مدیر گروه نمایش دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر با اشاره به اینکه پیگیری منافع ملی، مهمترین شاخصه شهیدان دانشجو ۱۶ آذر سال ۳۲ بوده است، گفت: این روحیه را همچنان می‌توان در میان دانشجویان جستجو کرد چرا که اغلب آنها نگاهی جسور و مطالبه گر دارند.
پایگاه خبری تئاتر: محمدحسین ناصربخت از جمله چهره‌های شناخته شده دانشگاهی در عرصه هنرهای نمایشی است که بیشترین دلیل شهرت او، تحقیق و پژوهش در عرصه نمایش‌های آئینی و ایرانی است و چندین دوره نیز مسئولیت دبیر اجرایی جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آئینی و سنتی را به عهده داشته است. در حال حاضر او علاوه بر دانشیاری دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر، مدیریت گروه نمایش این دانشکده را نیز به عهده دارد. وی در آستانه فرا رسیدن ۱۶ آذر؛ روز دانشجو در ارتباط با مسائلی که باعث نامگذاری این روز تحت عنوان روز دانشجو شده، اظهار کرد: آنچه که به واقع در شخصیت این سه شهید بزرگ جنبش دانشجویی در ۱۶ آذر ماه بارز و قابل مشاهده بود، پیگیری منافع ملی است؛ من فکر می‌کنم این روحیه  همچنان تدوام داشته باشد یعنی در نسل‌های مختلف ما این ویژگی را در همه دانشجویان می‌توانیم ببینیم و هنوز همین  نگاه جسور  و مطالبه‌گر در بیان حرف و خواسته‌های دانشجویان وجود دارد و از این منظر باید گفت که خوشبختانه جنبش دانشجویی همچنان پویا بوده و تداوم دارد. ناصربخت در ادامه در ارتباط با موانعی که بر سر راه نظام آموزش عالی به ویژه در عرصه هنر وجود دارد و کاربردی بودن آموزش‌ها، اظهار کرد: ما همواره با مجموعه‌ای از  ایده‌آل‌ها روبرو هستیم و فرض بر این است که به آن‌ها نائل آییم؛ البته همیشه هم امکان رخداد همه آنها در واقعیت وجود ندارد. یکی از ایده‌آل‌های ما این است که  همه دروس و مدرسان و اساتید دانشگاه به‌روز شوند و از طرفی نیز دانشجویان ما پُرانگیزه و پپگیرانه رشته خود را دنبال کنند که این امر خیلی آرمانی است چراکه  تجهیزات ، امکانات و فضای کافی برای کار در دانشگاه وجود ندارد و  دیگر اینکه بستر مطلوب برای بازار کار  در عرصه هنر فراهم نیست؛ این‌ها همه مواردی است که می‌توان به واسطه آنها به جریانی هدفمند در سطح آموزش عالی امیدوار بود هرچند که باید گفت با ایده‌آل‌های ذکر شده، خیلی فاصله داریم. وی ادامه داد: در این میان بازار کار، خود معضل بزرگی است که نابسامانی آن می‌تواند انگیزه‌ها را کاهش دهد. آن دانشجوی جسور علاقه‌مند و مردم‌دوستی که آمده و تمام تلاش خود را در دانشگاه به کار بسته و  از اساتید هم کمک  می‌گیرد،  در آینده نزدیک وقتی وارد بازار کار می‌شود آن زمان است که متأسفانه متوجه می‌شود فضای کافی برای کار کردن ایجاد نشده است. حال تصور کنید که این مواجهه منفی فارغ‌التحصیلان با اجتماع و بازار کار به دانشجویان ترم پایین منتقل شود و آنها مشاهده کنند که دوستانشان در عین حال که فارغ‌التحصیل بوده و در حرفه خود متخصص شده‌اند، قادر نیستند که وارد بازار کار حرفه‌ای شوند، در چنین شرایطی قطعاً به دلیل از دست رفتن انگیزه‌ها، روند آموزشی و کیفیت سطح علمی و پژوهشی حاکم بر آن اُفت می‌کند. من فکر می‌کنم مهمترین معضلی که وجود دارد، جدایی میان آموزش و بازار کار است و  این شکاف کارآیی دانشگاه‌های ما را تهدید می‌کند. مدیر گروه نمایش دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر افزود: البته راهکارهایی برای برون‌رفت از این ورطه وجود دارد که تدبیر مسئولان برنامه‌ریز در سطح کلان را می‌طلبد. برخی معتقدند باید موازنه‌ای میان خروجی دانشگاه‌ها به ویژه دانشگاه‌های هنری با حقایق موجود در بازار کار وجود داشته باشد پس با این فرض که بازار کار کافی در اختیار نداریم لذا در حجم پذیرش دانشجویان نیز باید تجدید نظر صورت گیرد اما من معتقدم با وجود اینکه حجم قابل توجهی از فارغ‌التحصیلان بیکار هستند اما نیاز به تعداد روزافزون دانشجویان وجود دارد تا در آینده مردم از خدمات آنها در جامعه منتفع شوند. وی ادامه داد: برای اینکه استعدادهای بالقوه دانشجویان به بالفعل تبدیل شود نیاز به واسطه‌هایی است، به عنوان مثال برای دانشجویان رشته تتاتر باید تعداد سالن‌های کافی در نقاط مختلف شهرها تعبیه شود، همچنین آموزش و پرورش باید  فضای کافی برای تدریس هنر(نمایش) را ایجاد کند و در تدریس هنر  در مدارس بر فارغ‌التحصیلان این رشته سرمایه‌گذاری کند پس مشاهده می‌کنید که اگر از نیروی کار متخصص به شکل بهینه استفاده شود همچنان نیاز به تربیت نیروی انسانی متخصص داریم. ناصربخت عنوان کرد: اصرار بر همان شیوه‌های قدیمی و متدهای نه‌چندان کارآمد هنری که در دانشگاه‌های هنری بعضاً شاهد آموزش برپایه آنها هستیم، معضل دیگری است که با این فرض دانش هنرجو و دانشجوی فارغ‌التحصیل از دانشگاه هنری چندان منطبق با نیازها و دغدغه‌های فرهنگی و اجتماعی نیست و بر همین اساس گاه از عدم کاربردی بودن آنها سخن به میان می‌آید. بعضاً دیده شده است دانشجویان و اساتید فارغ از شرح درس و شیوه‌های رایج آموزشی، خود به فکر به‌روز رسانی مقولات و مباحث هنری هستند تا با استفاده از تخصص به دست آمده بهتر و سودمندتر بتوانند در خدمت جامعه و اطرافیان خود باشند و بر همین اساس دانشگاه‌های هنری باید در مواجهه با این نوآوری و بدعت‌های خودجوش دانشجویان و اساتید، از خود انعطاف بیشتری نشان دهند تا رویدادهای دانشگاهی، کارآیی بیشتری در مناسبات اجتماعی و اشتغال دانشجویان در آینده داشته باشد. وی ادامه داد: متأسفانه به دلیل عدم فراگیری این روحیه بدعت‌گذار و نوآور در دانشگاه و به ویژه دانشگاه‌های هنری، دانشجو به روند آموزشی به چشم یک جریان عادی و گذرا نگاه می‌کند و با از دست دادن روحیه به موجودی منفعل تبدیل می‌شود که سؤال و مطالبه‌گری کمتری از استاد خود خواهد داشت در حالیکه اگر استاد خود را با طرح سؤالاتی جدید به چالش بکشد آن زمان است که استاد نیز برای پاسخ به پرسش و قانع کردن او، دست به مطالعه وسیع‌تری زده و دانش به‌روز خود را ارتقاء می‌دهد که البته متأسفانه در عرصه عمل، کمتر شاهد این اتفاق هستیم. مدیر گروه نمایش دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر در پاسخ به این سئوال که دانشگاه هنر  چه نقش و سهمی در تضمین بازار کار مورد نیاز فارغ‌التحصیلان می‌تواند داشته باشد، گفت: مدت دو سال است که بر بازنگری دروس در دانشگاه هنر کارهای کارشناسی در حال انجام است ولی هنوز به نتیجه نهایی منتج نشده است اما برای بعضی رشته‌ها خوشبختانه کارهایی انجام شده است که پس از تأیید نهایی کارشناسی، ابلاغ خواهد شد. وی ادامه داد: در مورد رشته نمایش و چهار گرایش رایج در دوره کارشناسی آن، کارهایی صورت گرفته و اصلاحاتی به انجام رسیده است که البته برای دوره کارشناسی ارشد هم درصدد هستیم تا این کار را به انجام برسانیم. انجام این بازنگری و اصلاحات هم به این دلیل است که در شرح دروس  جاری در این دانشکده، ما متوجه شدیم اشکالاتی  وجود دارد به طوری که  اکثر مطالب تکراری است و از جنبه‌های علمی و عملی کافی برخوردار نیست و ما باید با توجه به ماهیت این رشته بر رئوس عملی و کارهای کارگاهی تمرکز بیشتری داشته باشیم تا به نوعی با کارورزی دانشجویان این رشته، آنها بتوانند در آینده که وارد بازار کار می‌شوند، خود را با آن و نیازهای موجود در عرصه کاری وفق دهند که البته قطعی شدن این فرایند زمانبر است و امیدواریم تا سال آینده به نتایج مورد نظر برسیم. ناصربخت در بخش دیگری از صحبت های خود درباره علاقه‌مندی دانشجویان به مبانی هنرهای نمایشی ایرانی (از جمله تعزیه، نقالی، چرده خوانی . ...) و اقدامات صورت گرفته به منظور تشویق دانشجویان در مقاطع مختلف برای احیای این گونه‌های نمایشی، توضیح داد: در طرح درسی جاری که از ابتدای دهه ۹۰ توسط دانشگاه تهران طراحی شده متأسفانه در واحدهای درسی پرداخت اندکی به نمایش‌های ایرانی شده است، بنابراین دانشجویان تئاتر خیلی نمی‌توانند از این طریق با این مقوله آشنایی پیدا کنند. نکته جالب توجه اینکه طراحان این دروس در دانشگاه تهران اساساً توجهی به نمایش ایرانی و مباحث آن نداشته‌اند و حتی اگر پُررنگ تر به این مباحث در واحدهای دانشگاهی نیز بپردازیم باز هم جوابگو نیست و برای اینکه بتوانیم در عرصه نمایش‌های ایرانی هنرمندانی را ساخته و پرداخته کرده و آرتیست تحویل جامعه بدهیم، باید این گرایش‌ها خودشان تبدیل به رشته دانشگاهی شوند. وی گفت: آنچه که هم‌اکنون محرز است اینکه رشته‌های تخصصی تئاتر  در دانشگاه‌ها بر اساس تئاتر غربی برنامه‌ریزی شده‌اند و برای نمایش ایرانی باید رشته‌ای  مشخص و مستقل تعریف و طراحی  شود تا از ابتدا آن کسانی که در این رشته‌ها علاقه‌مند به تحصیل هستند با روشی اصولی و کاربردی در این عرصه کار کرده و مهارت لازم را کسب کنند. مدیر گروه نمایش دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر در ارتباط با ارتقای جایگاه علمی دانشکده سینما و تئاتر در حوزه هنرهای نمایشی و رقابت دانشجویان ایرانی با دانشجویان این رشته در دنیا نیز عنوان کرد: در حال حاضر این دانشکده، جشنواره‌هایی را  هر ساله با همکاری معاونت فرهنگی و همت دانشجویان در قالب جشنواره مونولوگ و جشنواره تئاتر عروسکی برگزار می‌کند که این دو جشنواره امسال نیز برگزار خواهند شد. علاوه بر این جشنواره‌های دیگری همچون جشنواره  تئاتر دانشگاهی از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار می شود و دانشکده هنرهای زیبا و سوره نیز جشنواره‌هایی دارند که این دانشکده هم در آنها حضور پُررنگی دارد و از آنجا که گروه‌های خارجی نیز در آنها دعوت می‌شوند، ناخودآگاه رقابتی میان آنها صورت می‌گیرد. با این حال درست‌تر این است که ما امکان سفر خارجی دانشجویان به دانشکده‌های تئاتری در کشورهای دیگر را فراهم کنیم و همچنین از آمدن اساتید و دانشجویان خارجی به کشورمان استقبال کنیم تا از دانش و تجربیات آنها دانشجویان ما نیز بهره ببرند که البته در مورد سینما، انیمیشن و عکاسی این اتفاق افتاده است و امیدواریم در زمینه تئاتر هم بتوانیم آن را انجام دهیم. ناصر بخت درباره اینکه دانشجویان تا چه اندازه در روند تحصیل ، ارائه پایان‌نامه و رساله و مقالات به تعمق و مطالعه بیشتر بر روی مباحث علمی تشویق می‌شوند، گفت: در دانشگاه هنر در مقاطع کارشناسی ارشد تئاتر سه رشته کارگردانی ، ادبیات نمایشی و بازیگری داریم که دانشجویان باید بر این اساس، پایان‌نامه ارائه کنند که در این راستا نیز پایان‌نامه‌های غنی و خوبی  نوشته شده است که  البته کاربردی هم هستند، اگر به فهرست پایان‌نامه‌های دانشگاه هنر توجه کنید می‌بینید که اغلب آنها از سطح کیفی خوبی برخوردار هستند  و می‌توانند مورد بهره‌برداری قرار گیرند تا جایی که حتی ارگان‌هایی که در زمینه تئاتر کار می‌کنند این آثار را می‌توانند مورد استفاده قرار دهند. به عنوان مثال در زمینه نمایش‌نامه‌های پُرفروش تئاتر شهر ، یکی از پایان‌نامه‌های دانشجویان این دانشکده در پژوهش‌های جامعه‌شناسانه مورد استفاده قرار گرفت. وی ادامه داد: در این برهه از زمان ایجاد یک فرصت پژوهشی برای اساتید ضروری و حتی به نظر من  اجباری است تا بتوانند بعد از چند سال کار آموزشی مستمر در زمینه‌های  تخصصی خود، به کار پژوهشی جامعی دست بزنند  تا به این واسطه در سال‌های آینده مطالب جدید تدریس شود.امیدوارم این اتفاق بیفتد چون ما ارتباطاتی سازنده با کتابخانه‌های سایر کشورها داریم و منابع مطلوبی در دسترس هستند و وجود این منابع و در دسترس بودن آنها موجب می‌شود دانشجو و استاد خود را در راستای رشته تخصصی خود، به‌روز کند.
  • نویسنده :
  • منبع :