این نوشتار نقدی است بر نگاه فرودستانه به شخصیتهای زن در نمایش محبوبهها که با تکرار کلیشههای جنسیتی و مردسالارانه، صرفا به بازنمایی عینی اما ناقص بخشهایی از واقعیت پرداخته است و فرازهای مهمی از واقعیتهای آگاهیبخش زنانه در اجتماع را حذف نموده است و تفاوتهای طبقاتی و زیستی متفاوت زنان را به شکل سطحیانگارانهای نادیده گرفته است. رویکرد نمایش محبوبهها به تغییر و تحول یا تقویت نگاه مترقی و برابر نسبت به زنان و روابط و مناسبات حاکم کمکی نمیکند. گویا در محبوبهها، زنان مستقل و آگاه جامعه و نگاه رهاییبخش زنانه یکسره حذف شده تا از نظم موجود مردسالارانه حتی در فضای دراماتیک نیز پاسداری شود. از طرفی این نوشتار به نقش مخرب تجارت و بازار بر عرصه تئاتر جدی و اساسا تجارتزدگی و میانمایگی و حتی ابتذال که از ویژگیهای بارز تئاتر بازارمحور امروز است، اعتراض دارد.