شنای پروانه هم به فهرست فیلم های اولی می پیوندد که در جشنواره امسال از فیلم های چندم کارگردان ها، بهتر هستند. چه در داستانگویی و چه در اجرا. مثل هر فیلم اولی ضعف هایی دارد اما در جشنواره امسال با فیلم هایی که اغلب تا نصف زمان خودشان هم نمی توان تحملشان کرد، جزو معدود کارهای اثرگذار است و جزو معدود بودن، غنیمتی است.

پایگاه خبری تئاتر: - محمد کارت یکی از بهترین فیلم های جشنواره را ساخته است. فیلمی که ممکن است در نگاه اول شباهت هایی به کارهایی مثل ابد و یک روز، مغزهای کوچک زنگ زده،لاتاری و … داشته باشد اما در برخی موارد از همه آنها موفق تر است چرا که فرم بصری هویتمند، ریتم دلهره آور که حاصل تقطیع درست نماهاست، بازی ملموس بازیگران و باند صوتی غنی آن نشان می دهد که کارگردان و نویسندگانش زخم و درد و جای خالی آرامش و قانون را به خوبی درک کرده و می توانند به خوبی به مخاطب منتقل کنند. در واقع کارت با فاصله نسبت به سوژه مرکزی اش قرار نگرفته، بلکه به معنای دقیق کلمه،سعی کرده فاصله اش را از حال و هوای جغرافیایی که روایت فیلم در آن می گذرد، حذف کند.
۲- شنای پروانه در فیلمنامه چند حفره دارد ، اما به سبب ابعادی که به لوکیشن در حد و اندازه یک کاراکتر می بخشد و شخصیت های فیلمنامه که سعی شده قوام یافته باشند و اجرای خوش ریتم سکانس ها و از همه باورپذیر تر ، کار بازیگران ، نشان می دهد که کارت در اولین فیلم بلندش در اجرا و ساختار نمره خیلی خوبی می گیرد.
۳-دیدن چندباره جواد عزتی در جشنواره امسال در نقش هایی که شبیه هم هستند، توی ذوق می زند اما در شنای پروانه، چون شناسنامه شخصیت، به درستی ترسیم شده، بازی او همدلی برانگیز است. غیر از او سایر بازی ها نیز از انسجام لازم بهره برده اند. به خصوص امیر آقایی و پانته آ بهرام که با چهره پردازی جسورانه توانسته اند،لباس نقش را به خوبی تن کنند. فیلمی که روایت ساده ای دارد اما اجرایی به شدت دشوار که عوامل سازنده از پس این دشواری، برآمده اند و جواد عزتی به عنوان کسی که قرار است قهرمان این اجرای دشوار باشد،توانسته زحمت های دیگران را به ثمر برساند. مردی که فریاد ها و گریه ها و نجواهایش را باور می کنیم و این باور پذیری،برگ برنده فیلم در تمام ابعاد آن است.
۴- فیلم آینه جامعه خودش است. فیلمساز جامعه مد نظر داستانش را به خوبی می شناسد و به مخاطب می شناساند. نه جعلی است و نه تقلبی. مشتی است نمونه خروار از حاشیه شهر و طبقه ضعیف جامعه کنونی که نه به قانونش اعتمادی است و نه به قانون گذار و مجریانش. فرهنگ خرده لات ها و گنده لات ها. فرهنگ «بکش تا کشته نشوی». قهرمان داستان یک تنه می خواهد قیصر زمانه خودش باشد. برخی ممکن است با «قیصر بودن» در یک جامعه مدنی مشکل داشته باشند اما «از کوزه همان برون ترآود که دراوست. » در یک سیکل معیوب، جامعه از مردمانش قیصر های کوچک و بزرگ ساخته و فیلمساز به هر طرف که نگاه می کند، آینه ها ، غبارگرفته و زنگ آلود به نظر می رسند. حجت (جواد عزتی) می خواهد به سیاق خودش، حجت زمانه اش باشد. زمانه ای که از معتاد تا مشروب فروش آن، از گناهکار تا لات آن،قسم خوردن را خوب از بر شده اند! و حجت ها در این میان، حجم زیاد قسم ها را نمی دانند چطور باور و تحمل کنند و همه چیز را می شکنند اما در نهایت، در خود خرد می شوند و قربانی شرایط پیرامون.
۵- شنای پروانه هم به فهرست فیلم های اولی می پیوندد که در جشنواره امسال از فیلم های چندم کارگردان ها، بهتر هستند. چه در داستانگویی و چه در اجرا. مثل هر فیلم اولی ضعف هایی دارد اما در جشنواره امسال با فیلم هایی که اغلب تا نصف زمان خودشان هم نمی توان تحملشان کرد، جزو معدود کارهای اثرگذار است و جزو معدود بودن، غنیمتی است.

  • نویسنده : محسن جعفری‌راد
  • منبع : سینماسینما