نقد فیلم «داستانهای موازی» | اصغر فرهادی در هزارتوی واقعیت و خیال، اما دور از اوج آثارش

- اصغر فرهادی در دومین فیلم فرانسوی خود با «داستانهای موازی» سراغ روایتهایی تو در تو، نظارهگری، دروغ و مرز میان واقعیت و خیال رفته است؛ فیلمی با بازی ایزابل هوپر که با وجود ایدهای جذاب و بازیگران برجسته، به اعتقاد منتقد هالیوود ریپورتر هرگز به قدرت آثار شاخص این فیلمساز ایرانی نمیرسد.
چارسو پرس: پس از موفقیت جهانی «جدایی نادر از سیمین»، «فروشنده» و «قهرمان»، هر فیلم تازهای از اصغر فرهادی با انتظارات فراوانی روبهرو میشود. «داستانهای موازی» که دومین تجربه فیلمسازی او در فرانسه به شمار میرود، تلاش میکند با الهام از سینمای کلاسیک اروپا و مفاهیمی چون نظارهگری، روایت و مرز میان حقیقت و تخیل، اثری متفاوت در کارنامه این فیلمساز خلق کند. اما آیا این تجربه تازه توانسته همان دقت دراماتیک و پیچیدگی روانشناختی آثار پیشین فرهادی را تکرار کند؟

«داستانهای موازی»؛ نقد فیلم: ایزابل هوپر در نقش نویسندهای فرانسوی که آپارتمان روبهرویی را زیر نظر دارد؛ تازهترین فیلم اصغر فرهادی با وجود پرداختن به مرز میان واقعیت و خیال، هرگز مخاطب را در بازی پیچیده فریب و نظارهگری خود غرق نمیکند.
سیلوی (با بازی ایزابل هوپر) شخصیت محوری فیلم «داستانهای موازی» ساخته اصغر فرهادی، نویسندهای فرانسوی است که دوران اوجش را پشت سر گذاشته است. او در آپارتمانی قدیمی و باشکوه در پاریس زندگی میکند؛ خانهای که همانند صاحبش آرامآرام نشانههای فرسودگی را بروز میدهد. همهچیز در ظاهر و رفتار او حالوهوایی کاملاً سنتی و متعلق به گذشته دارد. هر بار که تصمیم میگیرد بنویسد، سیگاری روشن میکند، عینک قدیمیاش را به چشم میزند و پشت ماشینتحریر برقی اولیوتی مینشیند؛ همان دستگاهی که بهوضوح سالهاست همراه همیشگی او بوده است.
اما زمانی که نوشتن را آغاز میکند، تنها چند حرف را با مکث و تردید تایپ میکند. بعید است نویسندهای باسابقه چنین بنویسد؛ معمولاً انگشتان یک نویسنده حرفهای با سرعت روی کلیدها حرکت میکنند. این شاید جزئیاتی کوچک باشد، اما نکتهای معنادار است؛ زیرا فرهادی معمولاً به واقعگرایی و اصالت جزئیات شهرت دارد. با این حال، در «داستانهای موازی»، ایزابل هوپر بیش از آنکه تصویری باورپذیر از یک نویسنده واقعی ارائه دهد، در قالب نسخهای اغراقشده و کلیشهای از «نویسنده بزرگ فرانسوی» ظاهر میشود؛ شخصیتی که بیشتر از دل فیلمهای عامهپسند بیرون آمده تا تجربه زیسته. این حس مصنوعی، تقریباً درباره تمام فیلم نیز صدق میکند.

«داستانهای موازی» از بسیاری جهات با آنچه از اصغر فرهادی میشناسیم متفاوت است. این دومین فیلمی است که او در فرانسه ساخته؛ نخستین تجربهاش «گذشته» (۲۰۱۳) بود که پس از موفقیت جهانی «جدایی نادر از سیمین» ساخته شد. هرچند فرهادی از آن زمان بهتدریج مسیر فاصله گرفتن از ایران را آغاز کرده بود ــ و در سال ۲۰۲۴ نیز اعلام کرد تا زمانی که ممنوعیت نمایش زنان بدون حجاب در سینمای ایران برداشته نشود، دیگر در کشورش فیلم نخواهد ساخت ــ اما «گذشته» از هر نظر فیلمی کاملاً فرهادیوار بود؛ اثری سرشار از تنشهای خانوادگی، پیچیدگیهای روانشناختی و روایت دقیق و پرکشش.
اما فیلم جدید، بیش از آنکه درامی انسانی باشد، تأملی متورم درباره مرز میان واقعیت و خیال است. فیلم درباره آدمهایی است که یکدیگر را زیر نظر میگیرند؛ ایدهای که میتواند نقطه شروع جذابی برای یک فیلم باشد. هیچکس هم انتظار ندارد فرهادی همیشه همان مسیر آشنای درامهای نئورئالیستی خود را ادامه دهد. با این حال، باید پذیرفت که «داستانهای موازی» اثری سرگردان، بیشکل و پراکنده از آب درآمده است.

فیلم در قالب تمثیلی درباره چشمچرانی، خیالپردازی و روایت، به شکلی آزاد از قسمت ششم مجموعه «ده فرمان» (Dekalog) ساخته کریشتوف کیشلوفسکی الهام گرفته است؛ اپیزودی که درباره جوانی بود که زن ساکن ساختمان روبهرو را زیر نظر میگرفت و عاشقش میشد. اما آن فیلم تعلیق داشت؛ در حالی که «داستانهای موازی» بیش از هر چیز گرفتار کشدار شدن و ریتم کند روایت است.
وقتی سیلوی از پشت تلسکوپ کوچکش، آپارتمان طبقه پنجم روبهرویی را زیر نظر میگیرد، آنچه در آن سوی پنجرهها میبیند، برخلاف انتظار مخاطب است. آنجا نه محل زندگی یک خانواده، بلکه استودیوی ضبط جلوههای صوتی فیلم است؛ جایی که سه صدابردار مشغول ساخت صداهایی مانند قدم زدن روی شن یا بال زدن پرندگان برای فیلمها هستند.
اما همزمان میان این سه نفر نیز یک مثلث عشقی شکل گرفته است. آنا (ویرژینی افیرا) که با مدیر مسنتر استودیو (ونسان کسل) رابطه عاطفی دارد، مخفیانه با همکار جوانترش (پییر نینی) نیز در ارتباط است. مخاطب در ابتدا با خود میگوید: «خب که چه؟» اما کمی بعد مشخص میشود تمام این روابط، در واقع نسخه داستانی و تخیلی همان چیزی است که سیلوی از پشت تلسکوپ دیده و در ذهن خود بازسازی کرده است.
از آنجا که سیلوی دیگر چندان مراقب خودش نیست، سلین (ایندیا هیر)، خواهرزادهاش که مالک نیمی از آپارتمان نیز هست، مرد جوانی به نام آدام (آدام بسا) را برای کمک به او استخدام میکند؛ همان جوان آوارهای که پیشتر سلین را از دست یک جیببر در مترو نجات داده بود.

آدام، مردی ژولیده، غمگین و کمحرف است که ضمن تمیز کردن آپارتمان ــ و البته مراقبت از خانوادهای از موشها که در خانه زندگی میکنند ــ دستنوشته ناتمام سیلوی را نیز پیدا میکند؛ همان داستانی که مخاطب تا این لحظه در قالب تصاویر دیده است. اما او این دستنوشته را به نام خودش جا میزند.
آدام نسخه دستنوشته را به زنی به نام نیتا میدهد؛ شخصیتی که او نیز با بازی ویرژینی افیرا ایفای نقش میشود، اما این بار با ظاهری کاملاً متفاوت و موهایی بلوند. او از نیتا میخواهد داستان را بخواند و درست در همین نقطه، فیلم بار دیگر مسیر روایتش را تغییر میدهد و این بار آنچه را واقعاً در آپارتمان روبهرویی رخ داده، به تصویر میکشد؛ نسخهای که نسبت به روایت خیالی سیلوی کمتر ملتهب و اغراقآمیز است، هرچند همچنان به وسوسه خیانت زناشویی میپردازد.
در این لحظه، فیلم آنقدر میان واقعیت و خیال رفتوآمد میکند که مخاطب بهسختی میتواند تشخیص دهد در کدام لایه از روایت قرار دارد.
بزرگترین مشکل «داستانهای موازی» این است که شخصیتهایش بیرون از این بازیهای مربوط به واقعیت و داستان، زندگی چندانی ندارند. مسئله به کیفیت بازی بازیگران مربوط نمیشود؛ چرا که ونسان کسل با ظرافت، حس پشیمانی و فرسودگی مردی میانسال را به شخصیتش منتقل میکند و ویرژینی افیرا نیز در ایفای دو نقش متفاوت، بهخوبی تفاوت میان درد عمیق نیتا و بیقیدی آنا را آشکار میسازد.

اما هیچیک از این تلاشها در نهایت به نتیجهای دراماتیک و ماندگار نمیرسد. تنها لحظهای که فیلم واقعاً بر احساسی مشخص تمرکز میکند، زمانی است که نیتا پیشنهادهای مزاحمتآمیز کریستف را قاطعانه رد میکند؛ صحنهای درباره آزار جنسی در محیط کار که بهخودیخود تأثیرگذار است، اما بیشتر شبیه فیلمی دیگر به نظر میرسد که به اشتباه وارد این روایت شده است.
فرهادی در سطحی انتزاعی، آشکارا به فیلمهایی چون «پنجره عقبی»، «آگراندیسمان»، «مکالمه» و حتی «بدل جسم» ساخته برایان دیپالما ادای دین میکند؛ آثاری که هر یک به شیوهای متفاوت، درباره فریب، سوءظن و بازی با ادراک مخاطب بودند.
فیلمهایی مانند «آگراندیسمان» شصت سال پیش ثابت کردند که سینمای هنری نیز میتواند سرگرمکننده باشد و «بدل جسم» نیز با تمام اغراقهایش، همچنان یکی از لذتبخشترین آثار دیپالما محسوب میشود.

اما «داستانهای موازی» بهجای آنکه مخاطب را وارد این بازی ذهنی کند، او را با روایت مبهم و پیچیدهاش سردرگم میکند. عجیب آنکه فیلم با وجود آنکه اساساً داستان چندان پیچیدهای ندارد، موفق میشود به شکلی کاملاً حسابشده، گیجکننده و آشفته به نظر برسد.
شاید دلیلش این باشد که داستانهای موازی فیلم، آنقدر بیرمق و بیجان در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند که گویی نه برای تکمیل یکدیگر، بلکه برای خنثی کردن تأثیر یکدیگر رقابت میکنند؛ رقابتی که در نهایت بیش از هر چیز، مخاطب را ناامید میکند.
«داستانهای موازی» جاهطلبانهترین تجربه اصغر فرهادی در سالهای اخیر برای فاصله گرفتن از الگوهای آشنای سینمایش است؛ اثری که بیش از آنکه بر روابط خانوادگی و تعارضهای اخلاقی متکی باشد، به مفاهیمی چون روایت، مشاهده، حقیقت و خیال میپردازد. هرچند این تغییر مسیر از نظر فرمی قابل توجه است، اما به باور بسیاری از منتقدان، از جمله هالیوود ریپورتر، فیلم در ایجاد پیوند عاطفی با مخاطب و حفظ انسجام دراماتیک به اندازه آثار درخشان پیشین این فیلمساز موفق عمل نمیکند. با این حال، «داستانهای موازی» همچنان تجربهای متفاوت و قابل تأمل در کارنامه یکی از مهمترین فیلمسازان معاصر ایران به شمار میرود.

سوالات متداول
فیلم «داستانهای موازی» درباره چیست؟
این فیلم داستان نویسندهای فرانسوی را روایت میکند که با تماشای زندگی همسایگانش از پشت تلسکوپ، مرز میان واقعیت و خیال را در ذهن خود از بین میبرد.
کارگردان فیلم «داستانهای موازی» کیست؟
این فیلم را اصغر فرهادی، کارگردان برنده دو جایزه اسکار، کارگردانی و نویسندگی کرده است.
بازیگران اصلی فیلم چه کسانی هستند؟
ایزابل هوپر، ویرژینی افیرا، ونسان کسل، پییر نینی، آدام بسا و ایندیا هیر از بازیگران اصلی فیلم هستند.
«داستانهای موازی» در کدام جشنواره نمایش داده شد؟
این فیلم نخستین نمایش جهانی خود را در بخش مسابقه اصلی جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶ تجربه کرد.
نظر منتقد هالیوود ریپورتر درباره فیلم چیست؟
به اعتقاد منتقد هالیوود ریپورتر، «داستانهای موازی» با وجود ایدههای جذاب درباره مرز واقعیت و خیال و بهرهگیری از بازیگران مطرح، در مقایسه با آثار شاخص اصغر فرهادی از انسجام روایی و قدرت دراماتیک کمتری برخوردار است.
اطلاعات فیلم
نام فیلم: داستانهای موازی (Parallel Tales)
کارگردان: اصغر فرهادی
نویسنده: اصغر فرهادی
ژانر: درام، معمایی، روانشناختی
کشور تولیدکننده: فرانسه
زبان: فرانسوی
مدت زمان: حدود ۱۲۵ دقیقه
بازیگران: ایزابل هوپر، ویرژینی افیرا، ونسان کسل، پییر نینی، آدام بسا، ایندیا هیر
محصول: فرانسه
تاریخ نخستین نمایش: جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶
بخش جشنواره: مسابقه اصلی (Competition)
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم










