرمانانه خود خسته است و در جستوجوی راهی برای رستگاری و رسیدن به آرامش، با گذشته و تصویری که دیگران از او ساختهاند روبهرو میشود.
چارسو پرس: در «مرگ رابین هود» خبری از مردان شاد و سرخوش او نیست؛ بلکه با تصویری سوگوارانه از قهرمان مشهور افسانههای عامیانه روبهرو هستیم که در نهایت، عنوان فیلم را محقق میکند، اما پیش از آن، مسیری طولانی را برای اسطورهزدایی و مواجهه اخلاقی با گذشته پشت سر میگذارد. سومین فیلم بلند مایکل سارنوسکی، نویسنده و کارگردان، پس از تجربه ورود به قلمرو فرنچایزهای استودیویی با «یک مکان ساکت: روز اول» در دو سال گذشته، او را بار دیگر به فضای صمیمی و حالوهوای مالیخولیایی نخستین فیلمش، «خوک»، بازمیگرداند؛ هرچند این بار سراغ داستانی رفته که در سینما معمولاً با ابعادی بسیار بزرگتر و در قالب فیلمهای پرهزینه به تصویر کشیده شده است.
در این بازخوانی متفاوت، هیو جکمن با موهایی شبیه گندالف، نقش رابین هودی را بازی میکند که سالها جنگیده و اکنون از شهرت قهرمانانهای که نصیبش شده خسته است. برداشت سارنوسکی از این افسانه حتی جسارت بیشتری به خرج میدهد و پیشنهاد میکند که شاید زندگی رابین هود در مقام یک قانونشکن، آنقدرها هم با انگیزههای خیرخواهانه همراه نبوده است. جستوجوی او در اینجا بیش از آنکه بیرونی باشد، درونی است؛ او میخواهد روح خود را از دروغی که سالها با آن زندگی کرده نجات دهد.

نتیجه، فیلمی متفکرانه، حساس و بهشدت کمتحرک از نظر ماجراهای قهرمانانه است؛ هرچند گاهی بیش از اندازه یکنواخت و عبوس میشود. سارنوسکی افسانه رابین هود را با دقتی چشمگیر نسبت به جزئیات تاریخی و فضای دوره بازسازی میکند و علاقه زیادی به این موضوع نشان میدهد که داستانها چگونه در طول زمان روایت و بازروایت میشوند.
اما داستان کوچک و غمانگیزی که او در نهایت به جای افسانه انتخاب کرده، هم هدف اصلی فیلم است و هم عاملی که از همان ابتدا به شکلی آرام و پیوسته حالوهوای سنگینی بر فیلم حاکم میکند. فیلم از نظر تصویری و طراحی صحنه، با مجموعهای کامل از رنگهای خاکی، سنگی و پارچههای زبر و ساده، چشمنواز است و جکمن و گروه بازیگران نیز با وقار و اعتقاد ظاهر شدهاند؛ از جمله جودی کومر که نقش یک راهبه مافوق را بازی میکند که از رابین مراقبت میکند و میکوشد او را، اگر نه به سلامتی، دستکم به آرامش برساند.
این فیلم از نظر ساخت، اثری کاملاً منسجم و از نظر فکری هوشمندانه است و برای اکران تابستانی، انتخابی پخته و متفاوت از سوی پخشکننده آن، A24، به شمار میرود. با این حال، گویی «مرگ رابین هود» عبوس و تلخ بودن خود را به نوعی نشان افتخار تبدیل کرده است.

بازخوانی متفاوت افسانه رابین هود
«مرگ رابین هود» در واقع دومین فیلمی است که از روایتی متفاوت در منظومه کهن «A Gest of Robyn Hode» الهام گرفته است؛ روایتی که در آن قهرمان سالخورده در نهایت تحت مراقبت یک راهبه قاتل قرار میگیرد و به دست او با مرگ روبهرو میشود.
ریچارد لستر در فیلم «رابین و ماریان» محصول ۱۹۷۶، این داستان را به یک عاشقانه تلخ درباره سالهای پایانی زندگی تبدیل کرده بود و نقش راهبه و ماریان، معشوقه رابین، را در هم ادغام کرد. نسخه سارنوسکی نیز شخصیت زن داستان را به نیرویی خیرخواه تبدیل میکند و تقریباً تمام عناصر عاشقانه را کنار میگذارد؛ هرچند در داستان فرعی مربوط به رابطه لطیف قانونشکن سالخورده با یک دختر جوان، رگهای از احساساتگرایی را حفظ میکند.
با این حال، فضای عمدتاً جدی و سخت فیلم از همان سکانس آغازین شکل میگیرد؛ جایی که رابین را بهعنوان یک سرگردان تنها میبینیم که پس از سالها جنگ و غارت، با آنچه زمین میتواند در اختیارش بگذارد زندگی میکند. او برای مدتی کوتاه کنار آتش با دختر جوانی سرگردان به نام «جید کروت» غذا میخورد و وقت میگذراند، اما ناگهان با ضربهای به سر او را میکشد.

سال ۱۲۴۷ است و ظاهراً مدتهاست روایتهایی درباره قهرمانی رابین هود در میان مردم رواج یافته است. اما این قاتل خسته و ویرانشده دیگر چیزی جز «مرگی درست» نمیخواهد.
پیش از آنکه بتواند به این خواسته برسد، یک بار دیگر وارد میدان میشود. لیتل جان، با بازی بیل اسکاشگورد، که زمانی یکی از همدستان نوجوان رابین در فعالیتهای مجرمانه او بوده، سراغش میآید و از او میخواهد برای دفاع از خانواده و خانهاش در برابر دشمنانی که از گذشته به دنبال انتقام هستند، کمک کند.
درگیریای که در پی این اتفاق شکل میگیرد، از نظر شدت خشونت تکاندهنده است. بدنها در گلولای به جان یکدیگر میافتند و میشکنند، مشعلهای شعلهور به صورت افراد نزدیک میشوند و تیغههای گداخته روی بدنها قرار میگیرند.
سارنوسکی در ابتدا ظاهراً به دنبال نوعی جهنم کابوسوار و تبآلود است که یادآور صحنههای نبرد در فیلم «مرد شمالی» ساخته رابرت اگرز است. اما کسانی که به دنبال خشونت و هیجان هستند بهتر است نیم ساعت ابتدایی فیلم را از دست ندهند؛ زیرا پس از آنکه رابین در جریان نبرد بهشدت زخمی و بیهوش میشود، فیلم در حالوهوا، ریتم و میزان صدا تغییر محسوسی میکند.

رابین هود؛ از قهرمان افسانهای تا مردی شکستخورده
رابین در ادامه در صومعهای آرام از خواب بیدار میشود؛ جایی که خواهر بریجید، با بازی جودی کومر، ادارهاش میکند و درهای آن را به روی کسانی گشوده که در فضای ترس و وحشت آن دوران، تنها و بیپناه ماندهاند.
در میان ساکنان این مکان، یک جذامی نقابدار و بینام با بازی موری بارتلت حضور دارد که با آرامشی عجیب مصیبت خود را پذیرفته و همین پذیرش، زمینه مواجهه روحی رابین با خودش را فراهم میکند.
آرتور، با بازی نوآ جوپ، نیز در همان نبرد بهشدت زخمی شده و با اکراه وظیفه انتقام گرفتن از رابین شکستخورده را بر عهده گرفته است. مارگارت، دختر تازه یتیمشده لیتل جان با بازی فیت دلینی، نیز به شکلی آسیبپذیر و نیازمند به رابین وابسته میشود.

آنچه پس از این شکل میگیرد، مجموعهای آرام و دردناک از برخوردهای آشتیجویانه میان آدمهایی است که هرکدام به شکلی آسیب دیدهاند و به دنبال نوعی درمان و رستگاری هستند. برای رابین، این مسیر تلاشی دیرهنگام برای کم کردن فاصله میان مردی است که واقعاً هست و مردی که دیگران تصور میکنند.
این یک مسیر داستانی بلندپروازانه و کاملاً درونی است که بیشتر از طریق گفتوگو و مشاهده پیش میرود تا اتفاقات آشکار. فیلمنامه سارنوسکی نیز علاقهای ندارد میان شخصیتها تنشهای مصنوعی ایجاد کند و رابطه رابین و بریجید را نیز به شکلی محترمانه و افلاطونی نگه میدارد.

با این حال، این داستان تنها در مقاطعی جذاب است؛ زیرا نفرت خسته و سرخورده رابین از خودش تقریباً در تمام طول فیلم با همان شدت ادامه پیدا میکند و سرنوشت او نیز از ابتدا اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
تفاوت میان این انسان فرسودهای که فیلم به ما نشان میدهد و ماجراجوی خوشپوش و سبزپوش افسانههای قدیمی چشمگیر است. اما با وجود اجرای سنگین و پر از اندوه هیو جکمن، شخصیت رابین همچنان تا حدی کمعمق و ناشناخته باقی میماند و علاقه ما به اینکه آیا مرگ او واقعاً درست است یا نه، بیشتر جنبه نظری پیدا میکند تا اینکه از نظر احساسی عمیقاً درگیرمان کند.

هیو جکمن و بازگشت مایکل سارنوسکی به سینمای شخصی
با این حال، سارنوسکی پس از فیلم قابلقبول اما تا حدی سازشکارانه «یک مکان ساکت: روز اول»، که در آن میشد اصطکاک میان نگاه انسانی کارگردان و الزامات ماشین ژانر را احساس کرد، این بار اثری بسیار مطمئنتر درباره دیدگاهها، علایق و هویت سینمایی خودش ارائه داده است.
از بافت غنی و ابری فیلمبرداری ۳۵ میلیمتری پت اسکولا گرفته تا رسمیت گاه شاعرانه و موزون دیالوگها، همهچیز نشان میدهد که سارنوسکی این بار کنترل بیشتری بر جهان فیلم خود دارد.
«مرگ رابین هود» به لطف شدت بازآفرینی افسانه، دنیای ویران و زبر و خشنش، و همچنین دغدغه صادقانه و پیچیدهاش درباره مسائل روح و رستگاری، توجه مخاطب را حفظ میکند؛ فضیلتی که در سینمای جریان اصلی امروز بهندرت دیده میشود، چه رسد به قلمرو داستانهایی که بارها و بارها از یک مالکیت فکری قدیمی بازاستفاده کردهاند.
اطلاعات فیلم «مرگ رابین هود»
نام فیلم: مرگ رابین هود (The Death of Robin Hood)
کارگردان: مایکل سارنوسکی
نویسنده: مایکل سارنوسکی
بازیگران: هیو جکمن، جودی کومر، بیل اسکاشگورد، موری بارتلت، نوآ جوپ و فیت دلینی
ژانر: درام، اکشن، ماجراجویی، تریلر
محصول: آمریکا
سال تولید: ۲۰۲۶
زبان: انگلیسی
مدت زمان: ۱۲۲ دقیقه
فیلمبرداری: پت اسکولا
تدوین: اندرو موندشاین
موسیقی: جیم گِدی
تهیهکنندگان: آرون رایدر، اندرو سوت، الکساندر بلک و هیو جکمن
توزیعکننده: A24
داستان فیلم:
«مرگ رابین هود» روایتی تاریک و متفاوت از افسانه رابین هود است. رابین هودی سالخورده که پس از سالها زندگی همراه با جرم و خشونت با گذشته خود دستوپنجه نرم میکند، در جریان نبردی که تصور میکرد آخرین نبردش خواهد بود، بهشدت زخمی میشود. او سپس به دست زنی مرموز میافتد که فرصتی برای رستگاری در اختیارش قرار میدهد.
حضور در جشنوارههای مهم:
«مرگ رابین هود» در جشنواره فیلم سیدنی ۲۰۲۶ به نمایش درآمد و نخستین نمایش جشنوارهای آن در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶ بود.
سوالات متداول
فیلم «مرگ رابین هود» درباره چیست؟
فیلم داستان رابین هودی سالخورده و خسته را روایت میکند که پس از سالها جنگ و زندگی بهعنوان یک قانونشکن، با گذشته خود روبهرو میشود و در جستوجوی رستگاری و آرامش است.
هیو جکمن در فیلم «مرگ رابین هود» چه نقشی دارد؟
هیو جکمن نقش رابین هود را بازی میکند؛ قهرمانی سالخورده و فرسوده که دیگر با تصویری که افسانهها از او ساختهاند فاصله زیادی دارد.
کارگردان فیلم «مرگ رابین هود» کیست؟
مایکل سارنوسکی، کارگردان فیلم «خوک» و «یک مکان ساکت: روز اول»، نویسندگی و کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد.
آیا «مرگ رابین هود» یک فیلم اکشن است؟
فیلم در بخش ابتدایی صحنههای خشن و نبردهای شدیدی دارد، اما بخش عمده آن یک درام درونی و شخصیتمحور درباره گناه، مرگ، رستگاری و هویت رابین هود است.
آیا فیلم «مرگ رابین هود» همان داستان کلاسیک رابین هود است؟
خیر. فیلم یک بازخوانی متفاوت و اسطورهزدا از داستان رابین هود است و بیشتر بر سالهای پایانی زندگی او، فرسودگی، پشیمانی و مواجهه او با گذشته تمرکز دارد.
جودی کومر در «مرگ رابین هود» چه نقشی دارد؟
جودی کومر نقش خواهر بریجید، راهبهای را بازی میکند که از رابین زخمی مراقبت میکند و به او در مسیر رسیدن به نوعی آرامش کمک میکند.










