سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در حالی به کار خود خاتمه داد که خالی از حواشی نبود.

پایگاه خبری تئاتر: سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر از 12 بهمن‌ماه به دبیری ابراهیم داروغه‌زاده آغاز به کار کرد و پس از نمایش 22 فیلم در بخش مسابقه و سه فیلم در بخش جنبی به همراه 10 فیلم در بخش نگاه نو، 10 فیلم در بخش مستند و 10 فیلم در بخش فیلم کوتاه، درنهایت 22 بهمن‌ماه با معرفی برگزیدگان به کار خود خاتمه داد.

در طی این 10 روز اتفاقات مختلفی رخ داد که حواشی جشنواره را شکل دادند. در این گزارش به 10 نکته درباره جشنواره امسال پرداخته‌ایم.

نکته اول: جشنواره امسال بدون افتتاحیه آغاز به کار کرد. در پی وقوع سیل سیستان و بلوچستان و آسیب رسیدن به هم‌وطنان این خطه از سرزمینمان، هنرمندان و سینماگران درصدد برآمدند با همراهی جشنواره هزینه‌های مراسم افتتاحیه را صرف کمک به این عزیزان کنند و حرکت خودروهای حامل کمک سینماگران به سمت سیستان و بلوچستان آغازگر سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر بود.

نکته دوم: آغازین روز جشنواره فیلم فجر همراه شد با نمایش سه فیلم "سه کام حبس" سامان سالور، "قصیده گاو سفید" بهتاش صناعی‌ها و "عامه‌پسند" سهیل بیرقی که تلخی این فیلم‌ها باعث اعتراض اهالی رسانه شد و این اعتراض همچنان تا پایان جشنواره ادامه یافت. آنچه در فیلم‌های امسال مخاطب را بسیار دلزده می‌کرد، تلخی و سیاهی بیشتر فیلم‌ها بود. درواقع می‌توان گفت در سینمای سال آینده تعداد فیلم‌هایی که بتوان امید، نور و زندگی را در آن‌ها جستجو کرد بسیار اندک است. فیلم‌های اجتماعی که امسال به نمایش گذاشته شدند صرفاً تلخی و سیاهی را به نمایش می‌گذارند. درست است که سینما چشم جامعه است و آنچه در جامعه در حال رخ دادن است به نمایش می‌گذارد، اما با توجه به صحبت‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره محورها و رسالت سینما در سال آینده که شامل نهاد خانواده، عزت عمومی، انسجام اجتماعی و رفع گسست‌های اجتماعی است، نباید فراموش کرد که این تنها وظیفه سینماگران نیست و آن‌ها باید بخشی از این انرژی را صرف نمایش امید در آثارشان کنند تا این انرژی به مخاطب منتقل شود. مخاطبی که امروز دلزده از اوضاع اجتماعی- اقتصادی و سیاسی جامعه است برای حدود دو ساعت به سالن سینما می‌آید تا بتواند برای مدتی از این فضا جدا شود، اما متأسفانه بسیاری از آثار جشنواره امسال نه‌تنها حال مخاطب را تغییر نمی‌دهند، بلکه به نظر می‌رسد بر عمق این درد نیز اضافه می‌کنند.

نکته سوم: در پی حوادث رخ‌داده در آبان و دی‌ماه امسال برخی هنرمندان چون مسعود کیمیایی، پیمان معادی، بابک حمیدیان، سعید آقاخانی پیش از آغاز جشنواره اعلام کردند برای همدردی با مردم از حضور در این جشن انصراف می‌دهند. این تصمیم با واکنش‌های موافق و مخالف بسیاری روبرو شد و در خود جشنواره هم بازتاب داشت. تندترین واکنش را شهاب حسینی نشان داد. او در نشست مطبوعاتی فیلم "شین" به‌شدت به کیمیایی تاخت و تصمیم او برای شرکت نکردن در جشنواره را "تفرقه‌افکنی" و ناشی از "خودخواهی" توصیف کرد. او در این نشست گفت: "من برنمی‌تابم و نمی‌توانم ساکت بنشینم که یک استاد پیشکسوت سینما که هر سال برخورد ناراحت‌کننده با آثارش شده است، امسال فیلمی می‌سازد که می‌داند نسبت به آن هم واکنش منفی نشان خواهند داد و برای همین روغن ریخته را نذر امامزاده می‌کند و سنگ بنایی می‌گذارد که نتیجه آن جز تفرقه‌افکنی نیست و بقیه را در آمپاس اخلاقی می‌گذارد. این عین بی‌انصافی است. چرا یک نفر باید آن‌قدر آدم خودخواهی باشد که ملاحظه هیچ‌کس را نکند؟" حرف‌های حسینی به‌قدری تند بود که واکنش‌های بسیاری به همراه داشت، ازجمله جواد نوروزبیگی تهیه‌کننده فیلم "خون شد" کیمیایی که این صحبت‌ها را نه نقد کار کیمیایی بلکه نقد شخص او دانست و گفت، "جشنواره فیلم فجر باید مکانی برای نقد فیلم باشد نه تخریب آدم‌ها." از سوی دیگر، کانون کارگردانان سینمای ایران نیز با انتشار بیانیه‌ای نسبت به آنچه بی‌احترامی به کیمیایی عنوان شد، به اظهارات حسینی واکنش نشان داد.

نکته چهارم: در جشنواره امسال آنچه بیش از همه به چشم آمد نشست‌های خبری بود که بیش از آن که نشست خبری باشند، رینگ بوکس هنرمندان و اصحاب رسانه بودند که نمونه آن را در نشست‌های خبری فیلم "خروج" ابراهیم حاتمی‌کیا، "آتابای" نیکی کریمی و " شین" میثم کزازی دیدیم؛ خبرنگارانی که به دلیل حجم تلخی آثار دلزده بودند و هنرمندانی که در دفاع از آثار خود به سؤالات خبرنگاران با عتاب پاسخ دادند و حتی بعضاً در مقابل خبرنگاران از همان اول جبهه گرفته و نگاهشان نسبت به نشست‌ها نگاه مثبتی نبود. این رفتار متأسفانه در چند سال اخیر بارها و بارها تکرار شده است و به نظر می‌رسد هر دو طرف باید بتوانند نگاهشان را تغییر داده و رفتاری حرفه‌ای‌‌تر داشته باشند. جشنواره فیلم فجر مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور است که بازتاب جهانی دارد و اگر قرار باشد با همین شیوه پیش برود، قطعاً اتفاق مثبتی را برای فرهنگ و هنر رقم نخواهد زد.

نکته پنجم: ما همواره از جشنواره فیلم فجر به‌عنوان ویترین تمام‌نمای سینمای ایران یاد می‌کنیم. در حالی که در این دوره جشنواره شاهد تنوع ژانر بودیم، اما متأسفانه از سینمای کودک و نوجوان و انیمیشن خبری نبود و این نشان می‌دهد اگر جشنواره ویترینی از سینمای ایران است، در این بخش اثری برای این قشر مهم از جامعه وجود ندارد و جای خالی آن به‌شدت احساس می‌شود. در حالی که چند سال است برنامه "سیمرغ پروانه‌ها" از سوی بنیاد سینمایی فارابی برگزار می‌شود، اما امسال اثری که در جشنواره برای سینمای کودک باشد وجود نداشت و درنهایت به نمایش آثاری که پیش از این روی پرده سینما بودند، خلاصه شد.

نکته ششم: بحث حضور فیلم کوتاه و مستند در جشنواره فیلم فجر در حالی که هر دو خود صاحب جشنواره‌های بین‌المللی شناخته‌شده‌ای در ایران هستند، همواره یکی از نکات مهم و اساسی بوده که جای بحث داشته است. فیلم کوتاه از همان نخستین دوره‌های جشنواره فیلم فجر حضور داشته و چند سالی است که بحث بودن یا نبودن آن مطرح است. حتی در دوره‌ای فیلم‌های کوتاه و مستند از جشنواره فیلم فجر حذف شدند و پس از نامه‌نگاری‌های بسیار و درخواست اهالی فیلم کوتاه و مستند و پس از مناقشه‌های بسیار در این زمینه، بار دیگر در جشنواره فیلم فجر حضور یافتند، اما نکته حائز اهمیت این است که ظاهراً این آثار صرفاً به‌صورت فرمالیته در جشنواره حضور دارند. اختصاص سئانس آخر برای این آثار در سینمای رسانه، نداشتن نشست و قائل نشدن حق دفاع به صاحبان آثار از یک سو و نبود حق انتخاب برای صاحبان این آثار در مراسم قرعه‌کشی مانند بقیه فیلم‌ها و حتی هم‌زمانی اکران این آثار با سئانس اول در پردیس سینمایی چارسو که سینمای اصناف خانه سینما بود، باعث شد این بخش نادیده گرفته شود و آثار فیلم مستند و فیلم کوتاه از غافله رقابت برای جذب مخاطب با آثار داستانی بازبمانند. آثاری که در جشنواره‌های بسیاری حائز کسب مقام شده‌اند و جزو آثار منتخب و برتر جشنواره‌های خود بودند، حالا در مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور این‌گونه نادیده گرفته می‌شوند.

نکته هفتم: انتخاب پردیس سینمایی ملت بارها و بارها مورد بحث از سوی اهالی رسانه بوده است که این پردیس قابلیت این را ندارد که کاخ جشنواره باشد، از یک سو مسیر رسیدن به این پردیس و از سوی دیگر نداشتن امکانات کافی بارها و بارها مورد اعتراض اهالی رسانه قرار گرفته است. امسال با مشارکت موسسه تصویر شهر و همچنین شهرداری مشکل پارکینگ و سالن‌های پردیس به شکل ظاهری مرتفع شد، اما همچنان مشکلات اهالی رسانه پابرجا ماند. علاوه بر این مشکلات، دوری هنرمندان از اهالی رسانه و نبود فضای مناسب برای گفت‌وگو موجب شد تا جشنواره امسال نیز مانند سال‌های گذشته آن شور و شعفی را که باید داشته باشد در خود نبیند. جشنواره فیلم فجر در سال‌های گذشته و در دهه‌های گذشته همواره محلی بود برای تبادل آرا میان صاحبان آثار و هنرمندان و اهالی رسانه و منتقدان که حالا با این جداسازی، روزبه‌روز شکاف میان اهالی رسانه و هنرمندان بیش از گذشته می‌شود و شاید همین عامل موجب شده است تا امروز این دو قشر بجای این که کنار هم باشند در مقابل یکدیگر قرار گیرند، در صورتی که هردو عرصه به یکدیگر نیاز دارند و باید این تعامل دوسویه شکل بگیرد تا بتوان هنر و سینما را در کشور زنده و سرپا نگه داشت.

نکته هشتم: در ترکیب فیلم‌های جشنواره امسال نام جوانان در کنار بزرگان سینمای ایران دیده شد؛ فیلم‌اولی‌هایی که اگر اجازه حضور و ظهور و بروز به آن‌ها داده شود قطعاً خوش خواهند درخشید و این نکته غیرقابل کتمان است. سینمای ایران نیازمند هوای تازه است و این جوانان قطعاً می‌توانند خون تازه‌ای در رگ‌های سینما تزریق کنند، جوانانی که ایده‌های جدید دارند، نگاهشان بکر و تازه است و همسو با اتفاقات سینمای روز جهان پیش می‌روند. این نکته را می‌توان در آثار سینمای امسال دید. فیلم‌های بخش نگاه نو به‌قدری تازه و بکر هستند که انتخاب خوب از میان آن‌ها کار سختی است. هرچند در میان نام فیلم‌اولی‌ها نیز اسامی آشنای بسیاری دیده می‌شود، همچون سعید ملکان یا عباس امینی یا سالم صلواتی که بارها در سینمای بلند کار کرده‌اند، اما مشکل آیین‌نامه‌ای همچنان حرف اول را می‌زند و این بار مدیران هستند که باید بنشینند و برای معضلی به نام پروانه ساخت سینمایی و ویدئویی چاره‌اندیشی کنند.

نکته نهم: از دیگر نکات قابل توجه در جشنواره امسال آماده‌ نبودن تعدادی از فیلم‌های بخش سودای سیمرغ در زمان مشخص‌شده از سوی جشنواره بود که با وجود آن که روند تولید آن‌ها کامل نشده بود، جشنواره این فرصت و امکان را در اختیار صاحبان آثار قرار داد تا بتوانند فیلم‌های خود را به جشنواره برسانند. این در حالی است که جشنواره نام پنج فیلم را در بخش رزرو اعلام کرد که اگر چنانچه فیلمی تا سه روز به جشنواره نرسید، باید به ترتیب اولویت یکی از آن‌ها جایگزین فیلم نرسیده به جشنواره می‌شد که متأسفانه این بار نیز قوانین نقض شد. نگارنده این مطلب در نشست خبری جشنواره فیلم فجر که دو روز پیش از آغاز جشنواره برگزار شد از دبیر جشنواره این سؤال را پرسید که ظاهراً برخی فیلم‌ها هنوز آماده نیستند و به جشنواره نرسیده‌اند که آقای دبیر پاسخ داد تمام فیلم‌ها به‌موقع به جشنواره می‌رسند. با این حال، دو فیلم "روز صفر" به کارگردانی سعید ملکان و "خورشید" ساخته مجیدی پس از چند روز به گردونه رقابت افزوده شدند. در حالی که برگزارکنندگان جشنواره دو روز پس از آغاز این رویداد اعلام کردند فیلم "پسرکشی" ساخته محمدهادی کریمی جایگزین فیلم "خورشید" شده است، اما فیلم مجیدی نه‌تنها از گردونه رقابت کنار گذاشته نشد، بلکه درنهایت با دریافت پنج تندیس ازجمله تندیس بهترین فیلم، دست پر جشنواره را ترک کرد و این در حالی است که در حق "پسرکشی" اجحاف شد و این فیلم آن‌طور که باید در جشنواره امسال دیده نشد.

نکته دهم: و درنهایت باز هم بی‌نظمی در اختتامیه جشنواره فیلم فجر به‌وضوح دیده شد. بازهم برج میلاد و معضل حضور افرادی خارج از فضای هنر و رسانه باعث شد تا شب گذشته اختتامیه با بی‌نظمی هرچه تمام برگزار شود، اختتامیه‌ای که عوامل اصلی دو فیلم برتر جشنواره یعنی "خروج" ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا و "روز صفر" سعید ملکان در این آیین حضور نداشتند و عوامل "روز صفر" در حالی که پنج سیمرغ را از آن خود کردند صرفاً به دادن بیانیه‌ای در فضای مجازی اکتفا کرده کردند. آن‌ها در بیانیه‌ای نوشتند: "خواستیم در کنارِ مدیران فرهنگی قرار نگیریم که اصرار بر جا انداختن مسیری دارند که شایسته سینمای ایران نیست. مسیری که پر از باج‌دهی و تکریم کسانی ا‌ست که با پنجه کشیدن به ‌صورت سینما، باعث منفور شدن همکاران سینمایی، نزد مردم می‌شوند. با سپاس از داوران و احترام به انتخاب‌هایشان و با آگاهی از برنده شدن در ۵ رشته ترجیح دادیم در مراسمِ اختتامیه شرکت نکنیم تا برای آیندگان جوابی داشته باشیم که ما شریکِ این بی‌فرهنگی‌ها و ترویجِ رویه‌هایِ غلط نیستیم. سینما و مردم، تحریم شدنی نیستند". درنهایت اتفاقاتی که دی‌ماه ملتهبی را برای کشور رقم زد، مراسم اختتامیه‌ این دوره جشنواره فیلم فجر را نیز تحت تأثیر قرار داد. نمونه آن صحبت‌های محمدحسین مهدویان که پس از دریافت جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم "درخت گردو" گفت: "این فیلم درباره رنج پدران این سرزمین است. این جایزه را به همه پدران داغ‌دیده این سرزمین تقدیم می‌کنم، به درگذشتگان سال 98، از حوادث آبان گرفته تا هواپیمای اوکراینی. به کشته‌شدگان تشییع جنازه سردار سلیمانی در کرمان تقدیم می‌کنم که مظلوم واقع شدند و دو طرف تصمیم گرفتند آن‌ها را نبینند؛ این دوقطبی که مدتی است در کشور شکل گرفته است و ما از این دوقطبی بودن، رنج دیده‌ایم."

  • نویسنده :
  • منبع :