درست است که تاکنون مطالب زیادی درباره حمید هامون نگاشته شده است اما نسل من هم این حق را دارد درباره شخصیت حمید هامون بیندیشد و قضاوت خود را درباره میراثی که برای او به جا ماند انجام دهد.
همزمان با زادروز داریوش مهرجویی، شبکه نمایش سیما فیلم سینمایی «هامون» به کارگردانی داریوش مهرجویی را شنبه ۱۷ آذر ماه روی آنتن میبرد.
مراسمی برای بزرگداشت بیتا فرهی (بازیگر) و به یادبود داریوش مهرجویی (کارگردان) در پاریس برگزار میشود.
فریدون جیرانی با بیتا فرهی گفتوگویی داشته که از زویای مختلف اهمیت دارد، اول اینکه بخش مهمی از صحبت های جیرانی و فرهی درباره داریوش مهرجویی و ویژگی های کاری این کارگردان متشخص سینماست که از قضا او را هم امسال از دست دادیم، دوم طی این گفت وگو بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران راویت میشود.
خاطره داریوش مهرجویی از سکانس سیلی زدن خسرو شکیبایی به بیتا فرهی در فیلم هامون را بخوانید.
فاجعه تکان دهنده قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر فارغ از روایتهای موجود، برای بسیاری از دوستداران مهرجویی بهت و حیرت و سکوت را به همراه داشت. سکوت و بهتی که محصول رنجی وجودی است، چرا که هر کدام از ما که با سینمای او بزرگ شدیم و لحظههایی را با سکانسها و پلانهای او کشف و ادراک کردهایم، دچار تجربه حسی گنگی کرده که جز سکوت هنوز پاسخی برای آن نیافتهایم.
ویژگیهای عمده نگاه فلسفی مهرجویی عبارتند از: اولاً، نوعی اگزیستانسیالیسم است که در آثار اولیهاش به سارتر و کامو نزدیک است و وجهی اومانیستی دارد، اما بهتدریج و بهخصوص بعد از انقلاب به سمت هایدگر و مارسل و رویکردهای عرفانی و وحدت وجودی سوق پیدا میکند، ثانیاً نوعی محافظهکاری انتقادی و نخبهگرا که در سالهای آغازین فیلمسازی او بهویژه در «دایره مینا»، دغدغههای عدالت اجتماعی دارد، اما در آثار بعد از انقلاب این دغدغهها کمرنگ میشود، اما صبغه مدرنیستی و اومانیستی خود را حفظ میکند، بهویژه در برخی آثارش در دهه 1370 یعنی «بانو»، «سارا» و «لیلا».
هرکدام از ما بهنوعی هامون و دغدغههایش را در زیست- جهان فردی و اجتماعی خویش تجربه میکنیم. «هامون» یک فیلم نیست، روایت تصویری تجربه زیست مشترک روشنفکری در سرزمینی است که درنهایت روشنفکر را وامیدارد که در اوج تمنا، نخواهد، نخواند و نماند!
فیلم گویا فقط راوی ناخودآگاه متلاطم ذهن هامون است كه علاوه بر او، مهرجویی را هم غرق كرده، اگر این فیلم جای ۹۰ دقیقه ۳۰۰ بود چه تفاوتی میكرد؟! مگر ناخودآگاه ذهن آدمی مرز و پایانی دارد، من فكر میكنم كارگردان از ناخودآگاه هامون سنگری ساخته تا نمادسازیهایش توجیه شود از طرفی واقعا شرایط فعلی را مثل فضای سورئال فیلم، پیچیده و گنگ و غریبه نشان دهد حتا یك بار در فیلم روی اصطلاح «عدم قطعیت» هم تكیه شد كه دوستش داشتم و به فضای فیلم و شرایط امروز جهان میخورد، اما فقط شاهد سرگردانی اوییم، بیتلاش و امیدی برای درمان، اگر از كنار هم قرار دادن این تصاویر و وقایع هدف و نتیجهای استخراج نشود، نام اثر را فیلم نمیتوان گذاشت، گویی كسی در اغما هذیان میگوید كسی دیگر آنها را یادداشت كند.
فیلم سینمایی «برزخیها» را ایرج قادری براساس فیلمنامهای از سعید مطلبی و با حضور جمعی از بازیگران شاخص سینمای قبل از انقلاب، در سال 58 یعنی کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کلید زد و به سرانجام رساند. فیلم از این منظر که میتوانست زمینهساز ادامه فعالیت بخشی از بدنه سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب باشد، از همان ابتدا حائز اهمیتی فرامتنی بود اما جریان اکران و اعتراضات سازماندهی شده علیه آن، سمت و سویی متفاوت به اتفاقات داد.
امروز ۲۸ تیرماه ۱۴۰۱ سالروز درگذشت خسروشکیبایی هنرپیشه مشهور سینما است. گزارش زیر نگاهی گذرا به زندگی حرفه ای او دارد.
پرویز پرستویی فیلم سینمایی «هامون» را برای نابینایان توضیحدار کرد.