فیلم «جاندار» که به تازگی نمایش خود را در سینماهای کشور آغاز کرده، داستان خانوادهایست که درگیر پدیده قصاص میشود؛ اما این معضل همه داستان نیست چرا که نوع مواجهه آدمهای قصه در این فیلم مساله است، آدمهایی که حالا دیگر نقش بازی نمیکنند و خود واقعیشان را به تصویر میکشند.
جواد عزتی یکی از بازیگران توانمند سینمای ایران است که برخلاف بسیاری از همکارانش (اگرچه در کارنامه، فیلم های کمدی نچندان برجسته ای هم دارد) نشان داده است که چه در آثار خوب کمدی و چه در آثار جدی و دغدغه مند، بازی قابل قبول و باورپذیری دارد. عزتی در جاندار (همانند دیگر فیلم جدی اش درجشنواره سی و هفتم، فیلم ماجرای نیم روز رد خون)، در یک نقش جدی و سیاه بازی می کند؛ سیاه بدان معنا که شخصیتی منفی دارد که مطلوب بینده نیست، بدمن، بسیار منفور و کریه است؛ اما همین قدرت عزتی در بازیگری کمک می کند تا مخاطب با داستان همراه شود، حالش از شخصیت یاسر بهم بخورد و این یکی از مهمترین نقاط قوت برای یک بازیگر است که تا بدین اندازه مخاطب را با خود همراه می سازد.
از سوی دیگر ضعف های فیلمنامه باعث شده تا داستان و روایت دچار اطاله شده و در نیمه دوم فیلم بیننده را خسته کند. از برخی صحنه ها می شد (مثلا سکانس های مرتبط با استمرار کشمش های خانوادگی) فاکتور گرفت یا آنها را خلاصه کرد و حرف را کوتاه تر گفت در صورتی که به نظر می رسد فیلم در برخی سکانس ها بی دلیل به دنبال وقت کشی است.
یکی از مهمترین ایرادات و انتقاداتی که به این فیلم به صورت جزئی و به سینمای امروز ایران در حالت کلی وارد می شود سوژه کلیشه شده ای به نام قصاص است. قصاص یکی از سوژه هایی است که به ویژه در دهه ۹۰ در داستان ها، روایت ها و فیلم های متعددی به آن پرداخته شده است. اما نکته اینجاست که این فیلم از قصاص نه به عنوان هدف که به عنوان وسیله استفاده می کند. این بدان معناست که قصاص در این فیلم وسیله ای می شود که با استفاده از آن به عنوان جرقه در داستان، انفجاری رخ می دهد و شخصیت ها وجوه پنهان و زوایای تاریک خود را بیرون می ریزند آدم هایی که در ابتدا شخصیت های همدل و خانواده دوست و گرم به نظر می رسیدند حالا چنان عوض می شوند که بیننده در بهت فرو می رود.
پایان باز هم یکی دیگر از تکرار مکررات سینمای ایران پس از سینما اصغر فرهادی شده است و اگرچه فرهادی به خوبی توان بیرون کشیدن ابهام از دل حقیقت را در پایان هایش به کار می بندد، فضاسازی برای آن می کند و این شیوه را به عنوان امضای اثر با خویش دارد اما تلاش دیگران برای تکرار تجارب موفق وی باعث ایجاد یک شیوه یکسان و تکرار و کلیشه ای برای موضوعات حساس شده است که لزوما می تواند چنین نباشد. در نهایت برای جذابیت و الگوبرداری از یک امضای موفق (پایان های باز فرهادی) یا واگذاری نتیجه گیری به مخاطب برای فارغ شدن از تلاش در این راستا، جاندار هم با یک پایان باز تمام می شود. پایان بازی که شاید هیچ پایان بسته ای نمی توانست آن را این گونه ناموزن سازد. البته که برخی این پایان را شایسته دیده و با توجه به حساسیت های موضوع برای نتیجه گیری از داستان، دست فیلمساز را برای پایان بسته، بسته دیده اند. به همین دلیل پایان فیلم باز است و اگرچه همه چیز به نفع اعدام قاتل چیده شده است اما ما نمی دانیم که در انتها پسر خانواده اعدام می شود یا نه.
در نهایت باید گفت که جاندار به رغم کاستی ها، با توجه به این موضوع که اولین ساخته دو کارگردان و سازنده جوانش محسوب می شود، قابل تمجید است و امید آن را می دهد که این کارگردانان بتوانند در مسیر رشد خود و در آینده آثار بهتری را برای سینمای ایران تولید کنند.
برچسب ها
نقدسینمااخبار هنریپایگاه خبری تئاتراخبار سینمااخبار سینماییسینمای ایرانخبرهای سینمانقد سینمانقد فیلمجان دارفیلم جان دارفیلم سینمایی جان دارنقد فیلم جان داراخبار سینمای ایرانپایگاه خبری تئاتر و سینمااخبارسینماییاخبار تئاتر و سینماخبرهای روز سینمااخبار سینمای ایران و جهاناخبار روز سینمای ایراناخبار سینمای ایران جدیداخبار سینمای ایران امروزاخبار سینمای ایران و جهان اینستاگراماخبار سینمای ایرانیاخبار روز سینمای ایران و جهانآخرین اخبار سینمای ایران و جهاننقد فیلم های ایرانینقد فیلم ها را کجا بخوانمنقد فیلم های روزخواندن نقد فیلمنقد سینمای ایرانبهترین نقد های سینمانقد خوب فیلممنتقد سینماکانال اخبار سینمای ایران و جهانجدیدترین اخبار سینمای ایران و جهاناخبار داغ سینمای ایران و جهاناخبار سینما ایران جدیدجدید ترین اخبار سینمای ایراناخبار جدید بازیگران سینمای ایراناخبار جدید سینمای ایران و جهاناخبار جدید از سینمای ایرانجدیدترین اخبار بازیگران سینمای ایران
https://teater.ir/news/25020

