نقد فیلم «دونده»:مادری که برای نجات فرزندش میدود

چارسو پرس: فیلم «دونده» به کارگردانی کوین مکدونالد، یک تریلر پرتحرک اما آشناست که گال گدوت را در نقش مادری قرار میدهد که برای نجات فرزند ربودهشدهاش باید با سرعتی نفسگیر در خیابانهای لندن بدود؛ فیلمی که انرژی زیادی دارد، اما از تعلیق قدرتمند و ایدههای تازه بیبهره است.
یک سفر هولناک و پرشتاب در خیابانهای لندن، تمرین ورزشی زیادی برای گال گدوت فراهم میکند، اما برای تماشاگران چندان دستاوردی به همراه ندارد. «دونده» نخستین تریلری نیست که داستان پدر یا مادری فوقالعاده آماده و توانمند را روایت میکند که برای نجات فرزندش از چنگ یک آدمربای شیطانصفت باید از مجموعهای از موانع عبور کند و قطعاً آخرین نمونه این ژانر هم نخواهد بود. این اثر اختصاصی پرایم ویدئو انرژی دارد، اما از آن میزان تعلیق و تازگی برخوردار نیست که بتواند ایدهای تا این اندازه آشنا را به چیزی فراتر از یک تریلر معمولی تبدیل کند.

یک مادر، یک تلفن و یک ساعت فرصت
مایا مارتن با بازی گال گدوت، مادری مجرد و مهاجر است که پیش از آنکه پسر حدوداً هشتسالهاش، نوآ با بازی روری ویلموت، را به مدرسه بفرستد، روز مهمی را پیش رو دارد. مایا وکیلی در یک مؤسسه حقوقی بزرگ است و در پروندهای علیه یک رئیس بدنام باندهای تبهکاری حضور دارد؛ پروندهای که به قتل دو زن مربوط میشود و شاهد اصلی و بهشدت محافظتشده آن قرار است همان روز در دادگاه شهادت دهد.
اما ما پیش از مایا متوجه شدهایم که تلفن او هک شده است و فردی از بیرون اوضاع را زیر نظر دارد. مایا نیز خیلی زود، درست زمانی که دویدن صبحگاهیاش را آغاز کرده، به این موضوع پی میبرد. تلفنش زنگ میخورد؛ تماس از تلفن پسرش است، اما آن سوی خط نوآ نیست.
بهجای او، صدای مردی بزرگسال و مسلط را میشنویم که با لحنی تهدیدآمیز صحبت میکند. مردی که ظاهراً مدتی است این خانواده کوچک را زیر نظر دارد. او نهتنها همهچیز را درباره مایا و پسرش و عادتهای روزمره آنها میداند، بلکه توانسته پسر بیش از حد معتمد آنها را از محوطه مدرسه برباید.
این تماسگیرنده بینام که از طریق تلفن میتواند تمام حرکات مایا را ردیابی کند، خواستهای ساده اما دردسرساز دارد: مایا باید با استفاده از مجوزهای امنیتی و دسترسی حرفهای خود، پیش از حضور شاهد در دادگاه به او دسترسی پیدا کند و او را به قتل برساند.
او فقط یک ساعت فرصت دارد.
آدمربا کاری کرده که جان پسر دیابتی مایا نیز تنها برای همین مدت در خطر باشد. در همین حال، مایا که زمانی قهرمان دوومیدانی بوده، باید در سراسر شهر بدود، از میان عابران کند خیابانها عبور کند، گاهی با خودروها برخورد کند و از پلیس یا هر فرد دیگری برای کمک استفاده نکند.
پیام آدمربا روشن است: اگر مایا متوقف شود، پسرش میمیرد.

فیلمنامهای سریع اما قابل پیشبینی
فیلمنامه مارک گیبسون ریتمی سریع دارد، اما در کلیت خود کاملاً معمولی است. تلاش فیلم برای ایجاد عمق روانشناختی نیز اغلب بیش از اندازه مستقیم و توضیحگر به نظر میرسد.
برای نمونه، زمانی که مایا اعلام میکند: «من قرار است صدای آن زنان کشتهشده را در برابر هیئت منصفه به گوش آنها برسانم»، فیلم عملاً همان چیزی را که قرار است درباره شخصیت بدانیم، مستقیماً به زبان او بیان میکند.
تماسگیرنده ناشناس نیز در یکی دیگر از دیالوگهایش از مایا میپرسد که آیا به همین دلیل وکیل شده است؛ اینکه بتواند اراده خود را بر مردان خشن تحمیل کند.
او همچنین هر از گاهی زیر لب میگوید: «تیک، تیک، تیک»؛ گویی فیلم نگران است که مبادا تماشاگر فراموش کند زمان در حال تمام شدن است.
پیچش داستانی بزرگی که در ادامه رخ میدهد نیز بیش از آنکه هوشمندانه باشد، آنقدر حسابشده و پیچیده طراحی شده که بیشتر حس یک ترفند فیلمنامهای را ایجاد میکند و چندان متقاعدکننده نیست.
کوین مکدونالد لندن را به صحنه یک مسابقه تبدیل میکند
نمیتوان گفت کوین مکدونالد، کارگردان «آخرین پادشاه اسکاتلند» و «موریتانیایی»، در ساخت فیلم کمکاری کرده است؛ هرچند این پروژه احتمالاً انتخاب ایدهآلی برای او نبوده است.
مکدونالد فیلم را با انبوهی از ترفندهای بصری و تدوینی اغراقشده پر کرده است. مایا در حالی که در خیابانهای لندن حرکت میکند، با حجم زیادی از جزئیات بصری و رنگولعابهای محلی روبهرو میشود؛ تا جایی که «دونده» گاهی شبیه یکی از همان کتابهای تصویری «یک روز از زندگی…» میشود که عکاسان در آنها مجموعهای تصادفی از تجربههای انسانی را کنار هم میگذارند.
البته مکدونالد پنج سال پیش نیز مستند بلند «Life in a Day ۲۰۲۰» را کارگردانی کرده بود؛ بنابراین علاقه او به ثبت زندگی روزمره و مشاهده جزئیات محیطی بیسابقه نیست.
مشکل اینجاست که این جزئیات و تزئینات بصری، کمک چندانی به افزایش تنش نمیکنند.
حتی برعکس، گاهی تمرکز فیلم بر این جلوهها حواس تماشاگر را از چیزی که باید یک تجربه نفسگیر و پرتعلیق باشد، منحرف میکند. در برخی لحظات، «دونده» بیشتر از آنکه یک تریلر پرتنش به نظر برسد، شبیه یک آگهی گردشگری پرزرقوبرق برای لندن است.
البته نتیجه نهایی خستهکننده نیست، اما در ایجاد تأثیر احساسی یا حسیِ واقعی چندان موفق عمل نمیکند.

گال گدوت؛ انرژی فیزیکی بدون گرمای عاطفی
گال گدوت بازیگری نیست که در چنین نقشی بتواند چیزی بسیار فراتر از تواناییهای فیزیکی خود ارائه کند. شخصیت مایا به گرما، ظرافت و ویژگیهای فردی بیشتری نیاز دارد تا از قالب نسبتاً کلیشهای قهرمان اکشن خارج شود، اما گدوت عمدتاً روی توانایی بدنی و حضور فیزیکی خود تکیه میکند.
این در حالی است که داستان به شخصیتی نیاز دارد که علاوه بر دویدن و عبور از موانع، بتواند آسیبپذیری، ترس و رابطه عاطفیاش با فرزندش را نیز به شکلی ملموس منتقل کند.
دیمین لوئیس نیز که بیشتر در بخش پایانی فیلم و در قالب تماسگیرنده حضور دارد، چندان بهتر از گدوت عمل نمیکند. او هم به قابلپیشبینیترین جنبههای نقشی تکیه میکند که اساساً از ابتدا چیز چندان تازهای برای ارائه ندارد.
لندن زیباست، اما تعلیق گمشده است
یکی از جذابیتهای ظاهری «دونده» استفاده گسترده فیلم از لندن است. مایا تقریباً در تمام طول داستان در حال عبور از نقاط مختلف شهر است و فیلم فرصت زیادی برای نمایش خیابانها، ساختمانها و زندگی روزمره پایتخت بریتانیا پیدا میکند.
اما نمایش پررنگ شهر لزوماً به معنای ایجاد تعلیق نیست.
فیلم مدام تلاش میکند با سرعت تدوین، تغییر قاب، حرکت دوربین و جزئیات محیطی، ضربان داستان را بالا ببرد؛ با این حال، این شگردها بهجای آنکه اضطراب مایا را به تماشاگر منتقل کنند، گاهی بیش از اندازه خودنمایی میکنند.
در نتیجه، فاصله میان «حرکت» و «هیجان» آشکار میشود: شخصیت دائماً در حال دویدن است، اما فیلم الزاماً همان میزان هیجان را در مخاطب ایجاد نمیکند.

بستهبندی شیک، محتوایی کمرمق
طراحی صحنه و جنبههای فنی «دونده» به اندازهای صیقلخورده هستند که میتوانند در نگاه اول جذاب به نظر برسند، اما این ظاهر شیک نمیتواند فقدان محتوای کافی در زیر آن را پنهان کند.
موسیقی تام هاج نیز چندان کمکی به فیلم نمیکند. ضربآهنگ کوبهای موسیقی، در بسیاری از لحظات بیشتر به صدای سازهای بونگو شباهت دارد تا موسیقیای که بتواند فشار روانی داستان را تشدید کند.
فیلم همچنین تلاش میکند با استفاده از دو قطعه قدیمی و مشهور گروه بلاندی، یعنی «Heart of Glass» و «Hanging on the Telephone»، نوعی حالوهوای شوخطبعانه و نوستالژیک به ابتدا و انتهای خود بدهد.
اما این انتخاب موسیقایی در نهایت بیش از آنکه به فیلم شخصیت ببخشد، بر فقدان شخصیت و هویت مستقل آن تأکید میکند.
«دونده» در ظاهر یک تریلر پرتحرک و پرزرقوبرق است؛ گال گدوت واقعاً مسافت زیادی را در خیابانهای لندن میدود و کوین مکدونالد نیز تلاش کرده با تدوین تند و جلوههای بصری متعدد، این حرکت مداوم را به تجربهای سینمایی تبدیل کند.
اما زیر این بستهبندی شیک، داستانی چندان غنی وجود ندارد. فیلم ایدهای آشنا را با انرژی اجرا میکند، اما نمیتواند تعلیق، تازگی یا عمق احساسی لازم را به آن اضافه کند.
به همین دلیل، «دونده» بیشتر یک تریلر پرسرعت اما فراموششدنی است تا فیلمی که بتواند ردپایی ماندگار در این ژانر بر جای بگذارد.
اطلاعات فیلم «دونده»
- نام فیلم: دونده
- عنوان اصلی: The Runner
- سال تولید: ۲۰۲۶
- کارگردان: کوین مکدونالد
- فیلمنامه: مارک گیبسون
- بازیگران: گال گدوت، دیمین لوئیس، روری ویلموت، آلفرد انوک، آرون گیل، فینیکس دی سباستیانی
- تهیهکننده: دیوید کوسه
- مدیر فیلمبرداری: آنتونی داد مانتل
- موسیقی: تام هاج
- ژانر: اکشن، درام، تریلر
- مدت: ۸۴ دقیقه
- زبان: انگلیسی
- کشور سازنده: آمریکا / بریتانیا
سوالات متداول درباره فیلم «دونده»
فیلم «دونده» درباره چیست؟
«دونده» داستان مایا مارتن، یک وکیل لندنی و مادر مجرد، است که هنگام دویدن صبحگاهی متوجه میشود پسرش ربوده شده است. آدمربا به او یک ساعت فرصت میدهد تا در ازای نجات فرزندش، شاهد اصلی یک پرونده قتل را به قتل برساند.
بازیگر نقش اصلی فیلم «دونده» کیست؟
گال گدوت نقش مایا مارتن، شخصیت اصلی فیلم، را بازی میکند. دیمین لوئیس نیز در نقش تماسگیرندهای مرموز ظاهر میشود که پسر مایا را ربوده است.
کارگردان فیلم «دونده» کیست؟
کوین مکدونالد، کارگردان فیلمهایی مانند «آخرین پادشاه اسکاتلند» و «موریتانیایی»، کارگردانی «دونده» را بر عهده داشته است.
فیلم «دونده» چه زمانی منتشر شد؟
«دونده» در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در پرایم ویدئو منتشر شد.
مدت زمان فیلم «دونده» چقدر است؟
مدت زمان فیلم «دونده» حدود ۸۴ دقیقه است.
آیا «دونده» فیلمی اکشن است؟
بله. «دونده» در دسته فیلمهای اکشن، درام و تریلر قرار میگیرد و بخش عمده داستان آن بر تلاش مایا برای عبور از لندن و نجات پسرش در یک بازه زمانی محدود متمرکز است.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم










