درباره فیلم «حیوانات» بن افلک؛ وقتی یک تریلر جنایی به کمدی ناخواسته تبدیل میشود

- فیلم «حیوانات» (Animals) به کارگردانی بن افلک، با بازی کری واشینگتن، جیلیان اندرسون و استیون یون، با واکنشهای منفی منتقدان روبهرو شده است. یکی از منتقدان در یادداشتی تند، این اثر را ضعیفترین فیلم کارنامه کارگردانی افلک دانسته و از فقدان تعلیق، شخصیتهای کمعمق و صحنههایی انتقاد کرده که بهجای ایجاد هیجان، خندهدار از آب درآمدهاند.
چارسو پرس: من دیروز بهاختصار به فیلم «حیوانات» اشاره کردم، اما این اثر که اکنون در نتفلیکس در دسترس است، آنقدر برایم حیرتآور بود که ارزش بررسی دقیقتری دارد. با فیلمی روبهرو هستیم که به نظر من، یکی از عجیبترین شکستهای یک کارگردان جدی در سالهای اخیر است.
البته بن افلک کارگردان کمتجربهای نیست. او با فیلم «آرگو» (Argo) جایزه اسکار بهترین فیلم را به دست آورد و آثاری مانند «شهر» (The Town)، «رفته عزیزم رفته» (Gone Baby Gone) و «ایر» (Air) نیز با واکنشهای مثبت منتقدان روبهرو شدند. اگرچه من شخصاً هیچگاه از طرفداران پرشور آثار او نبودهام، نمیتوان انکار کرد که منتقدان طی دو دهه گذشته بارها از تواناییهای کارگردانی او دفاع کردهاند.
«بهسوی شب» (Live by Night) یکی از معدود لغزشهای جدی کارنامه او بود؛ اما به اعتقاد من، «حیوانات» حتی از آن فیلم هم ضعیفتر است. این اثر در مقایسه با دیگر فیلمهایی که افلک کارگردانی کرده، ناامیدکنندهتر به نظر میرسد. دستکم در «بهسوی شب» میشد تلاش فیلمساز برای ساخت یک اثر قابلتوجه را احساس کرد.
داستانی پرحادثه که هیچ تعلیقی ایجاد نمیکند
آخر هفته خوبی برای بن افلک نبود. «حیوانات» با حضور کری واشینگتن، جیلیان اندرسون و استیون یون، با انتقادهای شدیدی مواجه شد. امتیازهای گزارششده فیلم در زمان نگارش این نقد نیز چندان امیدوارکننده نبود: ۴۱ درصد در راتن تومیتوز و ۳۱ از ۱۰۰ در متاکریتیک.
تماشای فیلم برای من تجربهای همراه با سردرگمی بود. «حیوانات» بیشتر به فیلمهای تلویزیونی دهه ۱۹۹۰ شباهت دارد؛ آثاری که برای نمایش تلویزیونی ساخته میشدند و معمولاً داستانی پرحادثه را با پرداختی ساده روایت میکردند.
در این فیلم، کودکی در شب هالووین ربوده میشود، کارزار انتخاباتی یک نامزد شهرداری از هم میپاشد و یک زندگی زناشویی نیز در آستانه فروپاشی قرار میگیرد. با وجود این موقعیتهای دراماتیک، فیلم تقریباً هیچ تعلیقی ایجاد نمیکند.
پرسش اصلی همین است: چگونه میتوان چنین مجموعهای از بحرانها را در یک داستان کنار هم قرار داد، اما نتوان از دل آنها هیجان و اضطراب ساخت؟ فیلم بارها موقعیتهایی را پیش روی مخاطب میگذارد که بالقوه ظرفیت ایجاد تنش دارند، ولی در عمل نمیتواند از این ظرفیت استفاده کند.
فیلمبرداری کمرمق و بحث هوش مصنوعی
یکی دیگر از نکات عجیب فیلم، حضور رابرت السویت بهعنوان مدیر فیلمبرداری است؛ فیلمبرداری که آثاری چون «خون به پا خواهد شد» (There Will Be Blood) و «شبگرد» (Nightcrawler) را در کارنامه دارد.
با این حال، از نگاه نویسنده نقد، تصاویر «حیوانات» فاقد ظرافت و جذابیت بصری مورد انتظار هستند. نورپردازی تخت، رنگبندی یکنواخت و میزانسنهای کمرمق باعث شدهاند فیلم ظاهری بیروح پیدا کند؛ ظاهری که منتقد آن را نمونهای از تولیدات فرمولوار پلتفرمهای پخش آنلاین میداند.
برخی نماهای هوایی با پهپاد نیز به نظر او بیش از اندازه تمیز و مصنوعی به نظر میرسند؛ تا جایی که هنگام تماشای فیلم به واقعی بودن آنها شک کرده است.
این مسئله توجه او را به بحث استفاده از هوش مصنوعی در تولید فیلم جلب میکند. طبق ادعایی که در نقد مطرح شده، افلک استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در این پروژه را پذیرفته، اما محل دقیق استفاده از آنها را مشخص نکرده است. نویسنده همچنین به شرکت اینترپازیتیو (InterPositive) اشاره میکند؛ شرکتی مرتبط با افلک که بنا بر ادعای متن، نتفلیکس آن را خریداری کرده است.
در نتیجه، منتقد بخش قابلتوجهی از تماشای فیلم را صرف حدس زدن این موضوع کرده که کدام نماها ممکن است با هوش مصنوعی ساخته یا دستکاری شده باشند. از نظر او، این سرگرمی حتی از دنبال کردن داستان فیلم نیز جذابتر بوده است.
شخصیتهایی که فراموش میشوند و پایانی که اثر نمیگذارد
از نظر نویسنده، مشکل «حیوانات» فقط به تصاویر و شیوه روایت محدود نیست. بسیاری از شخصیتها پرداختی سطحی دارند و انگیزهها و نقش آنها در پیشبرد داستان بهدرستی شکل نمیگیرد.
او هنگام تماشای فیلم تصور میکرد مدیر کارزار انتخاباتی، با بازی استیون یون، یا شخصیت مرموزی که جیلیان اندرسون ایفا میکند، ممکن است در ماجرای آدمربایی دست داشته باشند. فیلم نیز ظاهراً با معرفی آنها بهعنوان مظنونان احتمالی، مخاطب را به همین سمت هدایت میکند؛ اما سپس این مسیرها را بدون پرداخت کافی رها میکند.
هشدار: ادامه این بخش داستان فیلم را لو میدهد.
شخصیت اندرسون در ابتدا فردی به نظر میرسد که از دیگران جلوتر است و اطلاعات بیشتری در اختیار دارد. با این حال، در صحنهای که از نظر منتقد فاقد منطق روایی است، او صرفاً برای فهمیدن علت سروصدا به میان یک درگیری مسلحانه میرود و با شلیک گلوله به سرش کشته میشود.
نویسنده این اتفاق را نمونهای از تصمیمهای عجیب فیلمنامه میداند؛ تصمیمهایی که نه از شخصیتپردازی سرچشمه میگیرند و نه به شکلی قانعکننده در خدمت داستان قرار میگیرند.
شخصیت استیون یون نیز به باور او در طول فیلم عمدتاً منفعل باقی میماند. از سوی دیگر، انگیزه شخصیت منفی داستان بهاندازه کافی بررسی نمیشود و به همین دلیل، افشای نهایی بهجای آنکه غافلگیرکننده یا تأثیرگذار باشد، کمرمق از آب درمیآید.
نقشآفرینی بن افلک و صحنههای طولانی اسپانیایی
یکی از انتخابهای روایی فیلم که توجه منتقد را به خود جلب کرده، صحنههای طولانی حضور بن افلک و صحبت کردن او به زبان اسپانیایی است. این صحنهها بهاندازهای زیاد و طولانیاند که نویسنده به شوخی احتمال میدهد فیلم اساساً فرصتی برای نمایش تسلط افلک به این زبان بوده باشد.
البته بنا بر اطلاعاتی که در نقد مطرح شده، افلک در ابتدا قرار نبوده نقش اصلی را بازی کند. مت دیمون به دلیل مشغله کاری و حضور در فیلم «اودیسه» (The Odyssey) ساخته کریستوفر نولان، نتوانست این نقش را بپذیرد و افلک جایگزین او شد.
نویسنده همچنین میگوید افلک تمایل داشته جنیفر گارنر نقش همسر شخصیت او را بازی کند، اما گارنر این پیشنهاد را نپذیرفته است. لحن طعنهآمیز منتقد در این بخش نیز ادامه دارد و او این تصمیم را انتخابی هوشمندانه از سوی گارنر توصیف میکند.
چرا شکست «حیوانات» برای بن افلک اهمیت دارد؟
آنچه بیش از همه نویسنده را درباره «حیوانات» ناامید میکند، این است که فیلم دقیقاً در محدودهای قرار دارد که انتظار میرود بن افلک در آن موفق باشد: یک درام جنایی بزرگسالانه با بودجه متوسط و گروهی از بازیگران توانمند.
افلک پیشتر نشان داده است که میتواند داستانهای جنایی و پرتنش را با شخصیتهایی قابلباور و فضایی درگیرکننده روایت کند. به همین دلیل، نویسنده از خود میپرسد آیا نتیجه نهایی واقعاً همان چیزی است که کارگردان قصد ساختنش را داشته است؛ زیرا فیلم به اعتقاد او، چنان بیدقت و کمرمق پیش میرود که گویی سازندگان اهمیت چندانی به نتیجه کار ندادهاند.
این انتقاد در واقع به فاصله میان ظرفیت بالقوه پروژه و محصول نهایی اشاره دارد. «حیوانات» بازیگران شناختهشده، موقعیت داستانی پرتنش و کارگردانی را در اختیار دارد که پیشتر تجربه ساخت آثار موفق را داشته است؛ اما از دید منتقد، هیچیک از این عناصر به اثری منسجم و تأثیرگذار تبدیل نشدهاند.
بیشتر بخوانید
نقد فیلم «حیوانات»؛ تریلری پرتنش درباره سیاست و فساد اخلاقی
صحنه گاری؛ لحظهای که شاید به ماندگارترین شوخی فیلم تبدیل شود
در میان تمام ایرادهایی که نویسنده مطرح میکند، یک صحنه بیش از بقیه توجه او را به خود جلب کرده است؛ صحنهای که به باورش میتواند به مشهورترین لحظه فیلم در فضای مجازی تبدیل شود.
در این سکانس، کودکی که به گاری بسته شده، از سراشیبی پایین میرود، از روی یک کانال آب میپرد و در نهایت درست در آغوش بن افلک فرود میآید. فیلم این اتفاق را کاملاً جدی نمایش میدهد؛ بدون آنکه نشانهای از طنز، کنایه یا آگاهی از غیرواقعی بودن موقعیت در آن دیده شود.
نویسنده نمیتواند درک کند که افلک چگونه این صحنه را در اتاق تدوین دیده و به این نتیجه رسیده است که نتیجه نهایی باورپذیر از آب درآمده است. او این لحظه را با سرقت برنامهریزیشده در ورزشگاه فنوی در فیلم «شهر» مقایسه میکند؛ سکانسی که نشان میداد افلک چگونه میتواند یک موقعیت جنایی را با دقت و مهارت اجرا کند.
در مقابل، صحنه گاری در «حیوانات» از نظر منتقد ناخواسته خندهدار است؛ لحظهای که احتمالاً بیش از داستان اصلی فیلم در حافظه مخاطبان باقی خواهد ماند و به سوژهای برای ساخت میمهای اینترنتی تبدیل خواهد شد.
از نگاه این منتقد، «حیوانات» نمونهای از فیلمی است که میخواهد جدی، پرتنش و تأثیرگذار باشد، اما در بخشهایی از مسیر به نتیجهای کاملاً متفاوت میرسد. همین فاصله میان قصد سازندگان و برداشت مخاطب است که به باور او، این اثر را به تجربهای فراموشنشدنی ــ البته نه به دلایل مثبت ــ تبدیل میکند.









