هر کدام از نسخههای سه گانهی جدید بر روی سزار و گروهش تمرکز دارند و از دریچهای خاص به تقلاهای این گروه در برابر بشریت میپردازند. Rise of the Planet of the Apes را میتوان یک کتابمصور هیولایی پنداشت که در قالب فیلم تداخلات بشر در کارکرد طبیعت و چگونگی از دست رفتن کنترل نسبت به آن را به تصویر میکشد.
(متن زیر داستان سه فیلم Rise of the Planet of the Apes، Dawn of the Planet of the Apes و War of the Planet of the Apes را تماماً اسپویل میکند، اگر آنها را ندیدهاید بهتر است از خواندن متن زیر خودداری کنید!)

در سال 2001، تیم برتون یک اقتباس ساخت که با وجود خلاقیتهای بسیار، اما همان سرنوشتی را برای بشر مقدر دیده بود که در فیلمهای قبلی شاهدش بودیم؛ روایتی آخرالزمانی که در آن کرهی زمین توسط شامپانزهها کنترل میشود. با این وجود، Rise of the Planet of the Apes به کارگردانی روپرت وایت که در سال 2011 به روی پرده سینما رفت، از این نظر باعث ایجاد شور و اشتیاق در میان بینندگان شد، چون به حوادثی میپردازد که منجر به سقوط بشریت شده و تکاملی غیرعادی در گوریلها بوجود آورده است و عملاً راوی اتفاقات قبل از وضعیت آخرالزمانی میباشد.
هر کدام از نسخههای سه گانهی جدید بر روی سزار و گروهش تمرکز دارند و از دریچهای خاص به تقلاهای این گروه در برابر بشریت میپردازند. Rise of the Planet of the Apes را میتوان یک کتابمصور هیولایی پنداشت که در قالب فیلم تداخلات بشر در کارکرد طبیعت و چگونگی از دست رفتن کنترل نسبت به آن را به تصویر میکشد.

هر کدام از نسخههای سه گانهی جدید، در واقع مثل فنداسیونی هستند که تاریخچهی تکامل شامپانزهها و تسلط آنها بر زمین را به تصویر میکشند. اکنون که با تاریخ این جهان علمی تخیلی آشنایی پیدا کردهایم، باید بدانیم که Kingdom of the Planet of the Apes ما را به زمانی بسیار جلوتر از اتفاقات War میبرد؛ سه گانهی ابتدایی در واقع سنگ بنای تمام فیلمهایی است که در آینده از این فرانچایز ساخته خواهد شد.
سزار یا پرومتئوس مدرن؟

این شامپانزه باردار بوده است و عدم آگاهی کارکنان Gen-Sys از این موضوع، باعث مرگش به هنگام زایمان میشود. فرزند به دنیا آمده سزار است که نقشی بسیار مهم در اتفاقات پیشِ رو ایفا میکند. به شکلی معجزه آسا، فرزند به دنیا آمده هم تحت همان ویروسی است که دکتر رادمن در حال آزمایش بر روی برایت آیز بود. دکتر رادمن از آن پس، سزار را به خانه میبرد و تحت حضانت خودش او را پرورش میدهد.
در اینجا بینندگان با یک نسخهی سه ساله از سزار روبرو میشوند و وقایع در سال 2011 جریان دارد. در حالی که بشریت در حال آزمایش و استفاده از راکتی به نام ایکاروس است، سزار هم یاد میگیرد که چگونه از زبان اشارات استفاده ببرد. طی هشت سالی که این شامپانزه با دکتر رادمن است، نشانههای هوشمندی عجیبی از او دیده میشود که حتی از کودکان انسان در سن هشت سالگی هم شگفتانگیزتر است. در سال 2016، سزار یک شامپانزهی نسبتاً بالغ میشود که در مناطق نیمه شهری آمریکا زندگی میکند.
اتفاقاتی که پس از آن صورت گرفت، مقدمهساز یک طغیان بزرگ علیه بشریت بود. سزار به دلیل بروز احساسات شدید به زندان حیوانات منتقل میشود. او در آنجا اعتماد دیگر شامپانزهها را به دست میآورد و آنها را با ویروس ALZ-113 مسموم میکند؛ ویروسی که در واقع یک نسخهی قویتر و خشونتبارتر برای درمان آلزایمر در انسان است. با این حال، یافتههای دکتر رادمن نشان داد این ویروس باعث تکامل و تقویت ذهن گوریلها میشود اما بر روی انسانی واکنشهایی کُشنده خواهد داشت.
در همین اثنا، سزار برای بار دوم از این دارو استفاده میکند و در نتیجه هوشی به دست میآورد که حتی برای انسانها هم غیر قابل لمس است. سزار رهبری آشوب را بر عهده میگیرد، دوستانش و دیگر موجودات تحت آزمایش Gen-Sys را آزاد میکند و نهایتاً آنها با هم بر روی پل گلدن گیت مقرر میشوند. جایی دیگر در سان فرانسیسکو، ویروس کشندهی ALZ-113 در حال شیوع پیدا کردن است و به مرور در کل کشور آمریکا و سپس در کل جهان گسترش پیدا میکند.
ظهور تمدن

یکی از مناطق قرنطینه شدهی انسانی نهایتاً منابع خود را تمام میکند و برای پیدا کردن منابع بیشتر از منطقه به سمت جنگل خارج میشود؛ آنها در مقابل یک سد هیدروالکتریک متوقف میشوند و داستان به یک مسئلهی سیاسی در جامعهی جدید سزار تبدیل میشود. میمونهایی که در فیلم اول با سزار همراه شده بودند، پس از گذشت یک دهه توانستهاند خانوادههایی بوجود بیاورند که نوع زندگیشان از زندگی بشری هم بهتر است و با شخصیتهای بسیار ملموس و واقعی روبرو میشویم.
حکومت سزار در طی این مدت توانسته به مقبولیت ویژهای دست پیدا کند، اما همانند هر داستان سیاسی دیگری، خیانت و توطئه از دربار او دور نیست؛ در این میان میمونهایی هستند که او را نالایق میدانند و از دستورهایش پیروی نمیکنند. سزار سعی میکند در برابر انسانها از در دوستی وارد بشود و بر پایهی اعتماد با آنها همکاری کند تا بتوانند دنیای جدیدی خلق کنند. با این وجود، دوستش کوبا به او خیانت میکند، سزار را مورد هدف گلوله قرار میدهد و انسانها را پس از فعالسازی سد گیر میاندازد. طغیان خونین کوبا، پس از آن به عنوان نبرد سان فرانسیسکو به یاد آورده میشود و نقطهای حیاتی در رشد روابط میمون و انسان بوجود میآورد.

در حالی که این رخداد ترس انسانها از نژاد میمونها را تثبیت کرد، با حیلههای کوبا متوجه پیشرفتی شدیم که در جامعهی میمونی رخ داده بود. او با این قیام نشان داد که از تمامی انسانها تا حد زیادی باهوشتر است و حتی میتواند رقیبی مستقیم برای شخص سزار باشد. خیانت کوبا غیر قابل بخشش بود اما سزار با خاتمه دادن به زندگیاش یکی از اصول جامعه میمونی که «نکشتن دیگر میمونها» بود را نقض میکرد. پس از اجرا کردن این کیفر، دیگر میمونها موافقت نشان دادند و سزای کوبا را چیزی به حق میدانستند. با این حال، خود سزار برای سالها پس از آن در عذاب وجدان سر کرد.
جنگ و مقاومت انسانها

وضعیت انسانها هم دچار تغییر شده است؛ آنها با نیروهای نظامی در جنگل پرسه میزنند و همچنین گروهی از میمونها را با پول استخدام کردهاند؛ گروهی که رهبرش فرزند بزرگتر و همسر سزار را به قتل میرساند. سزار این واقعه را دیر متوجه میشود اما برای انتقام لحظهای درنگ نمیکند و در حالی که دیگر میمونها در حال مهاجرت به مکانی امنتر هستند، او خاج از توجهات برنامهی انتقامش را دنبال میکند. سزار و همراهانش مسیری دراز پیش رو دارند، در طول مسیر چندین بار متوقف میشوند و با شخصیتهایی جدید مثل بد ایپ (Bad Ape) و یک انسان ساکت، آشنا میشویم.
پس از آشنایی با بد ایپ، مسائل زیادی روشن میشود؛ موریس که قدیمیترین و باهوشترین دوست سزار است دربارهی شگفتیها و خطرات سفر خودشان صحبت میکند و اذعان دارد که احتمالات عجیبی پیرامون تکامل بد ایپ ممکن است وجود داشته باشد. موریس و سزار که مستقیماً بر روی جهش میمونها نظارت داشتند، تعجب میکنند که چطور ممکن است خارج از مرزهای منطقهی خلیج یک میمون سخندان وجود داشته باشد! آنها نهایتاً نتیجه میگیرند که انگار واقعاْ ویروس ALZ-113 شیوع پیدا کرده و احتمالاً دیگر میمونهای بازمانده را هم به همین ترتیب تحت تأثیر قرار داده است. بد ایپ در نهایت قانع میشود که به گروه آنها بپیوندد و به مقر نیروهای نظامی انسانی که در کوهستانها واقع است، راهنمایی کند. در آنجا میمونها متوجه میشوند که دیگر گروههای مهاجر به دلیل خیانت گوریلی به اسم وینتر، تحت اسارت انسانها درآمدهاند.

نهایتاً سزار و همدستانش با استفاده از یک سیستم تولنی دیگر میمونها را آزاد میکنند و زمانی که باقیماندگان ارتش آمریکا سر میرسند، با هم وارد نبرد میشوند تا اینکه سزار کل کمپ را منفجر میکند. سپس میمونها با رهبری سزار و افراد نزدیکش که اکثراً سالم باقی ماندهاند از آنجا فرار میکنند. در پایان بندی War of the Planet of the Apes، سزار در صلح و آرامش توسط زخمهایش از پا در میآید و حماسهی او به پایانی درخور و سزاوار میرسد. میراث او سپس به تنها پسرش یعنی کورنلیوس میرسد و فیلم به پایان میرسد.
حالا Kingdom of the Planet of the Apes را داریم! در اینجا همهچیز متفاوت است و یک آغاز نو را در زمانی حدود 300 تا 400 سال پس از وقایع سه گانهی ابتدایی دنبال میکنیم. بینندگان نهایتاً قادر خواهند بود که سرنوشت دستآوردها و تلاشهای سزار را تماشا کنند.
https://teater.ir/news/60837