30 اردیبهشت 1403
احمدرضا احمدی، استاد معنا بخشیدن به اتفاقات و لحظات معمولی زندگی بود. از دل هر اتفاق یا هر جریان روزمرهای یک مفهوم یا یک شعر در میآورد.
25 مهر 1402
تصویری دیده نشده از «داریوش مهرجویی» و «احمدرضا احمدی» پشت صحنه فیلم سینمایی «پستچی» منتشر شد.
21 تیر 1402
کانون نمایشنامهنویسان و مترجمان تئاتر ایران به مناسبت درگذشت احمدرضا احمدی پیام تسلیت داد.
21 تیر 1402
رضا بابک که در دوران فعالیت خود در گروه تئاتر کانون پرورش فکری با احمدرضا احمدی همکاری و نشست و برخاست داشته، از او به عنوان هنرمندی دوستداشتنی، خوشفکر، خوشبرخورد، خوشپوش و بسیار جسور یاد میکند.
21 تیر 1402
کانون کارگردانان سینمای ایران برای درگذشت احمدرضا احمدی پیامی صادر کرد
21 تیر 1402
انجمن بازیگران سینمای ایران درگذشت احمدرضا احمدی را تسلیت گفت.
20 تیر 1402
احمدرضا احمدی در سن ۸۳سالگی از دنیا رفت.
31 اردیبهشت 1402
احمدرضا احمدی دوباره در بیمارستان بستری شده است.
24 اردیبهشت 1402
فرزند احمدرضا احمدی از ترخیص این شاعر از بیمارستان خبر داد.
17 اردیبهشت 1402
پری زنگنه ـ خواننده ـ در آستانه سالروز تولد احمدرضا احمدی ـ شاعر و نویسنده ـ که این روزها در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری شده، متنی را به رشته تحریر درآورده است.
16 اردیبهشت 1402
احمدرضا احمدی شاعر و نویسنده پیشکسوت در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری است.
21 آذر 1400
در تمام آن سال های نوجوانی، رضا بهبودی با شعر و جهان شاعرانه احمدرضا احمدی آشنا بود اما هرگز تصورش را نمی کرد روزی روزگاری در نمایشنامه ای از او بازی کند، آن هم در نقشی که یادآور شخصیت مرد شاعر است.
29 آبان 1400
احمدرضا احمدی اواخر دهه هشتاد نمایشنامههایش را گردآوری کرد و آنها را به چاپ رساند. انتشار نمایشنامههای آقای شاعر برای بسیاری از دوستداران و دوستانش اتفاقی خجسته بود. آنان حالا میتوانستند با وجوه دیگری از هنر این شاعر نامدار آشنا شوند. یکی از این دوستان هم داود رشیدی بود. هنرمند با سابقه تئاتر کشورمان که همیشه پیگیر نمایشنامههای تازه فارسی و فرانسوی بود.
3 آبان 1400
کوروش سلیمانی از اجرای نمایش «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» نوشته احمدرضا احمدی در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر خبر داد.
15 مهر 1399
انیمیشن «بادهای پاییزی، بادهای بهاری، دو کبوتر» ساخته صادق جوادی به جشنواره بینالمللی مونترال کانادا راه یافت.
7 مرداد 1399
جوانی ما به یقین و بیشک اندوهبارترین روزهای عمر ما بود. عمر من و او مشترک شده بود. گاهی یک پیراهن را با هم به تن میکردیم. اما عجب آن بود که همان «اندک زندگی اندوهبار» مایه و سرمایه قلب مجروح او بود.