زمانی که نام شاعر سینما، آندره تارکوفسکی به گوش می رسد، تمام آثار عمیقش که باعث پالایش روح میشود به خاطر علاقهمندان سینما میآید.
لوپوشانسکی در این مصاحبه که در وین گرفته شده است، از تجربهاش از تحصیل زیر نظر آندری تارکوفسکی، شاگردیاش در فیلم استاکر و از معنای هنر میگوید.
میتوان دو دسته از کارگردانها را از یکدیگر جدا کرد؛ دستۀ نخست میکوشند تا جهانی که در آن زندگی میکنند را به تقلید بازسازی کنند و دستۀ دوم میکوشند تا جهانی ویژۀ خود بیافرینند. این دستۀ دوم، شاعران سینما هستند. برسون، داوژنکو، میزوگوچی، برگمان، بونوئل، کوروساوا و آنتونیونی از این دستهاند، نام آنها مهمترین نامهای تاریخ سینماست. آثار دشوارشان از الهام درونی آنها سخن دارند و از این رو همواره با ذوق همگان خوانا نیست.
تارکوفسکی اگر میخواست مسیر کوبریک را برود، مسلما شکست میخورد. نه فقط به این دلیل که صنعت فیلم شوروی قادر نبود تکنولوژی روز را[لااقل] در اختیارش بگذارد، بلکه بیشتر به این خاطر که سینمای بلوک شرق، هر وقت که سعی کرد سایه به سایه سینمای آمریکا پیش برود، نهتنها بازی را باخت، که به جری لوییزی شبیه شد که بخواهد نقش براندو را در «اتوبوسی به نام هوس» بازی کند!
در حالی که سریال زندگی آندری تارکوفسکی به کارگردانی کیریل سربرنیکوف ساخته میشود، مستندی از زندگی سرجیو لئونه نیز در دست ساخت است.
استانیسلاو لِم، نویسنده لهستانی رُمان سولاریس، از نویسندگان مشهور داستان های علمی تخیلی در اروپای شرقی است. او رُمان سولاریس (مشهورترین و پرفروشترین اثرش) را در سال ۱۹۶۱ به نگارش درآورد. آندری تارکوفسکی در سال ۱۹۷۲ رُمان لم را به فیلم برگرداند؛ و البته تغییراتی در رمان ایجاد کرد؛ به گونهای که نمیتوان فیلم را اقتباس کاملا وفادارانه ای از رمان لم دانست.