غلامحسین دولت‌آبادی و آراز بارسقیان، یادداشتی را در باب خصوصی سازی در تئاتر در اختیار سایت خبری تئاتر قرار دادند که در زیر می‌خوانید.



به گزارش سایت خبری تئاتر: غلامحسین دولت‌آبادی/ آراز بارسقیان: بالاخره سیاست آزادسازی‌تئاتربا همکاری هنرمندان ـ دولت دارد به بار می‌نشیند و این روزها در فازهای آخر است.

پروژ‌ه‌ای که از اواخر دهه‌ی هفتاد در دولت اصلاحات کلید خورد و با شعار «تئاتر خصوصی» آرام‌آرام و زیرپوستی راه خودش را در دهه‌ی هشتاد در دولتِ عدالت‌محور باز کرد و این روزها در دولت تدبیر و امید در آستانه‌ی افتتاح است. اهداف این پروژه را می‌توان این گونه برشمرد:

1. به حداقل رساندن سیطره‌ی دولت و ایجاد بخش خصوصی در تئاتر و حداکثرسازی اختیارات آن.

2. قطع وابستگی مالی تئاتر از دولت به صورت پله‌ای.

3. ایجاد و گسترش سالن‌های خصوصی تئاتر.

4. گسترش تئاتر تجاری با تاکید بر گونه‌هایی از تئاتر تجربی.

5. هویت‌دادن به سالن‌های نمایشی در اختیارِ دولت.

6. سازماندهی گروه‌های تئاتری و ایجاد کمپانی‌های تئاتر.


اکنون این روند به ایستگاه پنجم رسیده است؛یعنی هویت‌دادن به سالن‌های نمایشی در اختیارِ دولت و بعد از عملیاتی شدن آن در آینده‌ای نزدیک وارد فاز نهایی و اصلی خود یعنی سازماندهی گروه‌های تئاتری و ایجاد کمپانی‌های تئاتر خواهد شد. فاز پنجم این پروژه از اواخر سال پیش آغاز شد؛ هویت‌بخشی به مجموعه سالن‌های تئاتر شهر از طریق شورایی کردن آن.

این پروژه بی‌سر و صدا اهداف ناپیدایی را هم دنبال می‌کند: 1. حذف تدریجی اداره‌ی کل هنرهای نمایشی به عنوان نهاد متولی فرهنگ تئاتر و صرفاً باقی ماندن بخش نظارتی آن. 2. تضعیف طیف مسلط بر خانه‌ی تئاتر به عنوان مرجع پی‌گیری اهداف صنفی تئاتر. 3. بازسازی الگوی «کارگاه نمایش علیه اداره‌ی تئاتر» پیش از انقلاب اسلامی 4. دستیابی بر بنیان‌های تئاتر دانشگاهی. 5. تربیت تماشاگر برای نوع تئاتر مورد وثوق‌شان. 6. باز تعریف تئاتر به عنوان یک کالاـ فرهنگ.


 ترکیب اهداف پیدا و ناپیدای این پروژه باعث شده است که تئاتر ایران شرایط ویژه‌ای را تجربه کند. شرایطی که البته چندان با آن غریبه نیست و یادآور سال‌های شکل‌گیری، رشد و گسترش تئاتر حرفه‌ای در ایران یعنی از تاسیس تماشاخانه‌ی تهران تا تاسیس کارگاه نمایش است.

این روند در آن دوران یک چرخه بود. چرخه‌ی خصوص‌سازی (تئاترهای لاله‌زار)، کشیده شدن به ابتذال (آتراکسیون) و بازگشت به دولت (اداره‌ی هنرهای دراماتیک). در اواسط دهه‌ی چهل کارگاه نمایش تاسیس شدو به کار خود ادامه داد.

در آن دوران بخش به ظاهر نوگرای حکومت جوانان تازه از غرب بازگشته را در کنار برخی از افراد باتجربه‌تر قرار داد و با همکاری جوانان مشتاق کوشید تا الگوی نوعی تئاتر تجربی و آزمایشگاهی غربی را در ایران پیاده کند.

حرکت کارگاه نمایش در آن سال‌ها رفتن به نوعی تئاتر فرمالسیتی و تجربه‌گرا و با معیارهای صرفاً زیبایی‌شناختی بود. این جریان با انقلاب اسلامی قطع و عمده‌ی هنرمندان آن پراکنده شدند. این جریان بعد از یک دهه خاموشی در دهه‌ی هفتاد آرام‌آرام سر در آورد. ابتدا در هیأت دانشگاهی و سپس در قالب چند برآمده از دانشگاه و باقی‌مانده‌های همچنان فعال کارگاه نمایش.


رویکردهای کارگاه نمایش در پیوند با دانشگاه شکل و شمایل علمی ـ پژوهشی به خود گرفت. در حقیقت با کارگاه نمایش با نام تئاتر نوی ایران بار دیگر سر برآورد. تئاتری که در بخش نظری آبشخورش کتاب‌های ترجمه‌ شده‌ی تئاتر و فلسفه و نقد ادبی بود و در بخش عملی فیلم‌های تئاترهای تجربی غربی بود. آشفتگی‌های اقتصادی دولت در اواسط دهه‌ی هشتاد همزمان شد با رشد این جریان به ظاهر که اندیشه‌های لیبرالیستی را دنبال می‌کرد.

این جریان به اصطلاح نوگرا با استفاده از ایده‌ی خصوصی دولت در بخش اقتصادی، خصوصی‌سازی در امر تئاتر را مطرح کرد. اولین جرقه‌ی این ماجرا را در گزارشی از روزنامه‌ی جام‌جم به تاریخ پانزدهم فروردین 1384 این گونه نقل می‌کند: «...اعضای هیات مدیره خانه تئاتر قراردادهای تیپ را برای اعلام نظر مرکز هنرهای نمایشی و تعیین میزان دستمزد تئاتری‌ها به مرکز هنرهای نمایشی فرستادند. [خسرو] نشان ابتدا از پذیرفتن این قراردادها سخن گفت و بعد خبر عدم موافقت مرکز هنرهای نمایشی و در راس آن فرهاد مهندس پور با قراردادهای تیپ اعلام شد.»


قرارداد تیپ که یا همان دستمزد هنرمندان تئاتر براساس سابقه‌ی کاری، که از مهم‌ترین دستاوردهای خانه‌ی تئاتر بود و امنیت شغلی این هنرمندان را فراهم می‌کرد اینگونه در سرآغاز سقوط قرار گرفت. قرارداد تیپ به هر نحوی که بود تا سال 89 کج‌دار و مریض برقرار بود. همسویی عجیب جریان به اصطلاح نوگرا با سیاست‌های اقتصادی دولت با حذف قرارداد تیپ به ثمر نشست. در سال‌های بد میزان پرداختی انجمن هنرهای نمایشی به گروه‌های اجرایی در پایین‌ترین حد ممکن قرار گرفت و تئاتر تبدیل به محلی برای تنازع بقا شد. بسیاری از کارگردان‌ها دست از کار کشیدند چون آن‌ها بودجه‌ی تئاتر خود را از دولت تامین می‌کردند. اعتراض‌هایشان بی‌ثمر بود چون پاسخ این بود که خودتان باید پول خودتان را در آورید. جریان به اصطلاح نوگرا با اهداف از پیش پیدای خود در این بین توانست جایگزین بخش حذف شده شود و چرخه‌ی اقتصادی تئاتر خصوصی خود را راه بی‌اندازد.


با حاکم شدن این جریان به عنوان تئاتر مسلط در ایران پرده از اهداف اقتصادی این گروه به اصطلاح نوگرا برداشته شد. حضور تک‌‌ستارگان سینما به عنوان برگ برنده‌ی اقتصادی در اجراهای به ظاهر نوگرا از الگوهای اصلی این نوع از تئاتر شد. در این میان برای دانشجویان و افراد کم‌سابقه‌ی تئاتر سرگرمی‌ای به نام سالن‌های خصوصی ایجاد شد. آن‌ها بدون در اختیار داشتن امکانات مالی و همین طور عدم توانایی در جذب مخاطب صرفاً به سرگرم شدن در تئاتر اکتفا کردند. اما ثمره‌ی اصلی این جریان مسلط بر تئاتر حذف تئاتر اجتماعی و اندیشمند بود. با اضافه شدن شبکه‌های اجتماعی حامی، تئاتر مسیر «کالا» شدن را با سرعت هر چه تمام‌تر طی کرد. ایده‌ی یافتن تماشاگران پنهان توسط این شبکه‌های اجتماعی به خوبی پشتیبانی شد و نقش تبلیغات پررنگ‌تر و پررنگ‌تر شد.


در این سال‌ها کوشش شد که وابستگی مالی تئاتر به دولت قطع شود. این مهم اکنون به وقوع پیوسته است و ما باز در مقابل چرخه‌ی دوری از دولت، خصوصی‌سازی و... قرار گرفته‌ایم. با یک تفاوت که این بار بازگشت به دولت دیگر به این آسانی‌ها میسر نخواهد بود.


اشتباه نابخشودنی این جریان به ظاهر نوگرا در یکی دانستن امر اقتصادی و فرهنگی و آموزشی است. هیچ‌گاه نمی‌توان آنگونه که یارانه‌ی بنزین و نان و آب و گاز و برق را برداشت، یارانه‌ی فرهنگ و آموزش را برداشت. چرا که فرهنگ و آموزش دو سنگ بنای بنیادین یک کشور است و این‌ها نمی‌تواند براساس منویات شخص یا گروهی باشد.

این نگاه نئو لیبرالیستی به تئاتر که این هنر را صرفاً کالایی شیک تلقی می‌کند، ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکره‌ی این تئاتری خواهد زد که به سختی در دو برهه‌ی دهه‌ی چهل و هفتاد روند رو به توسعه‌ای از سر می‌گذرانده. جریان حاکم بر تئاتر امروز بی‌محابا در حال ویران‌سازی تئاتر کشور است و طرفه آنکه در سکوت و یا همراهی جمع بی‌شماری از هنرمندان این ویرانی رخ می‌دهد.
این وضعیت آدم را بی‌اختیار یاد نمایشنامه‌ی صعود مقاومت‌پذیر آرتور اویی نوشته‌ی جاودان برتولت برشت می‌اندازد.
و من الله التوفیق
خرداد ماه 1394

 

اخبار مرتبط:

کوروش نریمانی: اجاره‌ای شدن سالن‌های دولتی باعث تأسف است

اجرای «تخلف میزانسنیک سهراب» در سالن استاد انتظامی

نمایش‌خانه‌ ایران‌شهر در شب‌های قدر اجرا نخواهد داشت

«ستوانِ آینیشمور» شنبه ۱۳ تیرماه هم اجرا می‌شود

مشاور اجرایی بنیاد رودکی در حوزه هنرهای نمایشی منصوب شد

«کوکوی کبوتران حرم» نقد و بررسی می‌شود

«تئاتر و تماشاگر» منتشر می‌شود

خودتان بودید که یا این فاجعه را رقم زدید یا در مقابلش سکوت اختیار کردید.

تناقض‌گویی مدیران در روند بازسازی تئاتر شهر