کدام فیلمهای ابرقهرمانی این ژانر را به سمت افقهای تازه هدایت کردند؟ ما در این مطلب به معرفی 10 تا از مهمترین فیلمهای کمیک بوکی میپردازیم.
1. فیلم Superman (1978)

چنین قماری در نهایت نه تنها برادران وانر را برنده بازی کرد، بلکه سینما به جهت دیگری حرکت کرد و از حالت رو به افول خود در آمد. این فیلم با فروش 300 میلیون دلاری راه را برای ورود فیلمهای کمیک بوکی به سینما باز کرد.
فیلم سوپرمن با کارگردانی ریچارد دانر تبدیل به یک فیلم ابرقهرمانی مدرن شد که خروجی آن یک اثر به یاد ماندنی با هنرنمایی بی نظیر کریستوفر ریو شد.
2. فیلم Blade (1998)

وسلی اسنایپس که برجسته ترین نقش او در همین فیلم بود، توانست با بخشیدن چند وجه به شخصیت بلید، او را تبدیل به یک نسخه موفق از اقتباس آثاری مارولی کند. این فیلم با بودجه 40 میلیون دلاری توانست 131 میلیون دلار فروش کند.
به قدری این فیلم بازخورد بالایی در بین مخاطبان داشت که خیلیها وجود آن را عامل خلق شدن دنیای سینمایی مارول و شاهکارهای مارولی میدانند. در همان سال 1998 بود که مخاطبان نیازشان را به فیلمهای ابرقهرمانی شناختند و اینکه چقدر این سبک فیلمها میتواند آنها را سرگرم کند. تهیه کنندگان این موضوع را دریافتند و سرمایههای خود را وارد دنیای ابرقهرمانی کردند.
3. فیلم X-Men (2000)

ظاهرا همه چیز برای ساختن این فیلم آماده بود؛ انیمیشن ایکس من بازخورد خوبی از تماشاگران گرفت همچنین فیلم بلید ثابت کرد تا مخاطبان سینما بیشتر از قبل به اقتباسهای کمیک بوکی بازخورد نشان میدهند. اما حضور یک تیم ابرقهرمانی که هر کدام قدرت خاصی داشتند و نشان دادنش روی پرده هزینه بسیاری میبرد میتوانست به فروش بالایی برسد؟
برای همین تمرکز عمده خالقان روی شخصیتها رفت. شخصیت پردازی هر یک از اعضا به طوری طراحی شد که انگار هر کدام نمادی از ویژگیهای انسانی است. با اکران این فیلم و فروش بسیار بالایش، باری دیگر فیلمهای ابرقهرمانی نشان داد که صرفا یک ژانر سرگرم کننده برای کودکان نیست؛ بلکه همه سنین میتوانند با شخصیتهای عمیق آن ارتباط برقرار کنند.
بیشتر بخوانید: معرفی انتشارات ورتیگو؛ ناشر کمیک بوکهایی که صنعت فیلم و سریال را دگرگون کردند
4. فیلم Spider-Man (2002)

این فیلم درست زمانی کار تولید را آغاز کرد که جلوههای ویژه و CGI راه خودش را در سینما پیدا کرد و توانست یک تجربه سینمایی ابرقهرمانی را به تصویر بکشد. به حدی که اهمیت آن در حد و اندازه فیلمبرداری و تدوین رسید و تهیه کنندگان واقعا بودجه زیادی برای CGI در اختیار سازندگان قرار میذاشتند. یکی دیگر از دستاوردهای فیلم مرد عنکبوتی سم ریمی، ورود خانواده به سینما و بالابردن مفهوم آن در فیلمهای ابرقهرمانی بود.
سونی با اعتماد به سبک خاص فیلمسازی سم ریمی و همچنین دادن دسترسی لازم برای شکوفا کردن خلاقیتش، توانست یکی از بهترین فیلمهای ابرقهرمانی را بسازد که تاثیر بزرگی روی فیلمهای مارولی 20 سال بعد گذاشت.
5. فیلم Iron Man (2008)

میتوان اینگونه برداشت کرد که مرد عنکبوتی 2002 طرح اولیه دنیای سینمایی مارول بود؛ اما فیلم ایرون من، بنیانگذار آن شد. مسیر فیلمهای آینده مارول با این فیلم کاملا مشخص شد. فایگی چارپوب و قوانینی برای این دنیا خلق کرد مثل عناصر کمدی، سفر قهرمان، وجود یک شخصیت مربی و عناصر مارولی دیگر.
با فروش 586 میلیون دلاری فیلم مرد آهنی، راه ابرقهرمانان دیگر از صفحات کمیک به دنیای سینمایی مارول باز میشود. هر کدام با حضورکوتاهی در فیلمهای دیگر، زمینه ساخته شدن فیلم مستقل خود را فراهم کردند. اگر الان دنیای سینمایی مارولی را شاهد هستید که چندین فاز دارد، به دلیل قمار بزرگ فایگی برای فیلم آیرون من است.
6. فیلم (The Dark knight (2008

این فیلم طنز و حالت کمدی دنیای ابرقهرمانی را کنار گذاشت و مسائل مهمتر و بنیادیتری را در بستر ابرقهرمانی ارائه داد. فیلم شوالیه تاریکی فضایی جدی و بالغتر از مارول ایجاد کرد تا هنر در قالب ژانر ابرقهرمانی بیشتر خودش را نشان دهد.
وجود اسم کریستوفر نولان به عنوان کارگردان این فیلم، باعث شد مخاطبان بیشتری با سنین بالاتر به دیدن این فیلم بیایند. بنابراین خارج از فضای تجاری که فیلم داشت، هنر نیز در قالب آن دیده میشد و مخاطبان میتوانستند در طول فیلم به درونمایه ارزشمند و عمیق آن فکر کنند.
فیلم شوالیه تاریکی اولین فیلم اقتباسی از کمیک بوک دی سی بود که توانست جوایز مهمی را در سینما بگیرد، از جمله اسکار بهترین بازیگری برای حیث لجر. جوکر حیث لجر در این فیلم تبدیل به یک شخصیت نمادین در بین همه آنتاگونیستها شد. این شخصیت الهام بخش دنیای آنتاگونیستهای آینده مثل آنچه در فیلمهای دنیای سینمایی مارول میبینیم شد.
دستاوردهای نولان با این فیلم خیلی بیشتر از یک موفقیت در دنیای سینمایی ابرقهرمانی است. او مرزهای فیلمبرداری را در این فیلم به Imax رساند؛ چیزی که بعدا شد یکی از عوامل تجاری یک فیلم. همچنین فیلم شوالیه تاریکی هم از نظر اجتماعی، هم فرهنگی و هم فیلمسازی، تغییر و تحول بزرگی ایجاد کرد.
7. فیلم The Avengers (2012)

پس از چند تغییر بزرگ و بنیادی در 20 سال گذشته ژانر ابرقهرمانی، انتقام جویان یک برد بزرگ و نقطه مهمی برای گیشه بود. از این فیلم به بعد، امنیت گیشه با فیلمهای ابرقهرمانی مارول تا مدت طولانی تامین شد.
بهترین عناصر MCU در این فیلم قرار گرفت و توانست مردم را به این دنیا وابسته کند. شوخیها، ترکیب قدرتها، لحظات تنش زا و دیالوگهای به یاد ماندنی، توانستند مخاطبان را مشتری ثابت خود برای فیلمهای بعدی کنند.
این فیلم لحظاتی را خلق کرد که هیچ استودیو فیلم سازی تا قبل از آن سراغش نمیرفت و حتی به آن فکر هم نمیکرد. لحظات جادویی که مخاطب را متعجب و حیرت زده میکند. قرار گرفتن چنین عناصری کنار هم باعث فروش 1.5 میلیارد دلاری این فیلم شد و سینما و گیشه را از آن خود کرد. در همین سال بود که قرار گرفتن کارکترهای ابرقهرمان کنار هم باعث شد تا دوران فیلمهای کارکتر فروش رونق بگیرد و دوران فیلمهای بازیگر فروش تمام شود. انتقام جویان، به خصوص این فیلم در سال 2012، باعث شد تا هالیوود برای همیشه متحول شود.
بیشتر بخوانید: ده اقتباس سینمایی برتر از کمیک بوکها که هیچ ربطی به ابرقهرمانان DC و مارول ندارد
8. فیلم Wonder Woman (2017)

جنبش سینمایی Me too در همین سال بود که آغاز شد. سالی که بیشترین نابرابری بین زن و مرد در سینما حس میشد. این مخاطبان را خشمگین کرده بود و آنها از بی عدالتی پشت و جلوی دوربین خسته شده بودند. فیلم واندر وومن دروازه ورود زنان ابرقهرمان را به سینما باز کرد و مخاطبان را به آرزوی همیشگیشان رساند.
پیش از این فیلمهایی که ابرقهرمانان زن داشتند را دیده بودیم اما همیشه این حس نابرابری وجود داشت و همچنین توسط یک مرد کارگردانی شده بود. اما wonder woman درست در زمانی که جنبشهای رو به رشد تبعیض جنسیتی وجود داشت اکران شد. یک فیلم زنانه که نماینده این جنبش شد. چه موفقیتی بزرگتر از این که یک فیلم ابرقهرمانی نماینده جنبش زنان شود؟
9. فیلم spider-man: Into the Spider-verse (2018)

روایت spider-verse به قدری عمیق بود که نه تنها روی مسئله تجاری تاثیر مارول تاثیر گذاشت، بلکه از نظر فلسفی و اجتماعی نیز مفاهیمی وجودی مهمی از جمله "قدرت بزرگ مسئولیت بزرگی دارد" را به مخاطبان ارائه داد تا صرفا یک فیلم سرگرم کننده ابرقهرمانی نباشد.
یکی دیگر از عناصر جدیدی که در این انیمیشن وجود داشت، حالت کمیک بوکی آن بود. در واقع درست مثل یک کمیک بوک ساخته شده بود و کیفیت آن حالت جذاب صفحات کتاب مصور را داشت. انیمیشن اسپایدرمن توانست انقلاب بزرگی در انیمیشن سازی و فیلمهای مارولی بعد از خود ایجاد کند. همین که تا امروز فیلمهای مولتی ورسی در حال ساخت است، از عوامل موفقیت اسپایدرورس است.
10. فیلم Avengers: Endgame (2019)

همانطور که گفته بودیم انتقام جویان 2012 یک آرزوی بزرگ بود که به حقیقت پیوست و پایان بازی اوج این آرزو بود. فکر کنید چندین ابرقهرمان مختلف از فیلمهای مستقل خودشان همگی دور هم جمع شدند تا بر علیه یک تهدید بزرگ که باعث شده جان همه در خطر باشد مبارزه کنند.
فیلم پایان بازی برای یک دوران کوتاه پس از انتشار موفق ترین باکس آفیس در تمام دوران سینما بود. اما این موفقیت صرفا در فروش و باکس آفیس نبود. بلکه روح جدیدی به سینما و هالیوود بخشید. اینکه مردم در یک سالن سینما برای دیدن مفاهیم قهرمانی و اخلاقی دور هم جمع میشوند و قهرمانهای خود را تشویق میکنند تا نیروی مخالف و شیطانی را شکست دهد. این همان چیزی بود که آیرون من 2008 مقدمه چینی کرده بود و با Endgame به اوج رسید. اوجی که شاید فعلا تا سالهای آینده در فیلمهای ابرقهرمانی شاهد نباشیم.
https://teater.ir/news/64201