بیشک یکی از مواجهات خلاقانه با تاریخ رسمی جهان و انضمامیکردن آن، روایتگری افراد از زندگی روزمره خویش و بهنوعی بیانپذیر کردن تجربههای شخصی و تاریخهای خانوادگی است. از دل این رویکرد میتوان هژمونی تاریخ رسمی را شکست و با میدان دادن به روایتهای شخصی، بهجای «تاریخ» از «تاریخها» گفت. کاری که دلارام موسوی و سروین کیانی، به میانجی نمایشنامه «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» میخواهند، انجام دهند.

ساختار روایی نمایش بر بیانگری و روایتگری توأمان استوار شده و شخصیتها این امکان را مییابند که نقش خویش را در زندگی بار دیگر بازنمایی کرده و در ضرورت لزوم از این نقش بازنمایانه فاصله گرفته و به روایتگری مشغول شوند. در این رفت و برگشت مابین بازنمایی و روایتگری است که فضای کلی نمایش ساخته شده و تماشاگران بهتدریج متوجه میشوند که نسبت این دو خانواده چیست و هرکدام چه روایتی از تاریخ معاصر ایران را از دیدگاه و چشمانداز خویش بیان میکنند.
به لحاظ بصری و از جایگاه یک تماشاگر، گویی مشغول ورق زدن یک آلبوم عکس خانوادگی هستیم. یک چارچوب بزرگ چوبی، فضای نمایش را قاب کرده و حس عکسبودگی صحنهها را منتقل میکند. بازیگران این امکان را مییابند که گاهی از حصار این قاب خارج شده و به روایتگری از خاطرات گذشته بپردازند. اما این ورود و خروج از قاب باید در هماهنگی با کارگردان نمایش صورت گیرد. دلارام موسوی در جایگاه یک کارگردان جوان، از اتاق فرمان، شخصیتها را خطاب کرده و همچون یک تسهیلگر عمل میکند. با آنکه هماهنگی و همدلی مابین بازیگران و کارگردان در جریان است، اما گاهی این رویه دچار وقفه شده و شاهد تخطی بازیگران از روندی هستیم که کارگردان میل دارد آن را ترسیم کند. در این دقایق است که اقتدار نمادین کارگردان متزلزل شده و جریان امور با صلاحدید شخصیتها به پیش میرود.

طراحی صحنه کمینهگرایانه نمایش، در خدمت اجراست. چند صندلی چوبی، دو کمد و یکی، دو تا فرش، به فراخور صحنهها، بهکار گرفته شده تا قابهای صحنهآراییشده تعیّن مادی یابند. بههرحال ژست اجرا قرار است حسی از عکسهای خانوادگی در ایران معاصر را به ذهن متبادر کند و همهچیز باید در خدمت این قابهای عکاسانه باشد: ژست بدنها و کیفیت استقرارشان در یک قاب تصویری، همچنین نسبت و رابطهای که این بدنمندی با اشیاء برقرار میکنند، تداعیگر سیاست اجرایی این نمایش است. ازاینمنظر اجرا با تلفیق بدنهایی عکاسیشده و ژستهای ایستا، همچنین استفاده از تصاویر و عکاسهای مستند خانوادگی و تاریخی، تلاش دارد شکلی از بازنمایی زندگی روزمره در قبل و بعد از انقلاب 57 را بر صحنه به نمایش بگذارد.
در این مسیر گروه جوان و همدل بازیگران با بازیهای خوب سیما غلامی، محمدعلی براتی، فاطمه رادمرد، علی حدادی، فرزانه سیری، علیرضا ولیپور و محمد جهانشاهی توانسته این فضای متاثر از رخدادهای تاریخی چون انقلاب و جنگ را بهخوبی به نمایش بگذارد. البته اجرا بیشازاین میتوانست یک تاریخ شخصی را با تاریخ جهانی پیوند بزند و روایت رادیکالتری از اینجا و اکنون ما در نسبت با گذشته نهچندان دور بسازد. فیالمثل با آنکه استفاده از تصاویر آرشیوی خانواده جذاب و تماشایی مینماید، اما بهلحاظ منطق روایت گاهی آنچنانکه باید به امری ملموس و تجربهپذیر بدل نمیشود. شاید این مسئله به رویکرد کارگردان بازگردد که قصهگویی و مستندگرایی را به یک اندازه دوست دارد، اما به یک اندازه به آن بها نمیدهد.
نویسنده: محمدحسن خدایی
https://teater.ir/news/59324