هوشنگ گلمکانی: ناصر تقوایی، سینماگر عزیز و ارجمند و توانای ما که همین معدود آثارش برای اعتبار بخشیدن به کارنامه چند سینماگر کفایت میکند، با سکوت و لجاجت رویاگونهاش متاسفانه دوستدارانش و گنجینه فرهنگ و سینمای این سرزمین را از چند اثر فاخر و ماندنی محروم کرده است.
بیشتر بخوانید: مطالب و اخبار سینمای ایران
این نوع یکدندگی در برابر پدیده مذموم سانسور البته خیلیها را – بهخصوص جوانان ناراضی که حتی دغدغهشان سینما و سانسور نیست -خوش میآید، اما در این لجاجت رویایی و فانتزیک نوعی عدم واقعبینی وجود دارد که حاصلش سکوت و بیعملی است. هیچ هنرمند و مخاطبی بدش نمیآید که سانسور از بیخ و بن برچیده شود. گفتن اینکه همه جا کموبیش سانسور (حتی اگر نه لزوما از سوی حاکمیت، بلکه از سوی سرمایه، رسانه، افکار عمومی یا منابع دیگر قدرت) وجود دارد، در این اوضاع پر از سوءتفاهم و دوقطبی کنونی ممکن است به طرفداری از سانسور تعبیر شود که تعبیر خطرناکی است و میتواند منجر به بهکار افتادن منجنیقهای قلعه سنگباران شود. اما با دریغ و حسرت میتوان گفت که هنرمند در شرایط دشوار سانسور هم باید بتواند راهی برای عبور از موانع پیدا کند. در سرزمینهایی مثل اینجا، هیچوقت آن شرایط کاملا آزاد مهیا نخواهد شد. در طول تاریخ، برخی هنرمندان کشورهای مختلف که آزرده از محدودیتها و سانسور بودهاند مهاجرت را انتخاب کردند که هرچند تعدادی از آنان توانستند به شکلی فرایند آفرینندگی را ادامه بدهند، اما هیچگاه آزادی مطلق (از همه جهات) را به دست نیاوردند. بنابراین حتی چنین پیشنهادی هم به تقوایی نمیکنیم.
بیشتر بخوانید: ناصر تقوایی؛ یک آدم زیادی ؟!
ناصر تقوایی، سینماگر عزیز و ارجمند و توانای ما که همین معدود آثارش برای اعتبار بخشیدن به کارنامه چند سینماگر کفایت میکند، با سکوت و لجاجت رویاگونهاش متاسفانه دوستدارانش و گنجینه فرهنگ و سینمای این سرزمین را از چند اثر فاخر و ماندنی محروم کرده است. این هم میشود یکی از موارد فهرست طولانی حسرتهای ما.
https://teater.ir/news/62967