انیمیشن Thelma the Unicorn اثری بسیار ساده و کودکانه است که شاید بشود آن را برای بچههای سن پایین در نظر گرفت. اما در یک دید جدی برای مخاطبین جدی، Thelma the Unicorn اثری بسیار ضعیف، حوصله سر بر، شعاری، سطحی و بیش از حد ساده است که چه در بحث فرم و چه در بحث تکنیک ضعیف عمل کرده و عملا محتوا ندارد.
چارسو پرس: Thelma the Unicorn انیمیشن آمریکایی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی جرد هس و لین وانگ است. این انیمیشن موزیکال ماجراجویی توسط جارد و جروشا هس نوشته شده که در اصل اقتباسی سست و ضعیف از مجموعه کتابهای کودکان به همین نام نوشته آرون بلبی است. در این انیمشن آرون بلبی صداپیشگانی همچون بریتانی هاوارد، ویل فورته، جماین کلمنت، ادی پترسون فرد آرمیسن زک گالیفیاناکیس جان هدر و شاندرلا آوری حضور دارد. در کلامی بسیار ساده Thelma the Unicorn اثری بسیار کودکانه است و برای ما بزرگسالان هیچ لذتی ندارد.
همانطور که نوشتم Thelma the Unicorn اثری بسیار کودکانه است. کودکانه نه از این جهت که مثلا منِ بزرگسال اکنون زمخت شده و نمیتوانم از این فضاها لذت ببریم؛ نه کاملا هم برعکس من و امثال من همچنان با دیدن وال ای یا مثلا رالف خرابکار لذت فراوان برده و حتی حالمان خوب میشود. پس این انیمیشن از این جهت کودکانه نیست، بلکه از این جهت کودکانه است که هیچ فضای درست، چارچوبدار و جذابی ندارد. کودکانه از این جهت که تنها بچههای پنج شش ساله که هیچ درکی از فضای انیمیشن و سینما ندارند، میتوانند با Thelma the Unicorn ارتباط برقرار کنند. همین موضوع نیز از ضعف سازندگان است که متاسفانه از آثار درخشانی همچون شرک، پاندای کونگفوکارو هزاران شاهکار دیگر به آثاری این چنینی رسیدهام که برای من تحمل آن در یک دور تند هم سخت بود.
پس در همین ابتدا جبهه خود را علیه Thelma the Unicorn روشن میکنم. تلما اسب شاخدار اثری است کودکانه که اصلا نقد هم نمیطلبد. اگر در خانه کودکانه زیر مثلا هفت سال دارید، این اثر را برای او باز کنید. اما اگر دلتان نقد حرفهای میخواهد که بدانید چرا این انیمیشن بد است، با من همراه شوید.
نقد خود را از فضاسازی این انیمیشن آغاز میکنم. مهمترین ایراد داستان روایت و نحوه روایت درست است. داستان با تلما آغاز میشود و روایت در اصل POV اوست. یعنی داستان تنها چیزهایی را میتواند روایت کند که تلمان به نحوی در آن حضور داشته و اگر تلما در بخشی از داستان حضور ندارد، داستان هم نمیتواند در آنجا روایت شود. بر فرض مثال داستان در جاهایی که تلما حضور نداشت و تنها دوستان او حاضر بودند، روایت میشد! پس در اولین مرحله روایت داستان ایراد دارد. در مرحله دوم فضای انیمیشن بسیار دم دستی و ضعیف است. مثلا انسانها با حیوانات صحبت میکنند و دوستی دارند. چرا؟ این موضوع که در نوع خود مهم است به فرم نرسیده و متاسفانه قبول انسانها و حیوانات در یک فضا قابل درک نیست. از طرفی میزانسن بسیار دکوری است و به جز شخصیتهای اصلی روی جزئیات فضا (مثلا کوه و دشت) هیچ توجهی نشده است. Thelma the Unicorn بسیار سعی میکند اثرش را شاد و شنگول بکند اما برای اینکار تنها چند کمدی لحظهای به اثر اضافه کرده که سخت میشود با آنها از مخاطب یک خنده کوچک گرفت.
دومین مسئله کاراکترهاست که بیس اصلی اثر را شکل میدهند. در مرحله اول ما با تلما طرف هستیم. خوانندهای که گویا یک کرهاسب است و در مزرعه کار میکند. او رویای خواننده شدن در هالیوود را دارد اما کسی به او فرصت دیده شدن نداده است. برای همراه شدن با تلما نخست باید شخصیت او به درستی ساخته شده و مخاطب با او همراه میشد. اما در اصل هیچ چیزی از تلما ساخته نمیشود. نه خواننده بودنِ او و نه حتی علاقهاش به فضای موسیقی. مثلا در نیم پرده اول اصلا نمیشنویم که او خوانندگی کند؛ و این درحالی است که فیلم ادعا میکند تلما بیش از ده سال در این عرصه حضور داشته است!
از طرفی رد تلما نیز بسیار دکوری و مسخره است. او قبل از شروع به خواندن توسط داوران رد میشود و استدلال داوران نیز بسیار سطحی است. در اصل نقطه عطف اول جوری تنظیم شده است که صرفا مخاطب بحران هویتی تلما را درک کند. اما هیچ درک و استدلال و همراه شدنی در این صحنه نبود. چه بسا حتی به مقام داور هم توهین شد.
بعد از چند دقیقه تلما تبدیل به اسب شاخدار میشود. نحوه تبدیل او از اسب معمولی به اسب شاخدار هم بسیار سطحی و دم دستی است. رنگ به روی پاشیده شده و بدن تلما دقیقا صورتی و موهای او نقرهای استخوانی میشود! در واقع چنین میشود گفت که Thelma the Unicorn در یک روایت سریع و بیمنطق مخاطب را به درون داستانی هُل میدهد که جذابیت چندانی هم ندارد. در این میان هرچه کاراکتر سطحی و دم دستی که به ذهنتان برسد به درون داستان سنجاق شده و همهچیز در همان سطحی بودن باقی میماند.مسئله بعدی که شاید شما هم متوجه آن شدهاید، نقد Thelma the Unicorn از فضای هالیوود است. تلما اسب شاخدار در لحظه به لحظه اثرش سعی میکند هالیوود را پُر از لمپن، دزد، بیاستعداد و صرفا پُر از سلبریتیهایی نشان دهد که چهرهاند و هیچ هنری ندارند. قطعا این موارد دغدغه هنر دوستان است و به راستی تحمل فضای کنونی هالیوود و هر مکانی مثل آن، سخت است. اما Thelma the Unicorn در حدی نیست که بتواند این فضا را نقد بکند. در اصل نقد هم نیست، نشان دادن موقعیتی است که خودمان هم میدانید و جالبتر از همه اینکه امثال این انیمیشن از این فضا نان میخوردند و اگر این فضا نبود اصلا نباید اثری همچون Thelma the Unicorn ساخته میشد. از طرفی نقد نوعی دید رادیکال به سوژه نیز هست. مثل دوستانی که جامعه را نقد میکردند و جامعه دچار آشوب و عصیان میشد. اما کجاست چنین نقدی در Thelma the Unicorn؟ کسانی که این نقد را دیدند چه چیزی فهمیدند؟ چگونه باید با این موضوع در هالیوود برخورد کرد؟ راهحل چیست؟
موضوع بعدی در Thelma the Unicorn این است که میخواهد پیام مهمی را به بینندگان انتقال دهد: خودت باش! قطعا پیامی است مهم و سازنده. اما آیا این پیام به راستی به مخاطب انتقال داده میشود؟ صدق با خود که مسئلهای است بسیار سخت، آیا در Thelma the Unicorn ساخته شده است؟ پیام این انیمیشنها همچون رسانههای زرد انگیزشی است که فکر کردهاند میتوانند با یک نقل قول ساده انسانِ در بند امیال و محیط را نجات دهند. صرفا این پیامها تکانه لحظهای است که بعد از چند دقیقا از اتمام آن، فراموش میشود.
مسئله آخری که میخواهم درباره آن بنویسم موسیقی است. موسیقی عنصر اصلی Thelma the Unicorn است. اما هیچ رنگ و بویی از موسیقی و اجراهای شیرین در آن وجود ندارد. حتی دکوپاژ صدا هم بسیار بد است. مثلا در یک محیط معمولی، دکوپاژ، صدا را استودیویی کرده است که این موضوع به فرم اثر ضربه میزند. حتی بسیاری از جاها Thelma the Unicorn به مخاطب خود توهین میکند. مثلا اسبی وجود دارد که آروغ میزند و آروغ زدن او موسیقی است و مخاطب عاشق این موسیقی است! این دید سازنده بسیار توهینآمیز و حتی سطحی است که هم لذت موسیقی را کم کرده و هم ردپای موسیقی در خود اثر را کمرنگ میکند. پس چنین میشود گفت که Thelma the Unicorn از دید موسیقی هم چنگی به دل نمیزند و موسیقیهایش هم جذاب نیستند.در پایان چنین میشود گفت که انیمیشن Thelma the Unicorn اثری بسیار ساده و کودکانه است که شاید بشود آن را برای بچههای سن پایین در نظر گرفت. اما در یک دید جدی برای مخاطبین جدی، Thelma the Unicorn اثری بسیار ضعیف، حوصله سر بر، شعاری، سطحی و بیش از حد ساده است که چه در بحث فرم و چه در بحث تکنیک ضعیف عمل کرده و عملا محتوا ندارد. فضای آن بسیار ساده، دیالوگهای نامعقول، روایت نادرست و هزاران سوراخ دیگر در فیلمنامه و فضای کلی Thelma the Unicorn وجود دارد.
همانطور که نوشتم Thelma the Unicorn اثری بسیار کودکانه است. کودکانه نه از این جهت که مثلا منِ بزرگسال اکنون زمخت شده و نمیتوانم از این فضاها لذت ببریم؛ نه کاملا هم برعکس من و امثال من همچنان با دیدن وال ای یا مثلا رالف خرابکار لذت فراوان برده و حتی حالمان خوب میشود. پس این انیمیشن از این جهت کودکانه نیست، بلکه از این جهت کودکانه است که هیچ فضای درست، چارچوبدار و جذابی ندارد. کودکانه از این جهت که تنها بچههای پنج شش ساله که هیچ درکی از فضای انیمیشن و سینما ندارند، میتوانند با Thelma the Unicorn ارتباط برقرار کنند. همین موضوع نیز از ضعف سازندگان است که متاسفانه از آثار درخشانی همچون شرک، پاندای کونگفوکارو هزاران شاهکار دیگر به آثاری این چنینی رسیدهام که برای من تحمل آن در یک دور تند هم سخت بود.
سامورایی چشم آبی: شمشیر انتقام در دوران اِدو
پس در همین ابتدا جبهه خود را علیه Thelma the Unicorn روشن میکنم. تلما اسب شاخدار اثری است کودکانه که اصلا نقد هم نمیطلبد. اگر در خانه کودکانه زیر مثلا هفت سال دارید، این اثر را برای او باز کنید. اما اگر دلتان نقد حرفهای میخواهد که بدانید چرا این انیمیشن بد است، با من همراه شوید.
نقد خود را از فضاسازی این انیمیشن آغاز میکنم. مهمترین ایراد داستان روایت و نحوه روایت درست است. داستان با تلما آغاز میشود و روایت در اصل POV اوست. یعنی داستان تنها چیزهایی را میتواند روایت کند که تلمان به نحوی در آن حضور داشته و اگر تلما در بخشی از داستان حضور ندارد، داستان هم نمیتواند در آنجا روایت شود. بر فرض مثال داستان در جاهایی که تلما حضور نداشت و تنها دوستان او حاضر بودند، روایت میشد! پس در اولین مرحله روایت داستان ایراد دارد. در مرحله دوم فضای انیمیشن بسیار دم دستی و ضعیف است. مثلا انسانها با حیوانات صحبت میکنند و دوستی دارند. چرا؟ این موضوع که در نوع خود مهم است به فرم نرسیده و متاسفانه قبول انسانها و حیوانات در یک فضا قابل درک نیست. از طرفی میزانسن بسیار دکوری است و به جز شخصیتهای اصلی روی جزئیات فضا (مثلا کوه و دشت) هیچ توجهی نشده است. Thelma the Unicorn بسیار سعی میکند اثرش را شاد و شنگول بکند اما برای اینکار تنها چند کمدی لحظهای به اثر اضافه کرده که سخت میشود با آنها از مخاطب یک خنده کوچک گرفت.
دومین مسئله کاراکترهاست که بیس اصلی اثر را شکل میدهند. در مرحله اول ما با تلما طرف هستیم. خوانندهای که گویا یک کرهاسب است و در مزرعه کار میکند. او رویای خواننده شدن در هالیوود را دارد اما کسی به او فرصت دیده شدن نداده است. برای همراه شدن با تلما نخست باید شخصیت او به درستی ساخته شده و مخاطب با او همراه میشد. اما در اصل هیچ چیزی از تلما ساخته نمیشود. نه خواننده بودنِ او و نه حتی علاقهاش به فضای موسیقی. مثلا در نیم پرده اول اصلا نمیشنویم که او خوانندگی کند؛ و این درحالی است که فیلم ادعا میکند تلما بیش از ده سال در این عرصه حضور داشته است!
اهمیت انیمیشن Wall-E در فرهنگ عامه از نگاه جامعهشناسی
از طرفی رد تلما نیز بسیار دکوری و مسخره است. او قبل از شروع به خواندن توسط داوران رد میشود و استدلال داوران نیز بسیار سطحی است. در اصل نقطه عطف اول جوری تنظیم شده است که صرفا مخاطب بحران هویتی تلما را درک کند. اما هیچ درک و استدلال و همراه شدنی در این صحنه نبود. چه بسا حتی به مقام داور هم توهین شد.
بعد از چند دقیقه تلما تبدیل به اسب شاخدار میشود. نحوه تبدیل او از اسب معمولی به اسب شاخدار هم بسیار سطحی و دم دستی است. رنگ به روی پاشیده شده و بدن تلما دقیقا صورتی و موهای او نقرهای استخوانی میشود! در واقع چنین میشود گفت که Thelma the Unicorn در یک روایت سریع و بیمنطق مخاطب را به درون داستانی هُل میدهد که جذابیت چندانی هم ندارد. در این میان هرچه کاراکتر سطحی و دم دستی که به ذهنتان برسد به درون داستان سنجاق شده و همهچیز در همان سطحی بودن باقی میماند.مسئله بعدی که شاید شما هم متوجه آن شدهاید، نقد Thelma the Unicorn از فضای هالیوود است. تلما اسب شاخدار در لحظه به لحظه اثرش سعی میکند هالیوود را پُر از لمپن، دزد، بیاستعداد و صرفا پُر از سلبریتیهایی نشان دهد که چهرهاند و هیچ هنری ندارند. قطعا این موارد دغدغه هنر دوستان است و به راستی تحمل فضای کنونی هالیوود و هر مکانی مثل آن، سخت است. اما Thelma the Unicorn در حدی نیست که بتواند این فضا را نقد بکند. در اصل نقد هم نیست، نشان دادن موقعیتی است که خودمان هم میدانید و جالبتر از همه اینکه امثال این انیمیشن از این فضا نان میخوردند و اگر این فضا نبود اصلا نباید اثری همچون Thelma the Unicorn ساخته میشد. از طرفی نقد نوعی دید رادیکال به سوژه نیز هست. مثل دوستانی که جامعه را نقد میکردند و جامعه دچار آشوب و عصیان میشد. اما کجاست چنین نقدی در Thelma the Unicorn؟ کسانی که این نقد را دیدند چه چیزی فهمیدند؟ چگونه باید با این موضوع در هالیوود برخورد کرد؟ راهحل چیست؟
موضوع بعدی در Thelma the Unicorn این است که میخواهد پیام مهمی را به بینندگان انتقال دهد: خودت باش! قطعا پیامی است مهم و سازنده. اما آیا این پیام به راستی به مخاطب انتقال داده میشود؟ صدق با خود که مسئلهای است بسیار سخت، آیا در Thelma the Unicorn ساخته شده است؟ پیام این انیمیشنها همچون رسانههای زرد انگیزشی است که فکر کردهاند میتوانند با یک نقل قول ساده انسانِ در بند امیال و محیط را نجات دهند. صرفا این پیامها تکانه لحظهای است که بعد از چند دقیقا از اتمام آن، فراموش میشود.
نقدها و نمرات انیمیشن «گرانبهاترین محموله»؛ ضعیف و کممایه
مسئله آخری که میخواهم درباره آن بنویسم موسیقی است. موسیقی عنصر اصلی Thelma the Unicorn است. اما هیچ رنگ و بویی از موسیقی و اجراهای شیرین در آن وجود ندارد. حتی دکوپاژ صدا هم بسیار بد است. مثلا در یک محیط معمولی، دکوپاژ، صدا را استودیویی کرده است که این موضوع به فرم اثر ضربه میزند. حتی بسیاری از جاها Thelma the Unicorn به مخاطب خود توهین میکند. مثلا اسبی وجود دارد که آروغ میزند و آروغ زدن او موسیقی است و مخاطب عاشق این موسیقی است! این دید سازنده بسیار توهینآمیز و حتی سطحی است که هم لذت موسیقی را کم کرده و هم ردپای موسیقی در خود اثر را کمرنگ میکند. پس چنین میشود گفت که Thelma the Unicorn از دید موسیقی هم چنگی به دل نمیزند و موسیقیهایش هم جذاب نیستند.در پایان چنین میشود گفت که انیمیشن Thelma the Unicorn اثری بسیار ساده و کودکانه است که شاید بشود آن را برای بچههای سن پایین در نظر گرفت. اما در یک دید جدی برای مخاطبین جدی، Thelma the Unicorn اثری بسیار ضعیف، حوصله سر بر، شعاری، سطحی و بیش از حد ساده است که چه در بحث فرم و چه در بحث تکنیک ضعیف عمل کرده و عملا محتوا ندارد. فضای آن بسیار ساده، دیالوگهای نامعقول، روایت نادرست و هزاران سوراخ دیگر در فیلمنامه و فضای کلی Thelma the Unicorn وجود دارد.
https://teater.ir/news/61660