7 مرداد 1402
محمود استادمحمد: یک روز، خیلی پیش از اینکه اصلاً نمایش «آسید کاظم» اجرا بشود، نصرت رحمانی یک قصهای را که توی همان محله ما رخ داده بود، برای من تعریف کرد که همین قصه «آسید کاظم» بود با این تفاوت که در یک پیالهفروشی رخ میداد، آنموقع ما با بیژن خیلی اتود میزدیم برای «شهر قصه»، من اول به خود نصرت گفتم که چرا این را یک قصه نمیکنی؟ گفت این خیلی دراماتیک است، به درد نمایشنامه میخورد و حیف است که قصه بشود. من رفتم و این قصه را برای بیژن تعریف کردم، یعنی ببین قصه برای نصرت بود، بیژن هم خوشش آمد و ما در اتودهایمان در حد همان قصه کارش کردیم.
30 خرداد 1402
عزتالله انتظامی کارش را با پیشپردهخوانی در تماشاخانههای لالهزار شروع کرد و بعد در سال ۱۳۲۰ نخستین نمایش حرفهای خود را با عنوان اولتیماتوم نوشته پرویز خطیبی به کارگردانی اصغر تفکری در تئاتر پارس در خیابان لالهزار اجرا کرد و بعد هم نزد عبدالحسین نوشین، آموزش دید.
12 اردیبهشت 1400
محسن حسینی در یادداشتی نوشت: امروز دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ است و به عبارتی بهانه نگارشی این جریده کوچک هم، سال مرگ عبدالحسین نوشین در نیم قرن گذشته است که در مسکو در چنین روزی در تبعید و اقامت اجباری و در تنهایی مطلق بر اثر سرطان معده رخ از جهان برمیکشد و دریغ از سرزمین و بهویژه کارگزاران و دستاندرکاران تئاتری که هنوز بزرگداشتی درخور این معلم شایسته تئاتر برپا نکردهاند.
21 فروردین 1400
رمان «خان و دیگران» نوشته عبدالحسین نوشین با مقدمه و تعلیقات تازهای منتشر شد.
20 آذر 1399
کتاب "فراموش شدگان خیابان لالهزار" نوشته پیمانی شیخی منتشر شد.
30 اردیبهشت 1399
از مهمترین قوانینی که نوشین برای تئاتر فردوسی گذاشته بود میتوان به تأهل هنرمندان، حفظ دیالوگها، رعایت نکات اخلاقی و فرهنگی و همین طور صدا ندادن کفش پاشنهبلند اشاره کرد.
23 تیر 1393
تماشاگرانی که شب گذشته - 22 تیر ماه - به تماشای تئاتر رفتند، کارت پستالی با دستخط عزت الله انتظامی و تصویر حمید سمندریان دریافت کردند.