درخت گردو یک تراژدی انسانیِ شخصیت محور است. پی رنگ اصلی روایت درباره حال وگذشته زندگی مردی است که حقیقت تلخی به نام جنگ، زندگی آرام وعاشقانه اش را به آنی به یغما برده است.

پایگاه خبری تئاتر: اوس قادر در حاشیه شهر مشغول کار است که هواپیماهای عراقی روستایی که زن و بچه اش در آن زندگی می کنند را بمباران شیمیایی می کنند.

درخت گردو یک تراژدی انسانیِ شخصیت محور است. پی رنگ اصلی روایت درباره حال وگذشته زندگی مردی است که حقیقت تلخی به نام جنگ، زندگی آرام وعاشقانه اش را به آنی به یغما برده است. قصه او از یک کارگر ساده، زحمتکش و خانواده دوست کُرد آغاز و درادامه مخاطب، شاهد تغییرات ماهوی واستحاله شخصیتی او می گردد. تا جایی که ندای حق طلبی اش بعنوان نماینده مردمان کُردِ مظلوم که قربانی جاه طلبی های قدرت طلبان شده اند دردادگاه لاهه ثبت می شود.
سیر این تغییرات در قصه ای که محوریت آن بر شخص نهاده شده ویژگی وحساسیت خاصی به اثر می بخشد که اگر باتامل وشناخت، کاراکتر سازی نشود؛ کل جریان تولید مخدوش خواهدشد. درخت گردو اما به غایت خوب و مسلط بر این مهم فائق آمده است. جنگ و حواشی آن پی رنگ فرعی و تم داستان انتخاب شده است. این پی رنگ هم در راستای پرورش کاراکتر اصلی(اوس قادر) به غایت مفید بوده وتوانسته است به خوبی در پرورش و رشد شخصیتی اوس قادر موثر عمل نماید. هر حادثه طبیعی یا غیر طبیعی دیگری هم می توانست زندگی این شخص را دچار تغییرات و تکان های عظیمی نماید اما این که جنگ بستر روایت انتخاب شده، دلیلش انتقال پیامی بزرگتر از فلاکت و بدبختی قادر است و آن پیام، همانا مظلومیت و نادیده انگاشتن ملت کُرد باشد که در طول تاریخ بویژه تاریخ معاصر مصیبت های بزرگی را از سرگذرانیده است ولیکن علی رغم عبور از این بزنگاه های سخت وت تخ، همچنان جوانانش کولبرند و در مراسم احتضار اسطوره اشان با بارهای سنگین بردوششان حاضر می شوند و این تلنگری است برای م. یعنی این که ما اساسا ملتی فراموشکاریم و گذشته را خیلی زود فراموش می کنیم. درخت گردو بعنوان درختی کهن نمادی است براصالت و پیشینه یک ملت (ملت کُرد) که مزار اسطوره هایش را هم به دامان گرفته است. البته فیلم زوائد و سکانس های اضافی هم زیاد دارد. شخصیت های اضافی و زائد هم مثل شخصیت دکتر (همسر هما-آموزگارروستا) که در روند روایت مفید نیستند، زیاد دارد. اما آنچه که در کلیت فیلم قابل ستایش است بازی زیبا و درخشان پیمان معادی است. او آنقدر بر جزئیات و موتیف های خاص یک مرد کُرد از زبان لسانی تا زبان بدن(کنش ورفتار) مسلط عمل کرده که در خیلی از سکانس ها مخاطب باورش نیست که نقش را یک بازیگرِ شِناس و غیر کُرد بازی کرده است. مهدویان باعبور از دوگانه ردخون و تیپ سازی و قصه گویی آن جنس از سینما، اینک به راوی گری شخصیت ها روی آورده است. روشی که شاید امروز الگوی مورد پسند برای خیلی از فیلمسازان نباشد اما او توانسته علی‌رغم شماری از کاستی های اجرایی از جمله میزانسن به مدد اجرای خوب معادی فیلم قابل قبول درخت گردو را برای مخاطبین خود به ارمغان بیاورد.


منبع: سینماسینما
نویسنده: فریبا اشوئی