نقد نمایش «پسماند» به کارگردانی مهدی برومند؛ شکوه شرارت‌بار امر منفی

خلاصه نوشته
  • نمایش «پسماند» به کارگردانی مهدی برومند، جهانی اکسپرسیونیستی و گروتسک می‌سازد که در آن عشق، میل، خانواده، اخلاق و مرگ، همگی زیر فشار اغراق و نابهنجاری قرار می‌گیرند. این اجرا با الهام از «عشق فدرا»ی سارا کین و با تکیه بر بازی‌های بدنی، طراحی نور و صدا و فضایی هراس‌آلود، تصویری انتقادی از انسان معاصر و ابتذال مناسبات اخلاقی و اجتماعی ارائه می‌دهد.

چارسو پرس: نمایش «پسماند» مهدی برومند بر مدار اغراق‌ها می‌چرخد. در این جهان نمایشی اعجاب‌آور، تقریباً همه چیز اغراق‌شده، شدت‌مند و در مواردی از معنای متعارف خود تهی شده است.

میل‌ها، عشق‌ها، روابط خانوادگی و تمام مناسباتی که قرار است مفهوم انسان بودن را در این عمارت مستحکم به ذهن متبادر کنند، چنان گرفتار منطق زیاده‌روی‌اند که ناگزیر از تجربه متعارف یک زندگی شهری فاصله می‌گیرند.

تماشاگر با واقعیتی روبه‌روست که بر ناهماهنگی، اغراق، نابهنجاری و تفاوت استوار شده است؛ گویی در این قصر باشکوه که لانتیموس در آن سکونت دارد و به گناه مشغول است، هر چیزی که هستی یافته، دور از منطق زندگی روزمره معنا و قابلیت رؤیت پیدا می‌کند.

از همین رو، فرم اجرایی «پسماند» ترکیبی هوشمندانه از فضای اکسپرسیونیستی و بدن‌های بحرانی و گروتسک است. گفت‌وگوها اغلب از میل‌های سرکوب‌شده‌ای شکل می‌گیرند که این جماعت منزوی در نسبت با یکدیگر و با غریبه‌ها تجربه می‌کنند.

اینجا عشق و نفرت هم‌زمان پیش می‌روند و پایان امور چیزی جز تباهی روان و بدن را نوید نمی‌دهد. در این جغرافیای مناقشه، جایگاه افراد متزلزل است و پیش‌بینی آینده تقریباً ناممکن.

نقد نمایش «پسماند» به کارگردانی مهدی برومند؛ شکوه شرارت‌بار امر منفی

لانتیموس؛ مردی علیه جایگاه خودش

لانتیموس خسته و دلزده از مناسک قدرت، دوست دارد به دوران کودکی بازگردد و بازی کند؛ اما خانواده از او اجرای روزمره نقش بزرگسالی را انتظار دارد، همان موقعیت فرادستانه‌ای که از مردی تنها و مقتدر انتظار می‌رود.

جالب آنکه لانتیموس همچون یک «پسماند» علیه همین جایگاه از پیش تثبیت‌شده موضع می‌گیرد. حضور نابهنگام و تحمل‌ناپذیر او، مرزهای متمدن بودن را مخدوش می‌کند.

او ترجیح می‌دهد از جایگاه نمادین خود فاصله بگیرد، خود را بی‌آبرو کند و با حرمت‌شکنی مداوم، قداست دروغین خانواده را به سخره بگیرد؛ خانواده‌ای که مدت‌هاست پدر از آن دور شده و بازنگشته و رابطه اعضای آن بر مدار این غیاب طولانی، شکل بحرانی پیدا کرده است.

در واقع لانتیموس، با امتناع از ایفای نقشی که جامعه برایش نوشته، به یک عنصر مزاحم در ساختار خانواده تبدیل می‌شود؛ موجودی که نمی‌خواهد به جایگاهش تن دهد و از همین امتناع، نوعی شورش علیه نظم موجود می‌سازد.

«عشق فدرا» و جهان فروریخته «پسماند»

نمایش «پسماند» با نگاهی به نمایشنامه «عشق فدرا» نوشته سارا کین، تلاش می‌کند جهانی یکسره غرق در خشونت، تباهی و میل‌های سرکوب‌شده را به نمایش بگذارد.

در مرکز این جهان، مردی با اخلاقیات خودآیین قرار دارد که مقابل همه چیز می‌ایستد و همچون سوژه‌ای از نئولیبرالیسم سرمایه‌داری متأخر، روزهای خود را با تماشای فیلم‌های هالیوودی و خلوت با زنان می‌گذراند.

او زن‌باره‌ای تنوع‌طلب است که عشق را پس می‌زند و مهر زنان را تا نهایت ممکن در خدمت ارضای امیال خود مصرف می‌کند. مردی نابهنگام که «اروس» را کنار گذاشته و ابایی از انکار عشق حقیقی ندارد.

کسی که با نفی امر کلی چون عشق، ملال زندگی را از طریق غرق شدن در امور جزئی تاب می‌آورد و در عین حال اعتراف می‌کند که هیچ فضیلتی در این سبک زندگی نمی‌بیند.

نقد نمایش «پسماند» به کارگردانی مهدی برومند؛ شکوه شرارت‌بار امر منفی

از افلاطون تا نیهیلیسم لانتیموس

افلاطون زمانی درباره عشق گفته بود که تأمل در بدن زیبا می‌تواند انسان را به سوی درک زیبایی هدایت کند و اروس روح را بیدار می‌کند و آنچه زیباست، بارور می‌سازد.

اما لانتیموس در «پسماند» درست در نقطه مقابل چنین نگرشی قرار می‌گیرد. او با نیهیلیسم ویرانگر خود، همان‌طور که زشتی و زیبایی را به یک اندازه نفی می‌کند، بر فراز نیک و بد می‌ایستد تا با منطق بی‌تفاوتی، زندگی را در کلیت خود فاقد معنا و ارزش معرفی کند.

لانتیموس همچون مارکی دو ساد بی‌قید است و همچون کالیگولا، شاعر خشونت. از داغ ننگ بر پیشانی خود هراسی ندارد و در برابر اخلاقیات دگرآیین کشیش کلیسا، دست به افشاگری می‌زند.

او حتی مرگ را به‌عنوان پایان محتوم یک زندگی بی‌ارزش می‌پذیرد و از مقاومت دست می‌کشد.

در مواجهه با عشق ممنوع مادرخوانده‌اش، این رابطه را رد می‌کند و در برخورد با خواهر ناتنی‌اش از گذشته‌ای پر فراز و نشیب می‌گوید که آغشته به میل و عشق بوده است.

از این منظر، اخلاقیات خودآیین لانتیموس علیه اخلاق عمومی جامعه عمل می‌کند و او هیچ هراسی از بی‌شرمی و وقاحت در مواجهه با دیگران ندارد.

خانه هنر تمام ناتمام؛ فضایی برای یک جهان بیمار

مهدی برومند پس از کارگردانی نمایش «ناصدا» که به نوعی مجموعه تئاتر لبخند را افتتاح کرد، در همکاری با حمید رحیمی یکی از اجراهای قابل تأمل این روزهای تئاتر کشور را رقم زده است.

«خانه هنر تمام ناتمام» که پیش از این با نام‌های دیگری به فعالیت هنری مشغول بوده، برای «پسماند» طراحی مناسبی دارد و توانسته فضای مورد نیاز نمایش را در اختیار اجرا قرار دهد.

در بخش انتهایی سالن، درهای کشویی قسمت عقب را از بخش جلویی جدا کرده‌اند و همین تمهید به گروه اجرایی امکان داده است ورود و خروج شخصیت‌ها را با میزانسن‌هایی خلاقانه همراه کند؛ میزانسن‌هایی که با سیاست کلی اجرای «پسماند» هماهنگ هستند.

در کف صحنه نیز دری کوچک تعبیه شده که به زیرزمین راه دارد و شخصیت مرگ در پایان نمایش از همین مسیر خارج می‌شود و در مواجهه‌ای هراسناک با لانتیموس ظاهر می‌شود؛ صحنه‌ای که از نقاط تماشایی اجراست.

نقد نمایش «پسماند» به کارگردانی مهدی برومند؛ شکوه شرارت‌بار امر منفی

بدن‌هایی که مرگ را به صحنه می‌آورند

آرمین یعقوبی در نقش مرگ ظاهر شده است. او از بدنی آماده برای چنین نقشی برخوردار است و در لحظه ملاقات با لانتیموس، رقصی منحصربه‌فرد اجرا می‌کند که به جهان وهم‌آلود نمایش کمک می‌کند.

عارف عباسی نیز نقش «اِلنی»، مادرخوانده لانتیموس را بازی می‌کند؛ نقشی زنانه و دشوار که بازیگر توانسته از طریق آن لحظات متناقض یک میل عاشقانه را رؤیت‌پذیر کند.

ابوذر بیدلی در نقش «گانو»، خواهر ناتنی لانتیموس، روی صحنه می‌آید؛ شخصیتی که میان او و لانتیموس ظاهراً عشقی پنهان وجود داشته و آثار آن همچنان در زمان حال باقی مانده است.

سامان کرمی نیز نقش دکتر را برعهده دارد و یکی از بازی‌های خوب خود را ارائه می‌دهد. بدن این بازیگر برای نقش‌هایی که از نظر لحن و فضا با زندگی روزمره فاصله دارند، مناسب است و در «پسماند» نیز توانسته در قالب یک پزشک خانوادگی، توصیه‌های روان‌کاوانه خود را به مادرخوانده لانتیموس ارائه کند.

یزدان جیریایی نقش کشیش و اشکان اردستانی نقش کودکی لانتیموس را بازی می‌کنند؛ حضورهایی که در راستای سیاست کلی اجرا و در هماهنگی با دیگر اجزای آن قرار گرفته‌اند.

نور و صدا؛ ساختن فضایی برای امر هراسناک

از نکات مثبت اجرای «پسماند» بی‌شک باید به طراحی نور رضا حیدری و آهنگسازی و طراحی صدای امیر صدیقیان اشاره کرد.

این دو عنصر، دو عرصه مهم برای تلفیق فضای اکسپرسیونیستی اجرا با بدن‌های گروتسک بازیگران فراهم کرده‌اند. از این منظر، «پسماند» را می‌توان یکی از اجراهای موفق در زمینه فضاسازی دانست؛ نمایشی که بیش از کلام می‌کوشد با تصویرسازی، تمام صحنه را به امری تماشایی تبدیل کند.

بدن‌های بحرانی با ژست‌های اغراق‌شده، در کنار نورپردازی کمینه‌گرا و طراحی صدای هراسناک، این امکان را ایجاد می‌کنند که اقتباس از متن سارا کین به سمت جست‌وجوی امر نو حرکت کند و تجربه‌ای متفاوت برای تماشاگر تئاتر امروز شکل بگیرد.

نقد نمایش «پسماند» به کارگردانی مهدی برومند؛ شکوه شرارت‌بار امر منفی

کمدی و وحشت در کنار یکدیگر

یکی از ویژگی‌های قابل توجه «پسماند»، قرار دادن کمدی در کنار وحشت است؛ ترکیبی که قصد دارد بهت و شگفتی را دوباره به صحنه بازگرداند و تماشاگر را به واکنش وادار کند.

این تلفیق، فضای اثر را از یک درام صرفاً تیره و عبوس دور می‌کند و امکان می‌دهد در دل یک جهان مملو از خشونت و تباهی، لحظاتی از بی‌رحمی طنزآمیز نیز شکل بگیرد.

تئاتر این روزهای ما بیش از پیش نیاز دارد فضاهای تازه را تجربه کند و نسبت خود را با آثار مهم تئاتر معاصر جهان از نو روشن سازد.

خود سارا کین نیز در «عشق فدرا» به جهان اوریپید نظر داشت و عشق ممنوع فدرا به هیپولیت را از نو روایت کرد. مهدی برومند و حمید رحیمی در «پسماند» با الهام از این متن، جهان خودآیین و کمابیش انتزاعی‌ای ساخته‌اند که در عین انتزاع، ملموس و انضمامی از کار درآمده است.

حمید رحیمی؛ هیولایی که به صحنه آمده است

«پسماند» روایت پیچیده‌ای ندارد، اما بازتابی از یک وضعیت غامض انسانی است.

وقتی حمید رحیمی در نقش لانتیموس قدم بر صحنه می‌گذارد و علیه اخلاقیات وضع موجود موضع انتقادی می‌گیرد، تماشاگر حاضر در «خانه هنر تمام ناتمام» بار دیگر با بازیگری توانمند روبه‌رو می‌شود که تناقضات زندگی مدرن را به شکلی باشکوه و دردناک عیان می‌کند.

رحیمی در این پروژه، نسبت به نمایش «دوئل» چند قدم به جلو آمده و توانسته موجودی هیولایی و انکارناشدنی را رؤیت‌پذیر کند؛ شخصیتی که نه کاملاً قربانی است و نه صرفاً شرور، بلکه صورت افراطی انسانی است که تمام مرزهای اخلاقی و عاطفی را به چالش کشیده است.

نقد نمایش «پسماند» به کارگردانی مهدی برومند؛ شکوه شرارت‌بار امر منفی

«پسماند»؛ شورش یک گروه همدل علیه ابتذال

در نهایت می‌توان گفت «پسماند» محصول ممارست گروهی همدل است؛ گروهی که در برهوت آثار تماشایی، هنوز دوست دارند «تئاتر» کار کنند و بر ابتذال زمانه بتازند.

این اجرا با بدن‌های رنجور و خونین، فضای اکسپرسیونیستی، کمدی سیاه و عناصر هراس‌آلود خود، جهانی می‌سازد که در آن امر منفی نه چیزی برای پنهان کردن، بلکه ابزاری برای آشکار کردن وضعیت انسان امروز است.

«پسماند» در نهایت بیش از آنکه بخواهد مخاطب را با یک قصه پیچیده غافلگیر کند، تلاش می‌کند او را در برابر جهانی قرار دهد که عشق در آن پوسیده، اخلاق بی‌اعتبار شده و انسان برای فرار از ملال، به ویران کردن خود و دیگران پناه می‌برد.

شکوه این نمایش شاید دقیقاً در همین امر منفی باشد؛ در اینکه گروهی از دل تاریکی، خشونت، میل و انحطاط، هنوز امکان تئاتر ساختن را پیدا کرده‌اند.

عکس: امیر شاهد

امتیاز تحریریه

کارگردانی
نمایشنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (موسیقی، نور، گریم، طراحی صحنه و ...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این تئاتر

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
محمدحسن خدایی
منبع
اعتماد
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا