حضور در «اسکار» در هر شرایطی برای ایران یک فرصت و امتیاز است؛ حتی اگر پشت آن سیاستمداران و سرمایهداران قالتاق باشند که هدفشان بهرهبرداری از این موقعیت جهانی سینمایی است.
سرانجام نه نفر از اهالی سینما، پس از دیدن فیلمها و لحاظ کردن شرایط قانونی، فیلم " در آغوش درخت" را انتخاب کردند؛ ولی هنوز دقایقی نگذشت که شبنم مقدمی مجبور به توضیحات بیشتر شد و فریدون جیرانی تلویحاً ساز مخالفش را علنی کرد و اکبر نبوی هم از عکسهای بیرونآمده احتمالاً در جلسات حضور جدی نداشته! زینالعابدین و فریدزاده هم از مدیران دولتی هستند و معمولاً نظارهگر، دیگران هم خوشحالی و ذوقزدگیشان از انتخاب یک اثر خوب و در خشان از ایران را نشان ندادهاند و سکوت را ترجیح دادهاند، فیلم" در آغوش درخت " هم در جای خودش محترم و حرفهای است و حتی برخی تحلیلگران و از جمله خود من برای تماشاگر ایرانی میپسندیدیم؛ اما چون در مقایسه با سایر فیلمهایی که از سراسر جهان به اسکار میاید و در مقایسه با تولیدات جهانی (تا آنجا که اطلاع دارم و دیدم) و حتی نسبت به فیلمهای ایرانی انتخابی در سالهای قبل به اسکار، قدری هم سطح نیست. ابهامات زیادی را ایجاد کرده و مشخص است این جمع متخصص حتی نتوانستند خودشان را اقناع کنند! در این روزگار که عصر شفافیت و سرعت اطلاعات محسوب میشود سکوت و بیتوجهی قدری توهین بهحساب میآید. چه اشکال داشت در یک فضای علنی رسانهای، به طور زنده، آقایان و خانمهای محترم هیئت، با خبرنگاران و کارشناسان سخن میگفتند؟ تا فضای شک و تردید ایجاد نشود، شاید استدلال منطقی برای معرفی نماینده اثر به اسکار میداشتند یا لااقل موجب نمیشدند آقای خواجه پاشای عزیز مورد حمله و طعنه قرار بگیرد!
منبع: خبرآنلاین
نویسنده: محمود گبرلو
https://teater.ir/news/64809