این اجرا قدمی است رو به جلو برای کارگردان این نمایش، اما شهاب مهربان برای ادامه مسیری که انتخاب کرده احتیاج دارد فهم خود را از اجتماعی که روایت میکند، گسترش دهد. مطالعات جامعهشناختی و اتخاذ سیاست بازنمایی طبقات اجتماعی از مهمترین اولویتها در این عرصه است.
به لحاظ اجرایی شهاب مهربان در مقام کارگردان، رویکردی واقعگرایانه به اتمسفر صحنه دارد و در این مسیر تا حدود زیادی موفق عمل کرده و توانسته به ریتم مناسب و میزانسنهای فکر شده دست یابد. طراحی صحنه از دو اتاق تشکیل شده که در مجاورت یکدیگر قرار دارند و یادآور خانههای کوچک شهرهای بزرگ هستند. مبلمان داخل خانه رنگآمیزی خوبی دارد و چندان موجب خستگی بصری مخاطبان نمیشود. بازیها بر مدار رئالیسم، باورپذیر و تماشایی است. حضور داریوش رشادت در نقش فریدون یا همان برادر بزرگ خانواده به یادماندنی است. فریدون که تلاش دارد در غیاب پدر، اقتدار او را به نمایش گذارد، این روزها با پوشیدن لباس خروس در یک رستوران کار میکند. مردی فاقد جایگاه اجتماعی مطمئن که به پنهانکاری روی آورده تا شاید زندگیاش را نجات دهد اما این عدم صداقت موجب رنجش خواهرش فتانه با بازی خوب الهام اخوان و برادرش فرهاد با نقشآفرینی مهدی یگانه شده است. فتانه دختری است که با رازداری میخواهد کیان خانواده را حفظ کند و فرهاد جوانی است که ادعا دارد در لیگ برتر فوتبال مشغول توپ زدن است. اما سوای این مسائل، جنازه مرد همسایه بهانهای میشود که این پنهانکاری تداوم نیافته و پای دختری به نام سوگل که نقشش را پرتو مهر ایفا میکند به این خانه باز شود. به همراه سوگل که لکنت دارد و در پی پدرش به این خانه مراجعه کرده، نامزد افغانستانیاش حضور دارد با بازی میلاد مرادی که گویا شغلی پردرآمد در سازمان ملل در رابطه با پناهجویان یافته و باید بلافاصله بعد از مراسم ازدواج با سوگل به سوییس مهاجرت کند.
وضعیت بد اقتصادی، فقیر شدن طبقه متوسط و توسل به دروغ و پنهانکاری، در نمایش «گور پلاس» عیان است. لحن کمیک اجرا به خوبی توانسته از تلخی ماجرا بکاهد و نمایش را تا حدود زیادی برای تماشاگران تحملپذیر کند. شهاب مهربان نشان داده در قصهگویی مهارت خوبی دارد و در اغلب تئاترهایی که بر صحنه آورده، عنصر تعلیق به فراموشی سپرده نشده است.
بیشتر بخوانید: نقد نمایشهای روی صحنه
در نهایت میتوان گفت این اجرا قدمی است رو به جلو برای کارگردان این نمایش، اما شهاب مهربان برای ادامه مسیری که انتخاب کرده احتیاج دارد فهم خود را از اجتماعی که روایت میکند، گسترش دهد. مطالعات جامعهشناختی و اتخاذ سیاست بازنمایی طبقات اجتماعی از مهمترین اولویتها در این عرصه است. به هر حال طبقه متوسط فقیر شده ایرانی این روزها به کرّات در تئاتر و سینمای ما به نمایش درمیآید بیآنکه نسبت درستی با واقعیت اجتماع داشته باشد. تولیدکنندگان صنعت فرهنگ این طبقه را بدل به کالایی قابل عرضه کردهاند که مهمترین خصلتش تماشایی بودن است و برانگیختن حس ترحّم در مخاطبان بیآنکه راهی به رهایی بگشایند و رستگاری را بشارت دهند.
منبع: روزنامه اعتماد
نویسنده: محمدحسن خدایی
https://teater.ir/news/65368