در این گزارش به بررسی بازیگرانی که جشنواره فیلم فجر سبب تغییر مسیر بازیگریشان شد و بازیگرانی که برای اولینبار در جشنواره فیلم فجر دیده شدند؛ پرداخته شد. بازیگران دیگری نیز هستند که در جشنواره فیلم فجر طی سالیان مختلف برگزاری این رویداد سینمایی شناختهتر شدند.
ساختمان قدیمی اداره برنامههای تئاتر بیش از یک دهه است که تبدیل به مخروبه شده و به جای اینکه بازسازی و تبدیل به مکانی برای تئاتریها شود، این روزها انبار نگهداری مصالح ساختمانی است.
مرور ساده وضعیت و شیوه گردش قدرت در خانه تئاتر نشان میدهد چرا این تشکیلات بعد از 22 سال موفق به اجرای قابل اعتنای بندهای چهاردهگانه «موضوع فعالیتها»ی مندرج در اساسنامهاش نشده و موضوع انتخاب مدیرعامل را به صنف سینما باخته است.
شامگاه پنجشنبه، ۱۱ اسفند ۱۴۰۱ چهارمین «جشنواره نمایش کَل گراش» با حکم دادستان گراش (شهری در جنوب استان فارس) در میانه راه متوقف شد. در دستور دادستانی اشارهای به دلیل تعطیلی جشنواره نشده هرچند شنیدهها حاکی از آن است که ایرادات وارده به حجاب تماشاگران، موجب صدور این حکم شده است.
رضا سرور: «این میزان دموکراسی که در اجراهای متاخر مشاهده میشود، هرگز در سنتهای تئاتر ایران دیده نشده است. به نظر من این شهامت، امروز از بیرون، جامعه و ارتباط با تئاتر جهان به تئاتر ما تزریق میشود.
مدیران سالنهای خصوصی و دولتی امروز توانایی برقراری ارتباط موثر با هنرمندان با استعداد و موثر، ایجاد امکانات مورد نیازِ آنها برای اجرا، برنامهریزی مناسب با هدف درآمدزایی و البته دریافت حق اساسی خود از محل بودجه عمومی کشور را ندارند. با وجود فشار رو به فزونی انواع شوراهای نظارت که به چشمپوشی و انصراف هنرمندان جریانساز (نمایشنامهنویس، کارگردان، بازیگر، برنامهریز، طراح صحنه و ...) منجر شده، نمیتوان کاستیهای مدیریتی مجموعههای خصوصی و دولتی را در به وجود آمدن این غیاب و کنارهگیری بیتاثیر دانست
براساس مصوبه مورد اشاره، موانع قطعی دریافت مجوز اجرای آثار نمایشی 14 مورد است، درحالی که با مراجعه به فرمِ معروف به «سه برگی» درخواست اجرای نمایش مصوب «شورای ارزشیابی و نظارت اداره کل هنرهای نمایشی»! شما با 16 مورد مواجه میشوید و البته تغییرِ بعضی واژهها که ماهیت و بارِ حقوقی دارند.
سال 1389 رومئو کاستلوچی، کارگردان شناخته شده ایتالیایی که نامش مساوی است با اجراهای آوانگارد و تصاویر خیرهکننده روی صحنه، به ایران سفر کرد. به یک اعتبار میتوان گفت کاستلوچی یعنی تاریخ زنده هنر جهان؛ نمادِ ایتالیا مثل فللینی و ماستریانی. وقتی زمزمههای برگزاری کارگاه آموزشیاش با عنوان «کارگردانی تئاتر» مطرح شد، بسیاری اهالی نمایش باور نکردند، اما برپایی این کارگاه آموزشی در مدت برگزاری جشنواره تئاتر آرزوی بسیاری از کارگردانهای تئاتر ایران را برآورده کرد.
پژوهش فوکو به ما نشان میدهد زندگی دانشآموزان، سربازان، بیماران و زندانیان در معرض مراقبت و نظارت و تهیه گزارش قرار میگیرد و رفتار بهنجار مورد تشویق و رفتار نامطلوب با اقدامات مجازاتی مواجه میشود. هدف غایی مراقبت و نظارت و انضباط، بهنجار ساختن فرد و از میان بردن بی انضباطیهای اجتماعی و روانی و سرانجام تربیت انسانهایی مطیع و سودآور در جامعه است. آیا تئاتر از یونان باستان تا امروز جز بازنمایی انسان به خودش و تبدیل امر نامطلوب به مطلوب چیز دیگری در سر پرورانده؟
رامین پرچمی، جریانها و افرادی را که خواهان تحریم تئاتر هستند به ضدیت با تئاتر، هنر و تجمعات فرهنگی متهم کرده و میگوید که از منظری دیگر نیز مخالف تعطیلی تئاتر است: «تئاتر شغل ماست، اما حتی اگر این را هم کنار بگذاریم، باز اصرار دارم که تئاتر بهعنوان محل اجتماع مردم نباید تعطیل شود.»
رسانهها همچنان منتظر انتشار گزارشهای هفتگی تعداد تماشاگران سالنهای دولتی، در بازه زمانی مهر، آبان، آذر و هفته ابتدایی دی ماه 1401 هستند. ماههایی که دو برابر شدن حمایت مالی منجر به حضور نمایشهای باکیفیت روی صحنه نشد
تکنولوژی، تواناییهای تئاتر را به طرق مختلف افزایش داده است. از طراحی صحنه گرفته تا خود اجرا، فناوری اکنون در اکثر تولیدات نمایشی نقش بهسزایی ایفا میکند. چه کمک کند صدای بازیگر به همه مخاطبان برسد و چه به طراح صحنه برای ایجاد پسزمینهها و فضاهای خیرهکننده یاری برساند، فناوری تأثیر غیرقابل انکاری دارد. همان طور که در مورد تاثیر تکنولوژی در تاریخ تئاتر اطلاعات کسب میکنید، دانستن این نکته که تئاتر پیش از تکنولوژی چگونه بوده، تاثیر فناوری بر تولید تئاتر و برخی روابطی که زمینههای رشد تکنولوژیک صحنه را به وجود آورده، مفید است.
فیلم-تئاترها در زمانی که شروع به تهیه و پخش شدند، قرار بود تنها وسیلهای برای ماندگار شدن یک نمایش باشند و امکانی برای تماشاگران تا بعد از پایان اجراهای یک نمایش هم بتوانند آن را تماشا کنند. اما از دو سال پیش کارکرد کاملا جدیدی پیدا کردند: پر کردن جای خالی تماشاگر
حوزه تئاتر معلولان که از آن با قید «پاراتئاتر» نیز یاد میشود، در ایران یک قرن سابقه دارد! سابقهای که در قیاس با دیگر کشورهای منطقه و حتی قاره آسیا بسیار عمیق است؛ اما در زمانه اخیر کمتر میتوان آن جریان، شور و حرارت را در حوزه تولیدات تئاتری با محوریت جامعه معلولان رصد کرد.
میرزاده عشقی را امروز به عنوان یکی از سردمداران ادبیات نمایشی کشورمان میشناسیم که با نوشتن متنهای نمایشی، یک گام برای پیش بردن این هنر نوپا در کشورمان برداشته است. او چند نمایشنامه کوتاه نوشته است که مهمترین آنها عبارتند از: اپرای «رستاخیز سلاطین ایران در خرابههای مداین»، اپرت «بچه گدا و دکتر نیکوکار»، «حلواءالفقراء، جمشید ناکام». از این جمله میتوان به نمایشنامه «داستان بیچارهزاده» نیز اشاره کرد.
رویای پسربچه مورد نظر ما این نبود که گُل بزند و از تشویق تماشاگران کیفش کوک شود. نه! ماجرا جور دیگری بود . او دلش میخواست دروازهبان باشد و به تنش پیچ و تاب بدهد و توپ را بگیرد که وارد دروازه نشود. این پسربچه که نامش علی رفیعی است، اما بعدتر یکی از مهمترین هنرمندان تئاتر کشور شد.
زاهد: «بالاخره صنف کارگردانان تئاتر ایران تصمیم گرفت برای روز چهارشنبه بیست و پنجم آبان در خانه هنرمندان، جلسهای همگانی بگذارد و برای این کار پوستری هم درست کردهاند... جامعه ایرانی، از اتفاقات اخیر و تلاطمهای حاصل از آن وضعیتی پیدا کرده است که برای خیل عظیمی از بازیگران و هنرمندان تئاتر این سوال مطرح شده است که با تغییر و تحولی که در جامعه پیش آمده (حداقل در کلانشهر تهران) میبینیم و هم در روزنامه و مجلات و گفتوگوهای دنیای کاغذی و مجازی میخوانیم، جایگاه تئاتر کجاست و کجا میتواند باشد؟
قدری به عقب، به پنجم شهریورماه بازگردیم؛ جایی که اداره کل هنرهای نمایشی در هفته دولت تمام توانش را به کار گرفته بود با آمارسازیهای عجیب و غریب که مرغپخته را به خنده وامیداشت ویترینسازی کند. موفقترین دولت در تمام چهاردهه گذشته! بهترین دولت در زمینه دعوت تماشاگران به سالنهای تئاتری! اینطور وانمود میکردند که انگار همه تئاتر و سینمای ایران بهرهمند و مشغول فعالیتند، بهترین نمایشنامهنویسان و کارگردانان و بازیگران ایران روی صحنهها کار میکنند، گروههای نمایشی ایرانی دستهدسته رپرتوار اجرای داخلی و خارجی برگزار میکنند، آن هم با حمایت تام و تمام مسوولان هنری که خودشان را مامور پیادهسازی منویات دولت میدانستند
بنیاد فرهنگی روایت فتح متولی تخصصی تئاتر انقلاب و دفاع مقدس است. این مجموعه در تقابلی متضاد با حوزه هنری و سازمان اوج تصمیم گرفته است که اصلا هزینهای برای تئاتر نکند، بلکه آن چیزهایی را هم که دارد از دست بدهد. در رابطه با این بنیاد زیاد نمیتوان سخن گفت؛ چراکه از ابتدای امسال استفادهای از بودجه بیش از 2 میلیاردی تولید تئاتر آن در انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس در گاوصندوق است و تازه دو هفته پس از 10 ماه متوجه شدند که اصلا انجمن تئاترشان مدیر ندارد.
شاهین سرکیسیان 1345 فوت میکند و تمام آنهایی که با او کار کرده بودند، میدانستند ماجرا از چه قرار است چرا هیچ یک جریان را در آن سالها رسانهای نکردند، فاش نکردند و طرح مساله به بعد از انقلاب منتقل شد؟ یکی از نظریههایم این است، چون کسانی که در واقعه دستی داشتند در مسند قدرت مراکز تئاتری قرار میگیرند و اگر کسی حرفی میزد باید با تئاتر و صحنه خداحافظی میکرد.
تئاتر شهر مدتهاست که در محاصره انواع و اقسام آسیب های اجتماعی قرار گرفته است، از سارق تا معتاد کارتن خواب از دستفروشان متعدد و متنوع تا...؛ محاصره ای که هیچ تناسبی با فضای هنری و فرهنگی تئاتر شهر ندارد و نگرانی و دغدغه بسیاری از مردم و اهالی هنر را فراهم کرده است.