نه چوبک، نه ساعدی و نه هیچ نویسنده مهم دیگری در تاریخ معاصر ادبیات ما صرفا به خاطر روایت نابرخورداریها و مباحث صرفا اجتماعی و عدالتمحورانه مانند عدم توزیع عادلانه ثروت و... نمیتواند واجد اهمیت ادبی باشد که اگر بود، خیل نویسندگان چپگرای تودهای تا آخر ایستاده، امروز مهمترین نویسندگان معاصر ما بودند. این نوع نگاه به مساله و به تناسب آن، فرم روایت و پیوند فرم با نگاه و درونمایه جاری در داستان است که حد اهمیت اثر را تعیین میکند. چیزی که ساعدی از ابعادی واجد آن است و از ابعادی نه.