اخبار ویژه
یادداشت و مقاله
حاجی‌فیروز؛ گفتمان استعماری یا پسا استعماری سه شنبه 10 فروردین 1400
حاجی‌فیروز؛ گفتمان استعماری یا پسا استعماری

حاجی‌فیروز؛ گفتمان استعماری یا پسا استعماری

«بهرام بیضایی با تولید آثاری چون «باشو غریبه کوچک» و «طرب نامه» عملا مساله رنگ و تبعیض برآمده از آن را در برابر ما قرار داد. این بازنمایی‌های ناراست تصویر و تصور نژادی را در خوانش و تفسیر فرهنگ ایران و اقوام ایرانی تقویت کرد.»

«تئاتر شهر» سلف‌سرویس نیست دوشنبه 18 اسفند 1399
«تئاتر شهر» سلف‌سرویس نیست

«تئاتر شهر» سلف‌سرویس نیست

سكوت اعضای قدیمی و موثر شورا درباره جریان پردامنه ایجاد حریم پیرامون این مكان فرهنگی و میدان‌داری یكی، دو تازه‌وارد است. انگار در این شهر بزرگ فعلا نام و بهانه دیگری برای برندسازی در ماه‌های پایانی سال وجود ندارد. هرچه هست یك نفر باید حرف هنرمندان و رسانه‌ها را متوجه شود كه نزدیك به هفت هشت سال است بانگ فریاد بلند كرده‌اند كه باید به حال تئاتر شهر فكری شود.

نگاهی به جشنواره سی و نهم  تئاتر فجر / دست‌های خالی؛ اما به‌ظاهر پر شنبه 2 اسفند 1399
نگاهی به جشنواره سی و نهم تئاتر فجر / دست‌های خالی؛ اما به‌ظاهر پر

نگاهی به جشنواره سی و نهم تئاتر فجر / دست‌های خالی؛ اما به‌ظاهر پر

تئاتر فجر هیچ برنامه‌ای ندارد. هیچ راهبردی ندارد. هیچ هدفی ندارد. به قول قادر آشنا فقط دریچه‌ای است برای تزریق بودجه به تئاتر، برای دولتی نگاه داشتن تئاتر و برای سقوط بیشتر چیزی به نام هنر تئاتر.

 آیا سه شنبه 7 بهمن 1399
آیا "سینما و تئاتر" دوباره گوشت قربانی کرونا می شوند؟

آیا "سینما و تئاتر" دوباره گوشت قربانی کرونا می شوند؟

هرچند برگزارکنندگان جشنواره تئاتر و فیلم فجر عنوان کرده‌اند که اجازه شفاهی برای برگزاری بخش حضوری این جشنواره‌ها را به شکل محدود دارند ولی گفته می شود، هنوز هیچ ابلاغ رسمی از سوی وزارت بهداشت درباره حضور مخاطبان در این دو جشنواره صورت نگرفته است.

مرثیه‌ای بر تبدیل انسان به کالایی مصرفی چهارشنبه 24 دی 1399
مرثیه‌ای بر تبدیل انسان به کالایی مصرفی

مرثیه‌ای بر تبدیل انسان به کالایی مصرفی

اگر بتوان دو دلیل برای شهرت آرتور میلر (۱۹۱۵ـ۲۰۰۵) بیان کرد یکی از آن‌ها ازدواجش با مریلین مونرو (مشهورترین زن ایالات متحده در آن سال‌ها) است و دیگری نمایش‌نامه‌ «مرگ فروشنده». این آمریکایی نام‌دار در بروکلین بزرگ شد و از همان سال‌های جوانی در دانشگاه میشیگان استعداد تئاتری خود را به نمایش گذاشت.

كهنسال با ريشه‌های تنومند در خاك فرهنگ سرزمين مادری چهارشنبه 24 دی 1399
كهنسال با ريشه‌های تنومند در خاك فرهنگ سرزمين مادری

كهنسال با ريشه‌های تنومند در خاك فرهنگ سرزمين مادری

امروز ديگر نوشتن در اين باره كه علي رفيعي هيچ‌گاه آنچنان‌كه شايسته‌اش بود امكان خلق در اختيار نداشت و نخواستند كه داشته باشد - مثل اكثر كارگردانان صاحب سبك و مولف تئاتر ايران؛ از جمله حميد سمندريان و بهرام بيضايي- حرفي است تكراري، گوش شنوا هم وجود ندارد. در نهايت ما مي‌مانيم با هزار افسوس از نمايش‌ها و نمايشنامه‌هاي به صحنه نيامده حاصل تجربه‌هاي گران چهره‌هايي كه عمري فقط دل در گروه فرهنگ داشتند نه چيز ديگر.

چند نکته درباره تئاتر نصر و زمزمه‌های بازگشایی‌اش دوشنبه 22 دی 1399
چند نکته درباره تئاتر نصر و زمزمه‌های بازگشایی‌اش

چند نکته درباره تئاتر نصر و زمزمه‌های بازگشایی‌اش

تئاتر نصر، جزئی از میراث فرهنگی ماست و طبیعتاً در هر دوره‌ای چنین نمادها و میراث‌هایی باید چه به لحاظ مادی و چه به‌لحاظ معنوی پاسداری شوند تا نسل ‌به ‌نسل به آیندگانی برسند که می‌خواهند بدانند و بفهمند که تئاتر ما از کجا آمده و چه کسانی این شعله را فروزان کرده‌اند.

«ويتسك مختل شده» تجربه جديد اميررضا كوهستانی و مهین صدری در تئاتر برلين / تاريخ دوباره تكرار می‌شود شنبه 20 دی 1399
«ويتسك مختل شده» تجربه جديد اميررضا كوهستانی و مهین صدری در تئاتر برلين / تاريخ دوباره تكرار می‌شود

«ويتسك مختل شده» تجربه جديد اميررضا كوهستانی و مهین صدری در تئاتر برلين / تاريخ دوباره تكرار می‌شود

«اميررضا كوهستاني و مهين صدري به دنبال تجربه‌هاي اخير خود در تئاتر آلمان، با الهام از نمايشنامه «ويتسك» اثر مشهور گئورگ بوشنر نمايشي توليد كرده‌اند كه چندي پيش به‌ صورت آنلاين به نمايش درآمد و طبق برنامه تا چندي ديگر نيز اجراي صحنه‌اي خواهد داشت؛ اجرايي كه در گام نخست واكنش مثبت مخاطبان و همچنين رسانه‌ها را به دنبال داشت

فجر بی‌برنامه، فجر بی‌خاصيت پنجشنبه 18 دی 1399
فجر بی‌برنامه، فجر بی‌خاصيت

فجر بی‌برنامه، فجر بی‌خاصيت

فجر بي‌برنامه است و اين بي‌برنامگي آن را بي‌هويت كرده است. صددرصد فجرهاي اوليه، فجرهاي درست‌تري بودند، هر چند آماتوري و غيرحرفه‌اي بوده باشد. تكليفش با خودش مشخص بوده است. كرونا و تعطيلي تئاترها و همزمان شدنش براي برگزاري فجر نشان مي‌دهد فجر نه تنها ويترين تئاتر ايران نيست كه چيزي جداست. يك سال تئاتر هم نباشد، فجر هست.

تنفس در كلاس درس ولاديمير نابوكوف شنبه 13 دی 1399
تنفس در كلاس درس ولاديمير نابوكوف

تنفس در كلاس درس ولاديمير نابوكوف

«ولاديـمير نــابـوكوف گفـتـارهاي «تراژديِ تراژدي» و «نمايش‌نامه‌نويسي» را براي كلاس‌هايي با موضوع درام تدوين كرد كه در تابستان 1941 در استنفورد برگزار شد. او در مه 1940 وارد امريكا شده بود و غير از چند حضور كوتاه به عنوان استاد مهمان، اين اولين تدريس رسمي او در دانشگاه‌هاي امريكا بود.

نگاهی به جدال نقادی بيضايی و رادی/  نقد از كه نياموختيد؟ جمعه 12 دی 1399
نگاهی به جدال نقادی بيضايی و رادی/ نقد از كه نياموختيد؟

نگاهی به جدال نقادی بيضايی و رادی/ نقد از كه نياموختيد؟

بيضايي در نقدش بر «روزنه آبي» رادي را به نوعي ندانستن متهم و مرز روشني ميان نگاه خويش و رادي تعيين مي‌كند. رادي نيز متن بيضايي را متني كامل نمي‌داند و آن را ناقص و مملو از ايراد مي‌داند.

ستيز با سنت پدرسالار جمعه 12 دی 1399
ستيز با سنت پدرسالار

ستيز با سنت پدرسالار

بايد كمي به گذشته بازگرديم و شكل ديالوگ هنرمند و منتقد با يكديگر را مرور كنيم، گو اينكه هنرمند امروز ما پيش چشم خود منتقدي به قامت جلال آل‌احمد نمي‌بيند، اما در مقابل منتقد هم در نسل جديد كسي هم‌ارز بهرام بيضايي پيدا نمي‌كند.

بهرام بیضایی، روشنفكران پرخاشگر و جست‌وجوی اصالت / ما با آنچه می‌سازيم، ايرانی هستيم شنبه 6 دی 1399
بهرام بیضایی، روشنفكران پرخاشگر و جست‌وجوی اصالت / ما با آنچه می‌سازيم، ايرانی هستيم

بهرام بیضایی، روشنفكران پرخاشگر و جست‌وجوی اصالت / ما با آنچه می‌سازيم، ايرانی هستيم

انديشه بيضايي معاصر است. او افق گذشته را با افق امروز در هم مي‌آميزد. كارهاي او آيينه زمان خودشان هستند، ضمن اينكه دغدغه‌هاي هميشگي بيضايي مثل هويت گمشده ايرانيان و زنان در كارهايش تكرار مي‌شود.

درباره بهرام بیضایی / متجدد ايرانی و البته جهانی شنبه 6 دی 1399
درباره بهرام بیضایی / متجدد ايرانی و البته جهانی

درباره بهرام بیضایی / متجدد ايرانی و البته جهانی

علی شمس: بیضایی برای من نگاه به تجربيات بزرگ جهاني را در كنار علاقه‌مندي و استخراج از آنچه به عنوان ايراني در فرهنگ و رسوم خود دارم، به برابري و تعادل رسانده است. رتبه بيضايي در تئاتر ايران رتبه داناي طوسي در شعر است و من قدردان او به واسطه آنچه تاكنون كرده - كه زياد است و پربار است و ستودني- هستم.

 ادبيات مدرن در آثار بهرام بيضایی/ يگانگی در سايه احضار متون كهن به اكنون شنبه 6 دی 1399
ادبيات مدرن در آثار بهرام بيضایی/ يگانگی در سايه احضار متون كهن به اكنون

ادبيات مدرن در آثار بهرام بيضایی/ يگانگی در سايه احضار متون كهن به اكنون

آنچه در آثار متنوع بيضايي مشهود است قاعده‌شكني و ساختارشكني است. اين ويژگي را مي‌توان از نشانه‌هاي درخور و شباهت‌هاي آثار او با نويسندگان مدرن تلقي كرد. بر هم زدن ساختار دهاني و زباني خواننده كه در ادبيات مدرن از مهم‌ترين مولفه‌ها به شمار مي‌آيد.

به ياد اميرعلی سردارافخمی / معمای معمار چهارشنبه 19 آذر 1399
به ياد اميرعلی سردارافخمی / معمای معمار

به ياد اميرعلی سردارافخمی / معمای معمار

سردارافخمي با درك درستي از بافت فرهنگي و اجتماعي تئاتر شهر را مي‌آفريند. حالا فضاي دروني اين بنا شايد ميزبان همه آدم‌هاي تهران نباشد؛ اما فضاي بيروني، در يك رويكرد جمع‌گرا متعلق به همگان است.

آخرین بازمانده نسل نوابغ و غول‌های ادبیات و هنر    شنبه 15 آذر 1399
آخرین بازمانده نسل نوابغ و غول‌های ادبیات و هنر

آخرین بازمانده نسل نوابغ و غول‌های ادبیات و هنر

ناظر زاده کرمانی همه عمر در تلاش بوده و هست که به زبان فارسی تئاتر بیاموزد.

چرا کرونا بیشتر هنرمندان را می‌کُشد؟ شنبه 15 آذر 1399
چرا کرونا بیشتر هنرمندان را می‌کُشد؟

چرا کرونا بیشتر هنرمندان را می‌کُشد؟

بی‌شک درگذشت هر شهروند و هموطنی در هر کسوت و مرتبه‌ای بر اثر ابتلا به ویروس کرونا یا هر عامل دیگری، ناراحت‌کننده است. اما در این روزهای عجیب، برای بسیاری این پرسش پدید آمده است که ویروس مرگبار چرا بیش از شاخه‌های دیگر همچون اقتصاد، سیاست، ورزش و... بیشتر شخصیت‌های فرهنگی و هنری را به کام مرگ می‌کشاند؟

بايد خانه‌ای نو دراندازيم سه شنبه 11 آذر 1399
بايد خانه‌ای نو دراندازيم

بايد خانه‌ای نو دراندازيم

در خانه تئاتر همه‌چيز به يك انحصار منجر شده است. اسنادي مبني بر اين نيست كه اموال خانه متعلق به عام است و پس از مديريت فعلي، ساختمان و اموال اين موسسه خصوصي به چه كسي مي‌رسد.

نگاهی از منظر مطالعات فرهنگی به تشكيلات خانه تئاتر / كاسه داغ‌تر از آش سه شنبه 11 آذر 1399
نگاهی از منظر مطالعات فرهنگی به تشكيلات خانه تئاتر / كاسه داغ‌تر از آش

نگاهی از منظر مطالعات فرهنگی به تشكيلات خانه تئاتر / كاسه داغ‌تر از آش

چرا هنرمندان تئاتر اين‌قدر از جامعه و فعاليت‌هاي صنفي واقعي عقب افتاده‌اند؟ چرا «خانه تئاتر» نمي‌تواند اثري داشته باشد و حتي بيانيه‌هايش اثرگذار نيست؟ اين تشكيلات عجيب و غريب اداره مي‌شود كه هزاران سوال ديگر هم شكل مي‌گيرد، مثلا چرا شفافيتي در بودجه و هزينه‌كرد آن وجود ندارد؟