چارسو پرس: این سه اپیزود که در ایالت نیویورک، دوبلین و پاریس روایت میشوند، حول محور یک جفت خواهر و برادر بزرگسال میچرخند. در حالی که در دو اپیزود اول، فرزندان تعاملاتی تا حدودی دشوار با والدین خود دارند، در بخش سوم (پاریس)، دوقلوهای خواهر و برادر تنها خاطرات والدین متوفی خود را مرور میکنند.
لباسهایی که توسط بازیگرانی چون آدام درایور، کیت بلانشت و شارلوت رمپلینگ پوشیده شده، در ظاهر وسایلی روزمره به نظر میرسند، اما کاترین جورج، طراح لباس فیلم، توضیح میدهد که تمامی قطعات دیدهشده در تصویر حتی هودی بسیار معمولی تام ویتس توسط خانه مد نمادین فرانسوی، «سن لوران» (Saint Laurent) که حامی مالی فیلم نیز بوده، ساخته شده است.
ایده تم رنگی زرشکی از خودِ جارموش نشأت گرفته است؛ کسی که جورج دربارهاش به شکلی معماگونه میگوید: «در چند سال اخیر، او رنگها را به شیوهای متفاوت میبیند. قرمز به طور خاص برای او متفاوت از گذشته به نظر میرسد.»
کاترین جورج میگوید: «جیم خیلی زود درباره فیلم با من تماس گرفت. او گفت ما این فیلم را داریم که در نیویورک، دوبلین و پاریس فیلمبرداری میشود. من اهل ایرلند هستم و فیلمبرداری در خانه و همچنین در پاریس فوقالعاده بود.»
او ادامه میدهد: «سپس جیم گفت که اوضاع کمی پیچیده است، زیرا YSL (سن لوران) با ما همکاری خواهد کرد، اما من میخواهم تو لباسها را طراحی کنی. ما از برخی قطعات موجود آنها که با شخصیتها همخوانی دارد استفاده میکنیم، اما اگر مناسب نبودند، تو آنها را طراحی میکنی.»
جورج که چندین بار با بونگ جون هو همکاری کرده و امسال فیلم «بمیر، عشق من» (Die, My Love) را نیز در کارنامه دارد، پیشتر در فیلمهای «مردهها نمیمیرند» و «پترسون» با جارموش همکاری داشته است. در ادامه، او جزئیات کمد لباس هر اپیزود را تشریح میکند.

بخش اول: پدر
تام ویتس نقش پدری منزوی و عجیب را بازی میکند که در خانه روستاییاش در نیویورک، مورد بازدید پسر محتاط و سنتیاش (با بازی آدام درایور) و دخترش (ماییم بیالیک) قرار میگیرد. سبک پوشش درایور و بیالیک آینه یکدیگر است؛ هر دو کتهای محافظهکارانه روی ژاکتهای زرشکی پوشیدهاند، در حالی که ویتس یک هودی زیپدار معمولی به تن دارد.
جورج میگوید لباسهای درایور «تفاوت چندانی با لباسهای واقعی خودش نداشت.» اما شخصیت تام کمی پیچیدهتر بود؛ زیرا او در یک کلبه زندگی میکند و خود را به عنوان پدری بیپول نشان میدهد. برای ویتس، آنها ابتدا فکر میکردند که او باید یک روبدوشامبر یا پیژامه بپوشد.
جورج به یاد میآورد: «وقتی رسیدیم، او یک هودی پوشیده بود. بنابراین ما از پیژامههایی که برایش ساخته بودیم استفاده کردیم و من گفتم بیا هودی خودت را هم با آن امتحان کنیم. او اینگونه بیشتر شبیه شخصیت بود، راحتتر و طبیعیتر.» البته، حتی آن هودی کدر هم یک آستر زرشکی ظریف دریافت کرد.
در پایان این بخش، وقتی تام برای بیرون رفتن کتوشلوار میپوشد، جورج میگوید: «ساختن یک کتوشلوار بسیار زیبا با آن رنگ خاص لذتبخش بود و من کفشهایش را واقعاً دوست داشتم. او کفشهای لژدار (creepers) پوشید، شبیه همانهایی که در زندگی واقعی میپوشد، بنابراین ما یک جفت زرشکیرنگ ساختیم که به طرز باورنکردنی زیبا بودند.»

بخش دوم: مادر
در اپیزود دوم، کیت بلانشتِ مبادی آداب و ویکی کریپسِ رها و سرکش، بازدید سالانه خود را از مادر رماننویس و سختگیرشان، شارلوت رمپلینگ، در خانهاش در دوبلین انجام میدهند. شخصیتهای متمایز این سه نفر در کمد لباسشان کاملاً مشهود است.
شخصیت رمپلینگ با کنایه به وضعیت موجود میگوید: «به نظر میرسد ما به طور تصادفی از نظر رنگی با هم هماهنگ شدهایم! چقدر خجالتآور!»
شخصیت ویکی کریپس با موهای صورتی و یک کت خز مصنوعی پفدار روی ژاکت قرمز طرحدار، به گفته جورج «کمی اهل مهمانی» است، هرچند او هم در حال نمایش دادن است و احتمالاً آن اینفلوئنسر موفقی که ادعا میکند، نیست.
شخصیت بلانشت صراحتاً عصبی و سختگیر است که این موضوع بلافاصله با پوشیدن یک پیراهن آکسفورد روی یقه اسکی زرشکی سیگنال داده میشود. جورج میگوید: «یک ژاکت کاملاً قرمز بیش از حد زیاد بود، اما پوشیدن پیراهن روی آن، به نسخه "دکمهدار و محتاط" او کمک کرد.»
جورج میافزاید حتی قطعات سن لوران هم نیاز به "کهنهکاری" داشتند تا ظاهری استفادهشده پیدا کنند: «برای من آزاردهنده است وقتی چیزی را میبینم که بیش از حد نو به نظر میرسد، اگر شخصیت از آن نوع آدمها نباشد. هودی تام، گرمکن و پیژامههایش، همگی فرآیند شستشو و کهنهکاری را طی کردند.»

بخش سوم: خواهر، برادر
در بخش پایانی، خواهر و برادری با بازی ایندیا مور و لوکا سابات، در پاریس به سمت آپارتمان خالی والدین متوفی خود رانندگی میکنند. آنها به همان اندازه که خواهر و برادرهای دیگر خشک بودند، ناتورالیستی و رها هستند.
جورج میگوید: «آنها دوقلو هستند و نوعی سیستم پیامرسانی ذهنی دارند و ژاکتهای موتورسواریشان، با وجود اینکه دو نسخه متفاوت هستند، کاملاً مشابهاند.»
هرچند تم رنگی در اینجا به وضوح بخشهای قبل نیست، اما شخصیت ایندیا یک تاپ قرمز میپوشد که بر اساس لباسی بود که خودِ جورج مالک آن بود اما در نسخهای که سن لوران طراحی کرده بود. در مورد شخصیت سابات، آنها تصمیم گرفتند او را با یک تیشرت سفید کلاسیک نگه دارند تا شبیه یک شخصیت نمادین سینمایی باشد.
جورج پس از کار بر روی فیلمهای فانتزی مانند «میکی ۱۷» و «برفشکن»، میگوید کار با سن لوران تغییر سرعت خوشایندی بود: «من در طراحی مد آموزش دیدهام، بنابراین ترکیب لباسهای سینمایی و مد بسیار خوب بود.»



